معنی درس هشتم از پاریز تا پاریس فارسی دوازدهم؛ آرایهها و معنی کلمات صفحه ۶۰ تا ۶۴
معنی درس هشتم از پاریز تا پاریس فارسی دوازدهم صفحه ۶۰ تا ۶۴، همراه با معنی متن و کلمات، آرایههای ادبی و نکات زبانی و فکری.
در این مطلب، معنی و آرایههای ادبی و زبانی درس هشتم فارسی دوازدهم «از پاریز تا پاریس» را بررسی میکنیم. در این نوشته، متن درس به بخشهای مناسب تقسیم شده و برای هر قسمت، معنی روان، واژههای مهم، قلمرو زبانی، قلمرو ادبی و پیام متن ارائه میشود تا دانشآموزان بتوانند علاوه بر فهم بهتر درس، برای امتحان نیز مرور آسانتری داشته باشند.
معنی و آرایههای درس هشتم فارسی دوازدهم؛ از پاریز تا پاریس
نوع متن: سفرنامه و خاطرهنگاری
موضوع: شرح زندگی، سفرها و تجربههای نویسنده از زادگاه خود، پاریز، تا سفر به اروپا و پاریس.
معنی روان
روستای پاریز مدرسه ششم ابتدایی نداشت؛ بنابراین من مجبور بودم برای ادامه تحصیل، مسیر ده فرسنگی تا سیرجان را طی کنم. عصرها با الاغ از پاریز حرکت میکردیم. بخشی از راه کوهستانی و دارای آب و آبادانی بود، اما پس از آن، مسیر به بیابانی خشک و شنی تبدیل میشد. آب مورد نیاز را از روستا برمیداشتیم و صبح هنگام طلوع آفتاب، کنار قنات حسنی در سیرجان استراحت میکردیم. نخستین سفر من برای رفتن به کلاس ششم در شهریور سال ۱۳۱۶ انجام شد و پیمودن این مسیر حدود دوازده ساعت طول میکشید.
قلمرو زبانی
پیمودن: طی کردن، رفتن.
الاغ تور: سفر کردن با الاغ.
چریغ آفتاب: روشنایی و طلوع آفتاب.
اتراق کردن: توقف کردن و موقتاً جایی ماندن.
قلمرو ادبی
کوهستان / بیابان / آبادی: مراعات نظیر.
چریغ آفتاب: تعبیر تصویری برای طلوع خورشید.
معنی روان
برای ادامه تحصیل در دبیرستان، مجبور بودم به کرمان بروم. پس از دو سه سال ترک تحصیل، دوباره شرایط فراهم شد و مسیر میان سیرجان و کرمان را با کامیون طی کردم. بعد از گذراندن دوره دانشسرای مقدماتی، ادامه تحصیل در تهران برایم امکانپذیر شد. نویسنده یادآوری میکند که در آن زمان فقط سیصد تومان پول داشت که هزینه نزدیک به شش ماه زندگی او در تهران بود.
قلمرو زبانی
تداعی: یادآوری و به خاطر آوردن.
مخارج: هزینهها.
قریب: نزدیک.
قلمرو ادبی
دو سه سال: مجاز از مدت زمانی نه چندان کوتاه.
معنی روان
زمانی که از پاریز به رفسنجان رسیدم، به من گفتند همراه داشتن سیصد تومان پول برای یک دانشآموز در سفر به تهران خطرناک است؛ بنابراین باید از یک مرکز معتبر حواله دریافت کنم. با معرفی دیگران به تجارتخانه امین رفتم. آنجا برخلاف تصور من، جایی ساده با یک میز و دو صندلی بود و پیرمردی لاغر پشت میز نشسته بود که بعداً فهمیدم صاحب آن تجارتخانه است.
قلمرو زبانی
حواله: نوشتهای که به وسیله آن پرداخت پول یا مال انجام میشود.
کازیۀ: جاکاغذی.
دهاتی: روستایی.
قلمرو ادبی
میز و دو صندلی: بیان جزئیات برای واقعیتر شدن خاطره.
این و آن: کنایه از افراد مختلف.
معنی روان
نویسنده میگوید زمانی که برای نخستین بار از پاریز بیرون آمد، سیرجان را پایان دنیا تصور میکرد؛ اما سالها بعد که به اروپا سفر کرد، فهمید جهان بسیار بزرگتر از تصور اوست. با این حال، انسان همیشه آرزوهای تازهای دارد و هیچگاه به پایان خواستهای خود نمیرسد؛ زیرا جهان گسترده و بیانتهاست.
قلمرو زبانی
غایتالقصوا: نهایت و بالاترین حد.
عالم: جهان.
مقصود: هدف و خواسته.
قلمرو ادبی
دنیا بیپایان است: بیان گستردگی و ناشناخته بودن جهان.
