جواب قلمرو زبانی، ادبی و فکری درس یازدهم فارسی دوازدهم؛ آن شب عزیز
پاسخ کامل سوالات کارگاه متنپژوهی درس یازدهم فارسی دوازدهم آن شب عزیز، شامل قلمرو زبانی، ادبی و فکری صفحه ۹۶ و ۹۷.
در این مطلب، جواب کامل کارگاه متنپژوهی درس یازدهم فارسی دوازدهم «آن شب عزیز» صفحات ۹۶ و ۹۷ را بررسی میکنیم. این کارگاه مانند دیگر بخشهای متنپژوهی کتاب فارسی، از سه قسمت قلمرو زبانی، قلمرو ادبی و قلمرو فکری تشکیل شده است.
در قلمرو زبانی، معنی واژهها، واژههای مهم املایی، زمان فعلها و ضمیرها بررسی میشوند؛ در قلمرو ادبی، باید کنایه، حسآمیزی و نقش فضاسازی را در داستان بشناسیم و در قلمرو فکری نیز ارتباط میان مضمون درس و سرودههای دادهشده را توضیح دهیم. پاسخها در ادامه علاوه بر جواب اصلی، با توضیح آموزشی و پاسخ کوتاه مناسب امتحان نوشته شدهاند.
در پاسخ دادن به فعالیتهای این درس، بهتر است به خود متن «آن شب عزیز» توجه کنید؛ زیرا بیشتر سؤالها مستقیماً از واژهها، جملهها، کنایهها و فضای داستان ساخته شدهاند. در سؤالهای فکری نیز پاسخ باید بر محور ایثار، شهادت، شجاعت، یاد شهیدان و توصیف دلاوری رزمندگان نوشته شود.
جواب قلمرو زبانی صفحه ۹۶ درس یازدهم فارسی دوازدهم
مَعبَر: گذرگاه، محل عبور و راهی که از آن میگذرند.
ذلّه شدن: به ستوه آمدن، خسته و درمانده شدن، به تنگ آمدن از چیزی.
معبر: گذرگاه، محل عبور.
ذلّه شدن: به ستوه آمدن و خسته شدن.
محوطه: محوطهٔ میدان ← ترکیب اضافی
موضع: موضع دشمن ← ترکیب اضافی
تعقیب: تعقیب نیروها ← ترکیب اضافی
تل: تلّ خاکی ← ترکیب وصفی
اصرار: اصرار فراوان ← ترکیب وصفی
جثّه: جثّهٔ کوچک ← ترکیب وصفی
در ترکیب وصفی، واژه دوم صفت و ویژگی واژه نخست را بیان میکند؛ مانند:
تلّ خاکی
یعنی تلی که خاکی است.
در ترکیب اضافی، واژه دوم به واژه نخست وابسته است و میان آنها رابطه مالکیت، اختصاص یا وابستگی وجود دارد؛ مانند:
موضع دشمن
یعنی موضعی که متعلق یا مربوط به دشمن است.
شد: ماضی ساده
فرو نشست: ماضی ساده
آمدید: ماضی ساده
شناخته باشید: ماضی التزامی
کرد: ماضی ساده
از یاد نبردهاید: ماضی نقلی
فشردیم: ماضی ساده
بوسیدیم: ماضی ساده
ماضی ساده: برای بیان کاری که در گذشته انجام شده است.
نمونه: آمدید، کرد، فشردیم، بوسیدیم.
ماضی نقلی: کاری در گذشته رخ داده است، اما اثر یا ارتباط آن با زمان حال همچنان باقی است.
نمونه: از یاد نبردهاید.
ماضی التزامی: وقوع عمل با احتمال، شک، شرط یا التزام همراه است.
نمونه: شناخته باشید.
نبردهاید از ساخت «بن ماضی + ه + ام/ای/است/ایم/اید/اند» ساخته شده و ماضی نقلی است.
شناخته باشید از «صفت مفعولی + فعل باشم» ساخته شده و ماضی التزامی است.
«آخرین رمقهایشان را در آخرین فشنگهایشان میریختند و شلیک میکردند.»
در واژههای «رمقهایشان» و «فشنگهایشان»، ضمیر پیوسته «شان» به کار رفته است.
مرجع ضمیر: رزمندگان و بچّههایی که در حال نبرد بودند.
«من هم میتوانستم و میخواستم که چون دیگر بچّهها در گوشهای خودم را گم کنم.»
ضمیر «من» یک ضمیر گسسته و مستقل است.
مرجع ضمیر: راوی داستان؛ احمد موحّدی.
کتابم، دوستش، فشنگهایشان.
ضمیر گسسته به صورت مستقل نوشته میشود؛ مانند:
من، تو، او، ما، شما، ایشان.
جواب قلمرو ادبی صفحه ۹۶ درس یازدهم فارسی دوازدهم
الف) دو «کنایه» بیابید و مفهوم هر یک را بنویسید.
ب) یک نمونه «حسآمیزی» مشخص کنید.
کِز کردن
کنایه از گوشهگیری، خود را جمع کردن و در گوشهای نشستن است.
راوی وقتی معلّم خود را در جبهه میبیند، به جای آنکه فوراً خود را معرفی کند، در گوشهای پشت جمعیت کز میکند.
فرو نشستن
در عبارت مربوط به صدای تکبیر و صلوات، کنایه از آرام شدن و پایان یافتن صدا است.
دلم را گرم کرد: امیدوارم کرد.
از جا کنده شدم: با سرعت از جا بلند شدم.
پا جای پای کسی گذاشتن: از کسی پیروی کردن.
بال درآوردن: بسیار خوشحال شدن.
خاموش شدن: درگذشتن و شهید شدن.
در این عبارت، ویژگیهایی مانند لطافت و سبکی که بیشتر با حس لامسه دریافت میشوند، به صدا و زمزمه که مربوط به حس شنوایی است نسبت داده شدهاند؛ بنابراین آرایه حسآمیزی شکل گرفته است.
«گرم» مربوط به حس لامسه است، اما برای سخن و صدا به کار رفته است؛ بنابراین این عبارت نیز نمونهای از حسآمیزی است.
کنایه: «کز کردن» = گوشهگیری؛ «فرو نشستن» = آرام و تمام شدن.
حسآمیزی: «زمزمۀ لطیف و سبک» یا «گرم حرف میزدید».
«پاهایم سست شده بود؛ قلبم میلرزید؛ عرق کرده بودم؛ قوّت اینکه قدم از قدم بردارم، نداشتم.»
فضایی سرشار از اضطراب، دلهره، اندوه و وابستگی عاطفی ایجاد میکنند. نویسنده از همان ابتدای داستان به خواننده نشان میدهد که حادثهای مهم و تلخ رخ داده است و راوی در موقعیتی عادی قرار ندارد. این فضاسازی سبب میشود خواننده از همان ابتدا نسبت به سرنوشت معلّم حساس شود و با کنجکاوی ادامه داستان را دنبال کند.
داستان از پایان یک حادثۀ تلخ آغاز میشود و سپس راوی به گذشته بازمیگردد. خواننده هنوز نمیداند چه اتفاقی برای معلّم افتاده است؛ اما نشانههای عاطفی ابتدای متن به او میفهمانند که با ماجرایی مهم و اندوهناک روبهروست. به این ترتیب، نویسنده تعلیق ایجاد میکند؛ یعنی خواننده را مشتاق میکند بداند چه اتفاقی افتاده و چرا راوی نمیتواند معلّم را ترک کند.
جواب قلمرو فکری صفحه ۹۷ درس یازدهم فارسی دوازدهم
کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت
با زخم نشان سرفرازی نگرفت
زین پیش دلاورا، کسی چون تو شگفت
حیثیت مرگ را به بازی نگرفت!
سیّد حسن حسینی
برای وصف میدانهای پرمین
برای وصف خال و زلف چینچین
نه در شیراز و نه در شهر گنجه
«نظامی» میشوم در «قصر شیرین»
علی سهامی
بیدار شود ز خواب نوشین
تا باز کند به روی عالم
دیباچهٔ خاطرات شیرین
از لاله دهد به سبزه زیور
ای دوست، مرا به خاطر آور!
محمدتقی بهار
نکات مهم امتحانی کارگاه متن پژوهی درس یازدهم
معبر: گذرگاه و محل عبور.
ذلّه شدن: به ستوه آمدن و به تنگ آمدن.
تلّ خاکی: ترکیب وصفی.
موضع دشمن: ترکیب اضافی.
شناخته باشید: ماضی التزامی.
از یاد نبردهاید: ماضی نقلی.
آمدید، کرد، فشردیم، بوسیدیم: ماضی ساده.
«شان» در «فشنگهایشان»: ضمیر پیوسته با مرجع «رزمندگان».
«من»: ضمیر گسسته با مرجع «راوی داستان».
کز کردن: کنایه از گوشهگیری.
فرو نشستن صدا: کنایه از آرام و تمام شدن.
زمزمۀ لطیف و سبک: حسآمیزی.
گرم حرف زدن: حسآمیزی.
فضاسازی بند نخست: ایجاد اضطراب، اندوه و انتظار برای رخ دادن حادثهای تلخ.
سرودۀ سید حسن حسینی: ارتباط با ایثار، شجاعت، زخم و شهادت رزمندگان.
سرودۀ علی سهامی: ارتباط با توصیف میدان جنگ و دلاوری رزمندگان.
سرودۀ محمدتقی بهار: ارتباط با بند پایانی درس و زنده نگه داشتن یاد و خاطرات شهید.





