در ادامه، ترجمه متن، معنی کلمات، قواعد و جواب کامل تمرینهای درس ۷ عربی یازدهم رشتههای علوم تجربی و ریاضی و فیزیک «تأثیر زبان فارسی بر زبان عربی» را به ترتیب صفحات ۹۰ تا ۱۰۱ کتاب مشاهده میکنید.
ترجمه صفحه ۹۰ درس هفتم عربی یازدهم
تَأثيرُ اللُّغَةِ الْفارِسيَّةِ عَلَى اللُّغَةِ الْعَرَبيَّةِ
ترجمه: تأثیر زبان فارسی بر زبان عربی
اَلْمُفرَداتُ الْفارِسيَّةُ دَخَلَتِ اللُّغَةَ الْعَرَبيَّةَ مُنذُ الْعَصرِ الْجاهِليِّ، فَقَد نُقِلَتْ إِلَى الْعَرَبيَّةِ أَلفاظٌ فارِسيَّةٌ كَثيرَةٌ بِسَبَبِ التِّجارَةِ وَ دُخولِ الْإيرانيّينَ في الْعِراقِ وَ الْيَمَنِ،
ترجمه: واژگان فارسی از دوران جاهلیت وارد زبان عربی شدند؛ زیرا به سبب تجارت و ورود ایرانیان به عراق و یمن، واژههای فارسی بسیاری به زبان عربی منتقل شد.
وَ كانَتْ تِلكَ الْمُفرَداتُ تَرتَبِطُ بِبَعضِ الْبَضائِعِ الَّتي ما كانَتْ عِندَ الْعَرَبِ كَالْمِسكِ وَ الدّيباجِ. وَ اشتَدَّ النَّقلُ مِنَ الْفارِسيَّةِ إِلَى الْعَرَبيَّةِ بَعدَ انضِمامِ إيران إِلَى الدَّولَةِ الْإسلاميَّةِ.
ترجمه: آن واژگان به برخی کالاهایی مربوط بودند که نزد عربها وجود نداشتند؛ مانند مشک و دیباج. انتقال واژگان از فارسی به عربی پس از پیوستن ایران به حکومت اسلامی شدت گرفت.
وَ في الْعَصرِ الْعَبّاسيِّ ازدَادَ نُفوذُ اللُّغَةِ الْفارِسيَّةِ. وَ كانَ لِابنِ الْمُقَفَّعِ دَورٌ عَظيمٌ في هٰذَا التَّأثيرِ، فَقَد نَقَلَ عَدَداً مِنَ الْكُتُبِ الْفارِسيَّةِ إِلَى الْعَرَبيَّةِ، مِثلُ كَليلَةَ وَ دِمنَةَ.
ترجمه: در دورۀ عباسی نفوذ زبان فارسی افزایش یافت. ابن مقفّع در این تأثیرگذاری نقش بزرگی داشت؛ زیرا شماری از کتابهای فارسی مانند «کلیله و دمنه» را به عربی ترجمه کرد.
وَ لِلفَيروزآباديِّ مُعجَمٌ مَشهورٌ بِاسمِ الْقاموسِ يَضُمُّ مُفرَداتٍ كَثيرَةً بِاللُّغَةِ الْعَرَبيَّةِ.
ترجمه: فیروزآبادی فرهنگ لغت مشهوری به نام «القاموس» دارد که واژههای بسیاری را در زبان عربی در بر میگیرد.
وَ قَد بَيَّنَ عُلَماءُ اللُّغَةِ الْعَرَبيَّةِ وَ الْفارِسيَّةِ أَبعادَ هٰذَا التَّأثيرِ في دِراساتِهِم، فَقَد أَلَّفَ الدُّكتورُ ألتونجي كِتاباً يَضُمُّ الْكَلِماتِ الْفارِسيَّةَ الْمُعَرَّبَةَ سَمّاهُ «مُعجَمَ الْمُعَرَّباتِ الْفارِسيَّةِ في اللُّغَةِ الْعَرَبيَّةِ».