آرزوها پایان ندارد: کنایه از بینهایت بودن خواستههای انسان.
معنی روان
پرواز هواپیما بر فراز دریای مدیترانه انسان را به فکر تاریخ و حوادث گذشته میاندازد. ما در شهرهای امان و آتن توقف کوتاهی داشتیم و فقط برای مدت کمی آنجا ماندیم.
قلمرو زبانی
تصورات: اندیشهها و خیالها.
سواحل: جمع ساحل.
قلمرو ادبی
غرق شدن در تصورات: استعاره از فرو رفتن در اندیشهها.
مدیترانه و تاریخ: ارتباط معنایی میان مکان و گذشته تاریخی.
معنی روان
پس از شهر امان، تغییرات طبیعی و زیباییهای منطقه بیشتر آشکار شد. سواحل شرقی دریای مدیترانه از زیباترین مناطق جهان است. بیشتر مسیر سفر از روی دریا طی شد و جزیرههای کوچک و بزرگ مانند تکههای رنگارنگی بودند که بر لباس آبیرنگ دریا قرار گرفتهاند.
قلمرو زبانی
نواحی: جمع ناحیه، مناطق.
طیلسان: نوعی ردا و لباس بلند.
دوختن: پیوند دادن و وصل کردن.
قلمرو ادبی
طیلسان آبی مدیترانه: اضافه تشبیهی.
کوچک و بزرگ: تضاد.
مدیترانه و جزیره: مراعات نظیر.
معنی روان
فرودگاه آتن مربوط به دوره حکومت نظامیان بود و به نظر میرسید مردم از آن حکومت خاطره خوبی ندارند. نویسنده با طنز بیان میکند که آتن، شهری که مرکز دموکراسی جهان باستان بود، در دوره جدید از ترس مشکلات دموکراسی و شرایط سیاسی، به حکومت نظامیان گرفتار شده است.
قلمرو زبانی
مهد: گهواره، محل پیدایش.
بیم: ترس.
جراره: نوعی عقرب بسیار سمی.
دموکراسی: مردمسالاری.
قلمرو ادبی
عقرب جراره دموکراسی: اضافه تشبیهی؛ دموکراسی به عقرب تشبیه شده است.
مار غاشیه حکومت سرهنگها: اضافه تشبیهی؛ حکومت نظامی به مار خطرناک تشبیه شده است.
از بیم عقرب به مار غاشیه پناه بردن: کنایه از گرفتار شدن در مشکلی بزرگتر.
معنی روان
رم شهری تاریخی است و آثار قدیمی آن نشان میدهد که زمانی قدرت و فرمانروایی بسیاری داشته است؛ اما قدرتها همیشگی نیستند و شرایط جهان تغییر میکند.
قلمرو زبانی
بارو: دیوار قلعه.
فراز: بالا.
کرانه: ساحل.
قلمرو ادبی
دودخورده: کنایه از کهنگی و دیرینگی.
دنیا همیشه به یک رو نمیماند: کنایه از تغییرپذیری روزگار.
معنی روان
نویسنده با دیدن شهر رم به یاد تاریخ پرفراز و نشیب آن میافتد؛ شهری که زمانی مرکز یک امپراتوری بزرگ بوده است، اما اکنون آثار تاریخی آن تنها یادگار عظمت گذشته به شمار میرود.
قلمرو زبانی
ویرانه: ساختمان خراب و باقیمانده.
تمدن: فرهنگ و پیشرفت اجتماعی.
قلمرو ادبی
شکوه گذشته: اضافه تشبیهی.
قدرت، جنگ، هنر و تمدن: مراعات نظیر.
معنی روان
از نگاه نویسنده، سفر فقط دیدن مکانهای مختلف نیست؛ بلکه هر شهر دارای تاریخ، فرهنگ و تجربههایی است که انسان میتواند با شناخت آنها چیزهای تازهای بیاموزد.
قلمرو زبانی
مجموعه: مجموعه و دستهای از چیزها.
درس گرفتن: عبرت آموختن.
قلمرو ادبی
صفحههای شهر: استعاره از بخشهای مختلف تاریخ و فرهنگ شهر.
خواندن شهر: کنایه از شناخت و بررسی ویژگیهای آن.
معنی واژگان مهم درس «از پاریز تا پاریس»
فرسخ: واحد قدیمی اندازهگیری مسافت.
اتراق: توقف و ماندن موقت در جایی.
غایت: پایان، نهایت.
تداعی: یادآوری شدن.
مهد: جایگاه پیدایش و پرورش.
دموکراسی: حکومت مردم بر مردم.
بارو: دیوار بلند قلعه.
طیلسان: لباس بلند و ردا مانند.
استبعاد: بعید دانستن.





