جواب درس پنجم جامعه شناسی یازدهم انسانی | باورها و ارزش های بنیادین فرهنگ غرب
پاسخ کامل درس ۵ جامعه شناسی یازدهم «باورها و ارزش های بنیادین فرهنگ غرب» شامل جواب سوالات، گفت و گو کنید صفحه ۳۹، مقایسه کنید صفحات ۴۱ و ۴۳، با هم تکمیل کنید صفحه ۴۳ و مفاهیم اساسی و خلاصه صفحه ۴۴.
در درس پنجم جامعه شناسی یازدهم، «باورها و ارزش های بنیادین فرهنگ غرب»، سه مفهوم سکولاریسم، اومانیسم و روشنگری بررسی میشوند. پاسخ فعالیتهای زیر براساس توضیحات و دستهبندیهای کتاب تنظیم شده است.
پاسخ درس بعدی : جواب درس ششم جامعه شناسی یازدهم انسانی | چگونگی تکوین فرهنگ معاصر غرب
جواب گفت و گو کنید صفحه ۳۹ جامعه شناسی یازدهم
برای پاسخ به این فعالیت، مقایسهٔ صفحهٔ قبل را به یاد بیاورید: کتاب توضیح میدهد که در فرهنگ معنوی و دینی، آبادانی دنیا وسیلهای در خدمت اهداف معنوی است. در چنین فضایی، فرد دنیاگرا ممکن است هدف دنیوی خود را پشت توجیه دینی پنهان کند.
در مقابل، در فضایی که رویکرد دنیوی غلبه دارد، ممکن است فرد دیندار برای توضیح رفتار خود بیشتر به فایدههای دنیوی آن اشاره کند؛ مانند تأکید بر فواید جسمانی حرکات نماز.
۱ـ پیش از این، رفتار دنیاگرایانی که در جهان معنوی و دینی زندگی میکنند و دیندارانی که در جهان سکولار زندگی میکنند با هم مقایسه شده است. با تأمل در این مقایسه، دربارهٔ نقش فرهنگ غالب در جهتگیری افراد گفتوگو کنید.
پاسخ: فرهنگ غالب مشخص میکند که چه هدفها و رفتارهایی در جامعه پذیرفتنیتر هستند. به همین دلیل، افراد معمولاً رفتار خود را با زبان و معیارهای همان فرهنگ توضیح میدهند تا برای دیگران قابلقبول باشد.
براساس مقایسهٔ کتاب، در جامعهای با فرهنگ دینی، فردی که به دنبال منفعت شخصی است ممکن است برای کار خود توجیه دینی بیاورد. در جامعهای با فرهنگ سکولار نیز فرد دیندار ممکن است برای پذیرفتنیشدن رفتارش، بیشتر بر آثار دنیوی آن تأکید کند. بنابراین، فرهنگ غالب هم بر انتخابهای افراد و هم بر شیوهٔ توضیح و توجیه رفتارشان اثر میگذارد.
نمونهٔ اول: کسی که فقط به دنبال شهرت است، ممکن است کمک مالی خود را صرفاً وظیفهای دینی معرفی کند تا تأیید دیگران را به دست آورد.
نمونهٔ دوم: فردی ممکن است برای توضیح نمازخواندن، فقط از آرامش یا نظم روزانه سخن بگوید و هدف عبادی آن را در توضیح خود مطرح نکند.
پاسخ کوتاه: فرهنگ غالب بر ارزشگذاری و جهتگیری افراد اثر دارد؛ به همین دلیل، افراد رفتار خود را با معیارهای پذیرفتهشدهٔ آن فرهنگ توجیه میکنند.
📌 تأثیر فرهنگ به معنای نداشتن اختیار نیست. افراد میتوانند دربارهٔ ارزشهای رایج فکر کنند، آنها را نقد کنند و آگاهانه تصمیم بگیرند.
۲ـ آیا عقاید و رفتارهای دینی، آثار دنیوی ندارند و آیا بیان آثار دنیوی آنها اشکالی دارد؟ در چه صورت پرداختن به آثار دنیوی عقاید و رفتارهای دینی مشکلساز میشود؟
پاسخ: بله، عقاید و رفتارهای دینی میتوانند آثار دنیوی هم داشته باشند و توضیح این آثار، بهخودیخود اشکالی ندارد. برای مثال، صدقه به رفع نیاز دیگران کمک میکند و راستگویی باعث افزایش اعتماد میان افراد میشود.
براساس دیدگاه درس، مشکل زمانی ایجاد میشود که دین فقط وسیلهای برای رسیدن به منفعت دنیوی شود و هدف معنوی آن نادیده گرفته شود؛ یعنی فرد فقط آن بخش از آموزههای دینی را بپذیرد که به سود، شهرت یا آسایش او کمک میکند.
