مطالب درسی

جواب سوالات درس هفتم فلسفه یازدهم | ابزارهای شناخت

پاسخ کامل درس ۷ فلسفه یازدهم «ابزارهای شناخت» شامل جواب سوالات متن، بررسی، بیان نمونه، مقایسه و به کار ببندیم صفحات ۵۰، ۵۱، ۵۲، ۵۳، ۵۴، ۵۶ و ۵۷ کتاب.

درس هفتم فلسفه یازدهم، «ابزارهای شناخت»، دربارهٔ نقش حس، عقل و قلب در شناخت انسان است. در ادامه، پاسخ سؤال‌های صفحات ۵۰ و ۵۱، بررسی‌های صفحات ۵۲ و ۵۴، بیان نمونهٔ صفحهٔ ۵۳، جدول مقایسهٔ صفحهٔ ۵۶ و به کار ببندیم صفحات ۵۶ و ۵۷ را می‌خوانید.

پاسخ درس بعدی : جواب سوالات درس هشتم فلسفه یازدهم | نگاهی به تاریخچه معرفت

جواب سوال متن صفحه ۵۰ و ۵۱ فلسفه یازدهم

عبارت‌های زیر را با دقت بخوانید.

۱ـ سرنوشت هرکس در گرو عملی است که خود انجام داده است.

۲ـ تاریخ بشر با حوادث تلخ و ناگوار فراوانی آمیخته است.

۳ـ یکی از فرشتگان الهی جبرئیل است که آوردن وحی بر پیامبران را برعهده دارد.

۴ـ زمین علاوه بر حرکتی که به دور خود و به دور خورشید دارد، حرکتی هم همراه با منظومۀ شمسی در کهکشان دارد.

۵ـ انسانی که واقعاً خدا را مقصود خود قرار بدهد، اعمالش در جهت رسیدن به او خواهد بود.

۶ـ جهان برای برخی انسان‌ها حکم قفس را دارد.

آیا با جمله‌های صفحۀ قبل موافقید؟

پاسخ: با توجه به معنایی که این عبارت‌ها در درس دارند، بله. البته جملهٔ ششم معنای ظاهری ندارد؛ منظور این نیست که جهان واقعاً یک قفس است، بلکه بعضی انسان‌ها زندگی مادی را در برابر خواسته‌های معنوی خود، محدودکننده می‌یابند.

صرف‌نظر از اینکه با این گزاره‌ها موافق هستید یا مخالف، فکر می‌کنید گویندگان این جمله‌ها با چه ابزاری به آنها پی‌برده و آنها را پذیرفته‌اند؟

هر یک از این گزاره‌ها مربوط به چه حوزه‌هایی از دانش بشر می‌شود؟

پاسخ: برای هر گزاره، ابزار یا راه شناخت و حوزهٔ مربوط را می‌توان این‌گونه توضیح داد. بعضی گزاره‌ها ممکن است از بیش از یک راه شناخته شوند.

گزارهٔ اول: از راه عقل و تأمل دربارهٔ اختیار و پیامد اعمال، و نیز با مراجعه به معارف وحیانی پذیرفته می‌شود. حوزهٔ آن انسان‌شناسی، اخلاق و معارف دینی است.

گزارهٔ دوم: از راه بررسی آثار، اسناد و گزارش‌های تاریخی و تحلیل آنها با عقل شناخته می‌شود. حوزهٔ آن تاریخ است. در اینجا، مشاهده و مطالعهٔ شواهد با تحلیل عقلی همراه می‌شود.

گزارهٔ سوم: منشأ آن وحی و گزارش پیامبران است و ما آن را از طریق منابع دینی می‌شناسیم. حوزهٔ آن معارف دینی و شناخت جهان غیب است؛ مشاهدهٔ حسیِ معمول، راه شناخت این گزاره نیست.

گزارهٔ چهارم: از راه همکاری حس و عقل، یعنی مشاهده، اندازه‌گیری و تحلیل علمی شناخته می‌شود. حوزهٔ آن نجوم و فیزیک است.

گزارهٔ پنجم: با تأمل عقلی دربارهٔ رابطهٔ هدف و عمل قابل بررسی است و با معارف دینی و دریافت‌های عرفانی نیز ارتباط دارد. حوزهٔ آن اخلاق، دین و عرفان است.

گزارهٔ ششم: می‌تواند بیانگر دریافت درونی و نگاه عرفانیِ گوینده به زندگی مادی باشد. در چارچوب این درس، با شناخت قلبی و حوزهٔ عرفان ارتباط دارد.

📌 «علم» نام یک ابزار شناخت نیست. در این درس باید مشخص کنیم شناخت از راه حس، عقل، قلب یا همکاری آنها حاصل شده است. کتاب و گزارش تاریخی نیز منبع اطلاعات‌اند که با خواندن، شنیدن و بررسی عقلی از آنها استفاده می‌کنیم.

جواب بررسی صفحه ۵۲ فلسفه یازدهم

گاهی ما در هنگام استفاده از حواس دچار خطا می‌شویم؛ مثلاً ممکن است چوب را داخلِ آب، شکسته ببینیم یا یک ساختمان بزرگ را، از فاصله دور، کوچک بپنداریم.

آیا چنین پیشامدهایی سبب سلب اعتماد ما از حواس می‌شود؟ چرا؟

پاسخ: خیر؛ اشتباه در بعضی موقعیت‌ها به معنای نادرست بودن همهٔ شناخت‌های حسی نیست. ما در بسیاری از کارهای روزمره، اشیا و تفاوت‌های آنها را درست تشخیص می‌دهیم. همچنین می‌توانیم با بررسی شرایط مشاهده و کمک گرفتن از عقل، خطای خود را پیدا و اصلاح کنیم.

برای اینکه به خطای خود در این موارد پی‌ببریم، باید از چه ابزاری استفاده کنیم؟ آیا باز هم باید از حواس کمک بگیریم؟

پاسخ: باید از همکاری حس و عقل استفاده کنیم. بله، دوباره از حواس کمک می‌گیریم، اما مشاهدات را با دقت و در شرایط متفاوت بررسی می‌کنیم. مثلاً چوب را از آب بیرون می‌آوریم و می‌بینیم یا با دست، پیوستگی آن را بررسی می‌کنیم. سپس عقل، اطلاعات به‌دست‌آمده را مقایسه می‌کند و به ما کمک می‌کند بفهمیم چوب واقعاً شکسته نبوده است.

آیا اینکه انسان می‌تواند متوجه خطای خود شود، می‌تواند دلیلی بر توانایی حواس برای شناخت اشیا باشد؟

پاسخ: بله؛ وقتی با مشاهدهٔ دقیق‌تر و بررسی عقلی به خطای قبلی پی می‌بریم، نشان می‌دهد حواس می‌توانند اطلاعات معتبر در اختیار ما بگذارند. اگر همهٔ دریافت‌های حسی همواره خطا بودند، نمی‌توانستیم با کمک آنها میان برداشت درست و نادرست تفاوت بگذاریم.

جواب بیان نمونه صفحه ۵۳ فلسفه یازدهم

آیا می‌توانید نمونه‌های دیگری از ویژگی‌ها و حالات نفس را مثال بزنید که انسان ابتدا آن را در خود یافته و سپس در موجودات دیگر مشاهده کرده است؟

پاسخ: بله؛ ترس، امید، دلتنگی، پشیمانی، شک، تصمیم‌گیری، حسادت و احساس رضایت از نمونه‌های آن هستند.

ترس: ترس را در خود تجربه می‌کنیم و سپس با دیدن رفتارهایی مانند عقب رفتن، لرزیدن یا شنیدن سخنان فرد دیگر، احتمال می‌دهیم او نیز ترسیده است.

پشیمانی: احساس پشیمانی پس از یک اشتباه را در خود می‌یابیم و از عذرخواهی یا تلاش دیگری برای جبران، به پشیمانی او پی می‌بریم.

شک و تردید: حالت دودلی را در خود می‌شناسیم و با دیدن پرسش‌های پی‌درپی یا ناتوانی فرد در انتخاب، متوجه تردید او می‌شویم.

امید: امید داشتن به نتیجه‌ای خوب را در خود تجربه می‌کنیم و از سخنان و برنامه‌های دیگران، وجود این حالت را در آنان تشخیص می‌دهیم.

📌 حالت درونی دیگران را مانند حالت خودمان مستقیماً درک نمی‌کنیم؛ معمولاً از نشانه‌ها و گفته‌های آنان به آن پی می‌بریم. به همین دلیل، برداشت ما از احساس دیگران ممکن است به بررسی بیشتری نیاز داشته باشد.

جواب بررسی صفحه ۵۴ فلسفه یازدهم

آیا در علومی که از راه استدلال عقلی محض به‌دست می‌آیند، امکان خطا و اشتباه وجود دارد؟ با توجه به آنچه در منطق، دربارۀ استدلال آموخته‌اید، در این باره توضیح دهید.

پاسخ: بله؛ انسان ممکن است هنگام استدلال کردن اشتباه کند. خطا می‌تواند در «مادۀ استدلال»، یعنی مقدمات آن، یا در «صورت استدلال»، یعنی شیوهٔ ارتباط مقدمات و نتیجه، رخ دهد. برای رسیدن به نتیجهٔ معتبر، هم مقدمات باید درست باشند و هم شکل استدلال معتبر باشد.

نمونهٔ خطا در مقدمات

«همهٔ عددهای فرد، اوّل‌اند. عدد ۹ فرد است. پس عدد ۹ اوّل است.» شکل این استدلال درست است، اما مقدمۀ اول نادرست است؛ زیرا هر عدد فردی، اوّل نیست.

نمونهٔ خطا در شکل استدلال

«همهٔ مربع‌ها چهارضلعی‌اند. این شکل چهارضلعی است. پس این شکل مربع است.» مقدمات می‌توانند درست باشند، اما نتیجه از آنها به دست نمی‌آید؛ چون چهارضلعی بودن، به‌تنهایی مربع بودن را ثابت نمی‌کند.

پس خطاپذیریِ ما در استفاده از عقل، دلیل بی‌اعتبار بودن عقل نیست. قواعد منطق کمک می‌کنند این اشتباه‌ها را بشناسیم و اصلاح کنیم.

جواب مقایسه صفحه ۵۶ فلسفه یازدهم

با اینکه «معرفت وحیانی» و «شهود و اشراق عارفانه» قرابت و نزدیکی‌هایی با هم دارند، امّا تفاوت‌هایی اساسی نیز میان آنها وجود دارد. یکی از تفاوت‌های این دو شیوۀ شناخت را در جدول زیر می‌بینید. آیا می‌توانید موارد دیگری نیز به این فهرست اضافه کنید؟

پاسخ: دو ردیف خالی جدول را می‌توان به شکل زیر کامل کرد:

معرفت وحیانی شهود عارفانه
۱. معرفت وحیانی از جانب خدا نازل شده است. ۱. شهود عارفانه مشاهدۀ قلبی خود عارف است.
۲. دریافت وحیِ پیامبری، ویژۀ پیامبران است. ۲. مخصوص پیامبران نیست و برای عارفان نیز با سیر و سلوک و تهذیب نفس ممکن است.
۳. پیامبر وحی را بدون دخل و تصرف دریافت و به مردم ابلاغ می‌کند. ۳. بیان و تفسیر عارف از شهود خود، چنین تضمینی ندارد و ممکن است دچار خطا شود.

تفاوت دیگری برای پاسخ تکمیلی: وحیِ پیامبران برای هدایت مردم ابلاغ می‌شود؛ اما شهود عارفانه لزوماً با مأموریت ابلاغ عمومی همراه نیست و به‌خودی‌خود برای دیگران حجت محسوب نمی‌شود.

جواب به کار ببندیم صفحه ۵۶ فلسفه یازدهم

۱ـ وقتی ماه را در آسمان مشاهده می‌کنیم، آن را به اندازۀ یک توپ فوتبال می‌بینیم، در حالی که می‌دانیم قطر ماه حدود ۳۵۰۰ کیلومتر است. آیا به نظر شما، این اتفاق می‌تواند نمونه‌ای از خطای حواس به شمار بیاید؟
اصولاً فاصله چه تأثیری در کوچک و بزرگی اشیا دارد؟

پاسخ: کوچک دیده شدن یک جسم دور، به‌خودی‌خود خطای حواس نیست؛ اندازۀ ظاهری جسم با فاصلهٔ آن ارتباط دارد. هرچه یک جسم از ما دورتر شود، کوچک‌تر دیده می‌شود، بدون اینکه اندازۀ واقعی آن تغییر کند.

اشتباه زمانی رخ می‌دهد که اندازۀ ظاهری را با اندازۀ واقعی یکی بدانیم و نتیجه بگیریم ماه واقعاً به اندازۀ یک توپ است. عقل با توجه به فاصله و اطلاعات حاصل از اندازه‌گیری، این برداشت نادرست را اصلاح می‌کند.

۲ـ حیوانات نیز مانند انسان ادراک حسی دارند حتّی در برخی از حواس از انسان‌ها نیز قوی‌تر هستند، اما شناخت حسی و تجربی آنها از جهان پیرامونی با شناخت انسان قابل مقایسه نیست.
به نظر شما دلیل این میزان تفاوت میان شناخت حسّی انسان و حیوان چیست؟

پاسخ: دلیل اصلی، توانایی عقلانی انسان در تحلیل و سازمان دادن اطلاعات حسی است. انسان فقط نمی‌بیند و نمی‌شنود؛ بلکه مشاهدات را مقایسه می‌کند، استدلال می‌آورد، آزمایش طراحی می‌کند و به قوانین کلی می‌رسد. همچنین دانش خود را ثبت و به نسل‌های بعد منتقل می‌کند.

بنابراین، قوی‌تر بودن یک حس به‌تنهایی برای پدید آمدن دانش علمی کافی نیست. شناخت تجربی انسان حاصل همکاری حس و عقل است.

۳ـ برخی از فیلسوفان اعتقاد دارند شناخت و معرفت فقط در حوزۀ تجربه امکان‌پذیر است. به نظر شما آیا می‌توان نظر این فیلسوفان را از طریق تجربه اثبات کرد؟ نظر خود را با دلیل بیان کنید.

پاسخ: خیر؛ این ادعا دربارهٔ حدود تمام شناخت‌های ممکن است، نه دربارهٔ یک پدیدهٔ قابل آزمایش. تجربه می‌تواند مواردی را در قلمرو خود بررسی کند، اما نمی‌تواند ثابت کند بیرون از این قلمرو، هیچ راه معتبری برای شناخت وجود ندارد.

پس گزارهٔ «فقط شناخت تجربی معتبر است» خودش نتیجهٔ یک آزمایش حسی نیست. کسی که آن را می‌پذیرد، باید برای آن استدلال کند؛ در نتیجه، نمی‌تواند بدون توضیح، اعتبار هر شناخت غیرتجربی را کنار بگذارد.

جواب به کار ببندیم صفحه ۵۷ فلسفه یازدهم

۴ـ آیا می‌توان با تجربه، آنچه را که در عالم وجود دارد، شناخت؟ با هم‌کلاسی‌های خود مباحثه کنید.

پاسخ: خیر؛ تجربه برای شناخت پدیده‌های قابل مشاهده و آزمایش کاربرد دارد، اما همۀ مسائل در این قلمرو قرار نمی‌گیرند. برای مثال، اعتبار یک استدلال منطقی را با بررسی عقلی می‌سنجیم. در چارچوب کتاب، شناخت امور غیرمادی نیز به ابزارهایی غیر از حس و آزمایش نیاز دارد.

بنابراین، ناتوانی آزمایش در بررسی یک موضوع، به‌تنهایی نبودن آن را ثابت نمی‌کند. باید ابزار شناخت را متناسب با موضوع انتخاب کنیم.

نمونهٔ کوتاه برای گفت‌وگوی کلاسی: برای شناخت ویژگی‌های آب، مشاهده و آزمایش لازم است؛ اما برای بررسی درستی یک استدلال، به قواعد عقل و منطق نیاز داریم. پس یک روش، پاسخ‌گوی همۀ پرسش‌ها نیست.

۵ـ با توجه به تنوع ابزارهای شناخت، دربارۀ افراد زیر نظر دهید و بگویید که با چه اشکالاتی روبه‌رو می‌شوند؟

۱ـ کسی که معتقد است تنها ابزار شناخت حس است و فقط معرفت تجربی اعتبار دارد.

پاسخ: او نقش عقل را حتی در شناخت تجربی نادیده می‌گیرد؛ در حالی که مشاهده‌ها بدون تحلیل و استدلال، به قانون علمی تبدیل نمی‌شوند. همچنین نمی‌تواند همۀ شناخت‌های ریاضی، منطقی و مسائل غیرمحسوس را صرفاً با حس توضیح دهد. ادعای انحصار شناخت در تجربه نیز خودش با آزمایش اثبات نمی‌شود.

۲ـ کسی که معتقد است تنها ابزار شناخت عقل است و فقط معرفت عقلی محض اعتبار دارد.

پاسخ: او از اطلاعاتی که حواس دربارهٔ جهان در اختیارش می‌گذارند، محروم می‌شود. عقلِ محض بدون مشاهده نمی‌تواند مشخص کند یک جسم چه رنگی است یا دمای فعلی یک اتاق چقدر است. برای شناخت بسیاری از ویژگی‌های طبیعت، همکاری حس و عقل ضروری است.

۳ـ کسی که معتقد است تنها ابزار شناخت قلب است و فقط شهود قلبی اعتبار دارد.

پاسخ: او ارزش شناخت حسی و عقلی را نادیده می‌گیرد و برای شناخت طبیعت، حل مسائل و ارزیابی استدلال‌ها با مشکل روبه‌رو می‌شود. همچنین دریافت درونیِ شخص، به‌تنهایی دلیل کافی برای پذیرش دیگران نیست؛ توضیح و ارزیابی برداشت او به زبان روشن و بررسی عقلی نیاز دارد.

۴ـ کسی که معتقد است تنها شهود وحیانی قابل اعتبار است.

پاسخ: طبق متن درس، دریافت مستقیم وحیِ پیامبری مخصوص پیامبران است؛ دیگران از طریق پیامبران و منابع دینی با آن آشنا می‌شوند. شناخت پیامبر، فهم پیام او و بررسی دلیل حقانیت آن نیز به استفاده از حس و عقل نیاز دارد. افزون بر این، قرآن انسان را به تفکر و تعقل دعوت می‌کند؛ بنابراین پذیرش وحی، به معنای بی‌اعتبار دانستن دیگر ابزارهای شناخت نیست.

خلاصه درس هفتم فلسفه یازدهم

در این درس، حس، عقل و قلب به‌عنوان ابزارهای شناخت معرفی می‌شوند. حس، اطلاعاتی دربارهٔ جهان طبیعی در اختیار ما می‌گذارد و عقل با تحلیل این اطلاعات، شناخت تجربی را شکل می‌دهد. عقل همچنین می‌تواند با استدلال، به شناخت‌های غیرتجربی برسد. در نگاه کتاب، قلب نیز ابزار معرفت شهودی است و وحی الهی، نوعی شهود ویژهٔ پیامبران به شمار می‌رود. هر ابزار قلمرو و کاربردی دارد و محدود کردن همۀ شناخت‌ها به یک ابزار، بخشی از راه‌های شناخت را نادیده می‌گیرد. خطاپذیری انسان در استفاده از حس و عقل نیز به معنای بی‌اعتبار بودن آنها نیست.

اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا