مطالب درسی

معنی شعر خنده تو درس هفدهم فارسی دوازدهم؛ آرایه‌ها و معنی کلمات صفحه ۱۵۰ و ۱۵۱

معنی شعر خنده تو درس هفدهم فارسی دوازدهم صفحه ۱۵۰ و ۱۵۱، همراه با معنی ابیات و کلمات، آرایه‌های ادبی و نکات زبانی و فکری.

در این قسمت، معنی درس هفدهم فارسی دوازدهم «خندۀ تو» را به صورت کامل و بخش‌به‌بخش بررسی می‌کنیم. در کنار معنی روان هر قسمت، قلمرو زبانی، قلمرو ادبی، آرایه‌ها، معنی واژه‌های مهم، نمادها و پیام شعر نیز آورده شده است تا نکات اصلی درس برای مطالعه و امتحان به شکلی منظم در دسترس باشد.

شعر «خندۀ تو» از پابلو نرودا است. شاعر در این سروده، خندۀ معشوق را سرچشمۀ عشق، امید، شادمانی، نیروی مبارزه و ادامۀ زندگی می‌داند. او حاضر است بسیاری از نیازها و زیبایی‌های زندگی را از دست بدهد، اما نمی‌تواند از خندۀ محبوب چشم بپوشد؛ زیرا این خنده برای او حتی در دشوارترین و تاریک‌ترین لحظه‌ها، نیروبخش و امیدآفرین است.

📘 شناسنامه شعر:
نام درس: خندۀ تو
درس: هفدهم فارسی دوازدهم
شاعر: پابلو نرودا
نوع متن: شعر معاصر ترجمه‌شده
لحن: عاطفی، عاشقانه و امیدبخش
درون‌مایه: عشق، امید، شادمانی، پایداری و نیروی زندگی
مهم‌ترین تصویر شعر: خندۀ محبوب به عنوان نیرویی که تاریکی، اندوه و دشواری را شکست می‌دهد

معنی درس هفدهم خنده تو فارسی دوازدهم

نان را از من بگیر، اگر می‌خواهی،
هوا را از من بگیر، امّا
خنده‌ات را نه.
گل سرخ را از من مگیر
سوسنی را که می‌کاری…
✓ معنی روان: اگر می‌خواهی نان و حتی هوایی را که برای زندگی به آن نیاز دارم از من بگیر، اما خنده‌ات را از من دریغ نکن. خنده و شادی تو برای من مانند گل‌های زیبایی است که در زندگی‌ام می‌رویاند؛ پس این زیبایی و شادمانی را از من نگیر.

شاعر با اغراق می‌گوید خندۀ محبوب برای او از نیازهای مادی و حتی ضروری زندگی نیز ارزشمندتر است.

قلمرو زبانی

نان: خوراک.

مگیر: نگیر؛ فعل نهی.

سوسن: نوعی گل.

نان، هوا و خنده: در جملۀ «از من بگیر» نقش مفعولی دارند.

من: متمم حرف اضافه «از».

«ت» در «خنده‌ات»: ضمیر پیوسته با نقش مضاف‌الیه.

سرخ: صفت برای «گل».

قلمرو ادبی

نان: مجاز از غذا و نیازهای مادی زندگی.

هوا: مجاز از نفس کشیدن و ادامۀ حیات.

نان و هوا را از من بگیر، اما خنده‌ات را نه: اغراق در بیان ارزش خندۀ محبوب.

خنده: در خوانش نمادین، نشانۀ شادی، امید و نشاط است.

گل سرخ و سوسن: نماد و تصویرهایی از زیبایی و عشق.

گل سرخ / سوسن: مراعات نظیر.

کاشتن سوسن: تصویری شاعرانه از پدید آوردن زیبایی و شادی در زندگی شاعر.

💡 مفهوم این بخش: عشق و شادی برای شاعر ارزشی فراتر از نیازهای مادی دارند. خندۀ محبوب سرچشمۀ امید و انگیزۀ زندگی اوست و حاضر نیست آن را با هیچ چیز دیگری عوض کند.
از پس نبردی سخت باز می‌گردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی‌هیچ دگرگونی،
✓ معنی روان: پس از پشت سر گذاشتن مبارزه‌ای سخت و دشوار بازمی‌گردم؛ در حالی که از رنج‌ها و سختی‌های زندگی خسته شده‌ام و با وجود تجربۀ فراوان، هنوز جهان را بدون تغییر اساسی می‌بینم.

شاعر از انسانی سخن می‌گوید که سختی‌های فراوانی را تجربه کرده و از مبارزه خسته شده است، اما هنوز امیدی برای دگرگونی در وجود او باقی مانده است.

قلمرو زبانی

از پس: پس از، بعد از.

نبرد: جنگ و مبارزه.

دگرگونی: تغییر و تحول.

سخت: صفت «نبرد».

دنیا: مفعول «دیده است».

قلمرو ادبی

چشمان خسته: تصویری از رنج و خستگی شاعر.

دنیا را دیده است: کنایه از باتجربه بودن و سختی‌های فراوان دیدن.

چشمان: می‌تواند مجاز از وجود و نگاه شاعر باشد.

امّا خنده‌ات که رها می‌شود
و پروازکنان در آسمان مرا می‌جوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم می‌گشاید.
✓ معنی روان: اما هنگامی که خندۀ تو آزاد می‌شود و مانند پرنده‌ای در آسمان به سوی من می‌آید، تمام راه‌های امید و زندگی به روی من باز می‌شوند.

یعنی با شنیدن و دیدن خندۀ محبوب، خستگی و ناامیدی شاعر از میان می‌رود و دوباره به زندگی امیدوار می‌شود.

قلمرو زبانی

رها: آزاد.

پروازکنان: در حال پرواز.

می‌جوید: جست‌وجو می‌کند.

درها: مفعول فعل «می‌گشاید».

زندگی: مضاف‌الیه «درها».

قلمرو ادبی

خنده رها می‌شود، پرواز می‌کند و شاعر را می‌جوید: تشخیص و استعاره؛ خنده مانند پرنده‌ای زنده تصور شده است.

آسمان: متناسب با «پرواز».

پرواز / آسمان: مراعات نظیر.

درهای زندگی: تصویری استعاری؛ زندگی مانند خانه‌ای دارای در تصور شده است.

درهای زندگی را به روی کسی گشودن: کنایه از امید بخشیدن و فرصت زندگی کردن دادن.

عشق من، خندۀ تو
در تاریک‌ترین لحظه‌ها می‌شکفد
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگ‌فرش خیابان جاری‌ست،
بخند؛ زیرا خندۀ تو
برای دستان من،
شمشیری است آخته.
✓ معنی روان: ای محبوب من! خندۀ تو حتی در سخت‌ترین، غم‌انگیزترین و ناامیدکننده‌ترین لحظه‌ها در وجود من شکوفا می‌شود. اگر روزی دیدی که در جریان مبارزه زخمی شده‌ام و خونم بر سنگ‌فرش خیابان جاری است، باز هم بخند؛ زیرا خندۀ تو برای من مانند شمشیری از نیام کشیده‌شده است که به من قدرت و توان ادامۀ مبارزه می‌دهد.
قلمرو زبانی

به ناگاه: ناگهان.

سنگ‌فرش: زمینی که با سنگ پوشیده شده است.

جاری: روان.

آخته: از نیام بیرون کشیده، برکشیده.

عشق من: منادا.

خندۀ تو: نهاد.

تاریک‌ترین: صفت عالی.

قلمرو ادبی

تاریک‌ترین لحظه‌ها: تصویری از سخت‌ترین و ناامیدکننده‌ترین شرایط زندگی.

خنده می‌شکفد: استعاره؛ خنده مانند گل تصور شده که شکوفا می‌شود.

جاری شدن خون بر سنگ‌فرش: تصویری از زخمی شدن یا جان باختن در مسیر مبارزه.

خندۀ تو شمشیری است آخته: تشبیه بلیغ؛ خندۀ محبوب به شمشیری آماده و برکشیده تشبیه شده است.

شمشیر: در این بافت نمادی از قدرت، مبارزه و مقاومت.

تاریکی / شکفتن خنده: تقابل معنایی میان ناامیدی و امید.

💡 مفهوم این بخش: عشق و امید در سخت‌ترین شرایط نیز می‌توانند به انسان نیروی مقاومت بدهند. خندۀ محبوب برای شاعر تنها یک حالت عاطفی نیست؛ بلکه نیرویی است که او را در برابر رنج، مبارزه و حتی احتمال مرگ مقاوم می‌کند.
خندۀ تو، در پاییز
در کنارۀ دریا
موج کف‌آلوده‌اش را
باید برافرازد
✓ معنی روان: خندۀ تو باید حتی در فصل پاییز و در کنار دریا، مانند موجی پرجوش‌وخروش بالا رود و فضای سرد و اندوهناک را با نشاط و حرکت خود دگرگون کند.

شاعر خندۀ محبوب را نیرویی زنده، پرتحرک و سرشار از شادی می‌داند.

قلمرو زبانی

کناره: ساحل و کنار.

کف‌آلود: دارای کف.

برافرازد: بلند کند و بالا ببرد.

پاییز: متمم حرف اضافه «در».

موج: مفعول «برافرازد».

قلمرو ادبی

خنده … موج را برافرازد: تشخیص؛ خنده دارای قدرت و کنش تصور شده است.

کناره / دریا / موج / کف: مراعات نظیر.

پاییز: می‌تواند تداعی‌کنندۀ پژمردگی و اندوه باشد.

موج کف‌آلود: تصویری از جنبش، نیرو و پویایی.

و در بهاران، عشق من!
خنده‌ات را می‌خواهم
چون گلی که در انتظارش بودم،
گل آبی، گل سرخ کشورم که مرا می‌خواند.
✓ معنی روان: و در فصل بهار نیز، ای محبوب من، خندۀ تو را می‌خواهم؛ خنده‌ای که برای من مانند گلی زیبا و منتظَر است و همانند گل‌های سرزمینم مرا به سوی خود فرا می‌خواند.

در این قسمت، شاعر میان خندۀ محبوب، زیبایی گل و دلبستگی به سرزمین خود پیوند برقرار می‌کند.

قلمرو زبانی

بهاران: هنگام بهار.

«ان» در «بهاران»: به معنی هنگام و زمان است، نه نشانۀ جمع.

عشق من: منادا.

می‌خواند: صدا می‌زند و فرا می‌خواند.

قلمرو ادبی

خنده چون گل: تشبیه؛ خندۀ محبوب به گلی زیبا تشبیه شده است.

گل آبی / گل سرخ: مراعات نظیر.

گل کشورم مرا می‌خواند: تشخیص؛ گل مانند انسانی تصور شده که شاعر را صدا می‌زند.

پاییز / بهاران: تضاد.

گل / بهاران: مراعات نظیر.

بخند بر شب
بر روز، بر ماه،
بخند بر پیچاپیچ خیابان‌های جزیره،
✓ معنی روان: در شب و روز، در همۀ زمان‌ها و در خیابان‌های پیچ‌درپیچ جزیره بخند. اجازه بده شادی و امید تو در همۀ مکان‌ها و زمان‌ها حضور داشته باشد.
قلمرو زبانی

پیچاپیچ: پیچ‌درپیچ و پرپیچ‌وخم.

بخند: فعل امر.

جزیره: مضاف‌الیه «خیابان‌ها».

قلمرو ادبی

شب / روز: تضاد.

شب / روز / ماه: مراعات نظیر.

بر: تکرار و واژه‌آرایی.

بخند: تکرار برای تأکید بر شادی و امید.

شب و روز: در کنار یکدیگر، مفهوم استمرار و همیشگی بودن را نیز القا می‌کنند.

امّا آنگاه که چشم می‌گشایم و می‌بندم،
آنگاه که پاهایم می‌روند و بازمی‌گردند،
نان را، هوا را،
روشنی را، بهار را،
از من بگیر
امّا خنده‌ات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم.
✓ معنی روان: تا زمانی که زنده‌ام، چشم‌هایم باز و بسته می‌شوند و پاهایم توان حرکت دارند، می‌توانی نان، هوا، روشنایی و بهار را از من بگیری؛ اما هرگز خنده‌ات را از من نگیر. زیرا تا زمانی که زندگی می‌کنم، برای ادامۀ حیات و حفظ امید به خندۀ تو نیاز دارم.
قلمرو زبانی

روشنی: نور.

هرگز: هیچ‌گاه.

چشم گشودن: باز کردن چشم.

بازمی‌گردند: برمی‌گردند.

نان، هوا، روشنی و بهار: مفعول‌های فعل «بگیر».

«ت» در «پاهایم»: وجود ندارد؛ «م» ضمیر پیوسته با نقش مضاف‌الیه است.

قلمرو ادبی

می‌گشایم / می‌بندم: تضاد.

می‌روند / بازمی‌گردند: تضاد.

چشم / پا: مراعات نظیر؛ اعضای بدن.

چشم از دنیا بستن: کنایه از مردن.

نان: مجاز از خوراک و نیاز مادی.

هوا: مجاز از تنفس و حیات.

روشنی: می‌تواند علاوه بر نور، در خوانش نمادین تداعی‌کنندۀ امید و آگاهی باشد.

بهار: در خوانش نمادین، نشانۀ تازگی، طراوت و زندگی.

تکرار ساخت آغاز شعر در پایان: سبب انسجام شعر و تأکید دوباره بر اهمیت خندۀ محبوب شده است.

معنی کلمات مهم درس خنده تو

سوسن: نوعی گل زیبا.

نبرد: جنگ و مبارزه.

دگرگونی: تغییر و تحول.

رها: آزاد.

پروازکنان: در حال پرواز.

جُستن: جست‌وجو کردن.

به ناگاه: ناگهان.

سنگ‌فرش: زمینی پوشیده از سنگ.

آخته: از نیام بیرون کشیده، برکشیده.

کناره: ساحل و کنار.

کف‌آلود: دارای کف.

برافراشتن: بلند کردن و بالا بردن.

بهاران: هنگام بهار.

پیچاپیچ: پیچ‌درپیچ و پرپیچ‌وخم.

آرایه های مهم درس هفدهم خنده تو

نان: مجاز از خوراک و نیازهای مادی.

هوا: مجاز از تنفس و زندگی.

خنده: نماد شادی، امید و نشاط.

گل سرخ و سوسن: نماد و تصویر عشق و زیبایی.

خنده‌ای که پرواز می‌کند و شاعر را می‌جوید: تشخیص و استعاره.

درهای زندگی: استعاره؛ زندگی مانند خانه‌ای دارای در تصور شده است.

گشودن درهای زندگی: کنایه از ایجاد امید و فرصت.

خنده می‌شکفد: استعاره؛ خنده مانند گل تصور شده است.

تاریک‌ترین لحظه‌ها: تصویری از سختی، اندوه و ناامیدی.

خندۀ تو شمشیری است آخته: تشبیه بلیغ.

شمشیر: نماد مبارزه و مقاومت.

کناره / دریا / موج / کف: مراعات نظیر.

پاییز / بهاران: تضاد.

خنده چون گل: تشبیه.

گل کشورم مرا می‌خواند: تشخیص.

شب / روز: تضاد.

شب / روز / ماه: مراعات نظیر.

چشم می‌گشایم / می‌بندم: تضاد.

می‌روند / بازمی‌گردند: تضاد.

چشم / پا: مراعات نظیر.

چشم از دنیا بستن: کنایه از مردن.

بهار: نماد تازگی و شادابی.

نمادهای مهم شعر خنده تو

نان: نیازهای مادی و خوراک.

هوا: تنفس و ادامۀ زندگی.

خنده: شادمانی، امید، عشق و نیروی زندگی.

گل: زیبایی، عشق و طراوت.

تاریکی: در خوانش نمادین، دشواری، رنج و ناامیدی.

شمشیر: قدرت، مبارزه و مقاومت.

پاییز: پژمردگی و اندوه.

بهار: تازگی، امید و زندگی.

مفهوم و پیام درس هفدهم خنده تو

شعر «خندۀ تو» ستایشی از عشق، امید و نیروی شادی در برابر سختی‌های زندگی است. شاعر در آغاز با اغراقی تأثیرگذار می‌گوید می‌توان نان و حتی هوا را از او گرفت، اما خندۀ محبوب را نه. این سخن نشان می‌دهد که برای او، زندگی تنها به نیازهای جسمانی محدود نمی‌شود؛ انسان برای ادامۀ راه به عشق، شادی و امید نیز نیاز دارد.

در بخش بعد، شاعر از «نبردی سخت» بازمی‌گردد. چشم‌های او خسته‌اند و جهان را بدون تغییر دیده‌اند. این تصویر از انسانی سخن می‌گوید که با دشواری‌ها و مبارزه روبه‌رو شده و ممکن است به مرز خستگی و ناامیدی رسیده باشد. اما خندۀ محبوب مانند پرنده‌ای آزاد به سوی او پرواز می‌کند و «تمامی درهای زندگی» را به رویش می‌گشاید. بنابراین خنده، قدرت بازگرداندن امید به انسانی خسته را دارد.

اوج این اندیشه در جایی دیده می‌شود که شاعر می‌گوید حتی اگر خونش بر سنگ‌فرش خیابان جاری شود، محبوب باید همچنان بخندد؛ زیرا خندۀ او برای دستان شاعر «شمشیری آخته» است. در این تصویر، عشق و شادی دیگر فقط احساسی شخصی نیستند؛ بلکه به نیروی مقاومت و مبارزه تبدیل می‌شوند.

شاعر سپس خنده را در پاییز و بهار می‌خواهد. انتخاب دو فصل متفاوت نشان می‌دهد که امید نباید به شرایط خاص وابسته باشد: چه در زمان اندوه و پژمردگی و چه در روزهای شادابی و تازگی، انسان به امید نیاز دارد.

در پایان نیز شاعر دوباره به ساخت آغاز شعر بازمی‌گردد: نان، هوا، روشنی و بهار را می‌توان از او گرفت، اما خنده را هرگز. این بازگشت، پیام اصلی سروده را با قدرت بیشتری تکرار می‌کند: تا زمانی که انسان زنده است، عشق، امید و شادی از مهم‌ترین نیروهای ادامۀ زندگی و مقاومت در برابر دشواری‌ها هستند.

نکات مهم امتحانی درس خنده تو فارسی دوازدهم

⭐ نکات مهم:

شاعر: پابلو نرودا.

موضوع اصلی: عشق، امید، شادمانی و مقاومت در برابر دشواری‌های زندگی.

نان: مجاز از غذا و نیاز مادی.

هوا: مجاز از تنفس و زندگی.

خنده: نماد شادی، امید و نشاط.

گل سرخ و سوسن: تصویرهایی از عشق و زیبایی.

«نان و هوا را از من بگیر، اما خنده‌ات را نه»: اغراق در ارزش خندۀ محبوب.

«دنیا را دیده است»: کنایه از باتجربه بودن و سختی فراوان دیدن.

پرواز کردن خنده: تشخیص و استعاره.

«درهای زندگی»: استعاره.

گشودن درهای زندگی: کنایه از ایجاد امید.

«خنده می‌شکفد»: استعاره؛ خنده مانند گل تصور شده است.

آخته: از نیام بیرون کشیده، برکشیده.

«خندۀ تو شمشیری است آخته»: تشبیه بلیغ.

شمشیر: نماد مبارزه و مقاومت.

کناره، دریا، موج و کف: مراعات نظیر.

پاییز / بهاران: تضاد.

«ان» در بهاران: به معنی هنگام و زمان است، نه نشانۀ جمع.

خندۀ تو چون گل: تشبیه.

گل کشورم مرا می‌خواند: تشخیص.

شب / روز: تضاد.

شب، روز و ماه: مراعات نظیر.

می‌گشایم / می‌بندم: تضاد.

می‌روند / بازمی‌گردند: تضاد.

چشم / پا: مراعات نظیر.

چشم از دنیا بستن: کنایه از مردن.

روشنی: علاوه بر نور، می‌تواند نماد امید و آگاهی باشد.

بهار: نماد تازگی، شادابی و زندگی.

ساخت شعر: آغاز و پایان شعر با درخواست «نان و هوا را از من بگیر، اما خنده‌ات را نه» به یکدیگر پیوند می‌خورند.

پیام اصلی: انسان در کنار نیازهای مادی برای ادامۀ زندگی به عشق، امید و شادی نیاز دارد و همین امید می‌تواند در دشوارترین شرایط نیروی مقاومت و ادامۀ راه را در او زنده نگه دارد.

بیشتر بخوانید:
اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا