جواب فکر کنید و پرسش های نمونه درس ۸ تاریخ یازدهم؛ صفحات ۸۳ و ۸۹
جواب درس هشتم تاریخ یازدهم رضاخان؛ تثبیت قدرت؛ پاسخ فکر کنید صفحه ۸۳ و پرسش های نمونه و اندیشه و جست و جو صفحه ۸۹.
درس هشتم تاریخ یازدهم با عنوان «رضاخان؛ تثبیت قدرت» به رویدادهای پس از سقوط کابینه سیاه، افزایش قدرت رضاخان در مقام وزیر جنگ، رسیدن او به نخستوزیری، طرح جمهوریخواهی، برکناری سلسله قاجار و عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مؤثر در به قدرت رسیدن او میپردازد.
جواب فکر کنید و پاسخ دهید صفحه ۸۳ تاریخ یازدهم
جواب پرسشهای نمونه صفحه ۸۹ درس هشتم تاریخ یازدهم
۱ـ تسلط خود را بر ارتش تثبیت کرد.
۲ـ ژاندارمری را از «وزارت داخله» (وزارت کشور) به «وزارت جنگ» انتقال داد.
۳ـ با این اقدامات نفوذ و قدرت سیاسی ـ نظامی خود را افزایش داد.
۱ـ شرایط سیاسی: حوادث تلخ پس از مشروطه، انحراف نهضت از اهداف اولیه، جنگ جهانی اول، دخالت گسترده بیگانگان، ضعف احمدشاه و دولتمردان و سرپیچی برخی حاکمان محلی از حکومت مرکزی، کشور را با آشفتگی روبهرو کرده بود.
۲ـ شرایط اقتصادی و اجتماعی: غارت منابع کشور، فقر، قحطی، گرسنگی و ناامنی، زندگی مردم را دشوار کرده بود و نیاز به امنیت به یکی از خواستههای اصلی جامعه تبدیل شده بود.
۳ـ بهرهبرداری رضاخان از اوضاع: رضاخان با سرکوب چند شورش داخلی، خود را به عنوان عامل برقراری امنیت معرفی کرد. حمایت انگلستان و جانبداری برخی حزبها و جریانهای سیاسی نیز این تصور را تقویت کرد که او میتواند امنیت و آرامش را به کشور بازگرداند.
۴ـ حمایت برخی جریانهای سیاسی و فرهنگی: گروهی از جریانهای غربگرا که خواهان ایجاد سریع «تجدد» و «ترقی» بودند، حتی از ضرورت روی کار آمدن یک «دیکتاتوری مصلح» سخن میگفتند و از قدرتگیری رضاخان حمایت میکردند.
جواب اندیشه و جستوجو صفحه ۸۹ تاریخ یازدهم
نمونه پاسخ پژوهشی: کتاب «اسرار سقوط احمدشاه» نوشته رحیمزاده صفوی، سقوط احمدشاه را در ارتباط با قدرتگیری تدریجی رضاخان و نقش سیاست انگلستان بررسی میکند. پس از خروج احمدشاه از ایران و اقامت او در اروپا، رضاخان توانست به تدریج قدرت نظامی و سیاسی بیشتری به دست آورد و موقعیت خاندان قاجار را تضعیف کند.
بررسی منابع تاریخی نیز نشان میدهد شماری از افسران و مقامات بریتانیایی مستقر در ایران در جریان کودتای ۱۲۹۹ و فراهم شدن زمینه قدرتگیری رضاخان نقش مؤثری داشتند. پس از کودتا نیز رضاخان با تسلط بر ارتش، رسیدن به وزارت جنگ و سپس نخستوزیری، موقعیت خود را تقویت کرد. سرانجام در ۹ آبان ۱۳۰۴ مجلس پنجم انقراض سلسله قاجار را تصویب کرد.
بنابراین میتوان گفت نفوذ و حمایت برخی عوامل انگلیسی از روند قدرتگیری رضاخان، در کنار ضعف حکومت قاجار، غیبت احمدشاه از کشور و شرایط آشفته داخلی، از عوامل مهمی بود که زمینه برکناری احمدشاه و پایان سلطنت قاجار را فراهم کرد.
نمونه پاسخ: یکی از نمونههای مناسب، سخنان دکتر محمد مصدق در جلسه ۹ آبان ۱۳۰۴ مجلس شورای ملّی است. او با وجود انتقاد از عملکرد سلسله قاجار، با انتقال حکومت به رضاخان به شیوه مطرحشده مخالفت کرد. استدلال اصلی مصدق این بود که در نظام مشروطه، پادشاه نباید همزمان قدرت اجرایی و سیاسی گسترده در اختیار داشته باشد؛ زیرا تمرکز چنین اختیاراتی در دست یک نفر میتواند کشور را دوباره به سوی استبداد ببرد.
او در بخشی از سخنان خود، چنین وضعی را «ارتجاع و استبداد» دانست و تأکید کرد که این شیوه با هدفهای انقلاب مشروطه و محدود کردن قدرت پادشاه سازگار نیست.
نمونه پاسخ پژوهشی: پس از آنکه مجلس شورای ملّی در ۹ آبان ۱۳۰۴ انقراض سلطنت قاجار را اعلام و حکومت موقت را به رضاخان واگذار کرد، برای انتقال قطعی و موروثی سلطنت به خاندان پهلوی لازم بود بخشهایی از متمم قانون اساسی که سلطنت و ولایتعهدی را به خاندان قاجار مربوط میکرد، تغییر کند.
مجلس مؤسسان در آذر ۱۳۰۴ اصول مربوط به سلطنت و ولایتعهدی را اصلاح کرد. در نتیجه، سلطنت به رضاخان پهلوی و اعقاب ذکور او واگذار شد، مقررات مربوط به ولیعهد تغییر یافت و ترتیبات نیابت سلطنت نیز با سلسله جدید هماهنگ شد. هدف اصلی این تغییرات، فراهم کردن مبنای قانونی برای انتقال سلطنت از خاندان قاجار به خاندان پهلوی بود.
نمونه پاسخ پژوهشی: روسیه و انگلستان در اواخر دوره قاجار دو قدرت خارجی رقیب در ایران بودند و حتی در قرارداد ۱۹۰۷ بخشهایی از ایران را به مناطق نفوذ خود تقسیم کرده بودند. با وقوع انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ و کاهش نفوذ روسها در ایران، موقعیت انگلستان نسبت به گذشته تقویت شد.
در سالهای بعد نیز برخی افسران و مقامات بریتانیایی در جریان کودتای ۱۲۹۹ و قدرتگیری رضاخان نقش داشتند و انگلستان از تشکیل یک حکومت مرکزی مقتدر در ایران استقبال میکرد. به همین دلیل، گروههایی از مردم تصور میکردند انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی به معنای موفقیت سیاست انگلستان و کاهش نفوذ رقیب روسی آن کشور است.
همین برداشت در گزارشی که کتاب از واکنش مردم شهرهای ایران نقل میکند نیز دیده میشود؛ به طوری که درباره مردم مشهد آمده است که برخی تغییر سلطنت را «بُرد انگلیس و باخت روسها» میدانستند.





