مطالب درسی

معنی شعر وطن فارسی یازدهم؛ آرایه‌ها و معنی کلمات صفحه ۱۱۵

معنی شعر وطن فارسی یازدهم صفحه ۱۱۵، همراه با معنی ابیات و کلمات، آرایه‌های ادبی، نکات زبانی، قالب شعر و پیام هر بیت.

معنی شعر وطن فارسی یازدهم صفحه ۱۱۵ + آرایه های ادبی و معنی کلمات

در این مطلب، معنی شعر «وطن» فارسی یازدهم صفحه ۱۱۵ را به همراه قلمرو زبانی، آرایه‌های ادبی، پیام هر بیت و معنی واژه‌های مهم بررسی می‌کنیم. این شعر از نظام وفا است و شاعر در آن از عشق به میهن، دفاع از سرزمین و آمادگی برای جان‌فشانی در راه وطن سخن می‌گوید.

قالب و وزن شعر وطن:
قالب شعر: مثنوی
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل

معنی و آرایه های شعر وطن فارسی یازدهم

منم پورِ ایران و نام‌آورم
ز نیروی شیران بود گوهرم
✓ معنی: من فرزند ایران و انسانی سربلند و نامدار هستم و اصل و ریشۀ من به مردان شجاع و دلاور این سرزمین بازمی‌گردد.

قلمرو زبانی:
پور: پسر، فرزند مذکر | نام‌آور: مشهور و سرشناس | بود: است، می‌باشد | گوهر: در اصل سنگ گران‌بها؛ در این بیت به معنی اصل و نژاد | بیت: سه جمله

قلمرو ادبی:
شیران: استعاره از مردان شجاع و دلاور | گوهر: مجاز از اصل و نژاد | پور ایران: اضافه استعاری | ایران: مجاز از مردم ایران | ایران / شیران: جناس ناهمسان | واج‌آرایی «ن» و «م»

پیام بیت: افتخار به ایرانی بودن و میهن‌دوستی.

کنم جان خود را فدای وطن
که با او چنین است پیمان من
✓ معنی: با سرزمین خود پیمان بسته‌ام که اگر لازم باشد، جانم را برای حفظ و دفاع از آن فدا کنم.

قلمرو زبانی:
وطن: میهن | پیمان: عهد و قرار | او: اشاره به وطن | جان: مفعول | فدا، چنین: مسند | بیت: دو جمله به شیوۀ بلاغی

قلمرو ادبی:
پیمان بستن با وطن: تشخیص و استعاره؛ زیرا وطن مانند انسانی تصور شده که می‌توان با او پیمان بست | واج‌آرایی «ن»

پیام بیت: آمادگی برای جان‌فشانی در راه وطن.

دفاع از وطن، کیش فرزانگی است
گذشتن ز جان، رسم مردانگی است
✓ معنی: انسان خردمند دفاع از میهن را وظیفۀ خود می‌داند و نشانۀ مردانگی و دلاوری این است که انسان هنگام ضرورت از جان خود برای وطن بگذرد.

قلمرو زبانی:
کیش: آیین و روش | فرزانگی: خردمندی و دانایی | رسم: شیوه و آیین | کیش و رسم: مسند | بیت: دو جمله

قلمرو ادبی:
از جان گذشتن: کنایه از فداکاری و جان‌فشانی | کیش / رسم: مراعات نظیر | فرزانگی / مردانگی: تناسب معنایی | واج‌آرایی «ن»

پیام بیت: دفاع و فداکاری برای میهن نشانۀ خردمندی و مردانگی است.

کسی کز بدی، دشمن میهن است
به یزدان که بدتر ز اهریمن است
✓ معنی: به خدا سوگند، کسی که از روی بدخواهی با میهن خود دشمنی کند، از شیطان نیز بدتر است.

قلمرو زبانی:
کز: که از | یزدان: خداوند | اهریمن: شیطان و نیروی شر | در «به یزدان»، عبارت «سوگند می‌خورم» به قرینۀ معنایی حذف شده است | بیت: سه جمله

قلمرو ادبی:
یزدان / اهریمن: تضاد | بدی / بدتر: جناس ناهمسان | «است»: ردیف | سوگند به یزدان: تأکید بر شدت باور شاعر

پیام بیت: نکوهش دشمنی و خیانت به میهن.

