مطالب درسی

جواب سوالات درس چهارم فلسفه یازدهم | آغاز تاریخی فلسفه

پاسخ کامل درس ۴ فلسفه یازدهم «آغاز تاریخی فلسفه» شامل جواب تفکر در عبارات صفحه ۳۰، بررسی صفحه ۳۲، اندیشه صفحه ۳۴ و به کار ببندیم صفحه ۳۵ کتاب.

درس چهارم فلسفه یازدهم، «آغاز تاریخی فلسفه»، به پیشینهٔ اندیشه‌های فلسفی و دیدگاه‌های نخستین فیلسوفان یونان می‌پردازد. در ادامه، پاسخ تفکر در عبارات، بررسی، اندیشه و به کار ببندیم صفحات ۳۰، ۳۲، ۳۴ و ۳۵ را همراه با توضیح و مثال می‌خوانید.

پاسخ درس بعدی : جواب سوالات درس پنجم فلسفه یازدهم | زندگی بر اساس اندیشه

جواب تفکر در عبارات صفحه ۳۰ فلسفه یازدهم

عبارت‌های زیر از برخی حکمای قدیم نقل شده است.

۱ـ باید «خود» را نگاه کرد، به «خود» گوش کرد، به «خود» اندیشید و در توجه به خود غرق شد. با نگاه کردن، گوش دادن، اندیشیدن و واقعیت دادن به «خود» است که هر چه که هست شناخته می‌شود.

اوپانیشاد ۴

۲ـ بی‌حد و بی‌تمام، پابرجاست بی‌صدا و بی‌جسم، تنها ایستاده است و تغییر را نمی‌شناسد… من نام او را نمی‌دانم برای نامیدن است که او را تائو می‌نامم. با زحمت سعی دارم از چگونگی او خبر بدهم، او را بزرگ می‌خوانم.

لائوتسه

۳ـ در آغاز، دو معنا بودند که آنها را توأمان می‌شناسند و یکی نیک و دیگری دروغ (= شر) است، در اندیشه، در گفتار و در کردار.
از میان این معنا، هشیاران، نیکی را انتخاب می‌کنند، نه گمراهان.

اوستا، یسنا ۳۰

در این سه عبارت تفکر کنید و بگویید که هر عبارت به چه موضوع بنیادین و فلسفی اشاره دارد.

پاسخ:

عبارت اول؛ خودشناسی و انسان‌شناسی فلسفی: این عبارت بر شناخت «خود» تأکید می‌کند و تأمل دربارهٔ حقیقت انسان را راهی برای شناخت می‌داند. از آنجا که دربارهٔ راه شناخت نیز سخن می‌گوید، با معرفت‌شناسی ارتباط دارد.

عبارت دوم؛ شناخت مبدأ هستی: توصیف حقیقتی بی‌حد، غیرجسمانی و تغییرناپذیر، به بحث دربارهٔ مبدأ و حقیقت بنیادین جهان مربوط است. در دسته‌بندی این فعالیت، می‌توان آن را در حوزهٔ خداشناسی و هستی‌شناسی قرار داد.

عبارت سوم؛ فلسفهٔ اخلاق: موضوع آن نیکی و بدی در اندیشه، گفتار و کردار و انتخاب آگاهانهٔ نیکی است؛ بنابراین به ارزش‌های اخلاقی و نقش انتخاب انسان در رفتار اخلاقی اشاره دارد.

جواب بررسی صفحه ۳۲ فلسفه یازدهم

دو اندیشهٔ هراکلیتوس در متن درس

۱ـ وحدت اضداد؛ مانند یک دامنهٔ کوه که برای فردِ در حال بالا رفتن، سربالایی و برای فردِ در حال پایین آمدن، سرپایینی است.

۲ـ تغییر و تحول دائمی جهان؛ اندیشه‌ای که با جملهٔ «نمی‌توان در یک رودخانه دو بار شنا کرد» توضیح داده می‌شود.

۱ـ تا چه اندازه این دو اندیشۀ هراکلیتوس را واقع‌بینانه و درست می‌دانید؟

پاسخ: هر دو اندیشه، در حد مثال‌های مطرح‌شده، با تجربهٔ ما از جهان ارتباط دارند. دربارهٔ اندیشهٔ اول، یک چیز می‌تواند از جهت‌های متفاوت، ویژگی‌های مقابل داشته باشد؛ مثلاً یک لیوانِ نیمه‌پر، در عین حال نیمه‌خالی هم هست. این دو توصیف یکدیگر را نفی نمی‌کنند، چون به بخش‌های متفاوت لیوان اشاره دارند.

دربارهٔ اندیشهٔ دوم نیز رشد گیاه، تغییر فصل‌ها و جریان آب نشان می‌دهند که در طبیعت، تغییر پیوسته رخ می‌دهد. با این حال، از مشاهدهٔ این نمونه‌ها به‌تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که در تمام هستی هیچ حقیقت ثابتی وجود ندارد؛ چنین ادعای کلی‌ای به استدلال بیشتری نیاز دارد.

نکتهٔ مهم: مثال سربالایی و سرپایینی به معنای درست بودن تناقض نیست؛ یک مسیر از دو جهت متفاوت توصیف می‌شود. نباید از این مثال نتیجه بگیریم که یک چیز از همان جهت و در همان زمان، هم دارای یک ویژگی است و هم فاقد آن.

۲ـ آیا می‌توان میان این دو اندیشه ارتباطی برقرار کرد؟

پاسخ: بله؛ می‌توان تغییر را با گذر میان حالت‌های مقابل مرتبط دانست. برای مثال، چیزی از سردی به گرمی می‌رسد یا یک لیوان از خالی بودن به پر بودن تغییر می‌کند. از نگاه هراکلیتوس، تقابل و کشاکش اضداد با پویایی جهان ارتباط دارد.

۳ـ آیا می‌توان گفت که یکی از این دو سبب پیدایش تفکر دوم در نزد هراکلیتوس شده است؟

پاسخ: به‌عنوان یک احتمال، بله. ممکن است توجه هراکلیتوس به تقابل و ارتباط اضداد، او را به اندیشهٔ تغییر دائمی جهان رسانده باشد؛ زیرا گذر از یک حالت به حالت مقابل، نوعی تغییر است. البته از متن درس نمی‌توان با قطعیت تعیین کرد کدام اندیشه در ذهن او زودتر شکل گرفته است.

جواب اندیشه صفحه ۳۴ فلسفه یازدهم

آیا می‌توانید این استدلال پارمنیدس در خصوص حقیقتِ واحد و ثابت و جاودان بودن هستی را کامل کنید؟

پاسخ: عبارت‌های تکمیل‌کننده با رنگ مشخص شده‌اند:

اگر چیزی به وجود آید، یا از وجود به وجود می‌آید یا از لاوجود.

اگر از وجود به وجود آید در این صورت قبلاً هست.

اگر از لاوجود به وجود آید چنین پیدایشی ممکن نیست.

زیرا از هیچ، چیزی به وجود نمی‌آید.

بنابراین: هستی از نیستی پدید نمی‌آید و به نیستی تبدیل نمی‌شود؛ از نظر پارمنیدس، حقیقت هستی ثابت و جاودان است و پیدایش و نابودی حقیقی ندارد.

توضیح سادهٔ استدلال: پارمنیدس دو حالت را بررسی می‌کند: اگر چیزی از آنچه هست پدید بیاید، پیش از این هم وجود داشته است؛ اگر از نیستی پدید بیاید، به نظر او ناممکن است، چون نیستی چیزی نیست که منشأ پیدایش باشد. او با این شیوهٔ استدلال، تغییر حقیقی را نمی‌پذیرد.

📌 در این فعالیت، استدلال پارمنیدس را بازسازی می‌کنیم. تکمیل استدلال او به این معنا نیست که باید نتیجهٔ آن را بدون نقد بپذیریم. طبق متن درس، او میان ظاهر متغیری که حواس نشان می‌دهند و حقیقت ثابتی که با عقل شناخته می‌شود، تفاوت می‌گذارد.

جواب به کار ببندیم صفحه ۳۵ فلسفه یازدهم

مشخص کنید اندیشه‌های فلسفی زیر منسوب به کدام فیلسوف است و دربارۀ هر کدام شرح دهید.

۱ـ اعداد و اصول آنها، مادۀ اولیۀ همه موجودات هستند.

پاسخ:

نام فیلسوف: فیثاغورس

شرح: فیثاغورس و پیروان او، عدد و روابط ریاضی را اساس شناخت و نظم موجودات می‌دانستند. از نظر آنان، اصول اعداد فقط برای محاسبه نبودند، بلکه بنیان واقعیت جهان را تشکیل می‌دادند.

۲ـ اموری که با هم ضد هستند می‌توانند با یکدیگر جمع شوند.

پاسخ:

نام فیلسوف: هراکلیتوس

شرح: این اندیشه به «وحدت اضداد» اشاره دارد. هراکلیتوس به ارتباط امور مقابل در جهان توجه می‌کرد. برای نمونه، یک مسیر از پایین به بالا سربالایی و از بالا به پایین سرپایینی است؛ در این مثال، دو وصف مقابل به یک مسیر تعلق می‌گیرند، اما جهت نگاه متفاوت است.

۳ـ مادۀ اولیۀ همه چیز آب است.

پاسخ:

نام فیلسوف: تالس

شرح: تالس در جست‌وجوی اصل مشترک موجودات، آب را پایه و اساس همه چیز می‌دانست. طبق توضیح کتاب، تغییر آب به بخار و یخ و نقش باران در رویش گیاهان، او را به این اندیشه رسانده بود که موجودات گوناگون، صورت‌های متفاوتی از آب هستند.

۴ـ همه‌چیز در جهان در تغییر و دگرگونی است و هیچ‌چیز ثابتی وجود ندارد.

پاسخ:

نام فیلسوف: هراکلیتوس

شرح: او تغییر و حرکت را ویژگی دائمی جهان می‌دانست. جملهٔ «نمی‌توان در یک رودخانه دو بار شنا کرد» بیان همین نگاه است؛ زیرا هنگام ورود دوباره به رودخانه، آب پیشین گذشته و آب دیگری جای آن را گرفته است.

۵ـ در جهان هستی دگرگونی وجود ندارد و همه چیز ثابت و واحد است.

پاسخ:

نام فیلسوف: پارمنیدس

شرح: پارمنیدس برخلاف هراکلیتوس، حقیقت هستی را واحد، ثابت و زوال‌ناپذیر می‌دانست. به نظر او، حواسْ جهان را متغیر نشان می‌دهند، اما عقل می‌تواند به حقیقت تغییرناپذیر آن برسد؛ بنابراین تغییرهای محسوس را حقیقت نهایی هستی نمی‌شمرد.

برای تشخیص تفاوت هراکلیتوس و پارمنیدس

هراکلیتوس: تغییر، ویژگی خود جهان است.

پارمنیدس: آنچه حواس متغیر نشان می‌دهند، حقیقت نهایی نیست؛ حقیقت هستی ثابت است.

خلاصه درس چهارم فلسفه یازدهم

نمی‌توان برای آغاز تفکر فلسفی، زمان و سرزمین دقیقی تعیین کرد؛ زیرا انسان‌ها در تمدن‌های گوناگون دربارهٔ مسائل بنیادی هستی اندیشیده‌اند و همهٔ آثار آنها باقی نمانده است. کتاب، یونان باستان را از مراکز مهم شکل‌گیری دانش فلسفه و تفسیر عقلانی جهان معرفی می‌کند. تالس، آب را اصل موجودات می‌دانست و فیثاغورس بر نقش بنیادی اعداد تأکید داشت. هراکلیتوس از وحدت اضداد و تغییر دائمی جهان سخن می‌گفت، اما پارمنیدس حقیقت هستی را واحد و ثابت می‌دانست. در ادامه، اختلاف دیدگاه‌ها زمینهٔ ظهور سوفیست‌ها را فراهم کرد؛ کسانی که در روایت کتاب، به جای جست‌وجوی حقیقت، بر فن سخنوری و پیروزی در بحث تأکید می‌کردند.

اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا