مطالب درسی

جواب سوالات درس سوم فلسفه یازدهم | فلسفه و زندگی

پاسخ کامل درس ۳ فلسفه یازدهم «فلسفه و زندگی» شامل جواب بررسی صفحه ۲۰، تأمل صفحه ۲۲، درس‌آموزی صفحه ۲۳، بررسی و به کار ببندیم صفحات ۲۶ و ۲۷ کتاب.

درس سوم فلسفه یازدهم، «فلسفه و زندگی»، به ارتباط باورهای ما با هدف‌ها و شیوهٔ زندگی‌مان می‌پردازد. پاسخ بررسی، تأمل، درس آموزی و به کار ببندیم صفحات ۲۰، ۲۲، ۲۳، ۲۶ و ۲۷ را در ادامه می‌خوانید. برای فعالیت‌های انتخابی نیز چند نمونه پاسخ وجود دارد تا بتوانید پاسخ نزدیک‌تر به دیدگاه خودتان را انتخاب کنید.

پاسخ درس بعدی : جواب سوالات درس چهارم فلسفه یازدهم | آغاز تاریخی فلسفه

جواب بررسی صفحه ۲۰ فلسفه یازدهم

یادآوری داستان تاجر و ماهیگیر

تاجر به ماهیگیر پیشنهاد می‌کند با صید بیشتر و گسترش کارش، ثروتمند شود تا پس از سال‌ها بتواند با آرامش در کنار خانواده و دوستانش زندگی کند. ماهیگیر پاسخ می‌دهد که همین حالا نیز چنین زندگی‌ای دارد. پرسش‌های زیر دربارهٔ تفاوت نگاه این دو نفر به زندگی است.

۱ـ چرا ماهیگیر از پیشنهاد تاجر استقبال نکرد؟

پاسخ: چون آنچه تاجر برای پایان این مسیر طولانی وعده می‌داد، تا حد زیادی در زندگی فعلی ماهیگیر وجود داشت: تأمین نیاز خانواده، فرصت استراحت و بودن در کنار عزیزان. از نظر ماهیگیر، سال‌ها تلاش برای رسیدن به وضعیتی شبیه زندگی کنونی‌اش ضرورت نداشت؛ زیرا افزایش ثروت، هدف اصلی او نبود.

۲ـ این دو سبک متفاوت زندگی ریشه در چه دیدگاه‌هایی دارد؟

پاسخ: این تفاوت به برداشت آنها از خوشبختی و هدف زندگی برمی‌گردد. تاجر، گسترش کسب‌وکار و افزایش ثروت را راه رسیدن به آسایش آینده می‌داند؛ اما ماهیگیر، تأمین نیازهای ضروری، آرامش و ارتباط با خانواده و دوستان را برای رضایت از زندگی مهم‌تر می‌شمارد. بنابراین، تفاوت باورهای آنها به انتخاب دو سبک زندگی متفاوت منجر شده است.

۳ـ آیا همه می‌توانند براساس نگاه ماهیگیر یا تاجر زندگی کنند؟

پاسخ: نمی‌توان یکی از این دو شیوه را بدون توجه به شرایط، برای همه مناسب دانست. انسان‌ها نیازها، مسئولیت‌ها و هدف‌های متفاوتی دارند. جامعه هم به تلاش و تولید نیاز دارد و هم به حفظ آرامش، روابط انسانی و فرصت اندیشیدن. هر فرد باید با بررسی باورها و شرایط خود، شیوه‌ای سنجیده برای زندگی انتخاب کند.

نمونه پاسخ دیگر: به نظر من، می‌توان از هر دو نگاه نکته‌ای آموخت: از تاجر، برنامه‌ریزی و تلاش برای آینده و از ماهیگیر، توجه به ارزش زمان و رابطه با خانواده. مهم این است که بدانیم برای چه هدفی تلاش می‌کنیم و در این مسیر چه چیزهایی را نباید از دست بدهیم.

جواب تأمل صفحه ۲۲ فلسفه یازدهم

می‌گویند وقتی فقر تالس را به رُخش کشیدند، تمام پولی را که داشت به ودیعه نهاد و دستگاه‌های روغن زیتون‌گیری کرایه کرد. هنگام چیدن محصول که دستگاه‌ها مورد نیاز بود، آنها را به قیمتی که می‌خواست، به دیگران واگذار کرد. با این عمل نشان داد که اگر دارایی و ثروتی ندارد، ناتوانی او در کسب پول نیست. او به چیزهای دیگری دلبستگی دارد.

آیا می‌توانید حدس بزنید که او دربارۀ زندگی چگونه می‌اندیشیده و چه هدفی در زندگی داشته؟

پاسخ: از این حکایت می‌توان حدس زد که تالس، ارزش زندگی را فقط در جمع کردن ثروت نمی‌دانسته و شناخت حقیقت و اندیشیدن برایش اهمیت بیشتری داشته است. او نشان داد که می‌تواند درآمد کسب کند، اما ترجیح می‌دهد هدف اصلی زندگی‌اش چیزی فراتر از پول باشد.

نمونه پاسخ کوتاه: احتمالاً تالس، ثروت را وسیله‌ای برای زندگی می‌دانست، نه تمام هدف آن. او به دانایی و کشف حقیقت بیش از ثروت‌اندوزی دلبستگی داشت.

جواب درس آموزی صفحه ۲۳ فلسفه یازدهم

ارسطو، فیلسوف بزرگ یونانی، سال‌های فراوانی شاگرد افلاطون بود. او استاد خود را بسیار دوست می‌داشت. اما در هر موضوعی، تا خودش قانع نمی‌شد، آن را نمی‌پذیرفت. به همین جهت در برخی مسائل با استاد خود اختلاف نظر پیدا کرد. برخی او را سرزنش می‌کردند که چرا نظر استاد خود را رد می‌کند. مشهور است که وی در جواب می‌گفت:

«افلاطون برای من عزیز است، امّا حقیقت عزیزتر است.»

از این حکایت کوتاه و جملۀ ارسطو چه درس‌هایی می‌توان گرفت؟

پاسخ: می‌آموزیم که احترام و علاقه به دیگران نباید جای بررسی دلیل‌های آنها را بگیرد. انسان باید در اندیشه مستقل باشد و سخنی را به دلیل درستی آن بپذیرد، نه فقط به خاطر شهرت یا محبوبیت گوینده. همچنین می‌توان با نظر استاد یا دوست خود مخالفت کرد و در عین حال، احترام او را نگه داشت.

درس‌های قابل استفاده در زندگی:

✅ پیش از پذیرفتن یک عقیده، دلیل آن را بررسی کنیم.

✅ حقیقت را بر تعصب و وابستگی شخصی ترجیح دهیم.

✅ مخالفت فکری را با بی‌احترامی و دشمنی یکی ندانیم.

✅ اگر دلیل محکمی برخلاف نظر خود یافتیم، آمادهٔ اصلاح آن باشیم.

جواب بررسی صفحه ۲۶ فلسفه یازدهم

یادآوری تمثیل غار افلاطون

زندانیان غار فقط سایه‌ها را می‌بینند و آنها را واقعیت می‌پندارند. یکی از آنها از بند رها می‌شود و پس از تحمل دشواریِ روبه‌رو شدن با روشنایی، اشیای واقعی را می‌شناسد. وقتی برای آگاه کردن دیگران برمی‌گردد، زندانیان سخنش را نمی‌پذیرند؛ زیرا به دیدن سایه‌ها عادت کرده‌اند.

با توجه به تمثیل غار افلاطون،

۱ـ گذر از یک وضع عادی و رسیدن به حقیقت برتر در پرتو چه چیزی به‌دست می‌آید؟

پاسخ: در پرتو تفکر و جست‌وجوی حقیقت، رها شدن از عادت‌های نادرست و پذیرفتن دشواری یادگیری. انسان باید باورهای همیشگی خود را بررسی کند و با کمک عقل و راهنمایی آگاهان، از دانسته‌های محدودش فراتر برود.

۲ـ رنج رسیدن به حقیقت شیرین‌تر است یا راحتی ماندن در نادانی؟

پاسخ: رنج رسیدن به حقیقت شیرین‌تر است؛ زیرا به آگاهی، آزادی فکری و انتخاب‌های سنجیده‌تر می‌انجامد. راحتیِ ماندن در نادانی، انسان را در همان باورهای اشتباه نگه می‌دارد.

۳ـ چرا افلاطون ماندن در نادانی و عدم درک حقیقت را به زندانی دربند تشبیه کرده است؟

پاسخ: چون نادانی و عادت‌های فکری می‌توانند مانند زنجیر، انسان را محدود کنند. همان‌طور که زندانیِ دربند نمی‌تواند آزادانه حرکت کند و بیرون را ببیند، فرد گرفتار نادانی نیز ممکن است فقط برداشت محدود خود را حقیقت بداند و نتواند دیدگاه‌های دیگر را بررسی کند.

۴ـ بزرگ‌ترین زندانی که بشر ممکن است به آن گرفتار شود، چیست؟

پاسخ: زندان جهل و باورهای نادرست؛ به‌ویژه زمانی که انسان از نادانی خود خبر ندارد و تصور می‌کند همهٔ حقیقت را شناخته است. چنین فردی، تعصب‌ها و عادت‌های فکری خود را زیر سؤال نمی‌برد و راه آگاهی بیشتر را بر خود می‌بندد.

۵ـ چرا زندانیان در غار سخنان جوانی را که برای رهایی آنها برگشته بود، نمی‌پذیرفتند؟

پاسخ: زیرا از آغاز به دیدن سایه‌ها عادت کرده بودند و تجربه‌ای از جهان بیرون نداشتند. سخنان جوان با باورهای همیشگی آنها سازگار نبود. همچنین وقتی او پس از بازگشت، در تاریکی غار به‌خوبی نمی‌دید، زندانیان تصور کردند بیرون رفتن به بینایی او آسیب زده است؛ بنابراین به جای بررسی سخنش، او را نادرست‌گو می‌دانستند.

جواب به کار ببندیم صفحه ۲۶ فلسفه یازدهم

۱ـ کسانی می‌گویند:

«زندگی برخی فیلسوفان نشان می‌دهد که آنها سرگرم بحث‌های انتزاعی خود بوده‌اند و کاری به زندگی واقعی مردم نداشته‌اند. پس چرا ما از آنها دنباله‌روی کنیم؟»

آیا جمله بالا از نظر شما درست است یا غلط؟
اگر درست است، دلیل خود را توضیح دهید.
اگر غلط است، جهت مغالطه را مشخّص کنید و آن را توضیح دهید.

پاسخ: نتیجه‌گیری این سخن درست نیست و در آن مغالطهٔ تعمیم ناروا وجود دارد. حتی اگر برخی فیلسوفان به زندگی روزمرهٔ مردم توجه نکرده باشند، نمی‌توان این ویژگی را به همهٔ فیلسوفان نسبت داد یا نتیجه گرفت که فلسفه برای زندگی فایده‌ای ندارد.

همچنین برای داوری دربارهٔ یک اندیشه باید دلیل‌های آن را بررسی کنیم. شیوهٔ زندگی چند نفر، به‌تنهایی درستی یا نادرستی همهٔ اندیشه‌های فلسفی را مشخص نمی‌کند. هدف از آموختن فلسفه نیز دنباله‌روی بی‌دلیل از فیلسوفان نیست؛ بلکه یاد گرفتن اندیشیدن و ارزیابی استدلال‌هاست.

📌 خطای اصلی این استدلال، عبور از «برخی فیلسوفان» به یک داوری کلی دربارهٔ فیلسوفان و فلسفه است. امکان درست بودن یک گزارش جزئی، نتیجه‌گیری کلی از آن را معتبر نمی‌کند.

۲ـ کدام‌یک از ابیات زیر، تأمل‌برانگیزتر است و توجه شما را بیشتر جلب می‌کند؟

۱ـ من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم

منسوب به مولوی

۲ـ این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار

سعدی

۳ـ عالَم ظهور جلوۀ یار است و جاهلان
در جست‌وجوی یار به عالَم دویده‌اند

فؤاد کرمانی

۴ـ از کجا آمده‌ام؟ آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می‌روم آخر؟ ننمایی وطنم؟

منسوب به مولوی

پاسخ: انتخاب بیت به نظر شما بستگی دارد. برای هر چهار بیت می‌توان دلیل روشنی بیان کرد؛ نمونه‌های زیر به انتخاب و توضیح شما کمک می‌کنند.

نمونه پاسخ برای انتخاب بیت چهارم

بیت چهارم برای من تأمل‌برانگیزتر است؛ چون سه پرسش مهم را مطرح می‌کند: از کجا آمده‌ام، برای چه زندگی می‌کنم و سرانجام من چیست؟ این پرسش‌ها باعث می‌شوند دربارهٔ هدف زندگی‌ام جدی‌تر فکر کنم.

نمونه پاسخ برای انتخاب بیت دوم

بیت دوم توجه مرا بیشتر جلب می‌کند؛ چون می‌گوید فقط دیدن شگفتی‌های جهان کافی نیست و باید دربارهٔ آنها اندیشید. این بیت یادآوری می‌کند که بی‌تفاوت از کنار جهان و پرسش‌های آن نگذرم.

نمونه پاسخ برای انتخاب بیت اول

بیت اول را انتخاب می‌کنم؛ زیرا مرا به فکر دربارهٔ مبدأ و مقصد زندگی می‌اندازد. شاعر، آمدن و رفتن انسان را در ارتباط با آفرینندهٔ او می‌بیند و از بازگشت به وطن حقیقی سخن می‌گوید.

نمونه پاسخ برای انتخاب بیت سوم

بیت سوم برای من جالب‌تر است؛ چون شاعر، جهان را جلوه‌ای از محبوب الهی می‌داند. این بیت مرا به این فکر می‌اندازد که گاهی نشانه‌های چیزی پیش چشم ماست، اما به دلیل ناآگاهی متوجه آنها نمی‌شویم.

جواب به کار ببندیم صفحه ۲۷ فلسفه یازدهم

۳ـ از میان اشعاری که در کتاب‌های درسی خوانده‌اید یا در کتاب‌های دیگر دیده‌اید، چند مورد را که برای شما تفکربرانگیز بوده است انتخاب کنید و بگویید که چرا توجه شما را بیشتر جلب کرده است.

پاسخ: می‌توانید چند نمونه از شعرهای زیر را انتخاب کنید و دلیل انتخاب را متناسب با برداشت خودتان بنویسید.

نمونه اول؛ ارزش دانایی ـ فردوسی

توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود

این بیت برای من تفکربرانگیز است؛ زیرا قدرت انسان را فقط در زور بدنی نمی‌بیند و دانایی را سرچشمهٔ توانایی معرفی می‌کند. با خواندن آن فکر می‌کنم که یادگیری چگونه می‌تواند تصمیم‌ها و زندگی مرا بهتر کند.

نمونه دوم؛ ارزش واقعی انسان ـ سعدی

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

این بیت مرا به فکر می‌اندازد که انسان‌ها را با چه معیاری قضاوت می‌کنم. ظاهر، لباس و دارایی به‌تنهایی نشان‌دهندهٔ ارزش انسان نیستند؛ رفتار و ویژگی‌های انسانی او اهمیت بیشتری دارند.

نمونه سوم؛ ارزش فرصت زندگی ـ سعدی

هر دم از عمر می‌رود نفسی
چون نگه می‌کنم نمانده بسی

این بیت توجه مرا به گذشت زمان جلب می‌کند. از خودم می‌پرسم وقت و توانم را صرف چه کارهایی می‌کنم و آیا انتخاب‌های روزانه‌ام با هدف‌هایی که برای زندگی دارم هماهنگ است یا نه.

نمونه چهارم؛ مسئولیت در برابر دیگران ـ سعدی

تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

این بیت باعث می‌شود دربارهٔ مسئولیت خود در برابر رنج دیگران فکر کنم. برای من پیام آن این است که زندگی انسانی فقط رسیدگی به خواسته‌های شخصی نیست و همدلی و کمک به دیگران نیز به زندگی معنا می‌دهد.

۴ـ عبارت‌های زیر را بخوانید و بگویید کدام عبارت از نظر شما زیباتر است؟

۱ـ تولد و مرگ ما در اختیار ما نیست؛ امّا فاصلۀ بین آن دو را ما تکمیل می‌کنیم.

۲ـ هیچ‌کس نمی‌تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند، امّا همه می‌توانند از همین حالا شروع کنند.

۳ـ پرواز را بیاموز، نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آنکه به اندازۀ فاصلۀ زمین تا آسمان گسترده شوی.

۴ـ در مقابل مشکلات خم به ابرو نیاور! کارگردان، همیشه سخت‌ترین نقش را به بهترین بازیگر می‌دهد.

پاسخ: این پرسش پاسخ یکسانی برای همه ندارد. یکی از عبارت‌ها را انتخاب کنید و توضیح دهید چه پیامی در آن برای شما ارزشمندتر است. نمونه‌های زیر برای هر چهار انتخاب قابل استفاده‌اند.

نمونه پاسخ برای عبارت اول

عبارت اول برای من زیباتر است؛ چون یادآوری می‌کند با اینکه بر همهٔ شرایط زندگی اختیار ندارم، در بسیاری از انتخاب‌ها و رفتارهایم مسئولم. می‌توانم فرصت زندگی را با یادگیری، محبت و کارهای مفید پربارتر کنم.

نمونه پاسخ برای عبارت دوم

عبارت دوم را بیشتر دوست دارم؛ زیرا به من امید می‌دهد. گذشته را نمی‌توانم تغییر دهم، اما می‌توانم از اشتباهاتم یاد بگیرم و از امروز تصمیم بهتری بگیرم. برای مثال، اگر تا امروز برنامهٔ درسی مناسبی نداشته‌ام، می‌توانم اکنون برنامه‌ریزی را شروع کنم.

نمونه پاسخ برای عبارت سوم

عبارت سوم برای من زیباتر است؛ چون پرواز را نماد رشد و گسترش توانایی‌های انسان می‌دانم. برداشت من این است که پیشرفت فقط تغییر جایگاه نیست؛ باید نگاه، دانش و ظرفیت وجودی ما نیز گسترده‌تر شود.

نمونه پاسخ برای عبارت چهارم

عبارت چهارم را انتخاب می‌کنم؛ چون مرا به پایداری در برابر دشواری‌ها تشویق می‌کند. پیام امیدبخش آن برای من این است که با دیدن یک مشکل، توانایی خود را نادیده نگیرم و با تلاش، فکر کردن و کمک گرفتن، راهی برای حل آن پیدا کنم.

خلاصه درس سوم فلسفه یازدهم

باورهای ما دربارهٔ جهان و انسان، بر هدف‌ها و شیوهٔ زندگی‌مان اثر می‌گذارند؛ به همین دلیل، فلسفهٔ هر فرد به زندگی او معنا می‌دهد. تفکر فلسفی کمک می‌کند دلیل باورهایمان را بشناسیم، باورهای درست را بپذیریم و باورهای نادرست را اصلاح کنیم. دوری از مغالطه، استقلال در اندیشه و رهایی از عادت‌های غیرمنطقی از فواید این نوع تفکر است. حکایت ارسطو نشان می‌دهد حقیقت‌جویی با احترام به دیگران سازگار است و تمثیل غار افلاطون یادآوری می‌کند که رسیدن به آگاهی، گاهی به شجاعت و تحمل دشواری نیاز دارد.

اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا