معنی شعر نیایش الهی فارسی یازدهم؛ آرایهها و معنی کلمات صفحه ۱۵۵
معنی شعر نیایش الهی فارسی یازدهم صفحه ۱۵۵، همراه با معنی ابیات و کلمات، آرایههای ادبی، نکات زبانی و بررسی قالب شعر.
شعرخوانی «نیایش الهی» سرودهای در ستایش و نیایش خداوند است. شاعر در این ابیات از پروردگار میخواهد او را از گناه و نافرمانی دور کند، شوق بندگی و انجام کارهای نیک را در وجودش افزایش دهد و در روز رستاخیز او را از لطف و بخشش خود بهرهمند سازد.
در اعمالِ شایسته، چالاک کن
قلمرو زبانی:
الهی: خدای من، خدایا.
عصیان: سرکشی، نافرمانی و گناه.
اعمال: جمع «عمل»؛ کردارها و کارها.
شایسته: سزاوار، خوب و پسندیده.
چالاک: چابک، زرنگ و کوشا.
کن: فعل امر.
بیت: سه جمله؛ «الهی» یک شبهجمله و هر یک از دو فعل «کن» پایان یک جمله است.
قلمرو ادبی:
پاک کردن از عصیان: گناه و نافرمانی مانند آلودگیای تصور شده که میتوان آن را پاک کرد.
اعمال شایسته: ترکیب وصفی.
سراپا ز آلودگی پاک کن
قلمرو زبانی:
سراپا: تمام وجود، از سر تا پا.
آلوده: ناپاک.
آلودگی: ناپاکی؛ در اینجا گناه و نافرمانی.
آلودن: ناپاک کردن؛ بن ماضی «آلود» و بن مضارع «آلا».
آلودهام: «آلوده» مسند و «ـَ م» فعل اسنادی «هستم».
بیت: دو جمله.
قلمرو ادبی:
سراپا: مجاز از تمام وجود.
آلوده / آلودگی: اشتقاق.
پاک / آلودگی: تضاد.
سراپا: تکرار.
آلودگی در این بیت نمادی از گناه و نافرمانی است.
نه چون بیغمانم هوسناک کن
قلمرو زبانی:
عزم: اراده، قصد و تصمیم جدی.
بندگی: فرمانبرداری و عبادت خداوند.
چون: مانند؛ حرف اضافه.
بیغمان: افراد بیدرد و بیتفاوت.
هوسناک: گرفتار و متمایل به هوا و هوس.
بیغمانم: «ـَ م» ضمیر پیوسته با نقش مفعولی؛ یعنی «مرا چون بیغمان». این کاربرد را جهش ضمیر مینامند.
قلمرو ادبی:
دل: مجاز از وجود و جان شاعر.
بندگی: کنایه از فرمانبرداری و اطاعت از خداوند.
من چون بیغمان: تشبیه.
مکافات آن بر سرم خاک کن
قلمرو زبانی:
در: درگاه.
گر: اگر.
نیارم: نیاورم.
سجود: سجده کردن و به خاک افتادن برای عبادت.
مکافات: کیفر و مجازات.
خاک: در مصراع نخست «خاکِ درگاه» و در مصراع دوم در ترکیب کنایی «بر سر خاک کردن» آمده است.
بیت: دو جمله.
قلمرو ادبی:
خاک در: نشانۀ نهایت فروتنی و بندگی در پیشگاه خداوند.
سجود آوردن: کنایه از عبادت و فرمانبرداری.
بر سر خاک کردن: کنایه از خوار و بیچاره کردن.
خاک: واژهآرایی.
دلِ لشکر دیو، غمناک کن
قلمرو زبانی:
نشاط: شادی، شور و شوق.
عبادت: پرستش و بندگی خداوند.
مرا: در اینجا «را» به معنای «به» است؛ یعنی «به من».
لشکر: سپاه.
دیو: موجود اهریمنی؛ در اینجا شیطان و نیروهای شیطانی.
غمناک: غمگین و اندوهگین.
دل لشکر دیو: گروه اسمی؛ «دل» هسته و «لشکر دیو» وابستههای پسین آن هستند.
قلمرو ادبی:
دیو: نماد شیطان و نیروهای اهریمنی.
دل لشکر دیو: اضافه استعاری؛ برای لشکر دیو مانند انسان «دل» در نظر گرفته شده است.
دل را غمناک کردن: کنایه از ناراحت و ناامید کردن.
ز هولم در آن روز بیباک کن
قلمرو زبانی:
حشر: رستاخیز، روز قیامت و گرد آمدن مردگان.
حشرم: «ـَ م» ضمیر پیوسته با نقش متممی؛ یعنی «به من در حشر».
نامه: نامۀ اعمال.
هول: ترس و وحشت شدید.
بیباک: نترس و بیهراس.
آن روز: اشاره به روز قیامت.
بیت: دو جمله.
قلمرو ادبی:
نامه در دست راست دادن: اشاره به رستگاری و نیکفرجامی انسان در روز قیامت.
نامه: مجاز از اعمال و کردار انسان.
هول / بیباک: تقابل معنایی.
حشر، نامه، آن روز: مراعات نظیر و یادآور فضای روز قیامت.
معنی کلمات شعر نیایش الهی فارسی یازدهم
عصیان: سرکشی، نافرمانی و گناه
اعمال: کردارها و کارها؛ جمع «عمل»
شایسته: سزاوار و پسندیده
چالاک: چابک و کوشا
سراپا: تمام وجود
آلوده: ناپاک
آلودگی: ناپاکی
عزم: اراده و تصمیم جدی
بندگی: عبادت و فرمانبرداری
بیغمان: افراد بیدرد و بیتفاوت
هوسناک: گرفتار هوا و هوس
سجود: سجده کردن
مکافات: کیفر و مجازات
نشاط: شور و شوق و شادی
عبادت: پرستش و بندگی خداوند
حشر: رستاخیز و روز قیامت
هول: ترس و وحشت شدید
بیباک: نترس و بیهراس
مفهوم و پیام کلی شعر نیایش الهی چیست؟
در پایان نیز شاعر به روز رستاخیز توجه میکند و از خدا میخواهد نامۀ اعمالش را به دست راست او بدهد و وی را از ترس آن روز در امان نگه دارد. بنابراین مهمترین مفاهیم این شعر توبه و پاکی از گناه، بندگی خداوند، دوری از هوا و هوس، شوق عبادت و امید به رستگاری در قیامت است.





