مطالب درسی

جواب درس سوم اقتصاد دهم انسانی | اصول انتخاب درست

جواب درس سوم اقتصاد دهم انسانی «اصول انتخاب درست» شامل پاسخ گفت‌وگو در کلاس، فعالیت‌های فردی و گروهی، تفکر و تمرین و تحلیل کنید صفحات ۲۳ تا ۳۳ کتاب.

درس سوم اقتصاد دهم، اصول انتخاب درست، دربارهٔ تصمیم‌گیری با منابع محدود، هزینهٔ فرصت و مقایسهٔ هزینه‌ها و منافع است. در ادامه، پاسخ فعالیت‌ها و تمرین‌های این درس را همراه با جدول‌های تکمیل‌شده و توضیح محاسبات می‌خوانید.

پاسخ درس بعدی : جواب درس چهارم اقتصاد دهم انسانی | مرز امکانات تولید

جواب گفت و گو در کلاس صفحه ۲۳ اقتصاد دهم

۱ـ به نظر شما، آیا ملاک‌های انتخاب در اقتصاد، فردی است یا اینکه اصول و قوانین مشترکی بر آن حاکم است؟

پاسخ: هر دو نقش دارند. اصولی مانند محدود بودن منابع، توجه به هزینهٔ فرصت و مقایسهٔ هزینه‌ها و منافع برای همه کاربرد دارند؛ اما علاقه‌ها، نیازها، توانایی‌ها و شرایط افراد متفاوت است. بنابراین ممکن است دو نفر با رعایت همین اصول، انتخاب‌های متفاوتی داشته باشند.

۲ـ در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی چه موضوعاتی را باید در نظر گرفت؟ آیا ملاک فقط لیست هزینه و فایده‌های آشکار است؟

پاسخ: خیر؛ علاوه بر هزینه‌ها و فایده‌های آشکار، باید منابع و بودجهٔ در دسترس، زمان، هزینهٔ فرصت و پیامدهای انتخاب را بررسی کنیم. همچنین نباید هزینه‌های گذشته و غیرقابل‌بازگشت، ما را به ادامهٔ یک تصمیم نامناسب وادار کنند.

برای مثال، هنگام راه‌اندازی یک کارگاه، فقط هزینهٔ مواد اولیه و درآمد فروش مهم نیست؛ باید ببینیم با همان مکان، پول و زمان، چه فعالیت دیگری می‌توانستیم انجام دهیم و چه منفعتی را کنار گذاشته‌ایم.

۳ـ منظور آقای محمدی از هزینه‌های پنهان چیست؟

پاسخ: منظور، منفعت‌هایی است که با انتخاب تولید در کارگاه از دست می‌دهد، ولی بابت آنها پرداخت مستقیمی انجام نمی‌دهد. برای مثال، او می‌توانست کارگاهش را اجاره دهد و درآمد اجاره دریافت کند. با تولید در کارگاه، از این درآمد صرف‌نظر کرده است؛ پس اجارهٔ ازدست‌رفته، هزینهٔ فرصت استفاده از کارگاه محسوب می‌شود.

جواب فعالیت گروهی صفحه ۲۷ اقتصاد دهم

محاسبۀ هزینه فرصت و منابع کمیاب

در فعالیت گروهی درس قبل، گروه شما یکی از ایده‌های کسب‌وکار را بررسی کرد. اکنون با گروه خود سعی کنید منابعی را که برای راه‌اندازی این کسب و کار در اختیار دارید، فهرست کنید و همچنین هزینۀ فرصت آن را البته به‌صورت حدودی محاسبه کنید. لطفاً در پایان بررسی، هر گروه نتایج خود را بر روی تختۀ کلاس بنویسد.

برای رسیدن به نتیجه، سؤالات زیر را مدنظر قرار دهید:

منابع طبیعی، سرمایه، نیروی انسانی مورد نیازتان و هزینه تأمین آنها چقدر است؟

شما به عنوان کارآفرین چگونه می‌توانید این منابع را در کنار یکدیگر سازماندهی کنید و به یک شیوۀ نو در این کسب و کار دست یابید؟

اگر این شرکت یا تعاونی را تأسیس نکنیم، چه کار دیگری می‌توانیم انجام دهیم؟ سود این کار دیگر چقدر است؟

منابع کمیاب ما برای تأسیس شرکت چیست؟ اگر کار دیگری انجام دهیم، چقدر از منابع ما کم (یا زیاد) می‌آید؟

پاسخ: برای هر چهار ایدهٔ درس قبل، یک نمونهٔ قابل استفاده پیشنهاد می‌شود. گروه شما می‌تواند پاسخ مربوط به ایدهٔ انتخابی خودش را استفاده کند.

📌 تمام مبلغ‌های این فعالیت فرضی و صرفاً برای تمرین‌اند؛ قیمت واقعی بازار نیستند. در هر نمونه فرض کرده‌ایم گزینهٔ جایگزین، بهترین گزینهٔ عملی گروه است و هم‌زمان با کار اصلی قابل انجام نیست.

نمونه اول؛ مجتمع تفریحی کنار جاده

منابع و هزینهٔ تأمین: زمین و آب، ساختمان و تجهیزات و نیروی انسانی برای ادارهٔ مجتمع لازم است. فرض می‌کنیم زمین در اختیار یکی از اعضاست و گروه ۱۰۰۰ میلیون تومان سرمایهٔ مالی دارد؛ ۶۰۰ میلیون برای آماده‌سازی و ساختمان، ۳۰۰ میلیون برای تجهیزات و ۱۰۰ میلیون برای شروع فعالیت اختصاص می‌دهد. مهارت مدیریت، آشپزی و ارتباط با مسافران نیز سرمایهٔ انسانی گروه است.

سازماندهی و نوآوری: مسئولیت خرید، خدمات، حسابداری و معرفی مجتمع را تقسیم می‌کنیم. فروش محصولات محلی در کنار خدمات استراحت و پذیرایی می‌تواند ویژگی متفاوت مجتمع باشد.

گزینهٔ جایگزین و هزینهٔ فرصت: فرض می‌کنیم بهترین گزینهٔ دیگر، اجاره دادن همان زمین با درآمد خالص ماهانهٔ ۱۵ میلیون تومان است. پس فقط هزینهٔ فرصت استفاده از زمین، سالانه ۱۸۰ میلیون تومان می‌شود. فرصت‌های استفاده از پول و زمان نیز باید جداگانه بررسی شوند.

منابع کمیاب و تفاوت دو انتخاب: زمین، پول و وقت اعضا محدودند. در حالت اجاره دادن زمین، سرمایهٔ ۱۰۰۰ میلیون تومانی برای ساخت مجتمع مصرف نمی‌شود و زمان کمتری هم لازم است؛ در مقابل، امکان کسب درآمد از ادارهٔ مجتمع را کنار می‌گذاریم.

نمونه دوم؛ نگهداری گوسفندان و پرورش گیاهان دارویی

منابع و هزینهٔ تأمین: زمین و آب قابل استفاده، بذر، ابزار، وسایل نگهداری دام و نیروی کار لازم است. فرض می‌کنیم ۶۰ میلیون تومان داریم؛ ۳۰ میلیون برای ابزار و بذر و ۲۰ میلیون برای آماده‌سازی و شروع کار نیاز داریم. بنابراین ۱۰ میلیون تومان باقی می‌ماند.

سازماندهی و نوآوری: نگهداری دام‌ها را نوبتی انجام می‌دهیم و دیگر اعضا به پرورش، بسته‌بندی و فروش گیاهان می‌پردازند. برنامهٔ روشن روزانه، از تداخل وظایف جلوگیری می‌کند.

گزینهٔ جایگزین و هزینهٔ فرصت: فرض می‌کنیم بهترین گزینهٔ دیگر، ارائهٔ خدمات نگهداری دام بدون پرورش گیاهان، با درآمد خالص ماهانهٔ ۱۲ میلیون تومان برای گروه باشد. در این صورت، منفعت ازدست‌رفتهٔ این گزینه، هزینهٔ فرصت انتخاب طرح اصلی است.

منابع کمیاب و تفاوت دو انتخاب: وقت اعضا، آب و سرمایه محدود است. اگر فعالیت جایگزین فقط ۲۰ میلیون تومان سرمایه بخواهد، ۴۰ میلیون باقی می‌ماند؛ یعنی در مقایسه با طرح اصلی، ۳۰ میلیون تومان سرمایهٔ کمتری درگیر می‌شود.

نمونه سوم؛ فراوری هندوانه

منابع و هزینهٔ تأمین: محصول کشاورزی و آب، محل کار، دستگاه، وسایل بسته‌بندی و نیروی آشنا با تولید و فروش لازم است. فرض می‌کنیم گروه ۵۰۰ میلیون تومان دارد، ولی دستگاه و تجهیزات ۶۰۰ میلیون و آماده‌سازی و شروع فعالیت ۱۰۰ میلیون تومان نیاز دارد؛ پس ۲۰۰ میلیون تومان کمبود سرمایه داریم.

سازماندهی و نوآوری: خرید محصول، کار فنی و فروش را میان اعضا تقسیم می‌کنیم. همکاری با تولیدکنندگان محلی و تهیهٔ محصول بسته‌بندی‌شده برای مشتریان مشخص، می‌تواند به کاهش ضایعات کمک کند.

گزینهٔ جایگزین و هزینهٔ فرصت: فرض می‌کنیم بهترین فعالیت جایگزین، جمع‌آوری و فروش عمدهٔ محصول با سود خالص ماهانهٔ ۲۰ میلیون تومان باشد. کنار گذاشتن این فعالیت، به معنی صرف‌نظر کردن از همین سود است.

منابع کمیاب و تفاوت دو انتخاب: سرمایه، مهارت فنی و زمان محدودند. اگر فعالیت جایگزین به ۲۰۰ میلیون تومان سرمایه نیاز داشته باشد، از ۵۰۰ میلیون تومان موجود، ۳۰۰ میلیون باقی می‌ماند؛ درحالی‌که طرح فراوری با کمبود سرمایه روبه‌روست.

نمونه چهارم؛ شبکهٔ تدریس خصوصی

منابع و هزینهٔ تأمین: فضای مناسب، میز و تخته، ابزار ارتباطی و مدرس نیاز داریم. دانش و مهارت تدریس نیز سرمایهٔ انسانی است. فرض می‌کنیم گروه ۲۰ میلیون تومان دارد و برای تجهیزات و شروع کار ۱۵ میلیون لازم است؛ پس ۵ میلیون باقی می‌ماند.

سازماندهی و نوآوری: هر عضو درس متناسب با توانایی خود را تدریس می‌کند. زمان‌بندی مشترک، پیگیری پیشرفت دانش‌آموزان و هماهنگی با خانواده‌ها را نیز میان اعضا تقسیم می‌کنیم.

گزینهٔ جایگزین و هزینهٔ فرصت: فرض می‌کنیم بهترین گزینهٔ دیگر، تدریس جداگانهٔ اعضا در همان ساعت‌ها با مجموع درآمد خالص ماهانهٔ ۸ میلیون تومان باشد. هزینهٔ فرصت انتخاب شبکهٔ مشترک، همین درآمد ازدست‌رفته است.

منابع کمیاب و تفاوت دو انتخاب: وقت، مهارت و پول محدودند. اگر تدریس جداگانه فقط ۵ میلیون تومان هزینهٔ شروع بخواهد، ۱۵ میلیون باقی می‌ماند؛ یعنی ۱۰ میلیون بیشتر از حالت شبکهٔ مشترک.

جواب سوال متن صفحات ۲۷ و ۲۸ اقتصاد دهم

فرض کنید شما ۲۵ هزار تومان برای صرف عصرانه پول دارید. در شکل صفحۀ بعد نحوۀ انتخاب بین بیسکویت و شکلات را بررسی کنید. هر نقطه بر روی نمودار خط بودجه نشان‌دهندۀ مقدار بیسکویت و شکلاتی است که با ۲۵ هزار تومان می‌توان خرید. بده‌بستان بین نقاط الف و ب چگونه است؟ اگر از نقطۀ الف به ب یا بالعکس حرکت کنیم، چه تغییری در مقدار انتخاب شده از هریک از این دو کالا روی می‌دهد؟

پاسخ: در نقطهٔ الف، ۲ بیسکویت و ۶ شکلات می‌خریم. در نقطهٔ ب، ۳ بیسکویت و ۴ شکلات انتخاب می‌کنیم. هزینهٔ هر دو ترکیب، ۲۵ هزار تومان است.

نقطه بیسکویت شکلات هزینهٔ کل
الف ۲ عدد ۶ عدد ۲۵ هزار تومان
ب ۳ عدد ۴ عدد ۲۵ هزار تومان

حرکت از الف به ب: یک بیسکویت بیشتر و دو شکلات کمتر می‌خریم.

حرکت از ب به الف: یک بیسکویت کمتر و دو شکلات بیشتر می‌خریم.

قیمت یک بیسکویت ۵۰۰۰ تومان و قیمت هر شکلات ۲۵۰۰ تومان است؛ بنابراین برای خرید یک بیسکویت بیشتر، باید از دو شکلات صرف‌نظر کنیم. این همان بده‌بستان ناشی از محدودیت بودجه است.

جواب فعالیت فردی صفحه ۲۹ اقتصاد دهم

کدام خودرو؟

فرض کنید پدرتان می‌خواهد از بین سه خودروی جدول زیر یکی را برای خرید انتخاب کند. ستون دوم، مربوط به منافع داشتن آن خودرو است که می‌تواند شامل معیارهایی مثل کیفیت، کارکردها، زیبایی و … باشد که به‌صورت عددی درآمده و مقداری است که خرید آن برای شما می‌ارزد و ستون سوم قیمت آن در بازار است. به نظر شما کدام‌یک ارزش خرید بالاتری دارد؟

پاسخ: خودروی ردیف دوم؛ زیرا منفعت خالص آن ۱۰ میلیون تومان است و از دو گزینهٔ دیگر بیشتر است. منفعت خالص از کم کردن هزینه از منافع به دست می‌آید.

خودرو منافع
میلیون تومان
هزینه
میلیون تومان
منفعت خالص
میلیون تومان
ردیف اول ۱۰۰ ۱۲۰ منفی ۲۰
ردیف دوم ۷۰ ۶۰ مثبت ۱۰
ردیف سوم ۶۰ ۵۵ مثبت ۵

خودروی سوم ارزان‌تر است، اما منفعت خالص کمتری دارد. خودروی اول نیز با وجود منافع بیشتر، هزینه‌ای بالاتر از منافعش دارد. پس با فرض توان پرداخت، ردیف دوم بهترین انتخاب این جدول است.

جواب فعالیت فردی صفحه ۳۰ اقتصاد دهم

چند لاستیک؟

اکنون فرض کنید که می‌خواهید خودرویتان را بفروشید. لاستیک‌های آن فرسوده‌اند اما میزان فرسودگیشان با هم یکسان نیستند. تعویض هر کدام هم اثر متفاوتی بر درآمد فروش خودرو خواهد داشت. بر اساس جدول زیر فکرکنید و بگویید که چند لاستیک را باید قبل از فروش خودرو تعویض کنید؟

لاستیک تعویض‌شده منفعت
هزار تومان
هزینه
هزار تومان
منفعت خالص
هزار تومان
۱. لاستیک در بدترین شرایط ۲۰۰ ۱۰۰ مثبت ۱۰۰
۲. لاستیک در شرایط بد ۱۵۰ ۱۰۰ مثبت ۵۰
۳. لاستیک در شرایط خوب ۹۰ ۱۰۰ منفی ۱۰
۴. لاستیک در بهترین شرایط ۱۰ ۱۰۰ منفی ۹۰

پاسخ: با توجه به داده‌های مسئله، باید دو لاستیک اول را تعویض کنیم؛ چون منفعت تعویض هر دو، بیشتر از هزینهٔ آنهاست.

تعویض لاستیک اول ۱۰۰ هزار تومان و لاستیک دوم ۵۰ هزار تومان منفعت خالص دارد؛ بنابراین مجموع منفعت خالص به ۱۵۰ هزار تومان می‌رسد. تعویض لاستیک سوم این مقدار را به ۱۴۰ هزار تومان کاهش می‌دهد و تعویض هر چهار لاستیک، فقط ۵۰ هزار تومان منفعت خالص باقی می‌گذارد.

📌 سؤال می‌پرسد «چند لاستیک؟»؛ پس فقط انتخاب سودمندترین لاستیک کافی نیست. باید تعویض هر لاستیک را جداگانه بررسی کنیم.

جواب برای تفکر و تمرین صفحه ۳۲ اقتصاد دهم

۱ـ هر کدام از گزاره‌های زیر را در یکی از منابع کمیاب (منابع طبیعی، نیروی کار، سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی) طبقه‌بندی کنید.

پاسخ:

گزاره منابع کمیاب
باغچۀ خانه که در آن سبزی کاشته‌اید. منابع طبیعی
ابزارآلات باغبانی که از آنها استفاده می‌کنید. سرمایهٔ فیزیکی
باغبانی که برای هرس کردن درختان باغچه استخدام می‌کنید. نیروی کار
علم و دانشی که در مدرسه کسب می‌کنید. سرمایهٔ انسانی
کود طبیعی و آبی که برای باغچه استفاده می‌کنید. منابع طبیعی
مهارتی که برای فروش بخشی از سبزیجات باغچه به همسایگان به‌کار می‌گیرید. سرمایهٔ انسانی

نکته: خود فردی که کار می‌کند، نیروی کار است؛ دانش و مهارتی که برای انجام بهتر کار دارد، سرمایهٔ انسانی محسوب می‌شود.

جواب برای تفکر و تمرین صفحه ۳۳ اقتصاد دهم

۲ـ هزینۀ فرصت هر کدام از فعالیت‌های زیر چیست؟

پاسخ: هزینهٔ فرصت به اولویت‌های فرد بستگی دارد. نمونه‌های زیر با این فرض نوشته شده‌اند که فعالیت جایگزین، بهترین گزینهٔ بعدی شخص باشد؛ هزینهٔ فرصت، مجموع همهٔ کارهای انجام‌نشده نیست.

تعمیر رایانۀ شخصی

پاسخ: اگر بهترین کار جایگزین در همان زمان، انجام یک کار دستمزدی باشد، درآمد ازدست‌رفتهٔ آن کار هزینهٔ فرصت تعمیر رایانه است.

تماشای فیلم امشب تلویزیون

پاسخ: اگر قرار بود در آن ساعت درس بخوانیم، منفعت مطالعه و آمادگی بیشتر برای امتحان، هزینهٔ فرصت تماشای فیلم است.

زودتر به رختخواب رفتن

پاسخ: اگر بهترین گزینهٔ دیگر، گفت و گو با خانواده بود، لذت و فایدهٔ آن گفت و گو هزینهٔ فرصت زودتر خوابیدن است.

بازی والیبال در مدرسه

پاسخ: اگر بهترین گزینهٔ بعدی، استراحت در همان زمان بود، منفعت استراحتی که از دست می‌دهیم، هزینهٔ فرصت بازی والیبال است.

شغل پاره وقت بعد از زمان مدرسه

پاسخ: اگر بهترین استفادهٔ دیگر از آن ساعت‌ها، مطالعه بود، منفعت یادگیری و پیشرفت درسیِ ازدست‌رفته، هزینهٔ فرصت این شغل است.

رفتن به دانشگاه بعد از دبیرستان

پاسخ: اگر بهترین گزینهٔ دیگر، اشتغال باشد، درآمدی که در مدت تحصیل می‌توانستیم از آن شغل به دست آوریم، هزینهٔ فرصت رفتن به دانشگاه است.

اشتغال بدون ادامه تحصیل

پاسخ: اگر بهترین گزینهٔ دیگر، ادامهٔ تحصیل باشد، فرصت کسب دانش و مهارت دانشگاهی و فرصت‌های شغلی ناشی از آن را کنار می‌گذاریم. ارزش این فرصت‌ها، هزینهٔ فرصت انتخاب اشتغال است.

۳ـ تصمیمات زیر را تحلیل کنید:

این لباس را به قیمت خیلی خوبی خریدم؛ زیرا در حراجی بود.

پاسخ: حراج بودن به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که خرید خوبی انجام شده است. باید قیمت نهایی، کیفیت و نیازمان به لباس را بررسی کنیم. اگر فقط به برچسب تخفیف توجه کرده باشیم، تحت تأثیر شیوه‌های فروش قرار گرفته‌ایم.

من «برند معمولی» خریدم؛ زیرا ارزان‌تر از «برند معروف» بود.

پاسخ: ارزان‌تر بودن به‌تنهایی کافی نیست. اگر برند معمولی کیفیت و کارایی لازم را داشته باشد، خرید آن می‌تواند منطقی باشد؛ اما اگر زود خراب شود یا نیاز ما را برطرف نکند، قیمت کمتر الزاماً به معنی انتخاب بهتر نیست.

من واقعاً آن تئاتر را دوست نداشتم، اما ترجیح دادم بمانم؛ زیرا پول زیادی برای آن داده بودم.

پاسخ: این تصمیم تحت تأثیر هزینهٔ هدررفته است. اگر پول بلیت قابل بازگشت نباشد، با ماندن هم برنمی‌گردد. باید بررسی کنیم از این لحظه به بعد، ماندن یا انجام کار دیگری منفعت بیشتری دارد.

من غواصی را دوست دارم و بسیاری از دوستانم هم آن را دوست دارند. مطمئنم که می‌توانم مغازه وسایل غواصی باز کنم و پول در بیاورم. فکر می‌کنم بهتر است مدرسه را ترک کنم و یک مغازۀ وسایل غواصی راه بیندازم.

پاسخ: علاقهٔ شخصی و علاقهٔ چند دوست برای اثبات سودآوری کافی نیست. این تصمیم نشانهٔ اعتمادبه‌نفس بیش از حد است. باید تعداد مشتریان، هزینه‌ها، رقبا و مهارت لازم بررسی شود و هزینهٔ فرصت ترک تحصیل نیز در نظر گرفته شود.

تا حالا فهرست وظایف برای خودم ننوشته‌ام، چون فکر می‌کنم به وقت زیادی نیاز دارد.

پاسخ: ممکن است فرد به وضعیت فعلی چسبیده باشد و روش جدید را بدون بررسی کنار بگذارد. باید زمان کوتاه تهیهٔ فهرست را با فایدهٔ احتمالی آن، مانند فراموش نکردن کارها و صرفه‌جویی در وقت، مقایسه کند.

۴ـ در درس اول، میزان سود یا زیان (حسابداری) کارگاه آقای محمدی را محاسبه کردیم. اکنون درنظر بگیرید که آقای محمدی می‌توانست به‌جای تولید در کارگاه، آن را به مبلغ ماهیانه چهار میلیون تومان اجاره دهد. با توجه به اطلاعات زیر، مجدداً سود یا زیان سالیانۀ کارگاه را محاسبه کنید و نتیجه را در کلاس به بحث بگذارید. (این سود یا زیان را، سود یا زیان اقتصادی می‌نامند).

خرید مواد اولیه برای تولید ماهیانه: ۱۰۰ میلیون تومان

پول آب، برق، گاز، عوارض شهرداری سالیانه: ۸۰۰ میلیون تومان

دستمزد ماهیانه هر کارگر: ۲ میلیون تومان (مجموعاً ۲۰ کارگر)

درآمد سالیانه: ۲/۵ میلیارد تومان.

پاسخ: کارگاه ۲۰ میلیون تومان سود حسابداری دارد، اما با در نظر گرفتن اجارهٔ ازدست‌رفته، نتیجهٔ آن ۲۸ میلیون تومان زیان اقتصادی در سال است.

۱. هزینهٔ سالانهٔ مواد اولیه:
۱۰۰ میلیون تومان در هر ماه، برای ۱۲ ماه برابر با ۱۲۰۰ میلیون تومان است.

۲. دستمزد سالانهٔ کارگران:
دستمزد ۲۰ کارگر در هر ماه، ۴۰ میلیون تومان است. دستمزد سالانهٔ آنها ۴۸۰ میلیون تومان می‌شود.

۳. مجموع هزینه‌های آشکار:
با جمع کردن ۱۲۰۰ میلیون تومان مواد اولیه، ۴۸۰ میلیون تومان دستمزد و ۸۰۰ میلیون تومان سایر هزینه‌های داده‌شده، هزینهٔ سالانه به ۲۴۸۰ میلیون تومان می‌رسد.

۴. سود حسابداری:
درآمد سالانه ۲۵۰۰ میلیون تومان است. پس از کم کردن هزینهٔ ۲۴۸۰ میلیون تومانی، ۲۰ میلیون تومان سود حسابداری باقی می‌ماند.

۵. هزینهٔ فرصت کارگاه:
اجارهٔ ماهانهٔ ۴ میلیون تومان، در یک سال برابر با ۴۸ میلیون تومان است. آقای محمدی با تولید در کارگاه، از این درآمد صرف‌نظر می‌کند.

۶. سود یا زیان اقتصادی:
از سود حسابداریِ ۲۰ میلیون تومانی، هزینهٔ فرصتِ ۴۸ میلیون تومانی را کم می‌کنیم. حاصل، منفی ۲۸ میلیون تومان است؛ یعنی ۲۸ میلیون تومان زیان اقتصادی.

✅ نتیجه: با فرض اطلاعات مسئله، اجاره دادن کارگاه در یک سال ۲۸ میلیون تومان منفعت مالی بیشتری از تولید در آن دارد. زیان اقتصادی به معنی پرداخت نقدیِ ۲۸ میلیون تومان اضافه نیست؛ یعنی نتیجهٔ انتخاب فعلی از گزینهٔ جایگزین ضعیف‌تر است.

اگر بخواهیم ماهانه مقایسه کنیم: میانگین سود حسابداری ماهانه حدود یک میلیون و ۶۶۷ هزار تومان است، درحالی‌که اجارهٔ ماهانه ۴ میلیون تومان بود. تفاوت آنها حدود دو میلیون و ۳۳۳ هزار تومان در ماه است. برای پاسخ اصلی سؤال، همان محاسبهٔ سالانه دقیق‌تر و کافی است.

جواب تحلیل کنید صفحه ۳۳ اقتصاد دهم

هزینه فرصت چیست و چرا معمولاً از دید ما پنهان است و آن را به حساب نمی‌آوریم؟

پاسخ: هزینهٔ فرصت، ارزش بهترین گزینهٔ بعدی است که با انجام یک انتخاب از دست می‌دهیم. معمولاً آن را نمی‌بینیم؛ چون اغلب مانند خرید کالا، پرداخت نقدی و رسید مشخصی ندارد. برای مثال، اجاره‌ای که می‌توانستیم دریافت کنیم، پولی نیست که پرداخت کرده باشیم؛ درآمدی است که از آن صرف‌نظر کرده‌ایم.

به حساب آوردن هزینه فرصت چه تأثیری در انتخاب ما خواهد گذاشت؟

پاسخ: کمک می‌کند انتخاب فعلی را با بهترین استفادهٔ دیگر از منابع مقایسه کنیم. در نتیجه، ممکن است متوجه شویم فعالیتی که ظاهراً سود دارد، از گزینهٔ دیگری منفعت کمتری ایجاد می‌کند؛ مانند کارگاه آقای محمدی در مقایسه با اجاره دادن آن.

چگونه می‌توانیم بین منافع و هزینه‌های خود، مقایسۀ درستی انجام دهیم؟

پاسخ: ابتدا گزینه‌های عملی را مشخص می‌کنیم و هزینه‌ها و منافع هرکدام را برای یک دورهٔ زمانی یکسان می‌سنجیم. هزینهٔ فرصت، محدودیت بودجه و آثار غیرپولی را هم در نظر می‌گیریم؛ اما هزینه‌های گذشته و غیرقابل‌بازگشت را دلیل ادامهٔ کار قرار نمی‌دهیم. سپس گزینه‌ای را انتخاب می‌کنیم که با توجه به شرایط و هدف ما، منفعت خالص بیشتری داشته باشد.

خلاصه درس سوم اقتصاد دهم

منابع ما محدودند و نمی‌توانیم همهٔ خواسته‌ها را هم‌زمان برآورده کنیم. هر انتخاب، به معنی کنار گذاشتن گزینه‌های دیگر است و ارزش بهترین گزینهٔ کنارگذاشته‌شده، هزینهٔ فرصت نام دارد. برای انتخاب درست باید منابع و بودجه را بشناسیم، هزینه‌های قابل‌بازگشت و غیرقابل‌بازگشت را از هم تشخیص دهیم و منافع و هزینه‌های گزینه‌ها را مقایسه کنیم. تخفیف، هیجان لحظه‌ای، اعتمادبه‌نفس بیش از حد و اصرار بر روش قبلی نباید جای بررسی منطقی را بگیرند.

مرور درس های قبلی :

جواب درس اول اقتصاد دهم انسانی | کسب و کار و کارآفرینی

جواب درس دوم اقتصاد دهم انسانی | انتخاب نوع کسب و کار

اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا