جواب درس سیزدهم جامعه شناسی یازدهم انسانی | سرآغاز بیداری اسلامی
پاسخ کامل درس ۱۳ جامعه شناسی یازدهم «سرآغاز بیداری اسلامی» شامل جواب سوالات صفحه ۱۰۸، گفت و گو کنید صفحات ۱۱۰ و ۱۱۲، مطالعه کنید و با هم تکمیل کنید صفحه ۱۱۳ و مفاهیم اساسی و خلاصه صفحه ۱۱۴.
درس سیزدهم جامعه شناسی یازدهم، «سرآغاز بیداری اسلامی»، واکنش جریانهای مختلف جهان اسلام به گسترش قدرت و نفوذ غرب را بررسی میکند. در ادامه، پاسخ پرسشها، گفتوگوها، مطالعه و جدول صفحات ۱۰۷ تا ۱۱۴ را بهترتیب بخوانید.
پاسخ درس بعدی : جواب درس چهاردهم جامعه شناسی یازدهم انسانی | انقلاب اسلامی ایران، نقطه عطف بیداری اسلامی
جواب سوالات صفحه ۱۰۷ جامعه شناسی یازدهم
نخستین جریانهای اجتماعی که در این مواجهه شکل گرفتند، کداماند؟ شباهتها و تفاوتهای آنها چیست؟
پاسخ: کتاب سه جریان را معرفی میکند: نخستین بیدارگران اسلامی، منوّرالفکران غربگرا و روشنفکران چپ. بیدارگران اسلامی و منوّرالفکران در آغاز رویارویی با غرب متجدد فعالیت کردند و روشنفکران چپ، در ادامه، بهعنوان نسل دوم جریان غربگرا مطرح شدند.
شباهت: این جریانها از وضعیت موجود جوامع خود رضایت نداشتند و خواهان تغییر و اصلاح بودند.
تفاوت: بیدارگران اسلامی راه اصلاح را بازگشت به اسلام، حفظ استقلال و وحدت مسلمانان میدانستند. منوّرالفکران غربگرا، الگوی اصلاح را در فرهنگ و شیوهٔ زندگی غرب جستوجو میکردند. روشنفکران چپ نیز تحت تأثیر سوسیالیسم و مارکسیسم، به نابرابریهای اقتصادی و عملکرد سرمایهداری اعتراض داشتند.
جواب سوالات صفحه ۱۰۸ جامعه شناسی یازدهم
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خیز
از خواب گران خیز
خاور همه مانند غبار سر راهی است
یک نالهٔ خاموش و اثر باخته آهی است
هر ذرهٔ این خاک گره خورده نگاهی است
از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خیز
از خواب گران خیز
فریاد ز افرنگ و دلاویزی افرنگ
فریاد ز شیرینی و پرویزی افرنگ
عالم همه ویرانه ز چنگیزی افرنگ
معمار حرم، باز به تعمیر جهان خیز
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خیز
از خواب گران خیز
محمد اقبال لاهوری
اولین بیدارگران در جهان اسلام چه کسانی بودند، چه ویژگیهایی داشتند و چقدر با فرهنگ غرب آشنا بودند؟
پاسخ: نخستین بیدارگران اسلامی کسانی بودند که به خطر سلطهٔ کشورهای غربی و شیوهٔ برخورد حکومتهای اسلامی با آنها توجه کردند و برای اصلاح وضع موجود و مقابله با سلطهگری به فعالیت پرداختند.
نمونههای معرفیشده در کتاب: عالمان دینیِ فعال در مقابله با روسیهٔ تزاری و نویسندگان رسالههای جهادیه، امیرکبیر و اصلاحات او، میرزای شیرازی و حکم تحریم تنباکو، سید جمالالدین اسدآبادی و شاگردان او در کشورهای اسلامی.
ویژگیهای اصلی:
- نسبت به سلطهٔ کشورهای غربی احساس خطر میکردند و خواهان استقلال سیاسی و اقتصادی بودند.
- برای اصلاح رفتار حکومتهای کشورهای اسلامی تلاش میکردند.
- بیداری را در بازگشت به اسلام و عمل به آموزههای آن میدیدند.
- بسیاری از آنان بر وحدت امت اسلامی و عزت مسلمانان تأکید داشتند و قومیتهای گوناگون را درون امت اسلامی میپذیرفتند.
میزان شناخت از غرب: در ارزیابی کتاب، شناخت نخستین بیدارگران از لایههای عمیق فرهنگ غرب محدود بود. آنان بیشتر به قدرت سیاسی و اقتصادی و رفتار سلطهگرانهٔ غرب توجه داشتند. برخی نیز تصور میکردند قدرت جوامع غربی حاصل رفتارهایی است که اسلام هم آنها را توصیه میکند، درحالیکه مسلمانان از عمل به این آموزهها فاصله گرفتهاند.
پاسخ کوتاه: بیدارگران اسلامی مانند سید جمالالدین، میرزای شیرازی و امیرکبیر، خواهان استقلال، اصلاح حکومتها و بازگشت به اسلام بودند؛ اما طبق تحلیل کتاب، شناخت آنها از مبانی عمیق فرهنگ غرب کامل نبود.
جواب گفت و گو کنید صفحه ۱۱۰ جامعه شناسی یازدهم
محمد عبده شاگرد سید جمالالدین اسدآبادی، در مصر بود و این سخن منسوب به اوست: «در شرق مسلمان دیدم و اسلام را ندیدم و در غرب، اسلام را دیدم و مسلمان ندیدم.» در کلاس دربارهٔ این سخن گفتوگو کنید و آن را نقد و بررسی نمایید.
پاسخ: منظور از این سخن آن است که نام مسلمانبودن بهتنهایی کافی نیست و رفتار انسان نیز باید با آموزههای اسلام هماهنگ باشد. ممکن است فردی مسلمان باشد، اما در عمل انصاف، مسئولیتپذیری یا رعایت حقوق دیگران را جدی نگیرد. در مقابل، فردی غیرمسلمان میتواند رفتارهایی مانند نظم، درستکاری و رعایت قانون داشته باشد که با توصیههای اخلاقی اسلام سازگار است.
نکتهٔ قابل قبول سخن: این جمله مسلمانان را به نقد رفتار خود و توجه به فاصلهٔ میان ادعا و عمل دعوت میکند. برای شناخت پایبندی افراد به ارزشها، باید به کردار آنها هم نگاه کرد.
نقد سخن: نمیتوان همهٔ مردم شرق یا غرب را یکسان دانست. وجود چند رفتار پسندیده نیز به معنی اسلامیبودن تمام فرهنگ و ساختار یک جامعه نیست. اسلام فقط به نظم و نظافت محدود نمیشود و عقاید، عبادات، عدالت و دیگر آموزهها را نیز دربرمیگیرد. همچنین، ارزیابی یک جامعه باید رفتارهای نادرست آن، از جمله سلطهگری و نقض حقوق دیگران، را هم در نظر بگیرد.
نمونه پاسخ کوتاه: این سخن بر اهمیت عمل به ارزشهای اسلامی تأکید دارد؛ اما تعمیم آن به همهٔ شرق و غرب درست نیست و چند رفتار اخلاقی را نمیتوان معادل تمام اسلام دانست.
جواب سوالات صفحه ۱۱۰ جامعه شناسی یازدهم
با شکلگیری استعمار و نفوذ دولتهای غربی در کشورهای اسلامی، جریان اجتماعی دیگری به موازات نخستین بیدارگران اسلامی شکل گرفت. نسل اوّل این جریان به «منوّرالفکران» و نسل دوم آن به «روشنفکران» شهرت یافتند.
این جریان با بیدارگران اسلامی چه شباهتها و تفاوتهایی داشت؟
پاسخ: براساس دستهبندی کتاب، هر دو خواهان اصلاح رفتار دولتهای کشورهای اسلامی بودند؛ اما الگوی اصلاح و نگاه آنها به اسلام و غرب تفاوت داشت.
نگاه به حضور غرب: بیدارگران اسلامی، سلطهٔ غرب را خطری برای استقلال میدانستند؛ درحالیکه منوّرالفکران غربگرا، حضور سیاسی و اقتصادی کشورهای غربی را فرصتی برای تغییر و پیشرفت تلقی میکردند.
معنای بیداری: بیدارگران اسلامی بر بازگشت به اسلام و عمل به آن تأکید داشتند؛ اما منوّرالفکران، بیداری را در فاصلهگرفتن از فرهنگ اسلامی و پیروی از فرهنگ غرب میدیدند.
هویت جمعی: بسیاری از بیدارگران به وحدت امت اسلامی توجه داشتند؛ در مقابل، منوّرالفکرانِ توصیفشده در کتاب به ناسیونالیسم و الگوهای سیاسی غرب گرایش داشتند.
شباهتها و تفاوتهای نسل اول و دوم این جریان اجتماعی چه بود؟
پاسخ:
شباهت: هر دو نسل برای اصلاح جامعه از اندیشهها و الگوهای غربی تأثیر میگرفتند. نقد نسل دوم به نسل اول، در تحلیل کتاب، به معنی بازگشت به مبانی اسلامی نبود.
نسل اول؛ منوّرالفکران غربگرا: فرهنگ غرب را الگوی پیشرفت میدانستند و در توضیح کتاب، به شکلگیری حکومتهای سکولار و وابسته به قدرتهای غربی کمک کردند.
نسل دوم؛ روشنفکران چپ: از ناکامیهای نسل اول و تداوم وابستگی و نابرابری انتقاد میکردند. آنان بیشتر تحت تأثیر اندیشههای سوسیالیستی و مارکسیستی بودند و برخی جریانهایشان از حمایت بلوک شرق برخوردار میشدند.
📌 تفاوت اصلی دو نسل در این درس، تفاوت الگوهای غربیِ مورد توجه آنهاست. نسل اول را نباید با بیدارگران اسلامی که خواهان بازگشت به اسلام بودند، اشتباه گرفت.
جواب گفت و گو کنید صفحه ۱۱۲ جامعه شناسی یازدهم
دربارهٔ فعالیتهای اسلامستیزانهٔ رضاخان و چهرههای منوّرالفکری که در کابینههای او حضور داشتند، گفتوگو کنید.

پاسخ: در چارچوب بحث کتاب، بخشی از سیاستهای فرهنگی و اجتماعی دورهٔ رضاشاه بهدلیل اجبار حکومتی و مقابله با شیوههای دینی زندگی، اسلامستیزانه ارزیابی میشود. از نمونههای مهم میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
کشف حجاب اجباری: حکومت در سال ۱۳۱۴ سیاست کشف حجاب را اجرا کرد و زنان محجبه با فشار و محدودیت برای حضور در فضای عمومی روبهرو شدند.
محدودکردن برخی مراسم و نهادهای دینی: حکومت برای فعالیت روحانیان و برگزاری برخی آیینهای مذهبی محدودیت ایجاد کرد و کوشید نظارت بیشتری بر این حوزهها داشته باشد.
تغییر اجباری پوشش و سرکوب اعتراضها: اجبار در تغییر پوشش با مخالفتهایی روبهرو شد. سرکوب اعتراض مسجد گوهرشاد در سال ۱۳۱۴ از رویدادهای مهم این دوره بود.
چهرههای نامبرده در کتاب: علیاکبر داور، عبدالحسینخان تیمورتاش، تقیزاده و محمدعلی فروغی. این افراد در مسئولیتهای حکومتی دورهٔ رضاشاه حضور داشتند، اما سمتها، مدت فعالیت و نقش آنها یکسان نبود؛ بنابراین نباید تمام اقدامات حکومت را بدون بررسی به تکتک آنها نسبت داد.
جمعبندی برای گفتوگو: نقد اصلی این است که اصلاحات وقتی با اجبار، سرکوب و بیتوجهی به باورها و حقوق مردم همراه شود، به جای مشارکت اجتماعی، فاصلهٔ حکومت و جامعه را افزایش میدهد.
جواب مطالعه کنید صفحه ۱۱۳ جامعه شناسی یازدهم
دربارهٔ سرانجام جریانهای ناسیونالیستی و مارکسیستی در ایران مطالعه کنید.
پاسخ: جریانهای ناسیونالیستی و مارکسیستی در ایران یکدست نبودند و همهٔ آنها سرنوشت یکسانی نداشتند. برای پاسخ به این پرسش باید علاوه بر نام گروهها، به مسیر فعالیت و علت کاهش یا تغییر نفوذ آنها توجه کنیم.
جریانهای ناسیونالیستی و ملیگرا: این جریانها بر هویت ملی، استقلال و منافع ایران تأکید داشتند، اما از نظر سیاسی متفاوت بودند. برای نمونه، جبههٔ ملی و دولت محمد مصدق در نهضت ملیشدن نفت نقش داشتند. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دولت مصدق سرنگون شد و فعالیت نیروهای ملیگرا با فشار و محدودیت روبهرو شد. در دورههای بعد، بخشی از این نیروها فعالیت خود را با شکلها و ائتلافهای متفاوت ادامه دادند؛ بنابراین نمیتوان گفت ملیگرایی بهطور کامل از بین رفت.
جریانهای مارکسیستی: حزب توده و سازمان چریکهای فدایی خلق از نمونههای شناختهشدهاند. این جریانها با سرکوب حکومتی، اختلافهای فکری و انشعابهای سازمانی روبهرو شدند. حزب توده پس از کودتای ۱۳۳۲ زیر فشار قرار گرفت و در سال ۱۳۶۱ نیز بازداشت رهبران آن آغاز شد. فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، الگوی شورویمحور را با بحران اعتبار روبهرو کرد و به کاهش نفوذ بخشی از جریانهای مارکسیستی کمک کرد.
با این حال، همهٔ گروههای چپ وابسته به شوروی نبودند و همه نیز پس از فروپاشی آن به لیبرالیسم روی نیاوردند. بعضی گروهها در دیدگاهها و شیوهٔ فعالیت خود تجدیدنظر کردند و برخی با گرایشهای دیگر به فعالیت ادامه دادند.
نتیجهٔ مرتبط با درس: کتاب بر کاهش جاذبهٔ جریانهای چپ پس از فروپاشی بلوک شرق تأکید دارد. در بررسی تاریخی نیز باید نقش سرکوب، اختلافهای داخلی و تفاوت میان گروهها را در نظر گرفت؛ نامبردن چند حزب بهتنهایی پاسخ «سرانجام جریانها» نیست.
جواب با هم تکمیل کنید صفحه ۱۱۳ جامعه شناسی یازدهم
جدول نخستین جریانهای اجتماعی جهان اسلام، ویژگیها و نقد و ارزیابی آنها را کامل کنید.
پاسخ: جدول زیر بر اساس دستهبندی و تحلیل کتاب تکمیل شده است.
| نخستین جریانهای اجتماعی جهان اسلام | ویژگیها | نقد و ارزیابی |
|---|---|---|
| ۱ـ بیدارگران اسلامی | استقلالخواهی، مقابله با سلطه، اصلاح رفتار دولتها، بازگشت به اسلام و تأکید بر وحدت مسلمانان. | از هویت و استقلال جوامع اسلامی دفاع میکردند؛ اما در ارزیابی کتاب، شناختشان از لایههای عمیق فرهنگ غرب محدود بود. |
| ۲ـ منوّرالفکران غربگرا | الگوگیری از فرهنگ غرب، گرایش به ناسیونالیسم و تلقی حضور غرب بهعنوان فرصت اصلاح و پیشرفت. | طبق تحلیل کتاب، به شکلگیری حکومتهای سکولار و استبداد وابسته کمک کردند و جوامع آنها از جایگاه پیرامونی خارج نشدند. |
| ۳ـ روشنفکران چپ | اعتراض به عملکرد نسل اول و سرمایهداری، تأثیرپذیری از سوسیالیسم و مارکسیسم و حمایت بلوک شرق از برخی جریانها. | نقدشان به نسل اول از مبانی اسلامی سرچشمه نمیگرفت. کتاب بر التقاط در برخی جریانها و کاهش جاذبهٔ چپ پس از فروپاشی بلوک شرق تأکید میکند. |
جواب مفاهیم اساسی صفحه ۱۱۴ جامعه شناسی یازدهم
مفاهیم اساسی درس را کامل کنید.
پاسخ: نخستین بیدارگران اسلامی، استبداد قومی و قبیلهای، فقاهت، عدالت، استقلال سیاسی و اقتصادی، وحدت امت اسلامی، منوّرالفکران غربگرا، ناسیونالیسم، حکومت سکولار، استبداد استعماری، روشنفکران چپ، سوسیالیسم، مارکسیسم و روشنفکری التقاطی.
جواب خلاصه کنید صفحه ۱۱۴ جامعه شناسی یازدهم
خلاصهٔ درس را با توجه به جملهٔ کتاب کامل کنید.
منوّرالفکران غربگرا، بیداری را در عبور از فرهنگ اسلامی و پیوستن به فرهنگ غربی معنا میکردند.
پاسخ: با گسترش نفوذ غرب در کشورهای اسلامی، جریانهای فکری و اجتماعی متفاوتی شکل گرفتند. نخستین بیدارگران اسلامی با احساس خطر نسبت به سلطهٔ غرب، خواهان استقلال، اصلاح حکومتها، بازگشت به اسلام و وحدت مسلمانان شدند. در تحلیل کتاب، آنان بیشتر با قدرت سیاسی و اقتصادی غرب آشنا بودند و شناخت محدودی از مبانی عمیق فرهنگی آن داشتند.
در مقابل، منوّرالفکران غربگرا، فرهنگ غرب را الگوی پیشرفت میدانستند. کتاب، شکلگیری حکومتهای سکولار و استبداد وابسته را با عملکرد این جریان مرتبط میداند. ناکامی این الگو در رفع وابستگی و نابرابری، زمینهٔ اعتراض روشنفکران چپ را فراهم کرد. این نسل تحت تأثیر سوسیالیسم و مارکسیسم قرار داشت و برخی جریانهای آن از حمایت بلوک شرق برخوردار بودند. با فروپاشی بلوک شرق، جاذبهٔ این الگو کاهش یافت و بخشی از غربگرایان دوباره به اندیشههای لیبرالی روی آوردند.
جواب آنچه از این درس آموختیم صفحه ۱۱۴ جامعه شناسی یازدهم
آنچه از این درس آموختهاید، بنویسید.
پاسخ: آموختم که واکنش جوامع اسلامی به غرب یکسان نبود. برخی جریانها راه اصلاح را در بازگشت به اسلام و حفظ استقلال میدیدند و برخی دیگر از الگوهای غربی پیروی میکردند. همچنین فهمیدم دو جریان ممکن است هر دو خواهان اصلاح باشند، اما دربارهٔ هدف، روش و الگوی آن اختلاف اساسی داشته باشند.
یاد گرفتم برای ارزیابی یک جریان اجتماعی، فقط شعارهایش کافی نیست؛ باید مبانی فکری، عملکرد، میزان استقلال و پیامدهای فعالیت آن را هم بررسی کرد. شناخت یک فرهنگ نیز نباید به قدرت نظامی، ثروت یا چند رفتار ظاهری محدود شود.
نمونه پاسخ کوتاهتر: با تفاوت بیدارگران اسلامی، منوّرالفکران غربگرا و روشنفکران چپ آشنا شدم. فهمیدم اصلاح جامعه به شناخت عمیق مشکلات و ارزیابی نقادانهٔ الگوها نیاز دارد و تقلید بدون بررسی کافی نیست.





