مطالب درسی

جواب سوالات درس دوم فلسفه یازدهم | ریشه و شاخه های فلسفه

پاسخ کامل درس ۲ فلسفه یازدهم «ریشه و شاخه‌های فلسفه» شامل جواب دسته‌بندی، بررسی، تکمیل کنید، تطبیق و به کار ببندیم صفحات ۱۲، ۱۳، ۱۵، ۱۶، ۱۷ و ۱۸ کتاب.

در درس دوم فلسفه یازدهم، «ریشه و شاخه‌های فلسفه»، با تفاوت پرسش‌های بنیادی فلسفه و موضوعات شاخه‌های آن آشنا می‌شویم. پاسخ فعالیت‌های این درس کمک می‌کند وجودشناسی و معرفت‌شناسی را از فلسفه‌های مضاف، مانند فلسفه اخلاق و فلسفه سیاست، تشخیص دهید.

جواب دسته بندی صفحه ۱۲ فلسفه یازدهم

گزاره‌های فلسفی زیر، نظر برخی فیلسوفان دربارۀ موضوعات مختلف فلسفی است. اگر دقت کنید، می‌بینید برخی از آنها اساسی‌تر و بنیادی‌تر هستند. این گزاره‌ها را در ردیف یک و بقیه را در ردیف دو علامت بزنید.

پاسخ: گزاره‌هایی که به اصل هستی یا امکان و راه‌های شناخت می‌پردازند، بنیادی‌ترند و در بخش «یک» علامت می‌خورند. گزاره‌های مربوط به موضوعات مشخص‌تری مانند زندگی اجتماعی، سیاست و اخلاق، در بخش «دو» قرار می‌گیرند.

شماره گزاره یک دو
۱ انسان ذاتاً به زندگی اجتماعی گرایش دارد (مدنی بالطبع است). — ✓
۲ هستی یک وجود بی‌انتهاست و حد و مرزی ندارد. ✓ —
۳ اساس حکومت و سیاست را قدرت تشکیل می‌دهد. — ✓
۴ زندگی را با امید به آینده بنا کن، زیرا جهان طراحی دقیقی دارد. — ✓
۵ تاریخ انسان از قانونمندی خاصی پیروی می‌کند. — ✓
۶ درک واقعیت‌های هستی امکان‌پذیر است. ✓ —
۷ برخی از فضائل اخلاقی ذاتاً ارزشمند هستند. — ✓
۸ قانون علّیت در سراسر عالم جاری و ساری است. ✓ —
۹ موجودات جهان به دو دستۀ زوال‌پذیر و زوال‌ناپذیر تقسیم می‌شوند. ✓ —
۱۰ راه‌های مختلفی برای شناخت جهان وجود دارد. ✓ —

📌 در گزارهٔ چهارم، موضوع اصلی چگونگی زندگی انسان است؛ بنابراین کل گزاره را در بخش «دو» قرار می‌دهیم. بخش «جهان طراحی دقیقی دارد» پشتوانهٔ هستی‌شناسانهٔ این توصیه است. این مثال نشان می‌دهد شاخه‌های فلسفه از مباحث بنیادی آن کمک می‌گیرند.

جواب بررسی صفحه ۱۳ فلسفه یازدهم

بار دیگر به فعالیت ابتدای درس بازگردید و ببینید که کدام یک از گزاره‌ها مربوط به وجودشناسی و کدام مربوط به معرفت‌شناسی است.

پاسخ: از میان گزاره‌های بنیادی فعالیت صفحهٔ ۱۲، گزاره‌های ۲، ۸ و ۹ به وجودشناسی و گزاره‌های ۶ و ۱۰ به معرفت‌شناسی مربوط می‌شوند.

حوزهٔ فلسفی گزاره‌های مربوط
وجودشناسی

۲ـ هستی یک وجود بی‌انتهاست و حد و مرزی ندارد.

۸ـ قانون علّیت در سراسر عالم جاری و ساری است.

۹ـ موجودات جهان به دو دستۀ زوال‌پذیر و زوال‌ناپذیر تقسیم می‌شوند.

معرفت‌شناسی

۶ـ درک واقعیت‌های هستی امکان‌پذیر است.

۱۰ـ راه‌های مختلفی برای شناخت جهان وجود دارد.

وجودشناسی دربارهٔ خود هستی و احکام کلی آن بحث می‌کند؛ اما معرفت‌شناسی به شناخت انسان، امکان شناخت و راه‌های دستیابی به آن می‌پردازد.

جواب تکمیل کنید صفحه ۱۵ فلسفه یازدهم

نام فلسفه‌های مضافی را که می‌دانید، در دایره‌های خالی بنویسید.

پاسخ: در هشت دایرهٔ خالی می‌توانید نام‌های زیر را بنویسید. این نمونه‌ها از شاخه‌هایی هستند که در متن درس معرفی شده‌اند.

هستی‌شناسی
و
معرفت‌شناسی
فلسفه
اخلاق
فلسفه
دین
فلسفه
تاریخ
فلسفه
طبیعت
فلسفه
فرهنگ
فلسفه
تکنولوژی
فلسفه
حقوق
فلسفه
فیزیک

نمونه‌های دیگر: فلسفهٔ هنر، فلسفهٔ سیاست، فلسفهٔ تعلیم و تربیت و فلسفهٔ علوم اجتماعی نیز پاسخ‌های مناسبی هستند. لازم نیست ترتیب نام‌ها در دایره‌ها دقیقاً مانند این نمونه باشد.

جواب تطبیق صفحه ۱۶ فلسفه یازدهم

به این کلمات و اصطلاحات توجه کنید: مالکیت خصوصی، مالکیت دولتی، عدالت، آزادی، سرمایه‌داری، بیمه‌های فراگیر، تعاونی‌های اقتصادی، مدارس خصوصی، مدارس دولتی؛ این کلمات، با کدام یک از دو دیدگاه در فلسفۀ علوم اجتماعی تناسب بیشتری دارند؟

پاسخ: با توجه به توضیح دو دیدگاه در کتاب، جدول را می‌توان این‌گونه کامل کرد:

دیدگاه کلمات و اصطلاحات
اصالت فرد مالکیت خصوصی، آزادی، سرمایه‌داری، مدارس خصوصی
اصالت جامعه مالکیت دولتی، عدالت، بیمه‌های فراگیر، تعاونی‌های اقتصادی، مدارس دولتی

دلیل تطبیق: دیدگاه اصالت فرد بر اختیار و منافع فردی تأکید بیشتری دارد؛ به همین دلیل، آزادی و مالکیت خصوصی با آن تناسب بیشتری پیدا می‌کنند. دیدگاه اصالت جامعه، مصالح جمعی و تأمین نیازهای عمومی را برجسته‌تر می‌داند؛ بنابراین خدمات فراگیر و مالکیت دولتی با آن متناسب‌ترند.

📌 سؤال دربارهٔ «تناسب بیشتر» است. قرار گرفتن عدالت در یک ستون و آزادی در ستون دیگر به این معنا نیست که هر دیدگاه، ارزشِ ستون مقابل را کاملاً رد می‌کند.

جواب دسته بندی صفحه ۱۷ فلسفه یازدهم

بار دیگر به فعالیت ابتدای درس بازگردید و نام فلسفۀ مضاف هر یک از گزاره‌ها را که به شاخه‌های فلسفه مربوط می‌شوند، روبه‌روی آنها بنویسید.

پاسخ: گزاره‌های ۱، ۳، ۴، ۵ و ۷ به شاخه‌های فلسفه مربوط‌اند:

گزاره فلسفهٔ مضاف مربوط
۱ـ انسان ذاتاً به زندگی اجتماعی گرایش دارد (مدنی بالطبع است). فلسفهٔ علوم اجتماعی
۳ـ اساس حکومت و سیاست را قدرت تشکیل می‌دهد. فلسفهٔ سیاست
۴ـ زندگی را با امید به آینده بنا کن، زیرا جهان طراحی دقیقی دارد. انسان‌شناسی فلسفی؛ فلسفهٔ زندگی
۵ـ تاریخ انسان از قانونمندی خاصی پیروی می‌کند. فلسفهٔ تاریخ
۷ـ برخی از فضائل اخلاقی ذاتاً ارزشمند هستند. فلسفهٔ اخلاق

برای تشخیص شاخهٔ هر گزاره، به موضوع اصلی آن توجه کنید؛ مثلاً موضوع گزارهٔ سوم حکومت و سیاست است و موضوع گزارهٔ هفتم، ارزش فضائل اخلاقی.

جواب به کار ببندیم صفحه ۱۸ فلسفه یازدهم

علی و دوستش در مورد موضوع علم فیزیک بحث می‌کنند. علی معتقد است موضوع فیزیک در فلسفه تعریف و اثبات می‌شود اما دوستش اعتقاد دارد فیزیک هیچ ربطی به فلسفه ندارد، زیرا برخی از فیزیک‌دانان به اثبات موضوع فیزیک پرداخته‌اند.

نظر شما در این باره چیست؟ موقعی که دانشمند فیزیک به اثبات موضوع علم خود می‌پردازد آیا کار یک فیزیک‌دان را انجام می‌دهد یا وارد قلمرو دیگری شده است؟ نظر خود را با دلیل در کلاس ارائه کنید.

پاسخ: با توجه به توضیح کتاب، نظر علی درست است. هنگامی که یک فیزیک‌دان به تعریف و اثبات موضوع علم فیزیک می‌پردازد، وارد قلمرو فلسفه می‌شود و کاری فلسفی انجام می‌دهد. فیزیک، موضوع خود را می‌پذیرد و با مشاهده و آزمایش، ویژگی‌ها و قوانین مربوط به آن را بررسی می‌کند؛ اما بحث دربارهٔ اصل وجود و مبانی آن موضوع، بحثی فلسفی است.

اینکه گوینده فیزیک‌دان باشد، به‌تنهایی مشخص نمی‌کند که سخن او یک بحث فیزیکی است. نوع پرسش و روش بررسی تعیین می‌کنند که بحث به کدام دانش تعلق دارد. یک دانشمند می‌تواند در پژوهشی کار فیزیکی و در بحثی دیگر کار فلسفی انجام دهد.

مثال برای فهم بهتر: وقتی دانشمندی با آزمایش، انبساط یک فلز را بر اثر گرما اندازه می‌گیرد، در حال پژوهش فیزیکی است. اما اگر دربارهٔ اعتبار شناخت تجربی یا مبنای پذیرش رابطهٔ علت و معلول بحث کند، به یک مسئلهٔ فلسفی می‌پردازد.

نمونه پاسخ کوتاه برای ارائه در کلاس:

«به نظر من، علی درست می‌گوید. اگر یک فیزیک‌دان دربارهٔ اصل وجود و مبانی موضوع فیزیک استدلال کند، وارد فلسفه شده است. رشتهٔ تحصیلیِ فرد، نوع همهٔ بحث‌های او را تعیین نمی‌کند؛ باید ببینیم چه پرسشی را با چه روشی بررسی می‌کند.»

خلاصه درس دوم فلسفه یازدهم

وجودشناسی و معرفت‌شناسی، مباحث بنیادی و ریشه‌های فلسفه‌اند. وجودشناسی دربارهٔ هستی و احکام کلی آن بحث می‌کند و معرفت‌شناسی به امکان، راه‌ها و اعتبار شناخت می‌پردازد. شاخه‌های فلسفه یا فلسفه‌های مضاف، این مباحث بنیادی را در بررسی موضوعاتی مانند اخلاق، سیاست، تاریخ، جامعه و علوم به کار می‌گیرند. برای مثال، فلسفهٔ علوم اجتماعی دربارهٔ نسبت فرد و جامعه بحث می‌کند. فلسفه همچنین با علوم ارتباط دارد و مبانی و موضوعات آنها را بررسی می‌کند؛ بنابراین ممکن است یک دانشمند هنگام بررسی مبانی علم خود، وارد بحثی فلسفی شود.

اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا