جواب سوالات درس ششم فلسفه یازدهم | امکان شناخت
پاسخ کامل درس ۶ فلسفه یازدهم «امکان شناخت» شامل جواب سوالات صفحه ۴۴، تفکر صفحه ۴۵، حل یک مسئله صفحه ۴۷ و به کار ببندیم صفحه ۴۹ کتاب.
درس ششم فلسفه یازدهم، «امکان شناخت»، به یک پرسش اساسی میپردازد: آیا انسان میتواند واقعیت را بشناسد؟ در ادامه، پاسخ فعالیتهای صفحات ۴۴، ۴۵، ۴۷ و ۴۹ را همراه با توضیح تفاوت خطاپذیری و ناتوانی در شناخت، مقایسهٔ گزارهها و نمونههای تکمیل و تصحیح دانش میخوانید.
پاسخ درس بعدی : جواب سوالات درس هفتم فلسفه یازدهم | ابزارهای شناخت
جواب صفحه ۴۴ فلسفه یازدهم
به این چند گزاره توجه کنید:
انسان میتواند اشیا را بشناسد.
انسان میتواند اشیا را همانگونه که هستند، بشناسد.
انسان نمیتواند اشیا را همانگونه که هستند، بشناسد.
شناخت انسان میتواند خطا و اشتباه باشد.
شناخت انسان همواره خطا و اشتباه است.
انسان فقط میتواند همین امور محسوس و قابل تجربۀ حسی را بشناسد.
انسان در شناخت امور محسوس هم همواره خطا میکند.
انسان علاوه بر امور محسوس، امور نامحسوس را هم میتواند بشناسد.
ابتدا بگویید کدام یک از این گزارهها درست است؟ سپس آنها را با هم مقایسه کنید و ببینید که کدام گزاره با کدام گزاره سازگار و کدام گزاره با کدام گزاره ناسازگار است.
پاسخ: برای مقایسه، گزارهها را به ترتیب از ۱ تا ۸ در نظر میگیریم. با توجه به دیدگاه کتاب دربارهٔ امکان و ابزارهای شناخت، گزارههای ۱، ۲، ۴ و ۸ پذیرفته میشوند و گزارههای ۳، ۵، ۶ و ۷ پذیرفته نمیشوند.
گزارهٔ ۱؛ درست: انسان توانایی شناخت دارد. یادگیری، ارتباط با دیگران و استفادهٔ آگاهانه از اشیا، نمونههایی از این توانایی هستند.
گزارهٔ ۲؛ درست: رسیدن به شناخت مطابق با واقع امکانپذیر است. این جمله نمیگوید انسان همه چیز را بهطور کامل میشناسد یا هیچگاه اشتباه نمیکند.
گزارهٔ ۳؛ نادرست: ناتوانی کلی انسان در شناخت واقعیت را بیان میکند؛ در حالی که انسان میتواند در مواردی به شناخت درست برسد.
گزارهٔ ۴؛ درست: ممکن است در برداشتها و داوریهای خود اشتباه کنیم و سپس با بررسی بیشتر، خطایمان را اصلاح کنیم.
گزارهٔ ۵؛ نادرست: از خطا بودن بعضی شناختها نمیتوان نتیجه گرفت همهٔ شناختهای انسان همواره اشتباهاند.
گزارهٔ ۶؛ نادرست در دیدگاه کتاب: این گزاره شناخت را فقط به امور محسوس محدود میکند؛ اما کتاب، امکان شناخت امور نامحسوس را نیز میپذیرد.
گزارهٔ ۷؛ نادرست: خطا در ادراک حسی ممکن است، اما این به معنای خطا بودن همیشگیِ شناخت امور محسوس نیست.
گزارهٔ ۸؛ درست در دیدگاه کتاب: شناخت انسان به تجربهٔ حسی محدود نیست و امور نامحسوس نیز میتوانند موضوع شناخت قرار بگیرند.
منظور کتاب از محسوس و نامحسوس
امور محسوس با حواس، مستقیم یا به کمک ابزار، قابل بررسیاند. بنابراین، الکترونها و امواج نیز در دستهٔ امور محسوس قرار میگیرند. «نامحسوس» در اینجا به معنای موجودات غیرمادی، مانند روح است؛ نه هر چیزی که با چشم غیرمسلح دیده نمیشود.
مقایسهٔ گزارههای سازگار:
گزارههای ۱، ۲، ۴ و ۸ با یکدیگر سازگارند: انسان میتواند شناخت درست داشته باشد، ممکن است در بعضی موارد اشتباه کند و شناخت او نیز فقط به امور محسوس محدود نیست.
گزارههای ۳ و ۵ با یکدیگر سازگارند؛ زیرا هر دو شناخت مطابق با واقع را نفی میکنند. گزارهٔ ۷ نیز با نگاه منفی آنها به توانایی شناخت هماهنگ است.
گزارهٔ ۶ با اصل امکان شناخت در گزارههای ۱ و ۲ و با خطاپذیری در گزارهٔ ۴ سازگار است؛ اختلاف آن با گزارهٔ ۸ بر سر قلمرو شناخت است، نه اصل امکان آن.
مقایسهٔ گزارههای ناسازگار:
گزارههای ۲ و ۳ ناسازگارند؛ یکی شناخت اشیا همانگونه که هستند را ممکن میداند و دیگری آن را نفی میکند. با در نظر گرفتن «شناخت» به معنای شناخت واقعیت، گزارهٔ ۱ نیز با نفی کلی شناخت در گزارههای ۳ و ۵ ناسازگار است.
گزارههای ۶ و ۸ ناسازگارند؛ گزارهٔ ۶ با کلمهٔ «فقط»، شناخت امور نامحسوس را کنار میگذارد، اما گزارهٔ ۸ آن را میپذیرد.
گزارهٔ ۷ با گزارههای ۶ و ۸ ناسازگار است؛ زیرا آن دو، شناخت امور محسوس را میپذیرند، اما گزارهٔ ۷ شناخت این امور را همواره خطا میداند.
📌 در این فعالیت، گزارهٔ ۴ بیانگر «خطاپذیری» است: گاهی درست میشناسیم و گاهی اشتباه میکنیم؛ از این جهت با گزارهٔ ۵ تفاوت دارد. از نظر لفظی نیز باید دقت کرد که «ممکن است خطا باشد» بهتنهایی همان «همواره خطاست» نیست و نباید این دو را یکی گرفت.
جواب تفکر صفحه ۴۵ فلسفه یازدهم
۱ـ بسیار پیش آمده که ما یک مسئله ریاضی را حل کردهایم، امّا بعد متوجه شدهایم که در حلّ آن مسئله راه را اشتباه رفتهایم. سپس راه دیگری را انتخاب کرده و به پاسخ صحیح رسیدهایم. اینکه انسان میتواند به خطای خود پی ببرد نشانۀ چیست؟
پاسخ: نشان میدهد انسان توانایی شناخت، تشخیص خطا و اصلاح آن را دارد. وقتی متوجه اشتباه خود میشویم، یعنی میتوانیم میان پاسخ نادرست و پاسخ درست تفاوت بگذاریم. بنابراین، وجود اشتباه، دلیل ناتوانی کامل انسان در شناخت نیست؛ اصلاح اشتباه نیز خود نوعی پیشرفت در شناخت است.
۲ـ بسیار پیش آمده که ما در موضوعی با فردی دیگر اختلافنظر داشته باشیم و هر دو تلاش کنیم به کمک استدلال و توضیح، طرف مقابل را به دیدگاه خود نزدیک کنیم. این تلاش نشانۀ پذیرش چه حقیقتی است؟
پاسخ: نشان میدهد اصل امکان شناخت و انتقال آن به دیگران را پذیرفتهایم. تلاش برای استدلال یعنی باور داریم میتوان دلیلها را بررسی کرد، دیدگاهها را سنجید و به نتیجهٔ درستتری رسید.
در چنین گفتوگویی، پذیرفتهایم که نظرها فقط سلیقههای بینیاز از بررسی نیستند و میتوان دربارهٔ درستی یا نادرستی آنها بحث کرد. البته صرف اختلافنظر ثابت نمیکند یکی از دو نفر حتماً درست میگوید؛ ممکن است هر دو دیدگاه به اصلاح نیاز داشته باشند.
جواب حل یک مسئله صفحه ۴۷ فلسفه یازدهم
گذشتگان چنین میاندیشیدند که رنگ یکی از خواص و ویژگیهای هر جسم است؛ یعنی یک جسم، همانطور که طول و عرض و ضخامت دارد، یکی از رنگها را هم دارد. امروزه دربارۀ رنگ اجسام اختلافنظرهایی پدید آمده است. مهمترین اختلاف این است که آیا اشیا واقعاً به همان رنگی هستند که ما میبینیم؟ برخی فیزیکدانها گفتهاند: نه؛ زیرا ممکن است یک چیز در دو حالت و از دو زاویه متفاوت با دو رنگ مختلف دیده شود. عدهای از همین اختلاف نظر نتیجه گرفتهاند که انسان توانایی شناخت پدیدهها را ندارد.
آیا میتوان از این نمونه نتیجه گرفت که امکان شناخت اشیا برای انسان نیست؟
پاسخ: خیر؛ اختلافنظر دربارهٔ رنگ یا خطا در یک ادراک، ناتوانی انسان در تمام شناختها را ثابت نمیکند. این نتیجهگیری، تعمیم دادن یک مسئلهٔ خاص به کل شناخت انسان است.
دلیل اول: همین که متوجه میشویم یک جسم در شرایط مختلف متفاوت دیده میشود، به شناختی دربارهٔ شرایط مشاهده رسیدهایم.
دلیل دوم: ممکن است شناخت اولیهٔ ما ناقص باشد. با بررسی شرایط نور، زاویهٔ دید و ویژگیهای جسم میتوان دربارهٔ علت تفاوتِ مشاهدهها تحقیق کرد.
دلیل سوم: اختلافنظر میتواند زمینهٔ پژوهش و اصلاح دیدگاهها باشد. ندانستن پاسخ کامل یک مسئله، با ناممکن بودن هرگونه شناخت تفاوت دارد.
پاسخ کوتاه برای نوشتن: خیر؛ خطا یا اختلافنظر در یک موضوع، اصل امکان شناخت را از بین نمیبرد. انسان میتواند شرایط خطا را بررسی کند و شناخت خود را اصلاح یا کامل کند.
جواب به کار ببندیم صفحه ۴۹ فلسفه یازدهم
۱ـ نمونههایی از پیشرفت دانش را ذکر کنید که با تکمیل دانش قبلی صورت گرفته باشد.
پاسخ: در تکمیل دانش، اطلاعات تازهای به دانستههای قبلی اضافه میشود، بدون اینکه لازم باشد اصل آن دانستهها را اشتباه بدانیم. نمونهها:
۱. شناخت اجرام آسمانی: منجمان پس از شناخت تعدادی از ستارگان و سیارهها، اجرام بیشتری را شناسایی میکنند و اطلاعات خود دربارهٔ جهان را گسترش میدهند.
۲. شناخت جانداران: پژوهشگران پس از شناخت گونههای مختلف گیاهی و جانوری، گونههای دیگری را کشف و ویژگیهای آنها را بررسی میکنند.
۳. شناخت یک محوطهٔ باستانی: باستانشناسان پس از کشف بخشی از یک بنای قدیمی، بخشهای دیگری را پیدا میکنند و اطلاعات بیشتری دربارهٔ ساختار و کاربرد آن به دست میآورند.
۲ـ نمونههایی از پیشرفت دانش را ذکر کنید که با تصحیح دانش قبلی رخ داده باشد.
پاسخ: در تصحیح دانش، نادرستیِ یک باور یا نتیجهٔ قبلی روشن میشود و آن را اصلاح میکنیم. نمونهها:
۱. حرکت زمین و خورشید: طبق مثال کتاب، منجمان قدیم عموماً زمین را مرکز جهان میدانستند و تصور میکردند خورشید به دور آن میگردد. این دیدگاه اصلاح شد و حرکت زمین به دور خورشید شناخته شد.
۲. اصلاح پاسخ یک مسئلهٔ ریاضی: فرد ابتدا به دلیل استفاده از یک روش نادرست، پاسخ اشتباهی به دست میآورد؛ سپس خطای استدلال یا محاسبه را پیدا میکند و پاسخ را اصلاح میکند.
۳. اصلاح یک اندازهگیری: پژوهشگر متوجه میشود ابزار اندازهگیری درست تنظیم نشده و نتیجهٔ قبلی خطا داشته است؛ پس از تنظیم ابزار و تکرار بررسی، مقدار نادرست را تصحیح میکند.
تفاوت تکمیل و تصحیح دانش
تکمیل دانش: چیزی را نمیدانستیم؛ اطلاعات تازهای به دست میآوریم.
تصحیح دانش: چیزی را نادرست میدانستیم؛ اشتباه خود را اصلاح میکنیم.
۳ـ چرا کسی که گرفتار شک مطلق در شناخت میشود و میگوید هیچ شناختی ممکن نیست، خودش به امکان شناخت اقرار کرده است؟
پاسخ: چون اگر این جمله را بهعنوان یک حقیقت بیان کند، ادعا کرده دستکم یک چیز را میداند: اینکه «هیچ شناختی ممکن نیست». در نتیجه، با همین ادعا، نمونهای از دانستن را پذیرفته و سخنش با خودش ناسازگار شده است.
اگر هم بگوید درستی همین جمله را نمیداند، دیگر نمیتواند با اطمینان نتیجه بگیرد که هیچ شناختی ممکن نیست. بنابراین، ادعای قطعیِ ناممکن بودن همهٔ شناختها، خود را نقض میکند.
نکته: شک کردن در یک پاسخ یا ندانستن یک موضوع، «شک مطلق» نیست. میتوانیم دربارهٔ بعضی مسائل تردید داشته باشیم و در عین حال، امکان شناخت درست را بپذیریم.
خلاصه درس ششم فلسفه یازدهم
معرفتشناسی بخشی از فلسفه است که دربارهٔ شناخت، امکان، ارزش، ابزارها و حدود آن بحث میکند. انسان در زندگی روزمره و فعالیتهای علمی، توانایی شناخت خود را به کار میگیرد. محدود بودن دانش، وجود خطا و اختلافنظر، به معنای ناممکن بودن شناخت نیست؛ زیرا انسان میتواند اشتباههایش را تشخیص دهد و اصلاح کند. دانش بشر هم با کشف اطلاعات تازه تکمیل میشود و هم با اصلاح دانستههای نادرست پیشرفت میکند. ادعای قطعیِ ناممکن بودن هرگونه شناخت نیز ناسازگار است؛ چون گوینده، همان ادعا را نوعی دانستن به حساب میآورد.