ترجمه: دانشمندان زبان عربی و فارسی در پژوهشهای خود جنبههای این تأثیر را آشکار کردهاند. دکتر التونجی کتابی تألیف کرده که واژههای فارسیِ عربیشده را در بر میگیرد و آن را «فرهنگ واژههای فارسیِ عربیشده در زبان عربی» نامیده است.
ترجمه صفحه ۹۱ درس هفتم عربی یازدهم
أَمَّا الْكَلِماتُ الْفارِسيَّةُ الَّتي دَخَلَتِ اللُّغَةَ الْعَرَبيَّةَ فَقَد تَغَيَّرَتْ أَصواتُها وَ أَوزانُها، وَ نَطَقَهَا الْعَرَبُ وَفقاً لِأَلسِنَتِهِم، فَقَد بَدَّلُوا الْحُروفَ الْفارِسيَّةَ الَّتي لا توجَدُ في لُغَتِهِم إِلىٰ حُروفٍ قَريبَةٍ مِن مَخارِجِها؛ مِثلُ:
ترجمه: اما واژههای فارسی که وارد زبان عربی شدند، آواها و وزنهایشان تغییر کرد و عربها آنها را متناسب با زبان خود تلفظ کردند. آنان حروف فارسیای را که در زبانشان وجود نداشت، به حروفی با مخرج نزدیک تبدیل کردند؛ مانند:
پَردیس ← فِردَوس | مِهرگان ← مِهرَجان | چادُرشَب ← شَرشَف
وَ اشتَقّوا مِنها كَلِماتٍ أُخرىٰ، مِثلُ «يَكنِزونَ» في آيَةِ ﴿… يَكنِزونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ …﴾ مِن كَلِمَةِ «گَنج» الْفارِسيَّةِ.
ترجمه: و از این واژهها کلمات دیگری نیز ساختند؛ مانند «یَکنِزونَ» در آیۀ «… طلا و نقره را ذخیره میکنند …» که از واژۀ فارسی «گنج» گرفته شده است.
عَلَينا أَنْ نَعلَمَ أَنَّ تَبادُلَ الْمُفرَداتِ بَينَ اللُّغاتِ فِي الْعالَمِ أَمرٌ طَبيعيٌّ يَجعَلُها غَنيَّةً فِي الْأُسلوبِ وَ الْبَيانِ، وَ لا نَستَطيعُ أَنْ نَجِدَ لُغَةً بِدونِ كَلِماتٍ دَخيلَةٍ؛
ترجمه: باید بدانیم که تبادل واژگان میان زبانهای جهان امری طبیعی است که زبانها را در شیوه و بیان غنی میکند و نمیتوانیم زبانی را بدون واژههای دخیل پیدا کنیم.
كانَ تَأثيرُ اللُّغَةِ الْفارِسيَّةِ عَلَى اللُّغَةِ الْعَرَبيَّةِ قَبلَ الْإِسلامِ أَكثَرَ مِن تَأثيرِها بَعدَ الْإِسلامِ،
ترجمه: تأثیر زبان فارسی بر زبان عربی پیش از اسلام بیشتر از تأثیر آن پس از اسلام بود.
وَ أَمّا بَعدَ ظُهورِ الْإِسلامِ فَقَدِ ازدَادَتِ الْمُفرَداتُ الْعَرَبيَّةُ فِي اللُّغَةِ الْفارِسيَّةِ بِسَبَبِ انتِشارِ الْإِسلامِ وَ الثَّقافَةِ الْإِسلاميَّةِ. وَ استِخدامِ اللُّغَةِ الْعَرَبيَّةِ فِي الْعِلمِ وَ الدّينِ وَ الْإِدارَةِ.
ترجمه: اما پس از ظهور اسلام، به سبب گسترش اسلام و فرهنگ اسلامی و استفاده از زبان عربی در علم، دین و امور اداری، تعداد واژگان عربی در زبان فارسی افزایش یافت.
معنی کلمات درس هفتم عربی یازدهم
| کلمه |
معنی |
| اِزدادَ |
افزایش یافت |
| شارَكَ |
شرکت کرد |
| اِشتَدَّ |
شدت گرفت |
| مُعَرَّب |
عربیشده |
| اِشتَقَّ |
برگرفت، مشتق کرد |
| مُفرَدات |
واژگان |
| اِنضِمام |
پیوستن |
| مِسك |
مُشک |
| بَيَّنَ |
آشکار کرد |
| نَطَقَ |
بر زبان آورد |
| تَغَيَّرَ |
دگرگون شد |
| نَقَلَ |
منتقل کرد |
| دَخيل |
واردشده |
| وَفقاً لِـ |
بر اساسِ |
| ديباج |
ابریشم |
| يَضُمُّ |
در بر میگیرد |
جواب صفحه ۹۲ عربی یازدهم
أَجِبْ عَنِ الْأَسئِلَةِ التّالِيَةِ مُستَعيناً بِالنَّصِّ.
١ـ مَن هوَ مُؤَلِّفُ «مُعجَمِ الْمُعَرَّباتِ الْفارِسيَّةِ في اللُّغَةِ الْعَرَبيَّةِ»؟
پاسخ: اَلدُّكتورُ ألتونجي.
ترجمه: دکتر التونجی.
٢ـ مَتىٰ دَخَلَتِ الْمُفرَداتُ الْفارِسيَّةُ في اللُّغَةِ الْعَرَبيَّةِ؟
پاسخ: دَخَلَتِ الْمُفرَداتُ الْفارِسيَّةُ اللُّغَةَ الْعَرَبيَّةَ مُنذُ الْعَصرِ الْجاهِليِّ.
ترجمه: واژگان فارسی از دوران جاهلیت وارد زبان عربی شدند.
٣ـ أَيُّ شَيءٍ يَجعَلُ اللُّغَةَ غَنيَّةً في الْأُسلوبِ وَ الْبَيانِ؟
پاسخ: تَبادُلُ الْمُفرَداتِ بَينَ اللُّغاتِ في الْعالَمِ.
ترجمه: تبادل واژگان میان زبانهای جهان.
٤ـ مَتىٰ ازدَادَ نُفوذُ اللُّغَةِ الْفارِسيَّةِ في اللُّغَةِ الْعَرَبيَّةِ؟
پاسخ: في الْعَصرِ الْعَبّاسيِّ ازدَادَ نُفوذُ اللُّغَةِ الْفارِسيَّةِ.
ترجمه: در دورۀ عباسی نفوذ زبان فارسی افزایش یافت.
٥ـ ما هوَ الْأَصلُ الْفارِسيُّ لِكَلِمَةِ «كَنز»؟
پاسخ: كَلِمَةُ «گَنج» الْفارِسيَّةُ.
ترجمه: واژۀ فارسی «گنج».
قواعد درس هفتم عربی یازدهم؛ افعال ناقصه
افعال ناقصه: كانَ، صارَ، لَيسَ، أَصبَحَ
كانَ چند کاربرد مهم دارد:
۱ـ به معنی «بود»
كانَ الْبابُ مُغلَقاً. = در بسته بود.
۲ـ گاهی به معنی «است»
﴿إِنَّ اللهَ كانَ غَفوراً رَحيماً﴾ = همانا خدا آمرزنده و مهربان است.
۳ـ كانَ + مضارع معمولاً ماضی استمراری میسازد:
كانوا يَسمَعونَ. = میشنیدند.
۴ـ كانَ + ماضی یا قد + ماضی میتواند ماضی بعید بسازد:
كانَ الطّالِبُ قَد سَمِعَ. = دانشآموز شنیده بود.
۵ـ كانَ با «لِـ» یا «عِندَ» میتواند مفهوم «داشتن» بدهد:
كانَ لي خاتَمُ فِضَّةٍ. = انگشتر نقره داشتم.
صارَ و أَصبَحَ: هر دو معمولاً به معنی
«شد» هستند.
فَتُصبِحُ الْأَرضُ مُخضَرَّةً. = پس زمین سرسبز میشود.
نَظَّفَ الطُّلّابُ مَدرَسَتَهُم، فَصارَتِ الْمَدرَسَةُ نَظيفَةً. = دانشآموزان مدرسۀ خود را تمیز کردند و مدرسه تمیز شد.
لَيسَ یعنی «نیست».
جواب اختبر نفسک صفحه ۹۴ عربی یازدهم
اِختَبِرْ نَفسَكَ: تَرجِمْ هٰذِهِ الْآياتِ.
١ـ ﴿وَ كانَ يَأمُرُ أَهلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ﴾ مريم: ٥٥
ترجمه: و خانوادهاش را به نماز و زکات فرمان میداد.
٢ـ ﴿وَ أَوفوا بِالْعَهدِ إِنَّ الْعَهدَ كانَ مَسؤولاً﴾ الإسراء: ٣٤
ترجمه: به پیمان وفا کنید؛ زیرا از پیمان پرسش خواهد شد.
٣ـ ﴿… يَقولونَ بِأَلسِنَتِهِم ما لَيسَ في قُلوبِهِم﴾ الفتح: ١١
ترجمه: با زبانهایشان چیزی را میگویند که در دلهایشان نیست.
٤ـ ﴿… أَلَيسَ اللهُ بِأَعلَمَ بِالشّاكِرينَ﴾ الأنعام: ٥٣
ترجمه: آیا خدا به شکرگزاران داناتر نیست؟
٥ـ ﴿لَقَد كانَ في يوسُفَ وَ إِخوَتِهِ آياتٌ لِلسّائِلينَ﴾ يوسف: ٧
ترجمه: قطعاً در داستان یوسف و برادرانش نشانههایی برای پرسشگران وجود دارد.
٦ـ ﴿وَ اذكُروا نِعمَتَ اللهِ عَلَيكُم إِذ كُنتُم أَعداءً فَأَلَّفَ بَينَ قُلوبِكُم فَأَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إِخواناً﴾ آل عمران: ١٠٣
ترجمه: نعمت خدا را بر خود یاد کنید؛ آن هنگام که دشمن یکدیگر بودید، پس خدا میان دلهایتان الفت ایجاد کرد و به سبب نعمت او با یکدیگر برادر شدید.
ترجمه حوار صفحه ۹۵ عربی یازدهم
حِوارٌ (فِي الْمَسجِدِ)
گفتوگو در مسجد
أَحمَدُ: لِماذا تُسرِعُ؟
احمد: چرا عجله میکنی؟
حَسَنُ: هٰذا أَذانُ الظُّهرِ، أَنا ذاهِبٌ إِلَى الْمَسجِدِ لِأُصَلّيَ.
حسن: این اذان ظهر است؛ من به مسجد میروم تا نماز بخوانم.
أَحمَدُ: اِنتَظِرْ، أَنا ذاهِبٌ مَعَكَ.
احمد: صبر کن، من هم با تو میآیم.
حَسَنُ: تَعالَ لِنَتَوَضَّأْ، ثُمَّ نَذهَبْ مَعاً.
حسن: بیا تا وضو بگیریم؛ سپس با هم برویم.
أَحمَدُ: أَسرِعْ، الْإِمامُ يَدخُلُ الْمَسجِدَ.
احمد: عجله کن؛ امام وارد مسجد میشود.
حَسَنُ: تَعالَ نَذهَبْ، أَنا قادِمٌ.
حسن: بیا برویم؛ من میآیم.
جواب تمرین اول صفحه ۹۶ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الْأَوَّلُ: عَيِّنِ الْجُملَةَ الصَّحيحَةَ وَ غَيرَ الصَّحيحَةِ حَسَبَ الْحَقيقَةِ. ✓ ×
١ـ اَلْمِسكُ عِطرٌ يُتَّخَذُ مِن نَوعٍ مِنَ الْغِزلانِ.
پاسخ: صحیح ✓
٢ـ اَلشَّرشَفُ قِطعَةُ قُماشٍ توضَعُ عَلَى السَّريرِ.
پاسخ: صحیح ✓
٣ـ اَلْعَرَبُ يَنطِقونَ الْكَلِماتِ الدَّخيلَةَ طِبقَ أَصلِها.
پاسخ: نادرست ×
طبق متن درس، عربها واژههای دخیل را متناسب با زبان خود تلفظ میکنند.
٤ـ فِي اللُّغَةِ الْعَرَبيَّةِ مِئاتُ الْكَلِماتِ الْمُعَرَّبَةِ ذاتُ الْأُصولِ الْفارِسيَّةِ.
پاسخ: صحیح ✓
٥ـ أَلَّفَ الدُّكتورُ ألتونجي كِتاباً يَضُمُّ الْكَلِماتِ التُّركيَّةَ الْمُعَرَّبَةَ فِي اللُّغَةِ الْعَرَبيَّةِ.
پاسخ: نادرست ×
کتاب او دربارۀ واژههای فارسیِ عربیشده است.
جواب تمرین دوم صفحه ۹۶ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الثّاني: عَيِّنِ الْعِبارَةَ الْفارِسيَّةَ الْمُناسِبَةَ لِلْعِبارَةِ الْعَرَبيَّةِ.
١ـ تَجري الرّياحُ بِما لا تَشتَهي السُّفُنُ.
پاسخ: و ـ بَرَد کشتی آنجا که خواهد خدای / وگر جامه بر تن دَرَد ناخدای
٢ـ اَلْبَعيدُ عَنِ الْعَينِ بَعيدٌ عَنِ الْقَلبِ.
پاسخ: هـ ـ از دل برود هر آنکه از دیده رود.
٣ـ أَكَلْتُم تَمري وَ عَصَيتُم أَمري.
پاسخ: د ـ نمک خورد و نمکدان شکست.
٤ـ خَيرُ الْكَلامِ ما قَلَّ وَ دَلَّ.
پاسخ: ب ـ کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ.
٥ـ اَلصَّبرُ مِفتاحُ الْفَرَجِ.
پاسخ: ج ـ گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.
٦ـ اَلْخَيرُ في ما وَقَعَ.
پاسخ: الف ـ هر چه پیش آید خوش آید.
جواب تمرین سوم صفحه ۹۷ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الثّالِثُ: تَرجِمِ الْجُمَلَ التّالِيَةَ.
١ـ لا تَكتُبْ عَلَى الشَّجَرِ.
روی درخت ننویس.
٢ـ كانوا يَكتُبونَ رَسائِلَ.
نامههایی مینوشتند.
٣ـ لَم يَكتُبْ فيهِ شَيئاً.
در آن چیزی ننوشت / ننوشته است.
٤ـ مَن يَكتُبْ يَنجَحْ.
هر کس بنویسد، موفق میشود.
٥ـ يُكتَبُ مَثَلٌ عَلَى الْجِدارِ.
مَثَلی روی دیوار نوشته میشود.
٦ـ كُنتُ أَكتُبُ إِجاباتي.
پاسخهایم را مینوشتم.
٧ـ اُكتُبْ بِخَطٍّ واضِحٍ.
با خطی خوانا بنویس.
٨ـ سَأَكتُبُ لَكَ الْإِجابَةَ.
پاسخ را برایت خواهم نوشت.
٩ـ لَن أَكتُبَ جُملَةً.
جملهای نخواهم نوشت.
١٠ـ قَد كُتِبَ عَلَى اللَّوحِ.
روی تخته نوشته شده است.
١١ـ أَخَذتُ كِتاباً رَأَيتُهُ.
کتابی را برداشتم که آن را دیده بودم.
جواب تمرین چهارم صفحه ۹۷ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الرّابِعُ: اِبحَثْ عَنِ الْأَسماءِ التّالِيَةِ في الْجُمَلِ.
(اِسمِ الْفاعِلِ، اِسمِ الْمَفعولِ، اِسمِ الْمُبالَغَةِ، اِسمِ الْمَكانِ، اِسمِ التَّفضيلِ)
١ـ ﴿… يَمشونَ في مَساكِنِهِم …﴾ طه: ١٢٨
اسم مکان: مَساكِن
٢ـ ﴿… استَغفِروا رَبَّكُم إِنَّهُ كانَ غَفّاراً﴾ نوح: ١٠
اسم مبالغه: غَفّاراً
٣ـ ﴿يُعرَفُ الْمُجرِمونَ بِسيماهُم …﴾ الرحمن: ٤١
اسم فاعل: الْمُجرِمونَ
٤ـ إِنَّكُم مَسؤولونَ حَتّىٰ عَنِ الْبِقاعِ وَ الْبَهائِمِ. اَلْإِمامُ عَليٌّ (ع)
اسم مفعول: مَسؤولونَ
٥ـ إِنَّ أَحسَنَ الْحَسَنِ الْخُلُقُ الْحَسَنُ. اَلْإِمامُ الْحَسَنُ (ع)
اسم تفضیل: أَحسَنَ
٦ـ يا رازِقَ كُلِّ مَرزوقٍ. مِن دُعاءِ الْجَوشَنِ الْكَبيرِ
اسم فاعل: رازِقَ
اسم مفعول: مَرزوقٍ
جواب تمرین پنجم صفحات ۹۸ و ۹۹ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الْخامِسُ: عَيِّنِ التَّرجَمَةَ الصَّحيحَةَ، وَ عَيِّنِ الْمَطلوبَ مِنكَ.
١ـ ﴿قالَ رَبِّ إِنّي أَعوذُ بِكَ أَنْ أَسأَلَكَ ما لَيسَ لي بِهِ عِلمٌ﴾ هود: ٤٧
گفت: پروردگارا، من به تو …
الف) … پناه بردم که از تو چیزی بپرسم که به آن علم ندارم.
ب) ✓ … پناه میبرم که از تو چیزی بخواهم که به آن دانشی ندارم.
اسم نکره: عِلمٌ
فعل ناقص: لَيسَ
٢ـ ﴿… وَ اسأَلُوا اللهَ مِن فَضلِهِ إِنَّ اللهَ كانَ بِكُلِّ شَيءٍ عَليماً﴾ النساء: ٣٢
الف) ✓ و از خدا بخشش او را بخواهید؛ زیرا خدا به هر چیزی داناست.
ب) و از فضل خدا سؤال کردند؛ قطعاً خدا به همه چیزها آگاه بود.
اسم نکره: شَيءٍ، عَليماً
فعل ناقص: كانَ
٣ـ ﴿… يَومَ يَنظُرُ الْمَرءُ ما قَدَّمَت يَداهُ وَ يَقولُ الْكافِرُ يا لَيتَني كُنتُ تُراباً﴾ النبأ: ٤٠
روزی که …
الف) ✓ … آدمی آنچه را دستانش پیش فرستاده است مینگرد و کافر میگوید: کاش من خاک بودم.
ب) … مرد آنچه را دستش تقدیم کرده است مینگرد و کافر میگوید: من همانند خاک شدم.
فعل مضارع: يَنظُرُ، يَقولُ
فعل ناقص: كُنتُ
٤ـ كانَ الْأَطفالُ يَلعَبونَ بِالْكُرَةِ عَلَى الشّاطِئِ وَ بَعدَ اللَّعِبِ صاروا نَشيطينَ.
الف) ✓ کودکان در کنار ساحل با توپ بازی میکردند و پس از بازی با نشاط شدند.
ب) بچهها در کنار ساحل توپ بازی کردند و بعد از بازی پرنشاط، خوشحال هستند.
مجرور به حرف جر: الْكُرَةِ، الشّاطِئِ
مضافالیه: اللَّعِبِ
٥ـ كُنتُ ساكِتاً وَ ما قُلتُ كَلِمَةً، لِأَنّي كُنتُ لا أَعرِفُ شَيئاً عَنِ الْمَوضوعِ.
الف) ساکت شدم و کلمهای نمیگویم؛ برای اینکه چیزی از موضوع نمیدانم.
ب) ✓ ساکت بودم و کلمهای نگفتم؛ زیرا چیزی دربارۀ موضوع نمیدانستم.
مفعول: كَلِمَةً، شَيئاً
جار و مجرور: عَنِ الْمَوضوعِ
جواب البحث العلمي صفحه ۱۰۰ عربی یازدهم
اُكتُبْ عِشرينَ كَلِمَةً مُعَرَّبَةً أَصلُها فارِسيٌّ مِن أَحَدِ هٰذِهِ الْكُتُبِ.
ترجمه: از یکی از این کتابها، بیست واژۀ عربیشده که اصل آنها فارسی است بنویسید.
نمونۀ پاسخ: دانشآموز میتواند بیست نمونه از واژههای فارسیِ واردشده به عربی را از منابع معرفیشدۀ کتاب استخراج کند. نمونههای زیر برای تکمیل فعالیت مناسباند.
| ردیف |
واژۀ معرّب |
اصل فارسی |
| ۱ |
فِردَوس |
پردیس |
| ۲ |
مِهرَجان |
مهرگان |
| ۳ |
شَرشَف |
چادرشب |
| ۴ |
كَنز |
گنج |
| ۵ |
بَرنامَج |
برنامه |
| ۶ |
فَيروز |
پیروز |
| ۷ |
خَندَق |
کندک |
| ۸ |
جَوهَر |
گوهر |
| ۹ |
هَندَسَة |
اندازه |
| ۱۰ |
ديباج |
دیبا |
| ۱۱ |
مِسك |
مشک |
| ۱۲ |
بُستان |
بوستان |
| ۱۳ |
بازار |
بازار |
| ۱۴ |
جُلّاب |
گلاب |
| ۱۵ |
نارَنج |
نارنگ |
| ۱۶ |
فُستُق |
پسته |
| ۱۷ |
باذِنجان |
بادنگان |
| ۱۸ |
شَطرَنج |
شطرنج |
| ۱۹ |
دَيوان |
دیوان |
| ۲۰ |
إِيوان |
ایوان |
ترجمه متن پایانی صفحه ۱۰۱ عربی یازدهم
أَيُّهَا الْأَحِبّاءُ، نَستَودِعُكُمُ اللهَ، إِلَى اللِّقاءِ،
سَنَلتَقي بِكُم إِن شاءَ اللهُ فِي الصَّفِّ الثّانيَ عَشَرَ،
نَتَمَنّىٰ لَكُمُ النَّجاحَ، مَعَ السَّلامَةِ،
في أَمانِ اللهِ.
ترجمه: ای دوستان، شما را به خدا میسپاریم؛ به امید دیدار. اگر خدا بخواهد در پایۀ دوازدهم شما را خواهیم دید. برایتان موفقیت آرزو میکنیم؛ به سلامت، در پناه خدا.
⭐ نکات مهم امتحانی درس هفتم:
افعال كانَ، صارَ، أَصبَحَ و لَيسَ از افعال ناقصه مهم این درس هستند.
كانَ + مضارع معمولاً ماضی استمراری میسازد: كانوا يَكتُبونَ = مینوشتند.
لَيسَ به معنی «نیست» است و صارَ / أَصبَحَ معمولاً مفهوم «شدن» دارند.
در متن درس به نمونههایی مانند پردیس ← فردوس، مهرگان ← مهرجان، چادرشب ← شرشف و گنج ← کنز توجه کنید.
از واژههای مهم درس: مُعَرَّب، مُفرَدات، دَخيل، اِشتَقَّ، اِشتَدَّ، نَطَقَ، تَغَيَّرَ، وَفقاً لِـ، ديباج و يَضُمُّ.
بیشتر بخوانید :