مطالب درسی

جواب سوالات درس اول فلسفه دوازدهم | هستی و چیستی

پاسخ کامل درس ۱ فلسفه دوازدهم «هستی و چیستی» شامل جواب تکمیل گزاره‌ها صفحه ۴، بازبینی و بررسی صفحه ۶ و به کار ببندیم صفحه ۷ کتاب.

در درس اول فلسفه دوازدهم، «هستی و چیستی»، تفاوت میان وجود داشتن یک چیز و شناخت ماهیت آن را بررسی می‌کنیم. پاسخ فعالیت‌های صفحات ۴، ۶ و ۷ را در ادامه بخوانید؛ همراه با مثال‌هایی که به فهم بهتر رابطهٔ وجود و ماهیت کمک می‌کنند.

پاسخ درس بعدی : جواب سوالات درس دوم فلسفه دوازدهم | جهان ممکنات

جواب تکمیل گزاره ها صفحه ۴ فلسفه دوازدهم

۱ـ در اطراف ما اشیای فراوانی وجود دارند که هم «چیستی» آنها را می‌شناسیم و هم از «هستی»شان خبر داریم؛ مانند:

پاسخ: درخت، آب، سنگ، کتاب، میز و صندلی.

برای مثال، وقتی درختی را در حیاط می‌بینیم، هم می‌دانیم که وجود دارد و هم می‌دانیم آنچه می‌بینیم درخت است.

۲ـ برخی امور وجود دارند که از «هستی»شان خبر داریم امّا «چیستی» آنها هنوز چندان برای ما روشن نیست؛ مانند:

پاسخ: آگاهی و حقیقت روح؛ همچنین چیزی که از دور می‌بینیم، اما هنوز نمی‌دانیم چیست.

برای نمونه، در تاریکی چیزی را کنار جاده می‌بینیم و مطمئنیم که آنجا چیزی هست، ولی هنوز نمی‌دانیم انسان است، درخت است یا یک تیر چراغ‌برق. در این حالت، از هستی آن خبر داریم، اما چیستی آن برای ما روشن نیست.

۳ـ «چیستی»های فراوانی را هم می‌توانیم در ذهن خود حاضر کنیم؛ در حالی که می‌دانیم این امور، حداقل تاکنون در خارج موجود نشده‌اند؛ مانند:

پاسخ: اسب بالدارِ افسانه‌ای، کوهی یکپارچه از طلا و شهری که تمام ساختمان‌هایش از الماس ساخته شده باشد.

می‌توانیم چنین چیزهایی را تصور کنیم و ویژگی‌هایشان را توضیح دهیم، اما تصور کردن آنها به معنای وجود داشتنشان در جهان بیرون نیست.

📌 «وجود نداشتن در خارج» با «تصور نشدن در ذهن» فرق دارد. ممکن است چیزی در ذهن ما تصور شود، ولی در جهان بیرون نمونه‌ای نداشته باشد.

جواب بررسی صفحه ۶ فلسفه دوازدهم

اگر مفهوم «وجود» عین مفهوم «ماهیت» یا جزء آن بود، آیا مشکل و مسئله‌ای پیش می‌آمد؟ پاسخ مثبت یا منفی خود را توضیح دهید.

پاسخ: بله؛ اگر وجود، همان ماهیت یا جزئی از آن بود، وجود داشتن از ماهیت جدا نمی‌شد. در نتیجه، مشکلات زیر پیش می‌آمد:

۱ـ اثبات وجود به دلیل نیاز نداشت: تنها با شناخت ماهیت یک چیز می‌توانستیم بگوییم آن چیز وجود دارد؛ همان‌طور که با شناخت مثلث می‌دانیم سه ضلع دارد. در حالی که شناخت چیستیِ یک چیز، به‌تنهایی وجود خارجی آن را ثابت نمی‌کند.

۲ـ نمی‌توانستیم وجود را از ماهیت نفی کنیم: برای مثال، نمی‌توانستیم بگوییم «اسب بالدار در خارج وجود ندارد»، چون طبق این فرض، وجود داشتن در خودِ معنای آن قرار داشت.

۳ـ تصور یک ماهیت بدون پذیرفتن وجود آن ممکن نبود: در حالی که می‌توانیم چیستی یک موجود افسانه‌ای را تصور کنیم و در عین حال، وجود خارجی آن را نپذیریم.

بنابراین، مفهوم وجود با مفهوم ماهیت متفاوت است؛ دانستن اینکه چیزی «چیست»، لزوماً به معنای دانستن اینکه آن چیز «هست» نیست.

جواب بازبینی صفحه ۶ فلسفه دوازدهم

به فعالیت «تکمیل کنید» برگردید و با توجه به بیان ابن‌سینا، به سؤال‌های زیر پاسخ دهید.

۱ـ آیا سه گزارۀ طرح شده، با بیان ابن‌سینا هماهنگ‌اند؟

پاسخ: بله؛ هر سه گزاره با دیدگاه ابن‌سینا دربارهٔ تفاوت مفهوم وجود و ماهیت هماهنگ‌اند. گاهی هم وجود یک چیز و هم چیستی آن را می‌شناسیم؛ گاهی فقط از وجودش خبر داریم و چیستی آن برایمان روشن نیست؛ گاهی هم چیستی چیزی را تصور می‌کنیم، بدون اینکه آن چیز در خارج موجود باشد.

۲ـ کدام گزاره نظر ابن‌سینا را بیشتر تأیید می‌کند؟

پاسخ: گزاره‌های دوم و سوم، تفاوت وجود و ماهیت را روشن‌تر نشان می‌دهند. در گزارهٔ دوم، هستی یک چیز را می‌دانیم، ولی چیستی آن را نمی‌شناسیم. در گزارهٔ سوم، چیستی چیزی را تصور می‌کنیم، در حالی که آن چیز در خارج وجود ندارد. این دو حالت نشان می‌دهند که مفهوم هستی و چیستی یکی نیست.

جواب به کار ببندیم صفحه ۷ فلسفه دوازدهم

۱ـ قضیۀ انسان موجود است را با کدام یک از قضایای زیر می‌توان مقایسه کرد؟

۱. انسان بشر است.

۲. انسان حیوان است.

۳. انسان مخلوق است.

پاسخ: گزینهٔ ۳؛ انسان مخلوق است.

«موجود بودن» و «مخلوق بودن» در تعریف ماهیت انسان قرار ندارند؛ بنابراین، برای نسبت دادن آنها به انسان به دلیل نیاز داریم. اما «بشر» هم‌معنای انسان است و «حیوان» نیز بخشی از تعریف انسان به «حیوان ناطق» است.

۲ـ شبی علی و محمد در حال گفت‌وگو بودند. از دور، سایه چیزی شبیه یک حیوان نشسته را دیدند. علی گفت: آن یک «سگ» است، ولی محمد گفت: آن یک «گرگ» است، وقتی کمی نزدیک‌تر شدند، دیدند نه سگ است و نه گرگ، بلکه یک تخته سنگ است!

به نظر شما چه نتیجه‌ای می‌توان درمورد نسبت میان چیستی و هستی گرفت؟

پاسخ: می‌توانیم از وجود یک چیز مطمئن باشیم، اما دربارهٔ چیستی آن اشتباه کنیم. علی و محمد هر دو می‌دانستند چیزی در آنجا وجود دارد؛ اختلاف آنها فقط بر سر این بود که آن چیز چیست. با نزدیک شدن، شناخت آنها از ماهیت آن اصلاح شد، اما اطمینانشان به وجود داشتن آن تغییر نکرد. پس مفهوم هستی با مفهوم چیستی متفاوت است.

۳ـ به گزاره‌های زیر توجه کنید و بگویید حمل کدام یک از محمول‌ها به موضوع‌ها نیازمند دلیل است و چرا؟

۱. انسان حیوان است.

پاسخ: به دلیل جداگانه نیاز ندارد؛ زیرا در تعریف منطقی انسان، «حیوان» بخشی از ماهیت اوست. در اینجا حیوان به معنای موجود زندهٔ دارای حس و حرکت ارادی است.

۲. انسان کبوتر است.

پاسخ: «کبوتر» جزء ماهیت انسان نیست؛ بنابراین، نمی‌توان آن را مانند یک ویژگی ذاتی و بدون دلیل به انسان نسبت داد. افزون بر این، در معنای حقیقی، این گزاره نادرست است؛ انسان و کبوتر دو نوع متفاوت‌اند و دلیلی برای درست دانستن این نسبت وجود ندارد.

۳. انسان عجول است.

پاسخ: به دلیل نیاز دارد؛ زیرا عجول بودن در تعریف ماهیت انسان قرار ندارد. برای نسبت دادن این ویژگی باید شواهدی مانند بررسی رفتار انسان‌ها داشته باشیم.

۴. انسان ناطق است.

پاسخ: به دلیل جداگانه نیاز ندارد؛ زیرا «ناطق» در تعریف منطقی انسان، جزء ماهیت اوست. مقصود از ناطق در این تعریف، برخورداری از توانایی تعقل و اندیشیدن است.

۵. انسان موجود است.

پاسخ: به دلیل نیاز دارد؛ زیرا «وجود» عین ماهیت انسان یا جزئی از آن نیست. برای اثبات وجود انسان می‌توان به مشاهدهٔ انسان‌ها استناد کرد؛ پس دلیل، همیشه یک استدلال طولانی نیست و مشاهده نیز می‌تواند دلیل باشد.

📌 «نیاز داشتن به دلیل» به معنای «درست بودن گزاره» نیست. ابتدا باید بررسی کنیم آیا برای نسبت دادن محمول به موضوع دلیل معتبری وجود دارد یا نه؛ مانند گزارهٔ «انسان کبوتر است» که در معنای حقیقی نادرست است.

۴ـ آیا در قضیۀ «مثلث سه ضلعی است» حمل محمول بر موضوع نیاز به دلیل دارد؟ چرا؟

پاسخ: خیر؛ زیرا سه‌ضلعی بودن در تعریف مثلث قرار دارد و از ماهیت آن جدا نمی‌شود. وقتی معنای مثلث را بدانیم، می‌دانیم که سه ضلع دارد و برای پذیرفتن این ویژگی، به دلیل دیگری نیاز نداریم.

خلاصه درس اول فلسفه دوازدهم

از هر موجود، دو مفهوم «هستی» و «چیستی» به دست می‌آوریم. هستی بیان می‌کند که آن چیز وجود دارد و چیستی نشان می‌دهد آن چیز چیست. این دو، دو جزء جداگانه در جهان بیرون نیستند، بلکه دو مفهوم متفاوت از یک موجودند. ممکن است از وجود چیزی خبر داشته باشیم، اما ماهیتش را نشناسیم؛ همچنین می‌توانیم ماهیتی را تصور کنیم که در خارج موجود نیست. ابن‌سینا توضیح می‌دهد که وجود، عین ماهیت یا جزء آن نیست؛ به همین دلیل، برای اثبات وجود یک چیز به دلیل نیاز داریم، اما نسبت دادن ذاتیات آن به خودش، مانند سه‌ضلعی بودن مثلث، به دلیل جداگانه نیاز ندارد.

اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا