جواب درس ششم منطق دهم انسانی | قضیه حملی
پاسخ کامل درس ۶ منطق دهم «قضیه حملی» شامل جواب سوالات و تمرینهای صفحات ۵۵، ۵۶، ۵۷، ۵۸، ۵۹، ۶۰ و ۶۱ کتاب.
درس ششم منطق دهم، قضیه حملی، به تشخیص جملههای خبری، اجزای قضیه و تفاوت قضایای شخصیه و محصوره میپردازد. در ادامه، پاسخ سؤالها، تمرینها و فعالیتهای تکمیلی این درس را همراه با توضیح نکتههای مهم میخوانید.
پاسخ درس بعدی : جواب درس هفتم منطق دهم انسانی | احکام قضایا
جواب سوال صفحه ۵۵ منطق دهم
جملات زیر را بخوانید و سپس عبارات داده شده را تکمیل کنید.
۱ـ آب از ترکیب هیدروژن و اکسیژن با یکدیگر پدید میآید.
۲ـ امروز بعد از ظهر به من زنگ بزن.
۳ـ اجسام فلزی گرما را منتقل نمیکنند.
۴ـ آیا تاکنون از موزه دیدن کردهاید؟
برخی جملات، انشایی هستند؛ یعنی خبری از عالم خارج نمیدهند؛ بلکه تمایلات، احساسات، خواستهها و اموری از این دست را مطرح میکنند. مانند:
پاسخ: امروز بعد از ظهر به من زنگ بزن. همچنین جملهٔ «آیا تاکنون از موزه دیدن کردهاید؟» انشایی است؛ اولی درخواست و دومی پرسش است.
برخی جملات خبریاند؛ یعنی دربارهٔ عالم خارج خبر میدهند؛ مانند:
پاسخ: آب از ترکیب هیدروژن و اکسیژن با یکدیگر پدید میآید. جملهٔ سوم نیز خبری است، هرچند خبر آن نادرست است.
برخی از جملات خبری صادقاند؛ یعنی با واقعیت مطابقت دارند؛ مانند:
پاسخ: آب از ترکیب هیدروژن و اکسیژن با یکدیگر پدید میآید.
برخی از جملات خبری کاذباند؛ یعنی با واقعیت مطابقت ندارند؛ مانند:
پاسخ: اجسام فلزی گرما را منتقل نمیکنند.
جواب تمرین صفحه ۵۶ منطق دهم
۱ــ کدامیک از جملات زیر در منطق «قضیه» نامیده میشوند؟
که گفتت برو دست رستم ببند؟
پاسخ: قضیه نیست؛ جمله پرسشی است و در این کاربرد، خبر قابل صدق و کذبی بیان نمیکند.
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد
پاسخ: قضیه نیست؛ کل عبارت جنبهٔ دستوری و توصیهای دارد و با «چنان کن» از مخاطب میخواهد به شیوهای خاص زندگی کند.
اگر ماشین را بیمه کنی، هنگام تصادف خیالت آسوده است.
پاسخ: قضیه است؛ جمله خبری است و مطلبی را بهصورت شرطی بیان میکند.
هرچیز بهجای خویش نیکوست.
پاسخ: قضیه است؛ دربارهٔ چیزی خبر میدهد و میتوان دربارهٔ صدق یا کذب آن گفتوگو کرد.
۲ــ در زبان فارسی چه کلمات دیگری را معادل صادق و کاذب به کار میبریم؟
پاسخ:
صادق: درست، صحیح
کاذب: نادرست، غلط
جواب سوال و تمرین صفحه ۵۷ منطق دهم
با قالب کلی قضایای حملی (الف ب است) آشنا شدید. اکنون سعی کنید محمول و رابطه را در قضایای زیر مشخص کنید:
هر ایرانی کارت ملی دارد.
هر ایرانی دارای کارت ملی است.
پاسخ: جملهٔ نخست را به صورت جملهٔ دوم تحلیل میکنیم: محمول «دارای کارت ملی» و رابطه «است» است. فعل «دارد» را به «دارای … است» تبدیل میکنیم تا محمول و رابطه از یکدیگر جدا شوند.
اکنون محمول و رابطه در قضایای بالا را مشخص کنید.
«حسن کتاب دارد»؛ به صورت «حسن دارای کتاب است»:
محمول: دارای کتاب؛ رابطه: است.
«ماه میتابد»؛ به صورت «ماه تابنده است»:
محمول: تابنده؛ رابطه: است.
۱ــ موضوع، محمول و رابطهٔ قضایای زیر را مشخص کنید:
سیل غمت خانهٔ دل را ببرد.
پاسخ: برای جدا کردن اجزا، آن را به صورت «سیل غمت، برندهٔ خانهٔ دل است» تحلیل میکنیم.
موضوع: سیل غمت
محمول: برندهٔ خانهٔ دل
رابطه: است
او تکالیفش را تحویل داد.
پاسخ: صورت مناسب برای تحلیل: «او تحویلدهندهٔ تکالیفش بود.»
موضوع: او
محمول: تحویلدهندهٔ تکالیفش
رابطه: بود
دانشآموزان مریض شدند.
پاسخ:
موضوع: دانشآموزان
محمول: مریض
رابطه: شدند
کتابها ارزشمند هستند.
پاسخ:
موضوع: کتابها
محمول: ارزشمند
رابطه: هستند
۲ــ قضایای سالبه و موجبه را مشخص کنید.
دشمن نادان است.
پاسخ: موجبه؛ نادانی به دشمن نسبت داده شده و رابطهٔ جمله «است» است.
نادان دانا نیست.
پاسخ: سالبه؛ دانایی از نادان نفی شده و رابطه «نیست» است.
نادان ناتوان است.
پاسخ: موجبه؛ ناتوانی به نادان نسبت داده شده است. وجود «نا» در کلمهٔ «ناتوان»، قضیه را سالبه نمیکند.
جواب سوال صفحه ۵۸ منطق دهم
در درس سوم با مفاهیم جزئی و کلی آشنا شدیم. اکنون تعیین کنید که موضوع قضایای زیر مفاهیمی جزئی هستند یا کلی؟
۱ـ سهیل درسخوان است.
پاسخ: جزئی؛ «سهیل» در این جمله به یک فرد مشخص اشاره میکند.
۲ـ هر دانشآموزی درسخوان است.
پاسخ: کلی؛ مفهوم «دانشآموز» بر افراد متعددی قابل انطباق است.
۳ـ این میز تمیز نیست.
پاسخ: جزئی؛ «این میز» یک میز مشخص را نشان میدهد.
۴ـ بعضی میزها تمیز هستند.
پاسخ: کلی؛ موضوع «میزها» مفهومی کلی است. «بعضی» فقط مشخص میکند که دربارهٔ بخشی از مصداقهای آن صحبت میکنیم.
۱ــ قضیهٔ شخصیه: اگر موضوع قضیه، مفهومی جزئی باشد، مانند: ………. و ………. آن را «قضیهٔ شخصیه» مینامند.
پاسخ: سهیل درسخوان است و این میز تمیز نیست.
۲ــ قضیهٔ محصوره: اگر موضوع قضیه، کلی باشد، مانند: ………. و ……….، آن را «قضیهٔ محصوره» مینامند.
پاسخ: هر دانشآموزی درسخوان است و بعضی میزها تمیز هستند.
جواب سوال صفحه ۵۹ منطق دهم
از آنجا که وظیفهٔ سور در قضیه، تعیین دامنهٔ مصادیق موضوع است، میتوان گفت:
پاسخ: در قضایای کلی همهٔ مصادیق موضوع و در قضایای جزئی بعضی از مصادیق موضوع، مورد نظر گوینده هستند.
بر اساس جدول بالا، از آنجا که قضیهٔ «هر الف ب است» هم موجبه و هم دارای سور کلی است، آن را «موجبهٔ کلیه» مینامند. بر اساس این شیوه از نامگذاری، اسامی سایر قضایای محصوره را بنویسید:
پاسخ:
| سور قضیه | موجبه | سالبه |
|---|---|---|
| دارای سور کلی | هر الف ب است. موجبهٔ کلیه |
هیچ الف ب نیست. سالبهٔ کلیه |
| دارای سور جزئی | بعضی الف ب است. موجبهٔ جزئیه |
بعضی الف ب نیست. سالبهٔ جزئیه |
جواب تمرین صفحه ۶۰ منطق دهم
اقسام قضایای حملی زیر را تعیین کنید:
«سیمرغ» شش حرف ندارد.
پاسخ: شخصیهٔ سالبه؛ موضوع، همین لفظ مشخص «سیمرغ» است و شش حرف داشتن از آن نفی شده است.
هر کشوری به نیروهای دفاعی نیاز دارد.
پاسخ: محصورهٔ موجبهٔ کلیه؛ سور «هر» است و نیاز داشتن برای همهٔ کشورها اثبات شده است.
هیچ چیز بیتغییر نیست.
پاسخ: محصورهٔ سالبهٔ کلیه؛ سور «هیچ» و رابطه «نیست» است.
بعضی از مردمان بزرگ خلاق نبودهاند.
پاسخ: محصورهٔ سالبهٔ جزئیه؛ سور «بعضی» است و خلاق بودن از بخشی از مردمان بزرگ نفی شده است. این قضیه شخصیه نیست.
سقراط در دادگاه محکوم شد.
پاسخ: شخصیهٔ موجبه؛ دربارهٔ فرد مشخصی به نام سقراط است و محکوم شدن به او نسبت داده میشود.
بعضی معلمان شاعرند.
پاسخ: محصورهٔ موجبهٔ جزئیه؛ شاعر بودن برای بعضی از معلمان اثبات شده است.
جواب فعالیت های تکمیلی صفحه ۶۱ منطق دهم
۱ــ کدامیک از جملات زیر در منطق «قضیه» نامیده میشوند؟
الف) تو را دانش و دین رهاند درست.
پاسخ: قضیه است؛ دربارهٔ رهایی یافتن به کمک دانش و دین خبر میدهد.
ب) برو کار میکن مگو چیست کار.
پاسخ: قضیه نیست؛ با فعلهای «برو»، «کار میکن» و «مگو» دستور میدهد.
ج) دانش اندر دل چراغ روشن است.
پاسخ: قضیه است؛ جمله خبری است. تشبیهی بودن بیان، آن را از خبری بودن خارج نمیکند.
د) ای خردمند عاقل و دانا
قصهٔ موش و گربه بر خوانا
پاسخ: قضیه نیست؛ مخاطب را صدا میزند و از او میخواهد قصه را بخواند.
۲ــ از میان موارد زیر، قضایای حملی و شرطی را مشخص کنید:
الف) هر جسمی دارای مکان است.
پاسخ: حملی؛ دارای مکان بودن به جسم نسبت داده شده است.
ب) اگر چک را امضا نکند اعتبار نخواهد داشت.
پاسخ: شرطی؛ میان امضا نکردن چک و اعتبار نداشتن آن، رابطهای شرطی برقرار شده است.
۳ــ اقسام قضایای حملی زیر و موضوع و محمول و رابطهٔ آنها را تعیین کنید:
الف) بعضی درختها همیشهسبز هستند.
پاسخ:
نوع قضیه: محصورهٔ موجبهٔ جزئیه
موضوع: درختها
محمول: همیشهسبز
رابطه: هستند
سور: بعضی
ب) بینالود بزرگترین کوه خراسان است.
پاسخ:
نوع قضیه: شخصیهٔ موجبه
موضوع: بینالود
محمول: بزرگترین کوه خراسان
رابطه: است
ج) «سیمرغ» بیمعنا نیست.
پاسخ:
نوع قضیه: شخصیهٔ سالبه
موضوع: لفظ «سیمرغ»
محمول: بیمعنا
رابطه: نیست
موضوع این جمله، خودِ لفظ «سیمرغ» است. همچنین با وجود اینکه جمله در معنا بر معنادار بودن آن دلالت میکند، رابطهٔ همین صورتِ قضیه «نیست» است؛ پس سالبه محسوب میشود.
د) همهٔ دشمنان نابود شدند.
پاسخ:
نوع قضیه: محصورهٔ موجبهٔ کلیه
موضوع: دشمنان
محمول: نابود
رابطه: شدند
سور: همه؛ معادل «هر»
هـ) بعضی فرشها دستبافت نیستند.
پاسخ:
نوع قضیه: محصورهٔ سالبهٔ جزئیه
موضوع: فرشها
محمول: دستبافت
رابطه: نیستند
سور: بعضی
و) هیچکس به کلاس نیامد.
پاسخ: برای مشخص کردن اجزا میتوان آن را به صورت «هیچ فردی، آمده به کلاس نیست» تحلیل کرد.
نوع قضیه: محصورهٔ سالبهٔ کلیه
موضوع: فرد یا کس
محمول: آمده به کلاس
رابطه: نیست
سور: هیچ
۴ــ با مراجعه به درس سوم مشخص کنید برای هریک از نسبتهای چهارگانه، چه قضایای محصورهٔ صادقی میتوان نوشت.
پاسخ: با فرض وجود مصداق برای مفهومهای مورد بحث، قضایای زیر را میتوان نوشت. در نسبت عموم و خصوص مطلق، مشخص کردهایم کدام مفهوم عامتر است تا جای «الف» و «ب» اشتباه نشود.
۱. تساوی
دو مفهوم دقیقاً مصداقهای یکسانی دارند.
هر الف ب است. — موجبهٔ کلیه
هر ب الف است. — موجبهٔ کلیه
بعضی الف ب است. — موجبهٔ جزئیه
بعضی ب الف است. — موجبهٔ جزئیه
مثال: «مثلث» و «شکل سهضلعی»؛ هر مثلث شکل سهضلعی است و هر شکل سهضلعی مثلث است.
۲. تباین
دو مفهوم هیچ مصداق مشترکی ندارند.
هیچ الف ب نیست. — سالبهٔ کلیه
هیچ ب الف نیست. — سالبهٔ کلیه
بعضی الف ب نیست. — سالبهٔ جزئیه
بعضی ب الف نیست. — سالبهٔ جزئیه
مثال: «مثلث» و «دایره»؛ هیچ مثلثی دایره نیست و هیچ دایرهای مثلث نیست.
۳. عموم و خصوص مطلق
فرض کنیم «الف» خاصتر و «ب» عامتر باشد؛ یعنی همهٔ مصداقهای الف در مجموعهٔ ب قرار بگیرند، ولی ب مصداقهای دیگری هم داشته باشد.
هر الف ب است. — موجبهٔ کلیه
بعضی الف ب است. — موجبهٔ جزئیه
بعضی ب الف است. — موجبهٔ جزئیه
بعضی ب الف نیست. — سالبهٔ جزئیه
مثال: الف «گنجشک» و ب «پرنده» باشد. هر گنجشکی پرنده است، بعضی پرندگان گنجشکاند و بعضی پرندگان گنجشک نیستند.
اگر جای مفهوم عام و خاص عوض شود، جای الف و ب نیز در این چهار قضیه عوض میشود.
۴. عموم و خصوص منوجه
دو مفهوم مصداق مشترک دارند، اما هرکدام مصداقهایی خارج از دیگری نیز دارند.
الف ب
بعضی الف ب است. — موجبهٔ جزئیه
بعضی ب الف است. — موجبهٔ جزئیه
بعضی الف ب نیست. — سالبهٔ جزئیه
بعضی ب الف نیست. — سالبهٔ جزئیه
مثال: «ایرانی» و «معلم»؛ بعضی ایرانیان معلماند، بعضی معلمان ایرانیاند، بعضی ایرانیان معلم نیستند و بعضی معلمان ایرانی نیستند.
خلاصه درس ششم منطق دهم
قضیه جملهای معنادار و خبری است که بتوان دربارهٔ صدق یا کذب آن سخن گفت. در قضیهٔ حملی، چیزی برای چیزی اثبات یا از آن نفی میشود و اجزای اصلی آن موضوع، محمول و رابطهاند. رابطهٔ ایجابی، قضیه را موجبه و رابطهٔ سلبی، آن را سالبه میکند. اگر موضوع یک مصداق مشخص باشد، قضیه شخصیه است؛ اما قضیهٔ محصوره موضوعی کلی دارد و سور آن دامنهٔ مصداقها را مشخص میکند. محصورهها به موجبهٔ کلیه، سالبهٔ کلیه، موجبهٔ جزئیه و سالبهٔ جزئیه تقسیم میشوند. مهمترین نکته این است که «جزئیه» بودن قضیه را با «جزئی» بودن مفهوم موضوع و شخصیه بودن اشتباه نکنیم.





