مطالب درسی

جواب قلمرو زبانی، ادبی و فکری درس هجدهم فارسی دوازدهم؛ عشق جاودانی صفحه ۱۵۸

پاسخ کامل سوالات کارگاه متن‌پژوهی درس هجدهم فارسی دوازدهم عشق جاودانی، شامل قلمرو زبانی، ادبی و فکری صفحه ۱۵۸.

در این مطلب، جواب کامل کارگاه متن‌پژوهی درس هجدهم فارسی دوازدهم «عشق جاودانی» صفحه ۱۵۸ را بررسی می‌کنیم. پرسش‌های این کارگاه در سه بخش قلمرو زبانی، قلمرو ادبی و قلمرو فکری تنظیم شده‌اند و موضوعاتی مانند کارکرد معنایی واژۀ «صحیفه»، حذف فعل، آرایۀ تشخیص، پرسش انکاری، ویژگی‌های عشق جاودانی و ارتباط شعر شکسپیر با بیت حافظ را در بر می‌گیرند.

📘 راهنمای کارگاه:
در قلمرو زبانی باید به معنی واژه در بافت و انواع حذف توجه کنیم. در قلمرو ادبی تشخیص و استفهام انکاری اهمیت دارد و در قلمرو فکری محور اصلی، پایداری عشق حقیقی در برابر گذشت زمان، پیری و تکرار است.

جواب قلمرو زبانی صفحه ۱۵۸ درس هجدهم فارسی دوازدهم

۱- واژۀ «صحیفه» را از نظر کارکرد معنایی بررسی کنید.
✓ پاسخ: واژۀ «صحیفه» در زبان فارسی در معناهایی مانند کتاب، دفتر، نامه، ورق و صفحه به کار رفته است.

در درس «عشق جاودانی» و در عبارت: «بلکه همواره عشق قدیم را موضوع صحیفۀ شعر خود می‌گرداند» واژۀ «صحیفه» با توجه به بافت جمله به معنی کتاب یا دفتر شعر است.

بنابراین منظور این است که عشق جاودانی، همان عشق دیرینه را همواره موضوع کتاب و سروده‌های خود قرار می‌دهد.

📘 نکته: برای پاسخ امتحانی لازم نیست همۀ معانی «صحیفه» نوشته شود. مهم‌ترین نکته این است که بدانیم این واژه چندمعناست و در متن درس، معنی مناسب آن «کتاب / دفتر شعر» است.
⭐ پاسخ کوتاه امتحانی: صحیفه: کتاب، دفتر، نامه یا ورق؛ در این درس به معنی کتاب یا دفتر شعر است.
۲- متن درس را از نظر «حذف فعل» بررسی کنید و نوع حذف‌ها را بنویسید.
📘 یادآوری: حذف به قرینۀ لفظی زمانی است که واژه یا فعل حذف‌شده از بخش دیگری از همان سخن و با کمک یک نشانۀ لفظی قابل تشخیص باشد.

حذف به قرینۀ معنوی زمانی است که واژۀ حذف‌شده فقط از مفهوم جمله و بدون وجود قرینۀ لفظی فهمیده شود.

«چه حرف تازه‌ای برای گفتن مانده است یا چه چیز تازه‌ای برای نوشتن که بتواند عشق مرا یا سجایای ارزشمند تو را بازگو کند؟»
✓ حذف اول: صورت کامل جمله چنین است:

چه حرف تازه‌ای برای گفتن مانده است یا چه چیز تازه‌ای برای نوشتن [مانده است]؟

فعل «مانده است» در بخش دوم حذف شده است. چون همین فعل در بخش نخست جمله آمده و از روی آن می‌توان فعل حذف‌شده را تشخیص داد، این حذف به قرینۀ لفظی است.

«که تو از آن منی، و من از آن تو»
✓ حذف دوم: صورت کامل عبارت:

«که تو از آن منی، و من از آن تو [هستم].»