نمونهٔ روشن: گفتن اینکه کمک به نیازمندان، همبستگی اجتماعی را افزایش میدهد، اشکالی ندارد؛ اما اگر فرد کمککردن را فقط زمانی ارزشمند بداند که برایش تبلیغ و شهرت داشته باشد، هدف دینی و اخلاقی آن را به منفعت شخصی محدود کرده است.
پاسخ کوتاه: رفتارهای دینی آثار دنیوی هم دارند و بیان آنها درست است؛ مشکل زمانی است که این آثار، تنها هدف دینداری شوند و هدفهای معنوی کنار گذاشته شوند.
جواب مقایسه کنید صفحه ۴۱ جامعه شناسی یازدهم
حقوق انسان را در دو فرهنگ دینی و سکولار مقایسه کنید.
پاسخ: در مقایسهای که کتاب مطرح میکند، تفاوت اصلی به مبنای شناخت انسان و سرچشمهٔ حقوق او مربوط است:
در فرهنگ دینی: حقوق انسان بر ربوبیت خداوند و فطرت الهی انسان استوار است. انسان فقط موجودی مادی نیست و حقوق او باید با کرامت انسانی، مسئولیت اخلاقی و رشد معنوی او هماهنگ باشد.
در فرهنگ سکولار: مبنای حقوق، مستقل از وحی و مرجعیت دینی بررسی میشود. در الگوی اومانیستیِ توصیفشده در کتاب، خواستهها، تمایلات و زندگی اینجهانی انسان محور قرار میگیرند.
تفاوت در هدف: در فرهنگ دینی، ساماندادن زندگی دنیوی با کمال معنوی پیوند دارد؛ در الگوی سکولارِ درس، حقوق با تمرکز بر زندگی دنیوی تعریف میشود.
پاسخ کوتاه برای نوشتن در کتاب: حقوق انسان در فرهنگ دینی بر ربوبیت پروردگار و فطرت الهی انسان مبتنی است؛ اما در فرهنگ سکولارِ توصیفشده در درس، بر خواستهها و تمایلات انسان دنیوی تکیه دارد.
📌 این مقایسه دربارهٔ مبانی دو الگوی فرهنگی است؛ از آن نمیتوان نتیجه گرفت که همهٔ افراد یک جامعه، باورها و رفتارهای یکسانی دارند.
جواب مقایسه کنید صفحه ۴۳ جامعه شناسی یازدهم
با توجه به آنچه گفته شد، ویژگیهای روشنگری غرب و پیامدهای آن را در دورههای زمانی زیر مقایسه کنید.
جدول این فعالیت در کتاب تکمیل شده است و باید رابطهٔ ویژگیها و پیامدهای هر دوره را توضیح دهید. متن جدول کتاب:
| روشنگری | ||
|---|---|---|
| دورهٔ زمانی | ویژگی | پیامد |
| قرون هفدهم و هجدهم | عقلگرایی، نفی وحی | دئیسم |
| قرون نوزدهم و بیستم | حسگرایی، نفی عقل و وحی | علم ابزاری |
| پایان قرن بیستم | افول تجربهگرایی، نفی تجربه، نفی عقل و وحی | بحران معرفتی |
پاسخ: براساس دستهبندی کتاب، وجه مشترک این دورهها کنارگذاشتن وحی و شهود از شناخت حقیقت است؛ اما روش مورد تأکید و پیامد آن در هر دوره تفاوت دارد:
قرون هفدهم و هجدهم: تأکید بیشتر بر عقل بود. کتاب، پیامد همراهشدن عقلگرایی با رویکرد دنیوی و نپذیرفتن وحی را «دئیسم» معرفی میکند؛ یعنی باور به خدا بدون پذیرش هدایت وحیانی و شریعت الهی.
قرون نوزدهم و بیستم: شناخت بیشتر به حس و تجربه محدود شد. در توضیح کتاب، حاصل این محدودشدن «علم ابزاری» است؛ دانشی که برای رسیدن به هدفها وسیله فراهم میکند، اما بهتنهایی نمیتواند دربارهٔ ارزش و درستی خودِ هدفها داوری کند.
پایان قرن بیستم: کتاب، تردید در اعتبار تجربهگرایی را زمینهٔ «بحران معرفتی» میداند؛ یعنی وضعیتی که معیار اطمینانبخش برای تشخیص درستی و نادرستی باورها و خوبی و بدی رفتارها دچار مشکل میشود.
جمعبندی پاسخ: در این روایت، مسیر مقایسه از تأکید بر عقل به محدودشدن شناخت به تجربه و سپس تردید در اعتبار آن میرسد. پیامدهای سه مرحله نیز بهترتیب دئیسم، علم ابزاری و بحران معرفتی معرفی شدهاند.
📌 عبارت «نفی عقل» در جدول، به معنای تعطیلشدن فکر و استدلال نیست؛ منظور، نپذیرفتن عقل بهعنوان راهی مستقل برای شناخت حقایق فراتر از تجربه است. همچنین این جدول، دستهبندی تحلیلی کتاب است و نباید آن را به باور همهٔ اندیشمندان هر دوره تعمیم داد.
جواب با هم تکمیل کنید صفحه ۴۳ جامعه شناسی یازدهم
جدول عقاید و ارزشهای بنیادین فرهنگ معاصر غرب و فرهنگ توحیدی را کامل کنید.
پاسخ: سه ردیف جدول به نگاه هر فرهنگ به هستی، انسان و راههای شناخت حقیقت مربوطاند:
| عقاید و ارزشهای بنیادین | فرهنگ معاصر غرب | فرهنگ توحیدی |
|---|---|---|
| هستیشناختی | سکولاریسم: رویکرد دنیوی و اینجهانی به هستی | توحید و نگاه معنوی: جهان مخلوق خداوند است و زندگی دنیوی در پیوند با اهداف معنوی معنا پیدا میکند. |
| انسانشناختی | اومانیسم: اصالت انسان دنیوی و اینجهانی | انسان با هویت الهی: انسان آیت خداوند و خلیفهٔ او در زمین است و به بُعد مادی محدود نمیشود. |
| معرفتشناختی | روشنگری در معنای خاص: کنارگذاشتن وحی و شهود از شناخت حقیقت؛ با صورتهای مختلف عقلگرایانه و حسگرایانه | بهرهگیری از عقل، وحی و تجربه: استفاده از راههای متناسب برای شناخت ابعاد مختلف حقیقت |
پاسخ کوتاه برای خانههای کوچک جدول:
هستیشناختی: سکولاریسم ← در مقابلِ توحید و جهانبینی معنوی.
انسانشناختی: اومانیسم ← در مقابلِ انسانِ دارای هویت الهی و مقام خلافت خداوند.
معرفتشناختی: روشنگری بدون وحی و شهود ← در مقابلِ شناخت با عقل، وحی و تجربه.
جواب مفاهیم اساسی صفحه ۴۴ جامعه شناسی یازدهم
مفاهیم اساسی درس را بنویسید.
پاسخ: سکولاریسم، سکولاریسم آشکار، سکولاریسم پنهان، هستیشناسی، انسانشناسی، معرفتشناسی، اومانیسم، فرهنگ توحیدی، روشنگری، عقلگرایی، حسگرایی، دئیسم، علم ابزاری، بحران معرفتی، وحی و شهود.
جواب خلاصه کنید صفحه ۴۴ جامعه شناسی یازدهم
جملهٔ آغازین کتاب:
سکولاریسم پاسخ فرهنگ معاصر غرب به پرسشهای هستیشناسانهٔ بشر است.
خلاصهٔ درس را کامل کنید.
پاسخ: عقاید و ارزشهای بنیادین، عمیقترین لایههای فرهنگ هستند و در پاسخ به پرسشهای مربوط به هستی، انسان و شناخت شکل میگیرند. کتاب، سکولاریسم، اومانیسم و روشنگری را سه مبنای فرهنگ معاصر غرب معرفی میکند. سکولاریسم رویکرد دنیوی به هستی است و در شکل آشکار، ابعاد غیرمادی را انکار میکند و در شکل پنهان، برخی باورهای معنوی را در خدمت اهداف دنیوی قرار میدهد. اومانیسم به معنای اصالت انسان دنیوی است. روشنگری در معنای خاص این درس نیز وحی و شهود را از شناخت حقیقت کنار میگذارد. کتاب، پیامدهای صورتهای مختلف آن را دئیسم، علم ابزاری و بحران معرفتی میداند. در مقابل، فرهنگ توحیدی برای انسان و جهان بُعد الهی و معنوی قائل است و از عقل، وحی و تجربه در شناخت بهره میگیرد.
جواب آنچه از این درس آموختیم صفحه ۴۴ جامعه شناسی یازدهم
آنچه از این درس آموختهاید، بنویسید.
پاسخ: از این درس آموختم که تفاوت فرهنگها فقط در پوشش، هنر و رفتارهای ظاهری نیست؛ پشت این تفاوتها، باورهایی دربارهٔ جهان، انسان و راههای شناخت وجود دارد. همچنین با معنای سکولاریسم، اومانیسم و روشنگری در چارچوب کتاب آشنا شدم و فهمیدم که فرهنگ غالب میتواند بر شیوهٔ توضیح رفتارهای افراد اثر بگذارد. نکتهٔ دیگر برای من این بود که بیان فایدههای دنیوی دین، با محدودکردن همهٔ هدفهای آن به منفعت دنیوی تفاوت دارد.
نمونهٔ کوتاهتر:
پاسخ: یاد گرفتم که برای شناخت یک فرهنگ باید نگاه آن به هستی، انسان و شناخت را بررسی کنیم. کتاب این سه زمینه را در فرهنگ معاصر غرب با سکولاریسم، اومانیسم و روشنگری توضیح میدهد و آنها را با فرهنگ توحیدی مقایسه میکند.





