جواب سوالات درس هشتم فلسفه دوازدهم انسانی | عقل در فلسفه ـ قسمت دوم
پاسخ کامل درس ۸ فلسفه دوازدهم «عقل در فلسفه ـ قسمت دوم» شامل جواب نمونه اول و دوم، نکته، بررسی، تفکر و به کار ببندیم صفحات ۶۰ تا ۶۷ کتاب.
درس هشتم فلسفه دوازدهم انسانی با عنوان «عقل در فلسفه ـ قسمت دوم» به جایگاه عقل در فلسفه اسلامی و رابطۀ آن با دین میپردازد. در ادامه، پاسخ بررسیها، پرسشهای بخش نکته، تفکر و به کار ببندیم این درس را بهترتیب صفحه میخوانید.
پاسخ درس بعدی : جواب سوالات درس نهم فلسفه دوازدهم انسانی | آغاز فلسفه در جهان اسلام
جواب نمونه اول صفحه ۶۰ و ۶۱ فلسفه دوازدهم
یکی از افرادی که دربارۀ استدلال و برهان اظهار نظر کرده و کارایی آن را محدود نموده، ابنتیمیۀ حرّانی است. وی میگوید نه «برهان» و نه «تمثیل»، در الهیات و مابعدالطبیعه قابل استفاده نیستند؛ زیرا تمثیل حجتی است که در آن، حکمی را برای چیزی از راه شباهت آن با چیز دیگر ثابت میکنند؛ در حالی که خداوند شبیه و نظیر ندارد.
در قیاس برهانی نیز کلیت کبری یک شرط اساسی است و باید بهطور مساوی شامل همۀ افراد شود؛ در حالی که قرار گرفتن خداوند با تعدادی از افراد بهطور مساوی محال است؛ مثلاً وقتی میگوییم «هر مجموعۀ منظّمی یک نظمدهنده میخواهد»، این قضیه از نظر برهان هم شامل نظمهای انسانی مانند یخچال و کولر میشود و هم شامل جهان خلقت. در هر دو مورد «نظمدهنده» لازم است؛ یعنی هم خدا نظمدهنده است و هم انسان. پس انسان شبیه خدا میشود و همردیف او میگردد. در حالی که خدا شبیه و همردیف انسان نیست و بنابراین، نمیتوان از برهان برای اثبات این قبیل امور استفاده کرد.
فیلسوفان پاسخ میدهند که نظمدهندگی هم برای انسان و هم خدا معنای یکسانی دارد. اما با وجود این یکسان بودن معنا، توانایی خدا در نظم و نظمی که خدا پدید میآورد کامل است و هیچ خللی در آن نیست. اما نظمدهندگی انسان ناقص است و همواره میتواند کاملتر شود.
علاوه بر این، اگر کلمۀ ناظم در مورد خدا معنای دیگری داشته باشد و انسانها آن معنا را ندانند، به کار بردن این کلمه برای خدا، عمل پوچ و عبثی میشود.
بررسی: نظر شما در این باره چیست؟ آیا در برهان، همردیفی میان خدا و مخلوق اتفاق میافتد؟ دربارۀ تمثیل چه میگویید؟ آیا فلاسفه در استدلالهای خود از تمثیل استفاده میکنند؟
پاسخ: به نظر من، پاسخ فیلسوفان پذیرفتنی است؛ زیرا مشترک بودن معنای یک صفت، به معنای برابر بودن دارندگان آن صفت نیست. وقتی میگوییم خدا و انسان هر دو «عالم» یا «نظمدهنده» هستند، معنای این واژهها قابل فهم است؛ اما علم و توانایی انسان محدود و وابسته است و علم و توانایی خدا محدودیت ندارد. بنابراین، به کار بردن یک مفهوم مشترک در برهان، خدا و مخلوق را همردیف نمیکند.
در تمثیل، حکمی را به دلیل شباهت دو چیز از یکی به دیگری نسبت میدهیم. شباهت داشتن بهتنهایی برای اثبات یقینی یک حکم کافی نیست؛ بهویژه نمیتوان خدا را مانند یک موجود محدود دانست و تمام ویژگیهای آن موجود را به خدا نسبت داد.
فیلسوفان میتوانند از تمثیل در جای مناسب یا برای روشنتر شدن یک مطلب استفاده کنند، اما تمثیل را جایگزین برهان یقینی نمیدانند. چنانکه کتاب نیز تمثیل، استدلال تجربی و برهان عقلی محض را روشهایی معرفی میکند که باید هرکدام در جای خود به کار روند.
📌 مثال برای فهم بهتر: دو نفر ممکن است هر دو «دانا» باشند، اما میزان دانایی آنان یکسان نباشد. پس یکسان بودن معنای «دانایی»، برابر بودن مقدار آن را ثابت نمیکند.
جواب نمونه دوم صفحه ۶۱ و ۶۲ فلسفه دوازدهم
دستهای از دانشمندان علم کلام معتقدند که هیچ کاری ذاتاً خوب یا بد نیست و عقل هم نمیتواند خوبی یک کار و بدی کار دیگر را تشخیص دهد. همچنین انسان نمیتواند بگوید که خدا حتماً این قبیل کارهای خوب را انجام میدهد و آن قبیل کارهای بد را انجام نمیدهد؛ زیرا این سخن، به معنی محدود کردن قدرت اختیار خداست؛ درحالیکه خدا قادر مطلق است و هیچ چیزی قدرت او را محدود نمیکند. هر کاری که او دستور دهد، همان خوب است و هر کاری که او منع کند، همان بد است. به این نظر میگویند: «حسن و قبح شرعی».
در مقابل، فلاسفه عقیده دارند که برخی از افعال حقیقتاً کمال محسوب میشوند و خوباند و عقل میتواند خوبی آنها را تشخیص دهد؛ مانند عدل و راستگویی. برخی از افعال نیز حقیقتاً نقص و عیباند و بد شمرده میشوند و عقل میتواند به بدی آنها پی ببرد؛ مانند ظلم و دروغگویی.
بنابراین، ما میتوانیم به کمک عقل خود بدانیم که خداوند که یک وجود کامل است و نقص در او راه ندارد و بر هر کاری تواناست، امّا چون وجودی کامل است، حتماً به عدل رفتار میکند نه به ظلم، این به معنای محدود کردن خدا نیست بلکه به این معناست که خداوند منزّه از ظلم کردن است. این دیدگاه را «حسن و قبح عقلی» میگویند.
بررسی: این دو دیدگاه را بررسی و مقایسه کنید و سپس از آنها نتیجهگیری نمایید.
پاسخ: تفاوت اصلی این دو دیدگاه، در نقش عقل برای شناخت خوبی و بدی کارهاست:
حسن و قبح شرعی: در این دیدگاه، ملاک خوبی و بدی فقط دستور و نهی شرع است و عقل نمیتواند مستقل از آن، خوبی یا بدی کارها را تشخیص دهد.
حسن و قبح عقلی: در این دیدگاه، برخی کارها واقعاً خوب یا بد هستند و عقل میتواند آنها را بشناسد؛ برای مثال، عدالت را خوب و ظلم را بد میداند، حتی پیش از آنکه دستور دینی مربوط به آنها را بشنود.
نتیجهگیری: بر اساس دیدگاه فیلسوفان در کتاب، چون خداوند کامل و بدون نقص است، کار ناپسندی مانند ظلم از او سر نمیزند. این سخن به معنای ناتوانی خدا یا وجود نیرویی محدودکننده نیست؛ بلکه به معنای ناسازگار بودن ظلم با کمال و حکمت اوست.
جواب نکته صفحه ۶۳ و ۶۴ فلسفه دوازدهم
ملاصدرا، فیلسوف بزرگ عصر صفویه، در کتابی به نام «شرح اصول کافی» احادیث کتاب کافی را شرح کرده است. اولین حدیث این کتاب، حدیثی است از امام باقر (ع) دربارۀ عقل. امام میفرماید:
«هنگامی که خداوند عقل را آفرید، او را به سخن آورد. سپس به او گفت: نزدیک شو! عقل بلافاصله نزدیک شد. دوباره گفت: برگرد! عقل بلافاصله برگشت. در این هنگام، خداوند فرمود قسم به عزّت و جلال خودم هیچ مخلوقی را نیافریدم که نزد من از تو محبوبتر باشد. من تنها تو را لایق امر کردن میدانم و تنها تو را از امور ناشایست بازمیدارم. در نتیجه، تنها تو را مجازات میکنم و تنها به تو پاداش میدهم».
صدرالمتألهین در توضیح این حدیث میگوید: «این موجود که اشرف مخلوقات و محبوبترین آنها به شمار میآید و عقل نام دارد، چیزی جز حقیقت روح اعظم نیست، و روح اعظم همان نفحۀ الهی است که خداوند هنگام آفرینش، در وجود آدم دمید».
با مطالعۀ سخن امام باقر (ع) و بیان ملاصدرا، به سؤالهای زیر پاسخ دهید.
۱ـ معنا و مفهوم فلسفی به سخن آمدن عقل چیست؟ نظر کدام فیلسوف یونانی با این عبارت قرابت و نزدیکی دارد؟
پاسخ: به سخن آمدن عقل را میتوان نشانۀ برخورداری آن از آگاهی، فهم و توانایی بیان و استدلال دانست؛ بنابراین، منظور فقط تولید صدا یا سخن گفتن با زبان جسمانی نیست. این تعبیر با دیدگاه هراکلیتوس دربارۀ «لوگوس» نزدیکی دارد؛ زیرا لوگوس با عقل، سخن و نظم عقلانی جهان ارتباط دارد.
۲ـ از فرمان خداوند به عقل برای نزدیک شدن و دور شدن و اطاعت آن توسط عقل چه برداشتی دارید؟
پاسخ: این بخش نشان میدهد که عقل، مخلوق خدا و فرمانپذیر اوست و توانایی فهم فرمان و پاسخ دادن به آن را دارد. به همین دلیل، عقل مبنای تکلیف و مسئولیت انسان است و پاداش و مجازات با وجود فهم و آگاهی معنا پیدا میکند. در این برداشت، نزدیک و دور شدن عقل را نباید مانند جابهجایی یک جسم در مکان در نظر گرفت.
۳ـ برداشت فلسفی صدرالمتألهین از این سخن امام باقر (ع) چیست؟
پاسخ: ملاصدرا عقلِ مطرحشده در حدیث را حقیقت «روح اعظم» میداند و آن را با نفحۀ الهی در آفرینش انسان مرتبط میکند. از این دیدگاه، شرافت انسان به حقیقت روحانی و عقلانی او وابسته است؛ همان حقیقتی که او را شایستۀ فهم، شناخت و مسئولیتپذیری میسازد.
جواب بررسی صفحه ۶۵ فلسفه دوازدهم
آیا دیدگاه فیلسوفان اسلامی دربارۀ عقل به معنای دستگاه تفکر و استدلال میان سایر فیلسوفان هم رواج دارد؟ پاسخ خود را با توجه به آنچه در کتاب سال قبل و درسهای پیش آموختهاید، مطرح کنید.
پاسخ: بله، پذیرش عقل بهعنوان ابزار تفکر و استدلال، به فیلسوفان اسلامی اختصاص ندارد. فیلسوفانی مانند ارسطو و دکارت نیز برای عقل و استدلال عقلی اعتبار قائل بودند و شناخت را به تجربۀ حسی محدود نمیکردند.
البته همۀ فیلسوفان دربارۀ تواناییها و حدود عقل نظر یکسانی ندارند. تجربهگرایان، شناخت جهان را بیشتر به تجربه وابسته میدانند؛ درحالیکه فیلسوفان اسلامی معمولاً هم استدلال تجربی و هم برهان عقلی محض را در جای مناسب خود معتبر میشمارند. بنابراین، اصل استفاده از عقل میان فیلسوفان رواج دارد، اما دربارۀ دامنۀ اعتبار آن اختلافنظر وجود دارد.
جواب تفکر صفحه ۶۶ و ۶۷ فلسفه دوازدهم
ابنسینا رسالهای به نام «معراجیه» دارد. وی در مقدمۀ این رساله میگوید:
«شریفترین انسان و عزیزترین انبیا و خاتم رسولان (ص) چنین گفت با مرکز حکمت و فلک حقیقت و خزینۀ عقل، امیرالمؤمنین (ع) که ای علی، چون میبینی که مردم با انواع نیکیها به سوی خالق خود تقرّب میجویند، تو به انواع تعقّل و تفکّر به او تقرّب جوی تا از آنان سبقتگیری» و این خطاب جز با چنین بزرگی ممکن نبود؛ زیرا او (علی) در میان خلق مانند «معقول» در میان «محسوس» بود، لاجرم چون با دیدۀ بصیرت به ادراک اسرار شتافت، همۀ حقایق را دریافت و دیدن یک حکم دارد که گفت، «اگر پرده کنار رود، بر یقین من افزوده نمیشود».
دربارۀ گفتۀ ابنسینا فکر کنید و بگویید:
۱ـ به نظر شما عبادت با بهرهمندی از انواع تعقل چه معنایی میتواند داشته باشد؟
پاسخ: یعنی انسان عبادت خود را با شناخت، توجه و اندیشیدن همراه کند؛ خدا را آگاهانه بشناسد، در معنای اعمال عبادی فکر کند و بداند چرا و با چه هدفی آنها را انجام میدهد. این شناخت میتواند عبادت را عمیقتر و اثر آن را در رفتار انسان بیشتر کند.
نمونه: هنگام نماز، در معنای جملهها فکر کنیم و توجه داشته باشیم که بندگی خدا باید در زندگی روزمره نیز با راستگویی، عدالت و رعایت حقوق دیگران همراه باشد.
۲ـ توصیفات ابنسینا از پیامبر (ص) و امام علی (ع) نشاندهندۀ چیست؟
پاسخ: این توصیفها نشاندهندۀ اعتقاد و احترام عمیق ابنسینا به پیامبر (ص) و امام علی (ع) است. او پیامبر را برترین انسان و امام علی را صاحب حکمت، عقل و بصیرت میداند و میان مقام دینی آنان و شناخت عمیق حقیقت، ارتباط برقرار میکند.
۳ـ با توجه به شخصیت فلسفی ابنسینا، این بیان وی چه پیامی در بردارد؟
پاسخ: این سخن نشان میدهد که از نظر ابنسینا، عقل و دین دشمن یکدیگر نیستند و تفکر فلسفی میتواند با ایمان دینی همراه باشد. انسان با تعقل و شناخت آگاهانه نیز میتواند به خدا نزدیک شود؛ بنابراین، فیلسوف بودن مانع دینداری نیست و عقل میتواند به فهم عمیقتر دین کمک کند.
جواب به کار ببندیم صفحه ۶۷ فلسفه دوازدهم
۱ـ عامل اصلی توجه به عقل و عقلانیت در جهان اسلام چه بود؟
پاسخ: عامل اصلی، تأکید قرآن و سخنان پیامبر (ص) و امامان (ع) بر تفکر و تعقل بود. این آموزهها مردم را به اندیشیدن دربارۀ جهان، انسان و اعتقادات دعوت میکردند و به عقل جایگاه ارزشمندی میدادند؛ در نتیجه، توجه به عقل در فرهنگ اسلامی گسترش یافت.
۲ـ مخالفت با عقل در جهان اسلام در چه قالبها و اشکالی صورت میگرفت؟ چرا؟
پاسخ: این مخالفت معمولاً در دو شکل صورت میگرفت:
محدود کردن قلمرو عقل: برخی، کاربرد عقل و استدلال را در موضوعاتی مانند الهیات محدود میکردند و آن را برای شناخت این امور کافی یا معتبر نمیدانستند.
مخالفت با فلسفه و منطق: برخی نیز با این علوم مخالفت میکردند؛ برای مثال، به خاستگاه یونانی آنها اشاره داشتند یا تصور میکردند پرداختن به آنها به اعتقادات دینی آسیب میزند.
علت این شکل از مخالفت آن بود که عقل در قرآن و فرهنگ اسلامی جایگاه والایی داشت و مخالفت آشکار با اصل عقل دشوار بود؛ بنابراین، مخالفتها بیشتر متوجه حدود کاربرد عقل یا علوم عقلی میشد.
۳ـ در مورد رابطۀ عقل و دین چه تفاوت اساسی میان فیلسوفان مسلمان با رهبران کلیسا وجود دارد؟
پاسخ: در مقایسهای که کتاب مطرح میکند، رهبران کلیساییِ مورد بحث، میان برخی باورهای دینی و عقل ناسازگاری میدیدند و در چنین مواردی ایمان را مقدم میدانستند. اما فیلسوفان مسلمان، عقل و دین را هماهنگ میدانستند و معتقد بودند حقیقت دینی با برهان عقلی درست تعارض ندارد. از نظر آنان، عقل میتواند در شناخت و توضیح آموزههای دین به انسان کمک کند.
۴ـ چرا فیلسوفان مسلمان به دو گروه عقلگرا و تجربهگرا تقسیم نشدند؟
پاسخ: زیرا آنان معمولاً عقل و تجربه را در برابر یکدیگر قرار نمیدادند و اعتبار یکی را با انکار دیگری همراه نمیکردند. هم استدلال تجربی را در شناخت امور تجربی معتبر میدانستند و هم برهان عقلی محض را برای مسائل متناسب با آن میپذیرفتند. به همین دلیل، اختلافهایشان به تقسیمبندی رایجِ عقلگرایی و تجربهگرایی در فلسفۀ جدید اروپا منتهی نشد.
خلاصه درس هشتم فلسفه دوازدهم
در فلسفه اسلامی، عقل جایگاه مهمی دارد و توجه به آن با دعوت قرآن و پیشوایان دین به تفکر پیوند خورده است. فیلسوفان مسلمان، عقل را وسیلهای برای شناخت حقیقت میدانند و میان استدلال درست و دین تعارضی نمیبینند. آنان معتقدند اشتراک معنای یک صفت میان خدا و انسان، به معنای برابر بودن آن دو نیست و عقل میتواند خوبی و بدی برخی کارها را تشخیص دهد. همچنین روشهایی مانند استدلال تجربی و برهان عقلی محض را در جای مناسب خود میپذیرند. از این دیدگاه، تعقل و شناخت میتواند ایمان و عبادت را آگاهانهتر کند و انسان را در مسیر رشد و کمال یاری دهد.





