جواب قلمرو زبانی، ادبی و فکری درس هفتم فارسی دوازدهم؛ در حقیقت عشق
پاسخ کامل سوالات کارگاه متنپژوهی درس هفتم فارسی دوازدهم در حقیقت عشق، شامل قلمرو زبانی، ادبی و فکری صفحه ۵۶ تا ۵۸.
در این مطلب، جواب کارگاه متن پژوهی درس هفتم فارسی دوازدهم «در حقیقت عشق» را بررسی میکنیم. پاسخ فعالیتهای قلمرو زبانی، قلمرو ادبی و قلمرو فکری صفحههای ۵۶، ۵۷ و ۵۸ فارسی دوازدهم به ترتیب نوشته شدهاند تا بتوانید علاوه بر پیدا کردن جواب هر سؤال، نکات مهم دستوری، آرایههای ادبی و مفاهیم اصلی درس را نیز بهتر مرور کنید.
جواب قلمرو زبانی درس هفتم فارسی دوازدهم
بیم آن است کز غم عشقت
سر بر آرد دلم به شیدایی
«شیدایی» در این بیت به معنای دیوانگی و شوریدگی است و واژۀ «سودایی» در متن درس نیز همین مفهوم را میرساند.
درد هرکس را که بینی در حقیقت چاره دارد
من ز عشقت با همه دردی که دارم ناگریزم
«ناگزیر» و «لابد» هر دو مفهوم ناچار و ناگزیر بودن را بیان میکنند.
وصول ـ مطلوب ـ غایت ـ مأوا ـ فرض ـ حیات ـ قوت ـ عینالقضات ـ تمهیدات ـ طالب حُسن ـ واسطه
الف) نهاد + مسند + فعل
عشق، آتش است.
عشق: نهاد
آتش: مسند
است: فعل اسنادی
نمونۀ دیگر:
حُسن، مطلوب همه است.
حُسن: نهاد
مطلوب همه: مسند
است: فعل اسنادی
ب) نهاد + مفعول + مسند + فعل
همه، محبّت را عشق خوانند.
همه: نهاد
محبت: مفعول
عشق: مسند
خوانند: فعل
نمونۀ دیگر:
او خود را ایثار عشق کند.
او: نهاد
خود: مفعول
ایثار عشق: مسند
کند: فعل
جواب قلمرو ادبی درس هفتم فارسی دوازدهم
ببین آخر که آن پروانۀ خوش
چگونه میزند خود را به آتش
چو از شمعی رسد پروانه را نور
درآید پرزنان پروانه از دور
در هر دو متن، پروانه نماد عاشق حقیقی و ازخودگذشته است. پروانه چنان شیفتۀ شمع و آتش است که از جان خود میگذرد و خود را به میان آتش میاندازد. عاشق راستین نیز در راه رسیدن به معشوق، از خواستهها و وابستگیهای شخصی خود میگذرد.
کنایه: «رخت نهادن» ← کنایه از اقامت کردن و ساکن شدن.
تشبیه: «عشق، همه خود آتش است» ← عشق به آتش تشبیه شده است.
سجع: «از جملۀ نامهای حُسن یکی جمال است و یکی کمال» ← واژههای «جمال» و «کمال» آهنگ پایانی مشابه دارند.
جواب قلمرو فکری درس هفتم فارسی دوازدهم
سهروردی شرط رسیدن به عالم عشق را پیمودن دو مرحلۀ معرفت و محبت میداند. انسان ابتدا باید به شناخت و معرفت برسد، سپس محبت در وجود او شکل بگیرد تا در نهایت بتواند به مرتبۀ عشق دست یابد.
الف) «سودای عشق از زیرکی جهان بهتر ارزد و دیوانگی عشق بر همه عقلها افزون آید.»
شور و سرمستی عشق از زیرکی و حسابگری دنیایی ارزشمندتر است. از نگاه نویسنده، عشق حقیقی از عقل مصلحتاندیش و منفعتطلب دنیوی برتر است و عاشق حقیقی برای رسیدن به معشوق، تنها به سود و زیان ظاهری خود فکر نمیکند.
ب) «ای عزیز، به خدا رسیدن فرض است، و لابد هر چه به واسطۀ آن به خدا رسند، فرض باشد به نزدیک طالبان.»
برای جویندگان حقیقت، رسیدن به خداوند هدف اصلی است؛ بنابراین هر چیزی که انسان را در مسیر رسیدن و نزدیک شدن به خدا یاری کند، اهمیت و ضرورت پیدا میکند. در متن درس، عشق وسیلۀ رسیدن انسان به خداوند معرفی شده است.
الف) صبر بر داغِ دل سوخته باید چون شمع
لایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست
این بیت با بخشی از درس ارتباط دارد که میگوید رسیدن به حُسن و معشوق دشوار است و عشق نیز هر کسی را به خود راه نمیدهد.
در هر دو متن تأکید شده است که رسیدن به معشوق آسان نیست؛ عاشق باید شایستگی لازم را به دست آورد، سختیهای راه عشق را تحمل کند و برای رسیدن به محبوب پایداری داشته باشد.
«به حُسن که مطلوب همه است دشوار میتوان رسیدن؛ زیرا که وصول به حُسن ممکن نشود الّا به واسطۀ عشق و عشق هر کسی را به خود راه ندهد.»
مفهوم مشترک: دشواری راه عشق و ضرورت شایستگی و پایداری برای رسیدن به معشوق.
ب) من که هر آنچه داشتم اوّل ره گذاشتم
حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو
شاعر میگوید برای رسیدن به معشوق، هرچه داشته در آغاز راه فدا کرده است. این مفهوم با دیدگاه درس دربارۀ ازخودگذشتگی عاشق ارتباط دارد. عاشق حقیقی باید از خود و وابستگیهایش بگذرد و وجود خود را در راه عشق فدا کند.
«در عشق قدم نهادن کسی را مسلّم شود که با خود نباشد و ترک خود بکند و خود را ایثار عشق کند.»
مفهوم مشترک: فدا کردن داشتهها و گذشتن از خود در راه عشق.
پ) بی عشق زیستن را جز نیستی، چه نام است؟
یعنی اگر نباشی، کار دلم تمام است
در این بیت، زندگی بدون عشق برابر با نیستی و مرگ دانسته شده است. در متن درس نیز عشق سرچشمۀ زندگی حقیقی عاشق معرفی میشود و نبود عشق با مرگ و ممات برابر است.
«وجود عاشق از عشق است؛ بی عشق چگونه زندگانی کند؟! حیات از عشق میشناس و مَمات بی عشق مییاب.»
مفهوم مشترک: عشق مایۀ زندگی است و زندگی بدون عشق، مانند مرگ و نیستی است.
ت) تواند حلقه بر در زد حریم حُسن را
در رگ جان، هر که را چون زلف، پیچ و تاب است
تنها کسی میتواند به حریم زیبایی و معشوق نزدیک شود که وجودش از شور و عشق لبریز باشد. این بیت نیز مانند متن درس، عشق را شرط رسیدن به حُسن و معشوق میداند.
«به حُسن ـ که مطلوب همه است ـ دشوار میتوان رسیدن؛ زیرا که وصول به حُسن ممکن نشود؛ الّا به واسطۀ عشق.»
مفهوم مشترک: برای رسیدن به حُسن و معشوق باید عاشق حقیقی بود.
مرور سریع کارگاه متن پژوهی درس هفتم
پروانه: نماد عاشق حقیقی و ازخودگذشته
آتش: نماد عشق و معشوق
رخت نهادن: کنایه از اقامت کردن
عشق، آتش است: تشبیه
جمال / کمال: سجع
زندگی بدون عشق: برابر با مرگ و نیستی
شرط رسیدن به حُسن: عشق و شایستگی عاشق
ویژگی عاشق حقیقی: ازخودگذشتگی و فدا کردن وابستگیها در راه معشوق
معنی درس هفتم در حقیقت عشق فارسی دوازدهم؛ آرایهها و معنی کلمات صفحه ۵۲ و ۵۳
معنی گنج حکمت آفتاب جمال حق فارسی دوازدهم؛ آرایهها و معنی کلمات صفحه ۵۱
جواب قلمرو زبانی، ادبی و فکری درس ششم فارسی دوازدهم؛ نی نامه صفحه ۴۸ تا ۵۰
معنی شعر نی نامه درس ششم فارسی دوازدهم؛ آرایهها و معنی کلمات صفحه ۴۶ و ۴۷





