جواب سوالات درس سوم فلسفه دوازدهم انسانی | جهان علّی و معلولی
پاسخ کامل درس ۳ فلسفه دوازدهم «جهان علّی و معلولی» شامل جواب تفکر، مقایسه، تطبیق، بررسی و به کار ببندیم صفحات ۱۴، ۱۵، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰ و ۲۱ کتاب.
درس سوم فلسفه دوازدهم، جهان علّی و معلولی، دربارهٔ رابطهٔ علت و معلول و دیدگاه فیلسوفان دربارهٔ آن است. در ادامه، پاسخ فعالیتهای صفحات ۱۴، ۱۵، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰ و ۲۱ را میخوانید؛ از پرسشهای کودک دربارهٔ علت اتفاقها تا نقش علیت و سنخیت در پژوهش و زندگی روزمره.
پاسخ درس بعدی : جواب سوالات درس چهارم فلسفه دوازدهم انسانی | کدام تصویر از جهان؟
جواب تفکر صفحه ۱۴ فلسفه دوازدهم
آیا ساختمان ذهن کودک به گونهای است که او «چرا» میگوید یا ساختار جهان چنان است که او را به «چرا» گفتن میکشاند؟ آیا پرسشهای کودک صرفاً تقلیدی از بزرگترهاست یا واقعاً متوجه چیزی میشود که انگیزه سؤال کردن را در او زنده میکند؟
پاسخ: هم توانایی ذهن کودک در پرسشگری نقش دارد و هم اتفاقهای جهان بیرون. کودک با دیدن حرکتها، شنیدن صداها و مشاهدهٔ تغییرات، میخواهد بداند این اتفاقها چگونه و به چه علتی رخ دادهاند. ذهن او نیز بهتدریج توانایی فهم این رابطهها را پیدا میکند؛ بنابراین پرسشهایش فقط تقلید از بزرگترها نیست و از کنجکاوی واقعی او سرچشمه میگیرد. بزرگترها میتوانند این کنجکاوی را تقویت کنند.
نمونه پاسخ کوتاه: کودک هم ذهنی پرسشگر دارد و هم در جهان با پدیدههایی روبهرو میشود که او را به جستوجوی علت وامیدارند. «چرا» گفتن او تنها تقلید نیست؛ بلکه نشان میدهد میخواهد علت اتفاقها را بفهمد.
جواب مقایسه صفحه ۱۵ فلسفه دوازدهم
میان موجودات مختلف رابطههای گوناگونی برقرار است که یکی از آنها رابطۀ علّیت میباشد. در جدول زیر، اشیایی در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. آیا میتوانید رابطه یا رابطههایی میان آنها پیدا کنید؟ نام آن رابطهها را بنویسید.
پاسخ:
| اشیا | نوع رابطه |
|---|---|
| فرزندانِ یک پدر و مادر با یکدیگر | خواهری و برادری |
| زمین و اشیای روی آن | رابطهٔ مکانی و قرار گرفتن اشیا بر روی زمین |
| استاد و شاگرد | تعلیم و تعلّم؛ آموزش دادن و یاد گرفتن |
| کارفرما و کارگر | رابطهٔ استخدامی و کاری |
| اجزای یک ساعت | هماهنگی و همکاری در کارکرد ساعت |
تفاوت اساسی این قبیل رابطهها با رابطۀ علّیّت چیست؟
پاسخ: در رابطههایی مانند خواهری و برادری یا رابطهٔ استخدامی، دو طرف وجود دارند و سپس رابطهای میان آنها برقرار است؛ یکی وجود خود را از دیگری نمیگیرد. اما در رابطهٔ علیت، وجود معلول وابسته به علت است و معلول هستی خود را از علت میگیرد. پس علیت یک رابطهٔ وجودبخشی است.
📌 ممکن است میان دو چیز چند رابطه برقرار باشد. برای مثال، استاد و شاگرد رابطهٔ آموزشی دارند و آموزش استاد نیز میتواند در یادگیری شاگرد نقش علّی داشته باشد؛ اما استاد، علتِ وجود خودِ شاگرد نیست.
جواب تطبیق صفحه ۱۷ فلسفه دوازدهم
در کتاب سال یازدهم نظر دکارت و تجربهگرایان و فیلسوفان مسلمان دربارۀ معرفتشناسی را خواندهاید. آیا میان آن نظرات و دیدگاه آنان دربارۀ علّیّت هماهنگی وجود دارد؟
پاسخ: بله؛ دیدگاه این فیلسوفان دربارهٔ منشأ شناخت، با توضیح آنان دربارهٔ اصل علیت هماهنگ است:
دکارت: او عقلگراست و بعضی شناختها را فطری و مستقل از تجربه میداند. مطابق توضیح کتاب، اصل علیت را نیز از اصولی میشمارد که انسان بهطور فطری درک میکند.
تجربهگرایان: چون منشأ شناخت را حس و تجربه میدانند، برای توضیح شناخت علیت نیز به مشاهدهٔ همراهی یا توالی پدیدهها تکیه میکنند. هیوم تأکید میکند که ضرورتِ رابطهٔ علت و معلول با حس دیده نمیشود و انتظار ما از این رابطه بر اثر تکرار و عادت ذهنی شکل میگیرد.
فیلسوفان مسلمان: آنان شناخت را به حس و تجربه محدود نمیکنند و برای عقل اعتبار قائلاند. اصل علیت را نیز اصلی عقلی و پایهٔ تجربه میدانند؛ با این تفاوت که آن را شناختی آماده و مادرزادی نمیشمارند.
جواب مقایسه صفحه ۱۸ فلسفه دوازدهم
دیدگاه دیوید هیوم را با نظر ابنسینا مقایسه کنید و نظر خود را توضیح دهید.
پاسخ: هیوم و ابنسینا هر دو معتقدند که مشاهدهٔ پشت سر هم آمدن دو پدیده، بهتنهایی رابطهٔ ضروری علت و معلول را نشان نمیدهد. تفاوت آنها در این است که هیوم شناخت را به حس و تجربه محدود میکند و اعتقاد ما به ضرورت علّی را ناشی از عادت و تداعی ذهنی میداند؛ اما ابنسینا اصل علیت را اصلی عقلی میشمارد که شناخت آن به مشاهدهٔ حسی وابسته نیست.
به نظر من، در چارچوب بحث کتاب، توضیح ابنسینا روشنتر است؛ زیرا میان «پذیرش اصل علیت» و «پیدا کردن علت یک پدیدهٔ مشخص» تفاوت میگذارد. اصل علیت با عقل شناخته میشود، ولی برای شناخت علت پدیدههای طبیعی از تجربه کمک میگیریم.
چه تفاوتی میان دیدگاه دکارت و ابنسینا وجود دارد؟
پاسخ: هر دو اصل علیت را مستقل از تجربه میدانند، اما مطابق بیان کتاب، دکارت درک آن را فطری و همراه انسان از آغاز تولد میشمارد. ابنسینا آن را مادرزادی نمیداند؛ انسان پس از شکلگیری ذهن و درک اصول عقلی، مانند امتناع اجتماع نقیضین، اصل علیت را میفهمد.
📌 تفاوت اصلی این دو دیدگاه، «مادرزادی بودن یا نبودن شناخت علیت» است. استفاده از تجربه برای پیدا کردن علتهای مشخص، با عقلی دانستن اصل علیت منافاتی ندارد.
جواب بررسی صفحه ۱۹ فلسفه دوازدهم
۱ـ آیا میتوانید در میان رفتارهای آدمیان موردی را مثال بزنید که نشان دهد اصل سنخیت علّت و معلول مورد پذیرش آنها نیست؟
پاسخ: در رفتارهای معمول انسانها، نمونهٔ روشنی از کنار گذاشتن کامل این اصل دیده نمیشود. انسانها برای رسیدن به هر نتیجه، به سراغ عامل متناسب با آن میروند؛ مثلاً برای رفع تشنگی آب مینوشند و برای یادگیری درس مطالعه میکنند. حتی کسی که علت یک اتفاق را اشتباه تشخیص میدهد، معمولاً اصل سنخیت را رد نکرده، بلکه در شناخت علت مناسب دچار اشتباه شده است.
۲ـ کسانی که این اصل را یک اصل تجربی میدانند، میگویند: «بنابر آنچه تاکنون تجربه کردهایم، علّتهای خاص، معلولهای خاص خود را دارند و نمیتوانیم این اصل را به علّتهایی که تجربه نکردهایم، تعمیم دهیم.» نظر شما در این باره چیست؟
پاسخ: مطابق دیدگاه عقلی کتاب، اصل سنخیت فقط گزارشی از تجربههای گذشته نیست؛ بلکه پیشفرض پژوهش و تجربه است. ما پیش از شناخت یک پدیدهٔ تازه نیز انتظار داریم علت و آثار متناسبی داشته باشد و برای یافتن آنها تحقیق میکنیم. بنابراین اصل کلیِ تناسب علت و معلول را عقلی میدانیم، اما برای اینکه بفهمیم یک علت مشخص چه معلولی دارد، به تجربه نیاز داریم.
۳ـ آیا ضربالمثلهایی داریم که گویای اصل سنخیت علت و معلول باشد؟
پاسخ: بله؛ برای نمونه:
«گندم از گندم بروید، جو ز جو»: هر دانه محصول متناسب با خودش را به وجود میآورد.
«از کوزه همان برون تراود که در اوست»: آنچه از یک چیز بروز میکند، با ویژگیها و محتوای آن تناسب دارد.
جواب بررسی صفحه ۲۰ و ۲۱ فلسفه دوازدهم
اگر کسی بهطور جدّی در هر یک از این اصول سهگانه و نتایج آن تردید داشته باشد، تبعات این تردید او چه خواهد بود؟
الف) انکار اصل اوّل یا تردید در آن:
پاسخ: با انکار اصل علیت، دیگر نمیتوان مطمئن بود که هر پدیده منشأ و علتی دارد. در نتیجه، جستوجوی علت اتفاقها و پژوهش علمی پشتوانهٔ خود را از دست میدهد؛ زیرا ممکن دانسته میشود که اتفاقی بدون هیچ علتی رخ دهد. برای مثال، دیگر مبنای روشنی برای جستوجوی علت خراب شدن یک دستگاه وجود نخواهد داشت.
ب) انکار اصل دوم یا تردید در آن:
پاسخ: با انکار وجوببخشی علت به معلول، حتی اگر علت با همهٔ شرایط لازم تحقق یافته باشد، پیدایش معلول حتمی دانسته نمیشود. بنابراین نمیتوان به نتیجهٔ فراهم کردن علت کامل اطمینان داشت و پیشبینی و برنامهریزی استوار ممکن نخواهد بود.
📌 منظور، تحقق علت با همهٔ شرایط لازم و نبودن مانع است. مثلاً کاشتن بذر بهتنهایی برای روییدن گیاه کافی نیست؛ آب، دمای مناسب و دیگر شرایط نیز باید فراهم باشند.
ج) انکار اصل سوم یا تردید در آن:
پاسخ: با انکار سنخیت علت و معلول، دیگر نمیتوان از هر چیز اثر متناسب و معینی انتظار داشت؛ در این صورت، هر چیزی ممکن است منشأ هر نتیجهای فرض شود. بنابراین برای رسیدن به یک هدف نمیدانیم باید چه عامل مناسبی را فراهم کنیم و برای شناخت علت یک حادثه نیز نمیدانیم در میان چه عواملی جستوجو کنیم.
جواب به کار ببندیم صفحه ۲۱ فلسفه دوازدهم
۱ـ مواردی که در زیر میآید، از نظر فیلسوفان، از نتایج اصل «علّیت» و «سنخیت علّت و معلول» است. آنان میگویند، چون هر انسانی این دو اصل را پذیرفته است، این موارد را هم بهطور ضمنی قبول دارد. نظر شما در این باره چیست؟ نظر خود را روبهروی هر مورد بنویسید.
پاسخ: این ارتباط را میپذیرم؛ زیرا اگر پدیدهها علت نداشتند یا میان علتها و آثارشان تناسبی برقرار نبود، فعالیتهای زیر مبنای قابل اتکایی نداشتند:
| نتایج اصل علّیت و سنخیت | نقد و نظر |
|---|---|
| وجود نظم در میان پدیدهها | چون هر پدیده به علت خود وابسته است و از هر علت، اثر متناسب با آن پدید میآید، رابطههای منظم میان پدیدهها برقرار میشود. |
| امکان پیشبینی رخدادها | با شناخت علتها، آثار آنها و شرایط وقوع یک پدیده، میتوان نتیجه را پیشبینی کرد؛ البته دقت پیشبینی به میزان شناخت ما از عوامل بستگی دارد. |
| امکان پیشگیری از برخی حادثهها | وقتی علتهای یک حادثه را بشناسیم، میتوانیم برخی از آنها را برطرف کنیم یا مانع اثرگذاریشان شویم؛ مانند رفع نقص ترمز برای کاهش خطر تصادف. |
| امکان پژوهش و تحقیق | پژوهشگر با این فرض تحقیق میکند که پدیدهها علت دارند و باید علت متناسب با هر پدیده را پیدا کرد. |
| تنظیم امور زندگی | برای هر هدف، وسیله و اقدام متناسب انتخاب میکنیم؛ مثلاً برای یادگیری بهتر، زمان مشخصی را به مطالعه و تمرین اختصاص میدهیم. |
| بهوجود آمدن شاخههای مختلف دانش | گروههای مختلف پدیدهها ویژگیها و رابطههای خاصی دارند؛ ازاینرو، برای بررسی آنها دانشهای گوناگونی مانند فیزیک و زیستشناسی شکل میگیرد. |
۲ـ دیدگاههای زیر، نظر کدام یک از فلاسفه است؟
ـ علّیت حاصل توالی پدیدههاست.
پاسخ: تجربهگرایان؛ بهویژه هیوم که شکلگیری انتظار علّی در ذهن را با تکرار توالی پدیدهها و عادت ذهنی توضیح میدهد.
ـ درک انسان از علّیت، درکی فطری است.
پاسخ: دکارت.
ـ چون انسان از جهت ذاتی ممکن است، نیاز به علت دارد.
پاسخ: ابنسینا و دیگر فیلسوفان مسلمان که نیاز ممکنالوجود به علت را میپذیرند.
ـ اصل علّیت یک اصل تجربی است.
پاسخ: تجربهگرایان.
📌 دربارهٔ هیوم باید دقیقتر سخن گفت: او تجربهگراست، اما معتقد نیست که ضرورتِ رابطهٔ علت و معلول را مستقیماً با حس مشاهده میکنیم؛ او اعتقاد به این ضرورت را با عادت و تداعی ذهنی توضیح میدهد.
ـ اصل علّیت یک اصل کاملاً عقلی است.
پاسخ: فیلسوفان مسلمان، مانند ابنسینا.
۳ـ شعر زیر کدام اصل را تأیید میکند؟ شرح دهید.
چو بد کردی مشو غافل زآفات
که واجب شد طبیعت را مکافات
پاسخ: اصل سنخیت علت و معلول؛ شاعر میگوید رفتار بد، پیامد متناسب با خود دارد و کسی که بدی میکند نباید از آثار زیانبار آن غافل باشد. برای مثال، دروغ گفتن میتواند اعتماد دیگران را از بین ببرد. تأکید شعر بر تناسب میان عمل و نتیجهٔ آن است.
خلاصه درس سوم فلسفه دوازدهم
رابطهٔ علیت، وابستگی وجود معلول به علت است. مطابق توضیح کتاب، دکارت شناخت علیت را فطری میداند؛ تجربهگرایان برای توضیح آن به تجربه رجوع میکنند و هیوم بر عادت ذهنی ناشی از تکرار پدیدهها تأکید دارد. فیلسوفان مسلمان اصل علیت را عقلی و غیرمادرزادی میدانند. وجوب علّی و معلولی یعنی با تحقق علت کامل، وجود معلول ضروری میشود؛ سنخیت نیز یعنی هر علت، اثر متناسب با خود را دارد. این اصول پشتوانهٔ جستوجوی علتها، شناخت نظم جهان، پیشبینی رخدادها و برنامهریزی برای زندگی هستند.