در قسمت دوم، فعل «هستم» حذف شده است. ساخت اسنادی بخش نخست «تو از آن منی» قرینۀ لازم را برای دریافت فعل بخش دوم فراهم می‌کند؛ بنابراین در پاسخ آموزشی این درس، این مورد نیز حذف فعل به قرینۀ لفظی محسوب می‌شود.

⭐ پاسخ کوتاه امتحانی: ۱- «چه چیز تازه‌ای برای نوشتن [مانده است]» ← حذف «مانده است» به قرینۀ لفظی.

۲- «و من از آن تو [هستم]» ← حذف «هستم» به قرینۀ لفظی.

جواب قلمرو ادبی صفحه ۱۵۸ درس هجدهم فارسی دوازدهم

۱- دو نمونه آرایۀ «تشخیص» در متن درس بیابید.
✓ نمونۀ اول: «امّا جان صادق من آن را برای تو ترسیم نکرده باشد؟»

در این عبارت به «جان» توانایی «ترسیم کردن» نسبت داده شده است؛ یعنی جان مانند انسانی تصویرگر تصور شده است. پس آرایۀ تشخیص یا جان‌بخشی دارد.

✓ نمونۀ دوم: «عشق جاودانی همواره معشوق را جوان می‌بیند.»

«دیدن» کاری انسانی است؛ اما شاعر آن را به عشق جاودانی نسبت داده است. بنابراین «عشق» مانند انسانی صاحب چشم و ادراک تصور شده و آرایۀ تشخیص شکل گرفته است.

📘 یک نمونۀ دیگر: «همان‌جا که شاید اینک دست زمان و صورت ظاهرش، مرده نشانش بدهند.»

ترکیب «دست زمان» نیز دارای تشخیص است؛ زیرا برای «زمان» که مفهومی غیرانسانی است، «دست» در نظر گرفته شده است.

بنابراین برای پاسخ سؤال، نوشتن هر دو نمونه صحیح کافی است.

⭐ پاسخ کوتاه امتحانی: ۱- «جان صادق من آن را برای تو ترسیم نکرده باشد.»
۲- «عشق جاودانی همواره معشوق را جوان می‌بیند.»

همچنین «دست زمان» نیز نمونۀ دیگری از تشخیص است.

۲- در متن، نمونه‌ای از پرسش (استفهام) انکاری مشخّص کنید.
«آیا چیزی در مخیّلۀ آدمی می‌گنجد که قلم بتواند آن را بنگارد، امّا جان صادق من آن را برای تو ترسیم نکرده باشد؟»
✓ پاسخ: این جمله پرسش انکاری است. شاعر در حقیقت منتظر پاسخ نیست؛ بلکه می‌خواهد با تأکید بگوید: هیچ چیزی وجود ندارد که بتوان آن را تصور و نوشت، اما او پیش از این با صداقت برای محبوب بیان نکرده باشد.
📘 نمونۀ دیگری از پرسش انکاری: «چه حرف تازه‌ای برای گفتن مانده است یا چه چیز تازه‌ای برای نوشتن که بتواند عشق مرا یا سجایای ارزشمند تو را بازگو کند؟»

این پرسش نیز انکاری است؛ زیرا منظور شاعر این است که هیچ سخن تازه‌ای برای گفتن و نوشتن باقی نمانده است.

⭐ پاسخ کوتاه امتحانی: «آیا چیزی در مخیّلۀ آدمی می‌گنجد که قلم بتواند آن را بنگارد، امّا جان صادق من آن را برای تو ترسیم نکرده باشد؟»

این جمله دارای استفهام انکاری است.

جواب قلمرو فکری صفحه ۱۵۸ درس هجدهم فارسی دوازدهم

۱- شکسپیر برای عشق جاودانی، چه ویژگی‌هایی را برمی‌شمارد؟
✓ پاسخ کامل: از دید شکسپیر، عشق جاودانی دارای چند ویژگی مهم است:

تازگی همیشگی: عشق حقیقی با گذشت زمان کهنه نمی‌شود. شاعر همان سخن همیشگی عشق را بارها تکرار می‌کند، اما آن را قدیمی و بی‌ارزش نمی‌داند.

