مطالب درسی

معنی شعر نیایش لطف تو فارسی دوازدهم؛ آرایه‌ها و معنی کلمات صفحه ۱۶۵

معنی شعر نیایش لطف تو فارسی دوازدهم صفحه ۱۶۵، همراه با معنی ابیات و کلمات، آرایه‌های ادبی و نکات زبانی و فکری.

در این مطلب، معنی شعر نیایش «لطف تو» فارسی دوازدهم صفحه ۱۶۵ را بیت‌به‌بیت بررسی می‌کنیم. برای هر بیت علاوه بر معنی روان، قلمرو زبانی، آرایه‌های ادبی، واژه‌های مهم و مفهوم نیز آورده شده است تا نکات اصلی این نیایش برای مطالعه و امتحان به‌صورت کامل و منظم در دسترس باشد.

شعر «لطف تو» از وحشی بافقی است. شاعر در این نیایش از خداوند می‌خواهد دل و جانش را از عشق، سوز، درد و شور معنوی سرشار کند، به سخنش گرمی و اثر ببخشد و با پرتو لطف خود، راه دشوار شناخت و حقیقت را برای او روشن سازد.

📘 شناسنامه شعر:
نام: لطف تو
بخش: نیایش فارسی دوازدهم
صفحه: ۱۶۵
شاعر: وحشی بافقی
قالب: مثنوی
لحن: نیایشی و عارفانه
درون‌مایه: درخواست عشق و سوز معنوی، یاری و هدایت الهی و امید به لطف خداوند

معنی شعر لطف تو فارسی دوازدهم

الهی سینه‌ای ده آتش‌افروز
در آن سینه، دلی وان دل همه سوز
✓ معنی روان: خدایا، به من سینه‌ای ببخش که سرشار از آتش عشق و شور معنوی باشد و در آن سینه، دلی قرار بده که سراسر از سوز و گداز عشق لبریز باشد.

شاعر از خداوند می‌خواهد وجودش تنها به ظاهر زنده نباشد، بلکه درون او از عشق حقیقی و شور معنوی سرشار شود.

قلمرو زبانی

الهی: خدایا؛ منادا.

ده: بده؛ فعل امر از «دادن».

آتش‌افروز: افروزندۀ آتش، شعله‌ورکننده.

وان: و + آن.

سوز: سوز و گداز؛ در اینجا شور و درد عشق.

آن سینه: ترکیب وصفی.

همه: در اینجا به معنی سراسر و کاملاً.

قلمرو ادبی

آتش: استعاره از عشق و شور معنوی.

آتش‌افروز: در بافت شعر، بیانگر وجودی سرشار از عشق و شور است.

سوز: استعاره از سوز و گداز عشق.

سینه / دل: مراعات نظیر.

تکرار «سینه» و «دل»: واژه‌آرایی و تأکید بر باطن و درون انسان.

💡 مفهوم بیت: درخواست دلی سرشار از عشق و شور معنوی از خداوند.
هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست
دل افسرده، غیر از آب و گل نیست
✓ معنی روان: هر دلی که از عشق و شور معنوی بی‌بهره باشد، در حقیقت شایستۀ نام «دل» نیست. دلی که عشق و حال معنوی ندارد، چیزی جز همین جسم مادی ساخته‌شده از آب و خاک نیست.

یعنی ارزش حقیقی دل انسان به عشق، شور، احساس و معنویت آن است.

قلمرو زبانی

هر آن دل: هر دلی.

«را» در «هر آن دل را»: در ساخت کهن، بیانگر دارندگی؛ یعنی «هر دلی که سوزی ندارد».

افسرده: بی‌بهره از معنویت، بی‌ذوق و بی‌حال.

غیر از: جز، به‌جز.

آب و گل: آب و خاک؛ عناصر مادی وجود انسان.

قلمرو ادبی

سوز: استعاره از عشق و شور معنوی.

آب و گل: مجاز از جسم و وجود مادی انسان.

دل / گل: جناس ناقص اختلافی.

تکرار «دل» و «نیست»: واژه‌آرایی و تأکید.

واج‌آرایی «س»: در واژه‌هایی مانند «سوزی»، «نیست» و «افسرده».

💡 مفهوم بیت: ارزش دل انسان به عشق و معنویت است؛ دل بی‌عشق فقط بخشی از جسم مادی است.
کرامت کن درونی دردپرورد
دلی در وی درون درد و برون درد
✓ معنی روان: خدایا، درونی به من ببخش که با درد عشق پرورش یافته باشد و در آن، دلی قرار بده که از درون و بیرون سراسر درد و سوز عشق باشد.

منظور از «درد» در این بیت بیماری و رنج جسمانی نیست؛ بلکه درد عشق، طلب و اشتیاق معنوی است.

قلمرو زبانی

کرامت کن: ببخش، عطا کن.

درون: باطن، وجود درونی.

دردپرورد: پرورده و آکنده از درد.

وی: او؛ در اینجا اشاره به «درون» دارد.

برون: بیرون.

قلمرو ادبی

درد: در این شعر بیانگر درد و اشتیاق عشق است.

درون / برون: تضاد.

تکرار «درد»: واژه‌آرایی و تأکید بر سوز عاشقانه.

درون / درد: واج‌آرایی و هماهنگی آوایی.

💡 مفهوم بیت: درخواست درد و اشتیاق عشق الهی و دلی که سراسر درگیر این عشق باشد.
به سوزی ده کلامم را روایی
کز آن گرمی کند آتش گدایی
✓ معنی روان: خدایا، چنان سوز و عشق و گرمایی به سخن من ببخش که کلامم ارزش، اثر و گیرایی پیدا کند؛ آن‌چنان گرم و پرشور باشد که حتی آتش، گرمی را از سخن من طلب کند.

شاعر از خداوند سخنی می‌خواهد که از دل عاشق برخیزد و بتواند بر دل دیگران نیز اثر بگذارد.

قلمرو زبانی

کلام: سخن.

روایی: ارزش، اعتبار و رونق.

کز: که + از.

گرمی: حرارت؛ در اینجا شور و اثرگذاری.

گدایی کردن: درخواست و طلب کردن.

ده: فعل امر.

قلمرو ادبی

سوز: استعاره از عشق و شور.

آتش گدایی کند: تشخیص؛ آتش مانند انسانی نیازمند تصور شده است.

آتش از کلام گرمی گدایی کند: اغراق در بیان گرمی و تأثیر سخن شاعر.

سوز / گرمی / آتش: مراعات نظیر.

گدایی کردن آتش: تصویری وارونه و خیال‌انگیز؛ چیزی که خود سرچشمۀ گرماست، از سخن عاشق گرما طلب می‌کند.

💡 مفهوم بیت: درخواست سخنی گرم، عاشقانه، مؤثر و برخاسته از دل.
دلم را داغ عشقی بر جبین نه
زبانم را بیانی آتشین ده
✓ معنی روان: خدایا، نشان عشق خود را بر پیشانی دل من قرار بده و مرا برای همیشه گرفتار و نشان‌دار عشق خود کن. به زبان من نیز سخنی گرم، پرشور، گیرا و عاشقانه ببخش.

شاعر می‌خواهد هم دلش عاشق باشد و هم زبانش بتواند آن عشق درونی را با سخنی اثرگذار بیان کند.

قلمرو زبانی

داغ: نشان و علامتی که با حرارت بر چیزی می‌نهادند.

عشق: محبت شدید و عمیق.

جبین: پیشانی.

نه: بگذار، قرار بده؛ فعل امر از «نهادن».

بیان: سخن و شیوۀ گفتن.

آتشین: گرم، سوزان و پرشور.

ساخت عبارت: «داغ عشقی بر جبین دلم نه».

قلمرو ادبی

جبین دل: اضافۀ استعاری و تشخیص؛ دل مانند انسانی دارای پیشانی تصور شده است.

داغ عشق: ترکیبی تصویری برای نشان همیشگی عشق.

بر جبین دل داغ عشق نهادن: کنایه از عاشق و نشان‌دار عشق شدن.

بیان آتشین: تعبیری استعاری برای سخن گرم، پرشور و اثرگذار؛ همچنین میان حس گرما و سخن، حس‌آمیزی دیده می‌شود.

دل / جبین / زبان: مراعات نظیر از اعضا و اجزای وجود انسان.

داغ / آتشین: تناسب معنایی.

💡 مفهوم بیت: شاعر از خداوند می‌خواهد دلش را عاشق و سخنش را گرم و اثرگذار کند.
ندارد راه فکرم روشنایی
ز لطفت پرتوی دارم گدایی
✓ معنی روان: راه اندیشه و شناخت من تاریک است و به تنهایی نمی‌توانم مسیر حقیقت را پیدا کنم. از لطف و عنایت تو پرتویی از هدایت و روشنایی درخواست می‌کنم تا راه فکرم را روشن کند.
قلمرو زبانی

فکر: اندیشه.

روشنایی: نور؛ در اینجا هدایت و آگاهی.

لطف: مهربانی، عنایت و بخشایش.

پرتو: شعاع نور، فروغ.

گدایی: درخواست و طلب.

ز: کوتاه‌شدۀ «از».

قلمرو ادبی

راه فکر: تصویری استعاری؛ فکر و شناخت مانند راهی تصور شده است.

روشنایی: در معنای نمادین، هدایت و شناخت.

پرتوی لطف: لطف الهی مانند نوری تصور شده است که راه را روشن می‌کند.

روشنایی / پرتو: مراعات نظیر.

گدایی کردن پرتو: بیان فروتنی شاعر در برابر خداوند.

💡 مفهوم بیت: انسان برای شناخت حقیقت و یافتن راه درست به لطف و هدایت خداوند نیاز دارد.
اگر لطف تو نبود پرتوانداز
کجا فکر و کجا گنجینۀ راز؟
✓ معنی روان: اگر لطف و عنایت تو نور هدایت را بر راه من نمی‌تاباند، فکر و اندیشۀ محدود من چگونه می‌توانست به گنجینۀ اسرار و حقیقت راه پیدا کند؟

یعنی بدون یاری و لطف خداوند، انسان به تنهایی توان شناخت کامل رازهای حقیقت را ندارد.

قلمرو زبانی

پرتوانداز: پرتو افکن، روشن‌کننده.

گنجینه: خزانه و محل نگهداری گنج.

راز: سرّ، حقیقت پنهان.

نبود: ماضی ساده.

«کجا … کجا …؟»: ساخت پرسشی برای نشان دادن دوری و ناتوانی فکر از رسیدن به راز بدون لطف الهی.

قلمرو ادبی

لطف تو … پرتوانداز: لطف خدا مانند نور یا چراغی روشنگر تصور شده است.

گنجینۀ راز: تصویری شاعرانه از مجموعه اسرار و حقیقت‌های پنهان.

«کجا فکر و کجا گنجینۀ راز؟»: پرسش انکاری؛ یعنی فکر انسان بدون لطف خدا به آن گنجینه راهی ندارد.

کجا / کجا: تکرار برای تأکید.

پرتو / روشنایی: پیوند معنایی با بیت پیشین و ادامۀ تصویر نور و هدایت.

💡 مفهوم بیت: لطف الهی روشنگر اندیشه و راه رسیدن انسان به حقیقت است.
به راه این امید پیچ در پیچ
مرا لطف تو می‌باید، دگر هیچ
✓ معنی روان: در این راه دشوار و پرپیچ‌وخمِ امید و طلب، فقط لطف و یاری تو برای من لازم است و هیچ چیز دیگری نمی‌خواهم.

شاعر در پایان نیایش، همۀ امید خود را به خداوند می‌بندد و لطف او را تنها تکیه‌گاه خویش در مسیر عشق و شناخت می‌داند.

قلمرو زبانی

پیچ در پیچ: پرپیچ‌وخم، دشوار.

مرا: برای من.

می‌باید: لازم است، نیاز است.

دگر: دیگر.

هیچ: هیچ چیز.

قلمرو ادبی

راه امید: تصویری استعاری؛ امید و طلب مانند راهی تصور شده که باید پیموده شود.

پیچ در پیچ: کنایه از دشوار و پرمانع بودن مسیر.

تکرار «پیچ»: واژه‌آرایی.

واج‌آرایی «چ»: در «پیچ در پیچ» و «هیچ».

پیچ / هیچ: هماهنگی آوایی و قافیه.

💡 مفهوم بیت: شاعر در مسیر دشوار عشق و معرفت، تنها به لطف و یاری خداوند امید دارد.

معنی کلمات شعر نیایش لطف تو

الهی: خدایا.

آتش‌افروز: افروزندۀ آتش، شعله‌ورکننده.

سوز: سوز و گداز؛ شور و درد عشق.

افسرده: بی‌بهره از معنویت، بی‌ذوق و حال.

آب و گل: آب و خاک؛ در شعر اشاره به جسم مادی.

کرامت کردن: بخشیدن و عطا کردن.

دردپرورد: پرورده و آکنده از درد.

برون: بیرون.

کلام: سخن.

روایی: ارزش، اعتبار و رونق.

جبین: پیشانی.

آتشین: گرم، سوزان و پرشور.

لطف: عنایت و مهربانی.

پرتو: فروغ و شعاع نور.

گدایی: درخواست و طلب.

پرتوانداز: پرتو افکن و روشن‌کننده.

گنجینه: خزانه.

می‌باید: لازم است.

دگر: دیگر.

آرایه های ادبی مهم شعر لطف تو

آتش: استعاره از عشق و شور معنوی.

سوز: استعاره از عشق و سوز و گداز عاشقانه.

سینه / دل: مراعات نظیر.

آب و گل: مجاز از وجود و جسم مادی انسان.

دل / گل: جناس ناقص اختلافی.

درون / برون: تضاد.

تکرار «درد»: واژه‌آرایی.

آتش گدایی می‌کند: تشخیص و اغراق.

سوز / گرمی / آتش: مراعات نظیر.

جبین دل: تشخیص و اضافۀ استعاری.

داغ عشق بر جبین دل نهادن: کنایه از گرفتار و نشان‌دار عشق شدن.

بیان آتشین: تعبیری استعاری برای سخن گرم و پرشور و دارای حس‌آمیزی.

دل / جبین / زبان: مراعات نظیر.

راه فکر: تصویر استعاری.

پرتوی لطف: لطف الهی مانند نور هدایت تصویر شده است.

روشنایی / پرتو: مراعات نظیر.

«کجا فکر و کجا گنجینۀ راز؟»: پرسش انکاری.

راه امید: تصویر استعاری از مسیر عشق و طلب.

پیچ در پیچ: کنایه از راه دشوار و پرمانع.

واج‌آرایی «چ»: در «پیچ در پیچ» و «هیچ».

مفهوم بیت های شعر لطف تو

بیت اول: درخواست دلی سرشار از آتش و شور عشق.

بیت دوم: دل بی‌عشق و معنویت ارزشی ندارد.

بیت سوم: درخواست درد و اشتیاق عشق الهی.

بیت چهارم: درخواست سخنی گرم، عاشقانه و اثرگذار.

بیت پنجم: درخواست نشان عشق بر دل و سخنی پرشور بر زبان.

بیت ششم: نیاز اندیشۀ انسان به نور هدایت و لطف خداوند.

بیت هفتم: انسان بدون لطف الهی توان رسیدن به راز حقیقت را ندارد.

بیت هشتم: در راه دشوار عشق و معرفت، لطف خداوند تنها تکیه‌گاه شاعر است.

مفهوم و پیام شعر نیایش لطف تو

نیایش «لطف تو» گفت‌وگویی عاشقانه و نیازمندانه با خداوند است. شاعر در آغاز از خدا نمی‌خواهد که دارایی، آسایش یا نعمت‌های مادی به او ببخشد؛ بلکه نخستین خواستۀ او سینه‌ای آتش‌افروز و دلی همه‌سوز است. یعنی مهم‌ترین خواستۀ شاعر، داشتن قلبی زنده، عاشق و سرشار از شور معنوی است.

در بیت دوم این اندیشه روشن‌تر می‌شود: دلی که هیچ سوز و عشقی در آن وجود ندارد، از نگاه شاعر حقیقت و ارزش معنوی خود را از دست داده و تنها بخشی از جسم مادی انسان است. بنابراین عشق عامل زنده بودن دل است.

شاعر سپس از خدا «درد» می‌خواهد. این درد، رنج جسمانی نیست؛ بلکه درد طلب، اشتیاق و عشقی است که انسان را از بی‌تفاوتی بیرون می‌آورد و او را به سوی حقیقت حرکت می‌دهد.

او در ادامه می‌خواهد این سوز در کلامش نیز آشکار شود. سخن شاعر باید چنان گرم و پرشور باشد که حتی آتش از آن گرمی طلب کند. این تصویر نشان می‌دهد سخن حقیقی زمانی اثرگذار است که از دلی عاشق و سوخته برخیزد.

در بیت پنجم، شاعر از خدا می‌خواهد نشان عشق را بر دلش قرار دهد و به زبانش بیانی آتشین ببخشد. یعنی عشق فقط یک احساس پنهانی در درون نباشد؛ بلکه در گفتار و رفتار عاشق نیز آشکار شود.

از بیت ششم، موضوع هدایت و شناخت برجسته‌تر می‌شود. شاعر اعتراف می‌کند که راه فکر او به تنهایی روشن نیست و برای یافتن حقیقت به پرتوی از لطف الهی نیاز دارد. در بیت بعد نیز همین اندیشه ادامه پیدا می‌کند: اگر لطف خداوند روشن‌کنندۀ راه نباشد، فکر محدود انسان نمی‌تواند به «گنجینۀ راز» برسد.

در پایان، شاعر همۀ خواسته‌های خود را در یک جمله خلاصه می‌کند: «مرا لطف تو می‌باید، دگر هیچ» او برای پیمودن راه دشوار و پیچ‌درپیچ عشق و معرفت، چیزی جز لطف و یاری خداوند نمی‌خواهد.

پس پیام اصلی شعر این است: دل حقیقی با عشق زنده است و انسان برای رسیدن به معرفت، سخن اثرگذار و پیمودن راه دشوار حقیقت، به لطف و هدایت خداوند نیاز دارد.

نکات مهم امتحانی شعر لطف تو فارسی دوازدهم

⭐ نکات مهم:

شاعر: وحشی بافقی.

قالب: مثنوی.

لحن: نیایشی و عارفانه.

موضوع اصلی: درخواست عشق، سوز معنوی، هدایت و لطف خداوند.

آتش‌افروز: افروزندۀ آتش.

سوز: در شعر، سوز و گداز عشق.

افسرده: بی‌بهره از معنویت و ذوق.

آب و گل: مجاز از جسم مادی انسان.

دردپرورد: پرورده و آکنده از درد عشق.

روایی: ارزش، اعتبار و رونق.

جبین: پیشانی.

پرتو: فروغ و روشنایی.

پرتوانداز: پرتو افکن و روشن‌کننده.

می‌باید: لازم است.

آتش: استعاره از عشق.

سینه / دل: مراعات نظیر.

مفهوم «دل افسرده، غیر از آب و گل نیست»: دلی که از عشق و معنویت بی‌بهره باشد، ارزش حقیقی ندارد و تنها بخشی از جسم است.

درون / برون: تضاد.

تکرار «درد»: واژه‌آرایی و تأکید.

آتش گدایی کند: تشخیص و اغراق.

سوز / گرمی / آتش: مراعات نظیر.

جبین دل: اضافۀ استعاری و تشخیص.

داغ عشق بر جبین دل نهادن: کنایه از عاشق و نشان‌دار عشق شدن.

بیان آتشین: سخن گرم، گیرا و پرشور.

راه فکر: تصویری استعاری از مسیر اندیشه و شناخت.

پرتوی لطف: تصویری از هدایت الهی.

«کجا فکر و کجا گنجینۀ راز؟»: پرسش انکاری؛ یعنی بدون لطف الهی، فکر انسان راهی به گنجینۀ اسرار ندارد.

پیچ در پیچ: کنایه از دشوار و پرمانع بودن مسیر.

«مرا لطف تو می‌باید، دگر هیچ»: شاعر در راه عشق و معرفت، تنها لطف خداوند را لازم و کافی می‌داند.

پیام نهایی: عشق و معرفت حقیقی با هدایت و لطف خداوند حاصل می‌شود و ارزش دل انسان به سوز، عشق و معنویت آن است.

مطالب پیشنهادی :
اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا