ترجمه و جواب درس اول عربی یازدهم ریاضی و تجربی؛ من آیات الاخلاق صفحه ۲ تا ۱۸
ترجمه و پاسخ کامل درس اول عربی یازدهم ریاضی و تجربی، شامل معنی متن، لغات، اختبر نفسک، حوار و جواب تمرینهای صفحات ۲ تا ۱۸.
در ادامه، ترجمه متن و جواب کامل تمرینهای درس ۱ عربی یازدهم رشتههای علوم تجربی و ریاضی و فیزیک را از صفحه ۲ تا ۱۸ کتاب مشاهده میکنید.
ترجمه صفحه ۲ درس اول عربی یازدهم
ترجمه: از آیات اخلاق
الحُجُرات: ١١ و ١٢
ترجمه صفحه ۳ درس اول عربی یازدهم
«أَكْبَرُ الْعَيْبِ أَنْ تَعيبَ ما فيكَ مِثْلُهُ».
لا تَعيبُوا الْآخَرينَ. وَ لا تُلَقِّبوهُم بِأَلْقابٍ يَكْرَهونَها.
بِئْسَ الْعَمَلُ الْفُسوقُ! وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ وَ لَمْ يَتُبْ فَهُوَ مِنَ الظّالِمينَ.
معنی کلمات درس اول عربی یازدهم
| کلمه | معنی |
|---|---|
| اِتَّقىٰ | پروا کرد |
| سَخِرَ مِنْ | مسخره کرد |
| إِثْم | گناه |
| عابَ | عیبجویی کرد، عیب گرفت |
| اِغْتابَ | غیبت کرد |
| عُجْب | خودپسندی |
| عَسىٰ | شاید |
| فُسوق | آلوده شدن به گناه |
| بَعْض … بَعْض | یکدیگر |
| قَدْ | گاهی، شاید؛ بر سر مضارع |
| بِئْسَ | بد است |
| كَرِهَ | ناپسند داشت |
| تابَ | توبه کرد |
| لَمْ يَتُبْ | توبه نکرد |
| لَحْم | گوشت |
| تَجَسَّسَ | جاسوسی کرد |
| تَنابُز بِالْأَلْقابِ | به یکدیگر لقبهای زشت دادن |
| لَمَزَ | عیب گرفت |
| تَوّاب | بسیار توبهپذیر، بسیار توبهکننده |
| مَيِّت | مرده |
| خَفِيّ | پنهان |
جواب اختبر نفسک صفحه ۷ عربی یازدهم
ترجمه: از پیامبر خدا (ص) پرسیده شد: محبوبترین مردم نزد خدا چه کسی است؟ فرمود: سودمندترین مردم برای مردم.
اسم تفضیل: أَحَبُّ، أَنْفَعُ
ترجمه: بهترین زینت انسان، آرامش همراه با ایمان است.
اسم تفضیل: أَحْسَنُ
ترجمه: بهترین کارها، کسب درآمد از راه حلال است.
اسم تفضیل: أَفْضَلُ
جواب اختبر نفسک صفحه ۸ عربی یازدهم
ترجمه: پروردگارا، ما ایمان آوردیم؛ پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین مهربانانی.
ترجمه: بهترین برادران شما کسی است که عیبهایتان را به شما گوشزد کند.
ترجمه: بدترین مردم، انسان دورو است.
ترجمه: شب قدر از هزار ماه بهتر است.
جواب اختبر نفسک صفحه ۹ عربی یازدهم
ترجمه: و با آنان به روشی که بهتر است گفتوگو کن؛ همانا پروردگار تو به کسی که از راه او گمراه شده، داناتر است.
اسم تفضیل: أَحْسَنُ، أَعْلَمُ
ترجمه: و آخرت بهتر و پایدارتر است.
اسم تفضیل: خَيْرٌ، أَبْقىٰ
ترجمه: کتابخانۀ جندیشاپور در خوزستان، بزرگترین کتابخانه در جهان باستان بود.
اسم مکان: مَكْتَبَة
اسم تفضیل: أَكْبَر
ترجمه حوار صفحات ۱۰ و ۱۱ عربی یازدهم
گفتوگو در بازار
جواب تمرین اول صفحه ۱۲ عربی یازدهم
ترجمه: خوشاخلاقی نصف دین است.
المبتدأ: حُسْنُ
الخبر: نِصْفُ
ترجمه: هر کس اخلاقش بد باشد، خودش را عذاب میدهد.
المفعول: نَفْسَهُ
ترجمه: خدایا، همانگونه که آفرینش مرا نیکو گرداندی، اخلاق مرا نیز نیکو گردان.
الفعل الماضي: حَسَّنْتَ
فعل الأمر: حَسِّنْ
ترجمه: در ترازوی اعمال چیزی سنگینتر از اخلاق نیک نیست.
اسم التفضيل: أَثْقَلَ
الجارّ والمجرور: فِي الْميزانِ
جواب تمرین دوم صفحه ۱۳ عربی یازدهم
| الماضي | المضارع و المستقبل | الأمر و النهي | المصدر |
|---|---|---|---|
| قَدْ أَحْسَنَ نیکی کرده است |
يُحْسِنُ نیکی میکند |
أَحْسِنْ نیکی کن |
إِحْسان نیکی کردن |
| اِقْتَرَبَ نزدیک شد |
يَقْتَرِبونَ نزدیک میشوند |
لا تَقْتَرِبوا نزدیک نشوید |
اِقْتِراب نزدیک شدن |
| اِنْهَزَمَ شکست خورد |
سَيَنْهَزِمُ شکست خواهد خورد |
لا تَنْهَزِمْ شکست نخور |
اِنْهِزام شکست خوردن |
| اِسْتَغْفَرَ آمرزش خواست |
يَسْتَغْفِرُ آمرزش میخواهد |
اِسْتَغْفِرْ آمرزش بخواه |
اِسْتِغْفار آمرزش خواستن |
| ما سافَرْتُ سفر نکردم |
لا يُسافِرُ سفر نمیکند |
لا تُسافِرْ سفر نکن |
مُسافَرَة سفر کردن |
| تَعَلَّمَ یاد گرفت |
يَتَعَلَّمانِ یاد میگیرند |
تَعَلَّمْ یاد بگیر |
تَعَلُّم یاد گرفتن |
| تَبادَلْتُم مبادله کردید |
تَتَبادَلونَ مبادله میکنید |
لا تَتَبادَلوا مبادله نکنید |
تَبادُل مبادله کردن |
| قَدْ عَلَّمَ آموزش داده است |
سَوْفَ يُعَلِّمُ آموزش خواهد داد |
عَلِّمْ آموزش بده |
تَعْليم آموزش دادن |
جواب تمرین سوم صفحه ۱۴ عربی یازدهم
۱۰ + ۴ = ۱۴٢ـ مِئَةٌ تَقْسيمٌ عَلىٰ اثْنَيْنِ يُساوي خَمْسينَ.
۱۰۰ ÷ ۲ = ۵۰
٣ـ ثَمانِيَةٌ في ثَلاثَةٍ يُساوي أَرْبَعَةً وَ عِشْرينَ.
۸ × ۳ = ۲۴
٤ـ سِتَّةٌ وَ سَبْعونَ ناقِصُ أَحَدَ عَشَرَ يُساوي خَمْسَةً وَ سِتّينَ.
۷۶ − ۱۱ = ۶۵
جواب تمرین چهارم صفحه ۱۴ عربی یازدهم
ترجمه: پس خداوند آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد.
سَكينَتَهُ: مفعول
رَسولِهِ: مجرور به حرف جر
ترجمه: خداوند هیچکس را جز به اندازۀ توانش تکلیف نمیکند.
اللهُ: فاعل
نَفْساً: مفعول
ترجمه: سکوت طلا و سخن نقره است.
الْكَلامُ: مبتدا
فِضَّةٌ: خبر
ترجمه: محبوبترین بندگان خدا نزد خداوند، سودمندترین آنان برای بندگان او هستند.
أَحَبُّ: مبتدا
عِبادِ: مضافالیه
اللهِ در «عِبادِ اللهِ»: مضافالیه
اللهِ بعد از «إِلىٰ»: مجرور به حرف جر
أَنْفَعُهُم: خبر
ترجمه: دشمنی انسان خردمند از دوستی انسان نادان بهتر است.
عَداوَةُ: مبتدا
خَيْرٌ: خبر
صَداقةِ: مجرور به حرف جر
جواب تمرین پنجم صفحه ۱۵ عربی یازدهم
ترجمه: پروردگار مشرق و مغرب.
اسم مکان: الْمَشْرِقِ، الْمَغْرِبِ
ترجمه: همانا تو بسیار دانای امور پنهانی.
اسم مبالغه: عَلّامُ
ترجمه: چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟ این همان چیزی است که خدای رحمان وعده داده بود و فرستادگان راست گفتند.
اسم مکان: مَرْقَد
اسم مفعول: الْمُرْسَلونَ
ترجمه: ای کسی که نیکوکاران را دوست دارد.
اسم فاعل: الْمُحْسِنينَ
ترجمه: ای مهربانترین مهربانان.
اسم تفضیل: أَرْحَمَ
اسم فاعل: الرّاحِمينَ
ترجمه: ای پوشانندۀ هر عیبداری.
اسم فاعل: ساتِرَ
اسم مفعول: مَعْيوبٍ
ترجمه: ای بسیار آمرزندۀ گناهان.
اسم مبالغه: غَفّارَ
جواب تمرین ششم صفحه ۱۶ عربی یازدهم
پاسخ: مَيِّت٢ـ عُجْب ـ لَحْم ـ فُسوق ـ إِثْم
پاسخ: لَحْم
٣ـ سَخِرَ ـ عابَ ـ ساعَدَ ـ لَمَزَ
پاسخ: ساعَدَ
٤ـ أَحْمَر ـ أَحْسَن ـ أَجْمَل ـ أَصْلَح
پاسخ: أَحْمَر
٥ـ أَصْفَر ـ أَزْرَق ـ أَبْيَض ـ أَكْثَر
پاسخ: أَكْثَر
جواب تمرین هفتم صفحه ۱۶ عربی یازدهم
سَراويل ـ أَشْهُراً ـ مَواقِف
پاسخ: سَراويل٢ـ مَنْ ………………. الْمُؤْمِنينَ فَعَلَيْهِ أَنْ يَعْتَذِرَ إِلَيْهِم.
اِغْتابَ ـ اِتَّقىٰ ـ مَدَحَ
پاسخ: اِغْتابَ
٣ـ خَمْسَةٌ وَ سِتّونَ ناقِصُ ثَلاثَةٍ وَ عِشْرينَ يُساوي ………………. .
اِثْنَيْنِ وَ أَرْبَعينَ ـ اِثْنَيْنِ وَ سَبْعينَ ـ أَرْبَعَةً وَ عِشْرينَ
پاسخ: اِثْنَيْنِ وَ أَرْبَعينَ
٤ـ أَرادَ الزّائِرُ ………………. السِّعْرِ.
نَوعِيَّةَ ـ ميزانَ ـ تَخْفيضَ
پاسخ: تَخْفيضَ
جواب تمرین در خانه صفحه ۱۷ عربی یازدهم
| سؤال | گزینهها | پاسخ |
|---|---|---|
| ١ـ مَكانٌ كَبيرٌ تُصْنَعُ فيهِ الْأَشْياءُ بِواسِطَةِ الْآلاتِ وَ الْعُمّالِ. | مَصنَع ـ صِناعَة | مَصنَع |
| ٢ـ اِعْتِقادٌ غَيْرُ مُؤَكَّدٍ عَنْ شَيْءٍ ما بَيْنَ الشَّكِّ وَ الْيَقينِ. | تَنابُز ـ ظَنّ | ظَنّ |
| ٣ـ اَلْكَراهَةُ وَ الْخُصومَةُ بَيْنَ شَخْصَيْنِ أَوْ جَماعَتَيْنِ. | عَداوَة ـ أَعداء | عَداوَة |
| ٤ـ اَلْقيمَةُ النَّقْدِيَّةُ الَّتي تُدْفَعُ مُقابِلَ شِراءِ شَيْءٍ. | رَخيص ـ سِعْر | سِعْر |
| ٥ـ اَلْخُروجُ عَنْ أَمْرِ اللهِ وَ الْقَوانينِ الشَّرْعِيَّةِ. | سَكينَة ـ فُسوق | فُسوق |
| ٦ـ مَكانٌ لِلَّعِبِ وَ لِلرِّياضَةِ مِثْلَ كُرَةِ الْقَدَمِ. | لاعِب ـ مَلعَب | مَلعَب |
| ٧ـ عِشْرونَ ناقِصُ أَحَدَ عَشَرَ يُساوي ….. . | سَبْعَة ـ تِسْعَة | تِسْعَة |
| ٨ـ ما هُوَ وَزْنُ الْجَمْعِ لِاسْمِ الْمَكانِ؟ | مَفاعِل ـ أَفاعِل | مَفاعِل |
| ٩ـ ثَمانِيَةٌ في اثْنَيْنِ يُساوي ….. . | سِتَّةَ عَشَرَ ـ عَشَرَة | سِتَّةَ عَشَرَ |
| ١٠ـ اَلشَّخْصُ الَّذي أُرْسِلَ في مُهِمَّةٍ. | مُرسِل ـ مُرسَل | مُرسَل |
| ١١ـ كَلِمَةٌ مُفْرَدُها مِنْ غَيْرِ لَفْظِها. | رِجال ـ نِساء | نِساء |
| ١٢ـ لَوْنُ السَّماءِ الصّافِيَةِ وَ الْبَحْرِ. | أَزْرَق ـ أَصْفَر | أَزْرَق |
| ١٣ـ تَقْليلُ سِعْرِ شَيْءٍ فِي الْبَيْعِ. | تَخْفيض ـ شِراء | تَخْفيض |
| ١٤ـ أَداةٌ لِمَعْرِفَةِ وَزْنِ الْأَشْياءِ. | ميزان ـ أَثْقَل | ميزان |
| ١٥ـ أَيُّ كَلِمَةٍ اسْمُ الْمَفْعولِ؟ | مُحسِن ـ مَحمود | مَحمود |
| ١٦ـ مُتَرادِفٌ لِكَلِمَةِ «ذَنْب»؟ | ذَنْب ـ إِثْم | إِثْم |
| ١٧ـ أَيُّ كَلِمَةٍ اسْمُ الْمُبالَغَةِ؟ | جُهّال ـ غَفّار | غَفّار |
| ١٨ـ طَلَبُ الْمَغْفِرَةِ مِنَ اللهِ. | غَفّار ـ اِسْتِغْفار | اِسْتِغْفار |
| ١٩ـ أَيُّ كَلِمَةٍ اسْمُ الْفاعِلِ؟ | راحِم ـ أَرْحَم | راحِم |
| ٢٠ـ ما هُوَ جَمْعُ «أَكْبَر»؟ | كَبائِر ـ أَكابِر | أَكابِر |
جواب البحث العلمي صفحه ۱۸ عربی یازدهم
ترجمه: پنج اسم تفضیل از دعای افتتاح استخراج کنید.
پاسخ:
١ـ أَرْحَمُ الرّاحِمينَ ← مهربانترین مهربانان
٢ـ أَشَدُّ الْمُعاقِبينَ ← سختترین کیفرکنندگان
٣ـ أَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرينَ ← بزرگترین قدرتمندان
٤ـ أَفْضَلَ ← برتر، برترین
٥ـ أَحْسَنَ ← بهتر، بهترین
نکته: در ادامه همان دعا اسمهای تفضیل دیگری مانند أَجْمَلَ، أَكْمَلَ، أَزْكىٰ، أَنْمىٰ، أَطْيَبَ، أَطْهَرَ، أَسْنىٰ و أَكْثَرَ نیز آمدهاند.
⭐ نکات مهم امتحانی درس اول:
اسم تفضیل مفهوم برتری دارد و بیشتر بر وزن أَفْعَل میآید؛ مانند: أَكْبَر، أَحْسَن، أَجْمَل.
پس از اسم تفضیل اگر مِنْ بیاید، معمولاً معنی «برتر» دارد: أَكْبَرُ مِنْ = بزرگتر از.
اگر اسم تفضیل مضاف باشد، معمولاً معنی «برترین» میدهد: أَفْضَلُ الْأَعْمالِ = بهترین کارها.
خَيْر و شَرّ نیز گاهی معنی اسم تفضیل دارند: بهتر / بهترین و بدتر / بدترین.
اسم مکان بر مکان دلالت میکند و معمولاً بر وزنهایی مانند مَفْعَل، مَفْعِل و مَفْعَلَة میآید؛ مانند: مَلعَب، مَطعَم، مَصنَع، مَكتَبَة.
جمع بسیاری از اسمهای مکان بر وزن مَفاعِل میآید؛ مانند: مَدارِس، مَلاعِب، مَطاعِم، مَنازِل.