پایداری در برابر زمان: گذشت سال‌ها نمی‌تواند عشق واقعی را از بین ببرد. عشق از تغییرات ظاهری و جسمانی انسان فراتر می‌رود.

جوان دیدن معشوق: عشق جاودانی محبوب را همواره جوان می‌بیند و به پیری و سالخوردگی او توجهی نمی‌کند.

بی‌اعتنایی به ظاهر: چین‌وچروک، آثار پیری و تغییر چهرۀ محبوب از ارزش او در نگاه عاشق نمی‌کاهد.

وفاداری به احساس نخستین: عاشق همواره به همان احساس پاک و نخستینی بازمی‌گردد که عشق او از آنجا آغاز شده است.

تکرارناپذیری در عین تکرار: موضوع عشق ممکن است بارها گفته و نوشته شود، اما برای عاشق حقیقی هر بار همچنان تازه و زنده است.

بنابراین عشق جاودانی، عشقی پایدار، تازه، وفادار و فراتر از تغییرات ظاهری و گذشت زمان است.

📘 شاهدهای متن: «آنچه را قدیمی است، قدیمی ندانم» ← عشق با گذشت زمان کهنه نمی‌شود.

«عشق جاودانی همواره معشوق را جوان می‌بیند» ← محبوب در نگاه عاشق همیشه تازه و جوان است.

«نه اهمّیتی به چین و شکن‌های ناگزیر سالخوردگی می‌دهد» ← عشق حقیقی به تغییرات ظاهری وابسته نیست.

«نخستین احساس عشق را … می‌جوید» ← عشق همواره تازگی احساس نخستین را حفظ می‌کند.

⭐ پاسخ کوتاه امتحانی: عشق جاودانی همیشه تازه و پایدار است، معشوق را جوان می‌بیند، به پیری و تغییرات ظاهری او اهمیتی نمی‌دهد و احساس نخستین عشق را همواره حفظ می‌کند.
۲- در سطرهای زیر بر چه نکته‌ای تأکید شده است؟

«چه حرف تازه‌ای برای گفتن مانده است یا چه چیز تازه‌ای برای نوشتن که بتواند عشق مرا یا سجایای ارزشمند تو را بازگو کند؟»

✓ پاسخ: شاعر تأکید می‌کند که تمام آنچه می‌توانسته درباره عشق خود و ویژگی‌های ارزشمند محبوب بگوید یا بنویسد، پیش از این بیان کرده است و دیگر سخن تازه‌ای باقی نمانده است.

این عبارت همچنین محدودیت زبان و قلم را در برابر گستردگی و عمق احساس عاشقانه نشان می‌دهد. شاعر آن‌قدر از عشق و خوبی‌های معشوق سخن گفته است که دیگر موضوع تازه‌ای پیدا نمی‌کند؛ اما نکته مهم این است که تکراری بودن موضوع عشق سبب کهنگی خود عشق نمی‌شود.

💡 نکته: پرسش شاعر به معنی پایان یافتن عشق نیست؛ بلکه سخن تازه‌ای برای توصیف آن باقی نمانده است. عشق همچنان زنده و تازه است، حتی اگر شاعر ناچار باشد همان سخنان گذشته را دوباره تکرار کند.
⭐ پاسخ کوتاه امتحانی: شاعر همۀ گفتنی‌ها را دربارۀ عشق خود و ویژگی‌های ارزشمند معشوق بیان کرده و دیگر سخن تازه‌ای برای گفتن و نوشتن باقی نمانده است.
۳- مضمون بیت زیر از کدام بخش از سرودۀ شکسپیر قابل دریافت است؟
یک قصّه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم نامکرّر است

حافظ

✓ پاسخ: مضمون این بیت حافظ از بخش زیر در سرودۀ شکسپیر قابل دریافت است:

«هر روز باید ذکری واحد را مکرّر بخوانم و آنچه را قدیمی است، قدیمی ندانم: که تو از آن منی، و من از آن تو.»

📘 ارتباط معنایی: حافظ می‌گوید داستان عشق در اصل یک داستان همیشگی است، اما شگفت آنکه هر بار از زبان عاشقی شنیده می‌شود، تازه و تکرارنشدنی به نظر می‌رسد.

شکسپیر نیز می‌گوید هر روز همان «ذکر واحد» و همان سخن عاشقانه را تکرار می‌کند، اما آن را قدیمی نمی‌داند.

پس در هر دو سروده، عشق موضوعی دیرینه و تکرارشونده است، اما هر بار تازگی و طراوت خود را حفظ می‌کند.

نکتۀ ادبی بیت حافظ: مکرّر / نامکرّر: تضاد.

قصّه / زبان / می‌شنوم: تناسب معنایی.

مهم‌ترین پیام بیت این است که عشق با وجود تکرار شدن، هرگز برای عاشق حقیقی کهنه و تکراری نمی‌شود.

⭐ پاسخ کوتاه امتحانی: بخش مرتبط: «هر روز باید ذکری واحد را مکرّر بخوانم و آنچه را قدیمی است، قدیمی ندانم: که تو از آن منی، و من از آن تو.»

مفهوم مشترک: عشق با وجود تکرار و دیرینگی، همیشه تازه و نامکرّر است.

📘 درباره فعالیت شماره ۴ صفحه ۱۵۸: پس از سؤال سوم قلمرو فکری، در کتاب شمارۀ «۴» همراه با خط خالی دیده می‌شود، اما صورت سؤال مشخصی برای آن چاپ نشده است. بنابراین این بخش پاسخ ثابت و رسمی ندارد و نباید برای آن پرسشی را به عنوان سؤال کتاب اضافه کرد.

نکات مهم امتحانی کارگاه متن پژوهی درس هجدهم

⭐ نکات مهم:

صحیفه: دارای معناهایی مانند کتاب، دفتر، نامه و ورق؛ در درس به معنی کتاب یا دفتر شعر است.

حذف اول: «چه چیز تازه‌ای برای نوشتن [مانده است]» ← حذف فعل به قرینۀ لفظی.

حذف دوم: «و من از آن تو [هستم]» ← حذف فعل به قرینۀ لفظی.

نمونۀ تشخیص: «جان صادق من آن را برای تو ترسیم نکرده باشد.»

نمونۀ تشخیص: «عشق جاودانی همواره معشوق را جوان می‌بیند.»

دست زمان: تشخیص و اضافۀ استعاری.

نمونۀ استفهام انکاری: «آیا چیزی در مخیّلۀ آدمی می‌گنجد که قلم بتواند آن را بنگارد، امّا جان صادق من آن را برای تو ترسیم نکرده باشد؟»

ویژگی عشق جاودانی: پایدار، همواره تازه و فراتر از تغییرات ظاهری و پیری است.

معشوق در نگاه عشق جاودانی: همیشه جوان و دوست‌داشتنی است.

عشق جاودانی و سالخوردگی: به چین‌وچروک و دیگر آثار ظاهری پیری اهمیتی نمی‌دهد.

«آنچه را قدیمی است، قدیمی ندانم»: عشق دیرینه برای عاشق حقیقی همچنان تازه است.

مفهوم سؤال دوم قلمرو فکری: شاعر همۀ سخنان خود را دربارۀ عشق و سجایای معشوق بیان کرده و سخن تازه‌ای باقی نمانده است.

بیت حافظ: «یک قصّه بیش نیست غم عشق وین عجب / کز هر زبان که می‌شنوم نامکرّر است»

بخش مرتبط از شکسپیر: «هر روز باید ذکری واحد را مکرّر بخوانم و آنچه را قدیمی است، قدیمی ندانم.»

وجه مشترک حافظ و شکسپیر: موضوع عشق ممکن است بارها تکرار شود، اما برای عاشق همیشه تازه و نامکرّر باقی می‌ماند.

بیشتر بخوانید:
اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا