مطالب درسی

جواب سوالات درس اول فلسفه یازدهم | چیستی فلسفه

پاسخ کامل درس ۱ فلسفه یازدهم «چیستی فلسفه» شامل جواب مقایسه صفحه ۴، خودارزیابی صفحات ۵ و ۶، تفکیک صفحه ۹، تفکر صفحه ۱۰ و به کار ببندیم صفحه ۱۱ کتاب.

درس اول فلسفه یازدهم، «چیستی فلسفه»، درباره تفاوت پرسش‌های روزمره با پرسش‌های بنیادی و شیوه تفکر فلسفی است. در این مطلب از تاپ ناپ، پاسخ پرسش‌های آغاز درس و فعالیت‌های صفحات ۴، ۵، ۶، ۹، ۱۰ و ۱۱ را می‌خوانید. برای فعالیت‌هایی که به نظر و تجربه شما بستگی دارند، نمونه پاسخ هم قرار دارد.

پاسخ درس بعدی : جواب سوالات درس دوم فلسفه یازدهم | ریشه و شاخه های فلسفه

📌 فعالیت‌های ستاره‌دار کتاب پاسخ واحدی ندارند. در این فعالیت‌ها، مهم است بتوانید برای نظر خود دلیل بیاورید.

جواب سوالات صفحه ۲ فلسفه یازدهم

۱ـ از هر کسی بپرسید که چقدر به حفظ زمین اهمّیت می‌دهی، می‌گوید: حفظ زمین اهمّیت ویژه دارد. با این وجود دانشمندان می‌گویند تنها موجودی که زمین را تهدید می‌کند، نوع بشر است؛ آنان می‌گویند بشر از طریق ایجاد جامعه‌های صنعتی مصیبت‌های بزرگی برای محیط‌زیست پدید آورده است، در همین صد سال اخیر نسل میلیون‌ها گیاه و حیوان منقرض شده و دیگر خبری از آنها نیست.

آیا اصلاً نوع بشر در تخریب زمین مقصّر است؟
مگر انسان چه خصوصیتی دارد که چنین می‌کند؟
نظر شما در این باره چیست؟

پاسخ: نمونه پاسخ: انسان در بخش مهمی از تخریب محیط‌زیست نقش دارد؛ زیرا می‌تواند با ابزار و فناوری، طبیعت را در مقیاس بزرگی تغییر دهد. هنگامی که سود کوتاه‌مدت و مصرف بیشتر را بر حفظ طبیعت ترجیح می‌دهد، به زمین آسیب می‌زند. البته همه انسان‌ها به یک اندازه مسئول نیستند و بسیاری هم برای حفاظت از طبیعت تلاش می‌کنند. به نظر من، توانایی انسان باید همراه با مسئولیت‌پذیری باشد؛ همان‌طور که می‌توانیم طبیعت را تخریب کنیم، می‌توانیم از آن مراقبت کنیم.

۲ـ از هر کسی دربارۀ عدالت بپرسید، خواهد گفت مهم‌ترین عامل دوام و بقای جامعه عدالت است. در عین حال همۀ جوامع در طول تاریخ از بی‌عدالتی در رنج بوده و بسیاری از مردم برای رسیدن به عدالت فداکاری کرده‌اند اما به آن نرسیده‌اند. اندیشمندان در پی آن بوده‌اند که بدانند چرا این تناقض در گفتار و عمل افراد وجود دارد. در این باره نظرهایی هم داده‌اند.

امّا واقعاً ریشۀ این تناقض در کجاست؟
آیا انسان‌ها با آن چیزی که دوست دارند، دشمنی می‌ورزند و از آن فرار می‌کنند؟
آیا شما می‌توانید به این سؤال‌ها پاسخ قانع‌کننده بدهید؟

پاسخ: نمونه پاسخ: گاهی انسان عدالت را دوست دارد، اما وقتی اجرای آن با منفعت شخصی‌اش ناسازگار می‌شود، منفعت خود را ترجیح می‌دهد. مثلاً کسی از رعایت نوبت دفاع می‌کند، ولی خودش برای زودتر انجام شدن کارش نوبت دیگران را می‌گیرد. بنابراین، دانستن خوبی عدالت همیشه به معنای عمل کردن به آن نیست. خودخواهی، زیاده‌خواهی و عادت‌های نادرست می‌توانند میان باور و رفتار انسان فاصله ایجاد کنند.

جواب سوالات صفحه ۳ فلسفه یازدهم

۳ـ برخی می‌گویند نظریه‌های علمی پیوسته تغییر می‌کنند؛ برای مثال زمانی دانشمندان عقیده داشتند که هر جسمی یک حقیقت توپُر و متصلی است که اشیای ریز هم نمی‌توانند از آن عبور کنند. در قرن بیستم گفتند اجسام از اتم‌های بسیار کوچکی تشکیل شده که با چشم قابل دیدن نیست. آن اتم‌ها هم از دو هسته و الکترون تشکیل شده و الکترون به دور هسته می‌گردد، چیزی شبیه به منظومۀ شمسی. پس فاصلۀ زیادی میان الکترون و هسته هست و در این فاصله چیزی نیست. پس اجسام، اشیای متصل و توپُر نیستند. بعدها معلوم شد که علاوه بر ماده، انرژی هم وجود دارد و ماده و انرژی، با هم عالم طبیعت را می‌سازند. اینان می‌گویند ممکن است دانشمندان در آینده به هر چیز دیگری معتقد شوند.

راستی، آیا جریان علم مبتنی بر احتمالات پیش می‌رود؟
پس حقیقت چگونه به دست می‌آید؟
نظر شما در این باره چیست؟ آیا خودتان هم قبلاً در این مسائل اندیشیده‌اید؟
این قبیل سؤال‌ها در کدام علم باید بررسی شوند؟

پاسخ: تغییر نظریه‌های علمی به این معنا نیست که علم فقط حدس بی‌پایه است یا هیچ شناخت درستی نداریم. دانشمندان با مشاهده، آزمایش و استدلال، دیدگاه‌های خود را بررسی می‌کنند و با پیدا شدن شواهد تازه، آنها را کامل یا اصلاح می‌کنند. برای نزدیک شدن به حقیقت باید دلیل‌ها را بسنجیم و آماده اصلاح اشتباه خود باشیم.

پرسش درباره امکان شناخت حقیقت، اعتبار علم و حدود شناخت انسان، در فلسفه و به‌ویژه در معرفت‌شناسی بررسی می‌شود.

نمونه پاسخ برای بخش شخصی سؤال:

بله؛ گاهی با خودم فکر کرده‌ام وقتی یک نظریه علمی تغییر می‌کند، چگونه می‌توان به دانش اعتماد کرد. به نظر من، توانایی علم در پیدا کردن و اصلاح خطاها، یکی از نقاط قوت آن است.

📌 عبارت مربوط به ساختار اتم، عین متن سؤال کتاب است. اتم دو هسته ندارد؛ همچنین تصویر گردش الکترون مانند سیاره به دور خورشید، یک مدل ساده و قدیمی است. موضوع این فعالیت، بررسی تغییر و اصلاح شناخت علمی است.

جواب مقایسه صفحه ۴ فلسفه یازدهم

۱ـ آیا میان این قبیل سؤال‌ها و سؤال‌های مربوط به زندگی روزمره، تفاوتی می‌بینید؟ می‌توانید آن تفاوت را ذکر کنید؟

پاسخ: بله؛ سؤال‌های روزمره معمولاً درباره تصمیم‌ها و نیازهای مشخص زندگی هستند؛ مانند اینکه امروز چه غذایی بخوریم. اما پرسش‌های فلسفی درباره مسائل بنیادی، مانند حقیقت انسان، آزادی، سعادت و آغاز و انجام جهان‌اند. برای بررسی این پرسش‌ها باید استدلال کنیم و به ریشه موضوع بپردازیم؛ مشاهده و تجربه به‌تنهایی برای پاسخ دادن به همه آنها کافی نیست.

۲ـ به نظر شما از میان سؤال‌هایی که مطرح شد، کدام یک مهم‌تر است؟ (تا سه مورد را انتخاب کنید.)

پاسخ: نمونه انتخاب:

  1. اصولاً انسان و حقیقتِ انسانی چیست؟
  2. خوشبختی و سعادت در گرو چیست؟
  3. چه هدفی را باید در دنیا دنبال کرد؟

این پرسش‌ها برای من مهم‌ترند؛ چون پاسخ آنها بر شناخت خودم، انتخاب هدف و شیوه زندگی‌ام اثر می‌گذارد.

نمونه انتخاب دیگر:

«آغاز و انجام جهان چگونه است؟»، «سرانجامِ ما انسان‌ها چه می‌شود؟» و «آیا اختیار دارد یا مجبور است؟»؛ زیرا به شناخت جایگاه انسان در جهان و مسئولیت او در برابر کارهایش مربوط‌اند.

۳ـ آیا سؤال‌های مهم‌تر و اساسی‌تری نیز به نظر شما می‌رسد که قابل طرح باشد؟ چند مورد را ذکر کنید.

پاسخ: چند نمونه پرسش پیشنهادی:

  • از کجا می‌فهمیم یک باور درست است؟
  • آیا هر آنچه وجود دارد، با حواس قابل شناخت است؟
  • چه چیزی یک کار را خوب یا بد می‌کند؟
  • آیا انسان فقط بدن مادی است یا حقیقتی فراتر از بدن دارد؟

جواب خود ارزیابی صفحه ۵ و ۶ فلسفه یازدهم

ملاصدرا، فیلسوف بزرگ قرن دهم و یازدهم هجری، می‌گوید مردم بر دو دسته‌اند: «واقف» (ایستاده) و «سائر» (رونده). «واقف» کسی است که به همین دانش ظاهری دل‌خوش کرده و متوقّف شده و دروازۀ جهان بزرگ و برتر به رویش گشوده نشده است. او فقط از شنیده‌ها بهره می‌برد و کارش تقلید از دیگران است. امّا «سائر» اهل حرکت و پویایی است و به شنیده‌ها بسنده نمی‌کند. او در تلاش است که از تنگنای ظواهر و محسوسات عبور کند و به جهان وسیع معقولات راه یابد. او همواره در تکاپوست.

اقبال، فیلسوف و شاعر پارسی‌گوی معاصر پاکستان، می‌گوید:

ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم
هیچ نه معلوم شد، آه، که من کیستم
موج ز خود رفته‌ای تیز خرامید و گفت
هستم اگر می‌روم، گر نروم نیستم

در این دو بیان فیلسوفانه و شاعرانه تأمل کنید و بگویید:

۱ـ چه شباهت‌هایی میان این دو بیان وجود دارد؟

پاسخ: هر دو بیان، بر حرکت، جست‌وجو و کوشش برای شناخت تأکید دارند و توقف و دل‌خوش کردن به دانسته‌های محدود را کافی نمی‌دانند. «واقف» به «ساحل افتاده» شباهت دارد؛ چون هر دو نماد توقف‌اند. «سائر» نیز مانند «موج ز خود رفته»، نماد حرکت و پویایی است. در اینجا، حرکت فقط جابه‌جایی جسم نیست؛ تلاش فکری برای شناخت خود و حقیقت هم منظور است.

۲ـ روحیۀ خود را نزدیک به کدام یک می‌یابید؟ «واقف»؟ «سائر»؟ «ساحل افتاده»؟ «موج زخود رفته»؟

پاسخ: این خودارزیابی به روحیه شما بستگی دارد. می‌توانید از نمونه‌های زیر کمک بگیرید:

نمونه اول؛ نزدیک به سائر:

روحیه خودم را به «سائر» و «موج ز خود رفته» نزدیک‌تر می‌بینم؛ چون وقتی پرسشی برایم پیش می‌آید، سعی می‌کنم دلیل پاسخ را بفهمم و فقط به شنیده‌های دیگران اکتفا نکنم.

نمونه دوم؛ ارزیابی همراه با تصمیم برای تغییر:

گاهی مانند «واقف» به اطلاعات آماده بسنده می‌کنم؛ اما دوست دارم مانند «سائر» باشم. برای این تغییر، باید بیشتر سؤال بپرسم، درباره دلیل‌ها فکر کنم و از پذیرفتن بی‌دلیل مطالب فاصله بگیرم.

📌 «واقف» در این متن یعنی ایستاده و متوقف؛ آن را با معنای «وقف‌کننده» اشتباه نگیرید.

جواب تفکیک صفحه ۹ فلسفه یازدهم

قبل از پرداختن به موضوع فلسفه، سؤال‌های زیر را به دقت مطالعه کنید و ببینید آیا می‌توان گفت برخی از آنها تفاوت خاصی با دیگر سؤال‌ها دارند؟ آنها را در دستۀ «الف» و بقیه را در دستۀ «ب» قرار دهید.

پاسخ: در این دسته‌بندی، «الف» را به سؤال‌های فلسفی و «ب» را به سؤال‌های مربوط به دانش‌های دیگر اختصاص می‌دهیم.

ردیف سؤال‌ها الف ب
۱ دلیل پیدایش انقلاب صنعتی در اروپا چه بود؟ — تاریخی
۲ آیا تنها جهان موجود، همین جهان مادی و طبیعی است؟ فلسفی —
۳ خداوند چند رکعت نماز را بر ما واجب کرده است؟ — فقهی
۴ دلیل حملۀ اسکندر مقدونی به ایران چه بود؟ — تاریخی
۵ آیا هر چیزی دارای علّت است؟ فلسفی —
۶ آیا زیبایی وجود دارد یا ساختۀ ذهن ماست؟ فلسفی —
۷ پیر شدن سلول‌ها اثر کدام عامل شیمیایی است؟ — زیست‌شناسی و شیمی
۸ آیا پدیده‌ها می‌توانند به اختیار خود موجود شوند؟ فلسفی —

سؤال‌های دسته «الف» به موضوعاتی بنیادی مانند وجود، علّت و حقیقت زیبایی می‌پردازند. سؤال‌های دسته «ب» درباره رویداد تاریخی، حکم دینی یا سازوکار مشخص طبیعی‌اند.

جواب تفکر صفحه ۱۰ فلسفه یازدهم

به این مسئله‌ها توجه کنید:

۱ـ مجموعۀ زوایای مثلث چند درجه است؟
۲ـ چرا هوا معمولاً در زمستان سرد می‌شود؟
۳ـ چرا در اکثر کشورها طلاق افزایش یافته است؟
۴ـ آیا هر حیاتی پایانی دارد؟
۵ـ آیا جهان ابتدا و انتها دارد؟

همان‌طور که در کتاب منطق آموخته‌اید، برای رسیدن به علم معمولاً از روش‌هایی چون تجربه و استقرا و نیز قیاس استفاده می‌شود.

توضیح دهید که دربارۀ هرکدام از این مسئله‌ها با کدام روش می‌توان تحقیق کرد و به نتیجه رسید.

پاسخ:

۱ـ مجموعۀ زوایای مثلث: روش عقلی و قیاسی؛ زیرا این مسئله هندسی است و پاسخ آن با برهان و استفاده از قواعد هندسه به دست می‌آید. اندازه‌گیری چند مثلث، جای اثبات کلی را نمی‌گیرد.

۲ـ سرد شدن هوا در زمستان: روش تجربی و استقرایی؛ با مشاهده، اندازه‌گیری و بررسی عوامل طبیعی می‌توان علت این پدیده را شناخت.

۳ـ افزایش طلاق: روش تجربی و استقرایی در علوم انسانی؛ ابتدا باید آمار بررسی شود و سپس با پژوهش، مصاحبه و مقایسه شرایط اجتماعی و اقتصادی، علت‌ها را جست‌وجو کرد.

۴ـ پایان داشتن هر حیات: روش عقلی و قیاسی؛ پرسش درباره «هر حیات» است، نه فقط زندگی موجودات مشاهده‌شده. بنابراین، از مشاهده مرگ تعدادی موجود زنده نمی‌توان درباره همه انواع حیات نتیجه گرفت.

۵ـ ابتدا و انتهای جهان: روش عقلی و قیاسی؛ در معنای فلسفی این پرسش، کل هستی موضوع بحث است و نمی‌توان کل هستی را مانند یک پدیده محدود در آزمایشگاه بررسی کرد.

جواب به کار ببندیم صفحه ۱۱ فلسفه یازدهم

۱ـ کدام یک از افراد زیر بیشتر اهل تفکر فلسفی است؟

الف) کسی که پاسخ فیلسوفان در ارتباط با سؤالات اساسی را به خوبی آموخته و توضیح می‌دهد.

ب) کسی که در آرای فیلسوفان می‌اندیشد و دلایلی را که به نظر خودش محکم است، انتخاب و ارائه می‌کند.

پاسخ: گزینۀ «ب». این شخص فقط پاسخ دیگران را حفظ نکرده است؛ درباره نظرها و دلیل‌های آنها فکر می‌کند و می‌کوشد با استدلال به نتیجه برسد.


۲ـ برای درست فکر کردن و قرار گرفتن در مسیر درست تفکّر فلسفی نیاز به برداشتن گام‌هایی است. این گام‌ها به صورت نامرتب قرار گرفته‌اند؛ با توجه به نظر خود، آنها را به ترتیب بازنویسی کنید.

  • ارائۀ استدلال صحیح
  • داشتن معیار برای پذیرش پاسخ
  • جست‌وجوی پاسخ برای سؤالات
  • آگاهی از مجهولات و ندانسته‌های خود.

پاسخ: یک ترتیب پیشنهادی:

  1. آگاهی از مجهولات و ندانسته‌های خود.
  2. داشتن معیار برای پذیرش پاسخ.
  3. جست‌وجوی پاسخ برای سؤالات.
  4. ارائۀ استدلال صحیح.

ابتدا باید بدانیم چه چیزی را نمی‌دانیم. سپس مشخص کنیم که پاسخ را با چه معیاری می‌پذیریم؛ مثلاً دلیل معتبر و پرهیز از تناقض. بعد پاسخ‌ها را جست‌وجو کنیم و برای پاسخ انتخاب‌شده استدلال بیاوریم. چون سؤال ترتیب را به نظر شما واگذار کرده است، توضیح منطقی ترتیب انتخابی اهمیت دارد.


۳ـ نکات اساسی مربوط به هر یک از عناوین درس را استخراج و در جدول روبه‌رو یادداشت کنید. سپس یادداشت‌های خود را با دیگران مقایسه نمایید.

پاسخ: نمونه تکمیل جدول:

عنوان نکات اساسی
انسان و تفکر انسان پرسشگر است و با تفکر از مجهولات به معلومات می‌رسد. روبه‌رو شدن با مسئله، طرح سؤال، تفکر در اندوخته‌ها و رسیدن به پاسخ، مراحل این فرایند هستند.
مراحل تفکر تفکر در مسائل عادی زندگی، تفکر غیرفلسفی است. اندیشیدن جدی و پیوسته به پرسش‌های بنیادی، تفکر فلسفی است. ملاصدرا این دو حوزه را فطرت اوّل و فطرت ثانی می‌نامد.
دانش و واژۀ فلسفه دانش فلسفه، بررسی قانونمند موضوعات بنیادی است. واژۀ فلسفه از «فیلوسوفیا» به معنای دوستداری دانایی گرفته شده و بعدها برای این دانش خاص به کار رفته است.
ویژگی‌های فلسفه موضوع فلسفه، اصل وجود و حقیقت جهان، طبیعت و انسان است. روش آن عقلی و قیاسی است و مسائلش با آزمایش حسی به‌تنهایی حل نمی‌شوند.

۴ـ اگر بخواهیم رابطۀ «تفکر» با «تفکر فلسفی» را به صورت دو دایره ترسیم کنیم، این دو دایره به شکل کدام یک از صورت‌های زیر خواهد بود، چرا؟

پاسخ: شکل وسط درست است. در این شکل، دایرۀ «تفکر فلسفی» کاملاً داخل دایرۀ «تفکر» قرار دارد؛ زیرا هر تفکر فلسفی نوعی تفکر است، اما هر تفکری فلسفی نیست. برای مثال، فکر کردن درباره انتخاب غذای امروز، تفکر است ولی لزوماً تفکر فلسفی نیست.

تفکر

تفکر فلسفی

۵ـ در میان عبارت‌های زیر، عبارت‌های صحیح را انتخاب کنید.

الف) تفکر فلسفی، تفکر در حوزۀ فطرت اوّل و فلسفه تفکر در حوزۀ فطرت ثانی است،

پاسخ: نادرست. هم تفکر فلسفی و هم دانش فلسفه به حوزۀ فطرت ثانی مربوط‌اند. فطرت اوّل به تفکر در امور عادی زندگی اشاره دارد.

ب) تفکر دو قلمرو دارد؛ تفکر در حوزۀ فطرت اوّل و تفکر در حوزۀ فطرت ثانی،

پاسخ: درست. در تقسیم‌بندی این درس، تفکر می‌تواند درباره امور عادی زندگی یا درباره پرسش‌های بنیادی باشد.

ج) تفکر فلسفی و فلسفه، هر دو در حوزۀ فطرت ثانی قرار می‌گیرند،

پاسخ: درست. هر دو به پرسش‌های اساسی و بنیادی مربوط‌اند.

د) در فلسفه هم تفکر فلسفی صورت می‌گیرد، امّا به شکل نظام‌مند و تخصصی،

پاسخ: درست. دانش فلسفه، موضوعات بنیادی را به‌صورت قانونمند و با استدلال بررسی می‌کند.

هـ) کسی که به تفکر فلسفی رسید، دیگر نیازی به تفکر در حوزۀ فطرت اوّل ندارد،

پاسخ: نادرست. انسان همچنان باید درباره نیازها و تصمیم‌های روزمره خود فکر کند. ورود به تفکر فلسفی به معنای کنار گذاشتن زندگی عادی نیست.

پس عبارت‌های «ب»، «ج» و «د» صحیح هستند.


۶ـ فلسفه، از چه جهت با ریاضیات اختلاف دارد و از چه جهت مشترک است؟

پاسخ: فلسفه و ریاضیات از جهت موضوع متفاوت‌اند؛ ریاضیات درباره مقدار و کمیت بحث می‌کند، اما فلسفه به اصل وجود و مسائل بنیادی جهان و انسان می‌پردازد. از جهت روش مشترک‌اند؛ هر دو از استدلال عقلی و قیاسی استفاده می‌کنند.

خلاصه درس اول فلسفه یازدهم

انسان با پرسشگری و تفکر، ندانسته‌های خود را دنبال می‌کند. بخشی از فکر ما به امور روزمره مربوط است، اما وقتی درباره موضوعاتی مانند حقیقت انسان، آزادی، سعادت و اصل جهان می‌اندیشیم، وارد تفکر فلسفی می‌شویم. دانش فلسفه همین پرسش‌های بنیادی را به‌صورت قانونمند و تخصصی بررسی می‌کند. فلسفه از نظر موضوع به اصل وجود و حقیقت جهان و انسان می‌پردازد و از نظر روش بر استدلال عقلی و قیاسی تکیه دارد. برای تفکر فلسفی، حفظ کردن نظر فیلسوفان کافی نیست؛ باید دلیل‌ها را فهمید، سنجید و درباره آنها اندیشید.

اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا