معنی درس هفدهم خاموشی دریا فارسی یازدهم؛ آرایه ها و معنی کلمات
معنی درس هفدهم خاموشی دریا فارسی یازدهم صفحه ۱۴۰ و ۱۴۱، همراه با معنی متن و کلمات، آرایههای ادبی و نکات زبانی و فکری.
در درس هفدهم فارسی یازدهم، چند قطعۀ کوتاه و اندیشهبرانگیز از رابیندرانات تاگور آمده است. در ادامه، هر بخش را همراه با معنی روان، قلمرو زبانی، قلمرو ادبی و پیام اصلی بررسی میکنیم تا نکات مهم درس برای مطالعه و مرور امتحانی در دسترس باشد.
به خاطر روشناییاش
سپاس گزاری کن،
امّا چراغدان را هم
که همیشه صبورانه در سایه میایستد،
از یاد مبر.
قلمرو زبانی:
چراغدان: وسیله یا جای قرار گرفتن چراغ.
سپاس گزاری: تشکر و قدردانی.
روشنایی: نور؛ در مفهوم متن، آگاهی و دانش.
از یاد مبر: فراموش نکن.
عبارت: سه جمله.
سپاس گزاری: مفعول.
چراغدان: مفعول.
قلمرو ادبی:
شعله: نماد و استعاره از افراد روشنگر و خدمتگزار.
چراغدان: نماد کسانی که بیادعا و فروتنانه زمینه را برای روشنگری و خدمت دیگران فراهم میکنند.
سپاس گزاری از شعله: تشخیص؛ شعله مانند انسان در نظر گرفته شده است.
صبورانه ایستادن چراغدان: تشخیص.
در سایه ایستادن: کنایه از خودنمایی نکردن و دور ماندن از توجه دیگران.
روشنایی / سایه: تضاد.
واجآرایی: تکرار صداهای «س» و «ش».
که آفتاب را ندیدهای
ستارهها را هم
نمیبینی.
قلمرو ادبی:
آفتاب: استعاره از فرصتها و خواستههای بزرگ و ارزشمند.
ستارهها: استعاره از فرصتها و نعمتهای کوچکتر و در دسترستر.
آفتاب / ستاره: مراعات نظیر.
چارپا روی خاک هیاهو میکند و
پرنده در آسمان آواز میخواند.
آدمی،
امّا
خاموشی دریا و
هیاهوی خاک و
موسیقی آسمان را در خود دارد.
قلمرو زبانی:
خاموش: ساکت.
خاموشی: سکوت.
چارپا: جانوری که چهار پا دارد.
هیاهو: غوغا، سروصدا و جنبوجوش.
آدمی: انسان.
عبارت: چهار جمله.
خاموش: مسند.
خاموشی: مفعول.
قلمرو ادبی:
ماهی: نماد سکون و آرامش.
چارپا: نماد حرکت و زندگی زمینی.
پرنده: نماد آزادی و رهایی.
ماهی در آب خاموش است: تشخیص.
چارپا روی خاک هیاهو میکند: تشخیص.
خاموشی دریا: تشخیص و استعاره.
هیاهوی خاک: تشخیص و استعاره.
دریا: مجاز از موجودات دریایی.
خاک: در کاربرد نخست مجاز از خشکی و در کاربرد بعدی مجاز از موجودات زمینی.
آسمان: در «موسیقی آسمان» مجاز از پرندگان.
خاموشی / هیاهو: تضاد.
خاک / آسمان: تضاد.
آواز / خاموشی: تضاد.
آب / خاک / آسمان: مراعات نظیر.
در فروتنی،
بزرگ باشیم،
بیش از همه به آن بزرگ نزدیک شدهایم.
قلمرو زبانی:
فروتنی: تواضع و دوری از تکبّر.
آن بزرگ: خداوند.
بزرگِ اول: مسند.
بزرگِ دوم: متمم.
عبارت: دو جمله.
قلمرو ادبی:
بزرگ / بزرگ: تکرار و واژهآرایی.
واجآرایی: تکرار صدای «ب».
در این قطعه میان فروتنی و بزرگی نیز نوعی تقابل معنایی زیبا دیده میشود؛ شاعر بزرگی واقعی را در فروتنی میداند.
از ناممکن میپرسد:
«خانهات کجاست؟»
پاسخ میآید:
«در رؤیای یک ناتوان.»
قلمرو زبانی:
ممکن: شدنی و امکانپذیر.
ناممکن: ناشدنی و غیرممکن.
رؤیا: آنچه انسان در خواب میبیند؛ همچنین آرزو و خیال.
ناتوان: کسی که توانایی انجام کاری را ندارد.
عبارت: چهار جمله.
در جملۀ پایانی، فعل «است» به قرینۀ لفظی حذف شده است.
قلمرو ادبی:
ممکن / ناممکن: تضاد.
ممکن: نماد انسانهای توانمند و امیدوار.
ناممکن: نماد انسانهای ناامید و ناتوان.
پرسیدن «ممکن» و پاسخ دادن «ناممکن»: تشخیص؛ مفاهیم انتزاعی مانند انسان سخن میگویند.
پرسش / پاسخ: تناسب و تقابل.
خانه داشتن برای «ناممکن»: تشخیص.
واجآرایی: تکرار صداهای «م» و «ن».
معنی کلمات درس هفدهم خاموشی دریا فارسی یازدهم
روشنایی: نور؛ در مفهوم درس، دانش و آگاهی
سپاس گزاری: تشکر و قدردانی
خاموشی: سکوت و بیصدایی
چارپا: جانوری دارای چهار پا
هیاهو: غوغا، سروصدا و جنبوجوش
آدمی: انسان
فروتنی: تواضع، متواضع بودن و دوری از تکبّر
آن بزرگ: اشاره به خداوند
ممکن: شدنی و امکانپذیر
ناممکن: ناشدنی و غیرممکن
رؤیا: خواب و خیال؛ آنچه انسان در خواب میبیند
ناتوان: فاقد توان و قدرت کافی