مرا اوج عزّت در افلاک توست
به چشمان من، کیمیا خاک توست
✓ معنی: سربلندی و افتخار خود را در سربلندی وطنم می‌بینم و خاک میهن برای من چنان ارزشمند است که آن را مانند کیمیا گران‌بها می‌دانم.

قلمرو زبانی:
اوج: بالاترین مرتبه | عزّت: سربلندی و ارجمندی | افلاک: جمع فلک؛ آسمان‌ها | کیمیا: ماده‌ای افسانه‌ای که قدما تصور می‌کردند فلزات کم‌ارزش را به طلا و نقره تبدیل می‌کند | «را» در «مرا اوج عزّت»: نشانۀ فک اضافه؛ یعنی «اوج عزّت من» | بیت: دو جمله

قلمرو ادبی:
کیمیا خاک توست: تشبیه فشرده؛ خاک وطن به کیمیا تشبیه شده است | چشم: مجاز از نگاه و دیدگاه | افلاک / خاک: تضاد | افلاک: در مفهوم گستردۀ آسمان و فضای میهن

پیام بیت: ارزش و جایگاه والای وطن نزد شاعر.

رَود ذرّه‌ای گر ز خاکت به باد
به خون من آن ذرّه آغشته باد
✓ معنی: اگر حتی کوچک‌ترین بخش از خاک وطنم در معرض نابودی یا از دست رفتن قرار گیرد، برای دفاع و بازپس‌گرفتن آن از جان خود می‌گذرم و اجازه نمی‌دهم بخشی از سرزمینم از دست برود.

قلمرو زبانی:
ذرّه: مقدار بسیار اندک | آغشته: آمیخته و ترشده | باد در مصراع نخست: هوا | باد در مصراع دوم: فعل دعایی از مصدر «بودن» | آغشته: مسند | بیت: دو جمله

قلمرو ادبی:
دو واژۀ باد / باد: جناس همسان؛ یکی به معنی هوا و دیگری فعل دعایی | به باد رفتن: کنایه از نابود و از دست رفته شدن | به خون من آغشته باد: کنایه از جان‌فشانی در راه وطن | ذرّه: مجاز از مقدار بسیار اندک و دارای آرایۀ تکرار | خاک: مجاز از وطن | خاک / باد: مراعات نظیر | واج‌آرایی «ر» و «ب»

پیام بیت: دفاع از تمامیت سرزمینی وطن حتی به بهای جان.

معنی کلمات شعر وطن فارسی یازدهم

پور: پسر و فرزند
نام‌آور: مشهور، شناخته‌شده و صاحب آوازه
گوهر: سنگ ارزشمند؛ در شعر به معنی اصل و نژاد
شیران: در این شعر مردان شجاع و دلاور
وطن: میهن و سرزمین مادری
پیمان: عهد و قولی که شخص خود را به آن متعهد می‌کند
کیش: آیین، روش و مسلک
فرزانگی: خردمندی و دانایی
رسم: شیوه، آیین و روش
یزدان: خداوند
اهریمن: شیطان و نماد بدی و پلیدی
اوج: بالاترین نقطه یا مرتبه
عزّت: سربلندی، ارجمندی و سرافرازی
افلاک: آسمان‌ها؛ جمع «فلک»
کیمیا: مادۀ افسانه‌ای و بسیار ارزشمندی که در باور قدیم می‌توانست فلزات را به طلا تبدیل کند
ذرّه: مقدار بسیار کوچک و ناچیز
آغشته: آمیخته، آلوده یا ترشده
مفهوم کلی شعر وطن:
نظام وفا در این شعر، عشق و وفاداری به میهن را از ارزش‌های بزرگ انسانی می‌داند. از نگاه شاعر، انسان آزاده نه‌تنها به وطن خود افتخار می‌کند، بلکه هنگام خطر برای حفظ خاک و استقلال آن حاضر به فدا کردن جان خویش نیز هست.
✓ جمع‌بندی: شعر «وطن» شامل ۶ بیت است و در این مطلب، معنی هر شش بیت، قلمرو زبانی، قلمرو ادبی، پیام ابیات، قالب و وزن شعر و واژه‌نامه پوشش داده شد.
بیشتر بخوانید:
اگه خوب بود امتیاز بده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا