مطالب درسی

معنی گنج حکمت کلا ن‌ تر و اولی‌ تر فارسی دوازدهم؛ آرایه‌ها و معنی کلمات صفحه ۱۳۰

معنی گنج حکمت کلان‌ تر و اولی‌ تر فارسی دوازدهم صفحه ۱۳۰، همراه با بازگردانی متن، معنی کلمات، آرایه‌های ادبی و نکات زبانی.

در این بخش ، معنی گنج حکمت «کلان‌تر و اولی‌تر!» فارسی دوازدهم صفحه ۱۳۰ را به صورت کامل و بخش‌به‌بخش بررسی می‌کنیم. در کنار معنی روان حکایت، معنی واژه‌های دشوار، قلمرو زبانی، آرایه‌های ادبی، کنایه‌ها و مفهوم هر قسمت نیز آورده شده است تا دانش‌آموز بتواند نکات مهم این حکایت کوتاه و شیرین را برای امتحان به‌راحتی مرور کند.

این حکایت از سندبادنامه، اثر ظهیری سمرقندی انتخاب شده است. داستان با زبانی طنزآمیز، ماجرای شتر، گرگ و روباهی را روایت می‌کند که برای خوردن تنها قرص نانِ خود با یکدیگر رقابت می‌کنند. گرگ و روباه با ادعاهایی آشکارا اغراق‌آمیز می‌کوشند خود را سالخورده‌تر نشان دهند؛ اما شتر با تکیه بر حقیقتی آشکار، نان را برمی‌دارد و می‌خورد.

📘 شناسنامه گنج حکمت:
نام: کلان‌تر و اولی‌تر!
کتاب: فارسی دوازدهم
صفحه: ۱۳۰
برگرفته از: سندبادنامه
نویسنده: ظهیری سمرقندی
نوع متن: حکایت کوتاه تعلیمی و طنزآمیز
شخصیت‌ها: شتر، گرگ و روباه
موضوع: رقابت بر سر یک قرص نان و برتری حقیقت آشکار بر ادعاهای بی‌اساس

معنی گنج حکمت کلان‌تر و اولی‌تر فارسی دوازدهم

اشتری و گرگی و روباهی از روی مصاحبت مسافرت کردند و با ایشان از وجهِ زاد و توشه، گِرده‌ای بیش نبود. چون زمانی برفتند و رنج راه در ایشان اثر کرد، بر لب آبی نشستند و میان ایشان از برای گِرده مخاصمت رفت. تا آخرالأمر بر آن قرار گرفت که هر کدام از ایشان به زاد بیشتر، بدین گِرده خوردن اولی‌تر.
✓ معنی روان: شتر، گرگ و روباهی به دلیل همراهی و دوستی با یکدیگر راهی سفر شدند. تمام آذوقه و توشۀ آنان در این سفر فقط یک قرص نان بود. پس از آنکه مدتی راه رفتند و خستگی سفر بر آنان اثر گذاشت، کنار آبی نشستند. آن سه بر سر اینکه چه کسی نان را بخورد با یکدیگر اختلاف پیدا کردند. سرانجام تصمیم گرفتند هرکس سن بیشتری دارد، برای خوردن آن قرص نان شایسته‌تر و سزاوارتر باشد.
قلمرو زبانی

اشتر: شتر.

مصاحبت: هم‌نشینی، همراهی و هم‌صحبتی.

از وجه: از جهت، از لحاظ.

زاد: توشه و آذوقۀ سفر.

توشه: آذوقه و خوراکی‌ای که برای سفر همراه می‌برند.

گِرده: قرص نان؛ نوعی نان گرد.

زمانی: مدتی.

برفتند: رفتند.

لب آب: کنار آب.

مخاصمت: دشمنی، کشمکش و اختلاف.

آخرالأمر: سرانجام، در پایان کار.

بر آن قرار گرفت: بر آن تصمیم گرفته شد.

به زاد بیشتر: دارای سن و سال بیشتر، سالخورده‌تر.

اولی: شایسته و سزاوار.

اولی‌تر: شایسته‌تر و سزاوارتر.

قلمرو ادبی

اشتر / گرگ / روباه: مراعات نظیر؛ هر سه جانورند.

زاد / توشه: مراعات نظیر و نزدیکی معنایی.

زاد در «زاد و توشه» / زاد در «به زاد بیشتر»: جناس تام؛ واژه در بار نخست به معنی توشه و در بار دوم در معنی سن و سال و زاده شدن به کار رفته است.

بر آن قرار گرفتن: کنایه از تصمیم گرفتن و توافق کردن.

لب آب: در این ترکیب، آب می‌تواند مجاز از جوی یا محل جریان آب باشد.

💡 مفهوم این بخش: سه هم‌سفر فقط یک قرص نان دارند و هر سه گرسنه‌اند. برای اینکه مشخص شود چه کسی نان را بخورد، معیار بیشتر بودن سن را انتخاب می‌کنند. همین تصمیم زمینۀ طنز حکایت را فراهم می‌کند؛ زیرا گرگ و روباه برای اثبات سالخورده‌تر بودن خود، در ادامه ادعاهایی بسیار عجیب و غیرممکن مطرح می‌کنند.
گرگ گفت: «پیش از آنکه خدای ـ تعالی ـ این جهان بیافریند، مرا به هفت روز پیش‌تر مادرم بزاد!» روباه گفت: «راست می‌گویی؛ من آن شب در آن موضع حاضر بودم و شما را چراغ فرامی‌داشتم و مادرت را اعانت می‌کردم!»
✓ معنی روان: گرگ گفت: من آن‌قدر پیر هستم که هفت روز پیش از آفرینش جهان به دنیا آمده‌ام! روباه نیز برای اینکه از گرگ عقب نماند، با زیرکی و طنز گفت: بله، درست می‌گویی! من آن شب آنجا حاضر بودم، برای شما چراغ نگه می‌داشتم و به مادرت کمک می‌کردم!

بنابراین روباه با این سخن ادعا می‌کند که حتی پیش از تولد گرگ نیز وجود داشته و در نتیجه از او سالخورده‌تر است.

قلمرو زبانی

تعالی: بلندمرتبه و برتر باد؛ عبارتی دعایی برای خداوند.

بزاد: زایید؛ به دنیا آورد.

موضع: جا، مکان و محل.

فرا می‌داشتم: بالا می‌گرفتم و نگه می‌داشتم.

اعانت: یاری و کمک کردن.

«را» در «شما را چراغ فرامی‌داشتم»: در معنی «برای» است؛ یعنی برای شما چراغ نگه می‌داشتم.

قلمرو ادبی

«پیش از آنکه خدا این جهان بیافریند، مرا … مادرم بزاد»: اغراق و سخنی آشکارا غیرممکن؛ همین اغراق یکی از عوامل ایجاد طنز حکایت است.

پاسخ روباه: طنز و اغراق؛ روباه با تأیید ادعای عجیب گرگ، ادعایی حتی عجیب‌تر مطرح می‌کند.

گرگ و روباه: در فضای حکایت شخصیت‌پردازی شده‌اند و مانند انسان سخن می‌گویند؛ بنابراین داستان دارای تشخیص و انسان‌وارگی است.

💡 مفهوم این بخش: گرگ و روباه برای رسیدن به نان، حاضرند ادعاهایی کاملاً غیرمنطقی مطرح کنند. روباه نیز با زرنگی از همان شیوۀ گرگ استفاده می‌کند و با گفتن اینکه هنگام تولد گرگ حاضر بوده است، خود را از او مسن‌تر جلوه می‌دهد. این قسمت، ادعاهای بی‌اساس، زیاده‌خواهی و رقابت همراه با فریب را به شکل طنزآمیز نشان می‌دهد.
اشتر چون مقالات گرگ و روباه بر آن گونه شنید، گردن دراز کرد و گِرده برگرفت و بخورد و گفت: «هر که مرا ببیند، به حقیقت داند که از شما بسیار کلان‌ترم و جهان از شما زیادت دیده‌ام و بار بیشتر کشیده‌ام!»
✓ معنی روان: شتر وقتی سخنان و ادعاهای عجیب گرگ و روباه را شنید، گردن بلند خود را دراز کرد، قرص نان را برداشت و خورد. سپس گفت: هرکس مرا ببیند به‌روشنی می‌فهمد که من از شما بسیار بزرگ‌تر و سالخورده‌تر هستم، عمر بیشتری از شما دارم، تجربه‌های بیشتری کسب کرده‌ام و سختی‌های بیشتری را تحمل کرده‌ام.

یعنی شتر به جای ساختن داستان‌های عجیب، به ظاهر و حقیقت آشکار خود استناد می‌کند و نان را می‌خورد.

قلمرو زبانی

مقالات: جمع «مقالت»؛ گفتارها و سخنان.

بر آن گونه: به آن شکل و به آن صورت.

برگرفت: برداشت.

بیند: ببیند.

به حقیقت: به‌راستی، به طور قطعی.

کلان: بزرگ و دارای سن بیشتر.

کلان‌تر: بزرگ‌تر و سالخورده‌تر.

زیادت: بیشتر.

جهان بیشتر دیدن: عمر و تجربه بیشتر داشتن.

بار کشیدن: بار حمل کردن؛ در اینجا همچنین سختی و مشقت تحمل کردن را تداعی می‌کند.

قلمرو ادبی

جهان زیادت دیدن: کنایه از عمر بیشتر داشتن و باتجربه‌تر بودن.

بار بیشتر کشیدن: در کنار معنای حقیقیِ حمل بار برای شتر، مفهوم تجربۀ سختی‌ها و رنج‌های بیشتر را نیز تداعی می‌کند.

دیده‌ام / کشیده‌ام: هماهنگی آوایی و موسیقی کلام.

شتر، گرگ و روباه: مراعات نظیر.

گفت‌وگوی جانوران: تشخیص؛ جانوران مانند انسان سخن می‌گویند، استدلال می‌کنند و تصمیم می‌گیرند.

💡 مفهوم این بخش: شتر وارد مسابقۀ دروغ‌پردازی گرگ و روباه نمی‌شود. او به جای ادعایی دور از عقل، به چیزی استناد می‌کند که به‌سادگی قابل مشاهده و اثبات است. در نتیجه پایان حکایت بر تضاد میان ادعای ساختگی و واقعیت آشکار استوار شده و همین تضاد، طنز داستان را کامل می‌کند.

نکته مهم درباره عنوان «کلان‌تر و اولی‌تر»

کلان‌تر: یعنی بزرگ‌تر و دارای سن بیشتر.

اولی‌تر: یعنی شایسته‌تر و سزاوارتر.

طبق قاعده‌ای که شخصیت‌های داستان برای تقسیم نان تعیین کرده‌اند، هرکس کلان‌تر باشد، برای خوردن نان اولی‌تر است.

نکتۀ زبانی مهم این است که «اولی» خود معنی برتری و شایستگی بیشتر دارد؛ با این حال در زبان گذشته گاهی پسوند «تر» نیز به آن افزوده می‌شده و صورت «اولی‌تر» ساخته می‌شده است.

معنی کلمات گنج حکمت کلان‌تر و اولی‌تر

اشتر: شتر.

مصاحبت: هم‌نشینی و همراهی.

وجه: جهت و لحاظ.

زاد: توشه و آذوقۀ سفر؛ در کاربرد دیگر، زاده شدن و سن و سال.

توشه: خوراک و وسایل موردنیاز سفر.

گِرده: قرص نان، نوعی نان.

مخاصمت: دشمنی، اختلاف و کشمکش.

آخرالأمر: سرانجام و عاقبت.

قرار گرفتن: در این متن تصمیم گرفتن و توافق کردن.

اولی: شایسته و سزاوار.

اولی‌تر: شایسته‌تر.

تعالی: بلندمرتبه و برتر باد.

بزاد: زایید، به دنیا آورد.

موضع: مکان و محل.

فرا داشتن: بالا گرفتن و نگه داشتن.

اعانت: یاری و کمک.

مقالات: جمع مقالت؛ سخنان و گفتارها.

برگرفت: برداشت.

کلان: بزرگ و دارای سن بیشتر.

زیادت: بیشتر.

آرایه ها و نکات ادبی گنج حکمت کلان‌تر و اولی‌تر

اشتر / گرگ / روباه: مراعات نظیر.

زاد / توشه: مراعات نظیر.

زاد: در دو معنی «توشۀ سفر» و «سن و زاده شدن» به کار رفته و جناس تام ایجاد کرده است.

بر آن قرار گرفتن: کنایه از تصمیم گرفتن.

ادعای گرگ درباره تولد پیش از آفرینش جهان: اغراق.

ادعای روباه درباره حضور هنگام تولد گرگ: اغراق و طنز.

سخن گفتن جانوران: تشخیص و انسان‌وارگی.

جهان زیادت دیدن: کنایه از عمر بیشتر و تجربه فراوان‌تر داشتن.

بار بیشتر کشیدن: علاوه بر معنای حقیقی، تداعی‌کنندۀ تحمل رنج و سختی بیشتر است.

دیده‌ام / کشیده‌ام: هماهنگی آوایی.

عنصر طنز: رقابت گرگ و روباه در بیان ادعاهایی غیرممکن و پاسخ عملی و ساده شتر.

طنز حکایت کلان‌تر و اولی‌تر در چیست؟

بخش اصلی طنز حکایت از جایی آغاز می‌شود که سه حیوان تصمیم می‌گیرند مسن‌ترین آنها قرص نان را بخورد.

گرگ برای برنده شدن می‌گوید حتی پیش از آفرینش جهان متولد شده است. این ادعا آشکارا غیرممکن است. روباه نیز به جای اعتراض، همان ادعا را می‌پذیرد و یک قدم جلوتر می‌رود: می‌گوید هنگام تولد گرگ حضور داشته و حتی به مادر او کمک کرده است!

در این میان شتر متوجه بیهوده بودن این رقابت می‌شود. گردن خود را دراز می‌کند، نان را می‌خورد و می‌گوید ظاهر من به تنهایی نشان می‌دهد که از شما بزرگ‌ترم و عمر و تجربۀ بیشتری دارم.

بنابراین طنز حکایت بر اغراق، دروغ‌های غیرممکن گرگ و روباه و برخورد ساده و عملی شتر استوار شده است.

مفهوم و پیام گنج حکمت کلان‌تر و اولی‌تر

گنج حکمت «کلان‌تر و اولی‌تر!» حکایتی کوتاه و طنزآمیز است که در آن سه حیوان برای به دست آوردن یک قرص نان با یکدیگر رقابت می‌کنند.

گرگ برای اثبات سالخوردگی خود ادعایی غیرممکن مطرح می‌کند و می‌گوید پیش از آفرینش جهان متولد شده است. روباه نیز با همان شیوۀ زیرکانه، سخن او را تأیید می‌کند و ادعا می‌کند هنگام تولد گرگ حاضر بوده است. در نتیجه هر دو به جای بیان حقیقت، برای رسیدن به منفعت خود وارد مسابقه‌ای از ادعا و اغراق می‌شوند.

اما شتر وارد این بازی نمی‌شود. او به چیزی استناد می‌کند که آشکار و قابل مشاهده است: هیکل، سن، تجربۀ بیشتر و بارهایی که در زندگی بر دوش کشیده است.

از این رو یکی از مهم‌ترین نکات حکایت، برتری واقعیت روشن بر ادعاهای بی‌اساس است. داستان همچنین با طنز نشان می‌دهد که گاهی طمع و منفعت‌طلبی انسان را به بیان سخنان غیرمنطقی و بزرگ‌نمایی وامی‌دارد.

در سطح ظاهری حکایت نیز معیار تعیین‌شده میان سه حیوان این است که بزرگ‌تر و سالخورده‌تر برای خوردن نان اولویت داشته باشد. اما جذابیت اصلی داستان در این است که شتر در پایان بدون گرفتار شدن در دروغ‌پردازی گرگ و روباه، با یک واقعیت آشکار به ماجرا خاتمه می‌دهد.

بنابراین می‌توان پیام‌های حکایت را چنین خلاصه کرد: ارزش حقیقت از ادعای بی‌اساس بیشتر است؛ نباید برای رسیدن به منفعت، به دروغ و اغراق متوسل شد و تجربه و واقعیت آشکار را نمی‌توان با سخنان ساختگی نادیده گرفت.

نکات مهم امتحانی گنج حکمت کلان‌تر و اولی‌تر

⭐ نکات مهم:

منبع حکایت: سندبادنامه.

نویسنده: ظهیری سمرقندی.

اشتر: شتر.

مصاحبت: هم‌نشینی و همراهی.

زاد: در آغاز حکایت به معنی توشۀ سفر است.

به زاد بیشتر: به معنی دارای سن و سال بیشتر.

زاد / زاد: جناس تام؛ یک بار به معنی توشه و بار دیگر مربوط به سن و زاده شدن.

گِرده: قرص نان.

مخاصمت: اختلاف و دشمنی.

آخرالأمر: سرانجام.

بر آن قرار گرفتن: کنایه از تصمیم گرفتن و توافق کردن.

اولی: شایسته.

اولی‌تر: شایسته‌تر.

نکتۀ «اولی‌تر»: «اولی» خود صفت تفضیلی است؛ اما در زبان گذشته گاهی «تر» نیز به آن افزوده می‌شد.

موضع: مکان و محل.

اعانت: یاری و کمک.

مقالات: سخنان و گفتارها.

کلان: بزرگ و دارای سن بیشتر.

جهان زیادت دیدن: کنایه از عمر بیشتر و تجربۀ فراوان‌تر داشتن.

ادعای گرگ: اغراق؛ می‌گوید پیش از آفرینش جهان به دنیا آمده است.

ادعای روباه: اغراق و طنز؛ می‌گوید هنگام تولد گرگ حضور داشته است.

اشتر / گرگ / روباه: مراعات نظیر.

سخن گفتن حیوانات: تشخیص.

عامل اصلی طنز: دروغ‌های اغراق‌آمیز گرگ و روباه در مقابل استدلال آشکار و رفتار عملی شتر.

پیام مهم: واقعیت روشن و تجربه، از ادعاهای ساختگی و بی‌اساس ارزشمندتر است.

مطالب پیشنهادی :
اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا