جواب قلمرو زبانی، ادبی و فکری درس سوم فارسی دوازدهم؛ آزادی و دفتر زمانه
پاسخ کامل سوالات کارگاه متنپژوهی درس سوم فارسی دوازدهم آزادی و دفتر زمانه، شامل قلمرو زبانی، ادبی و فکری صفحه ۲۸ و ۲۹.
در این مطلب، پاسخ کارگاه متنپژوهی درس سوم فارسی دوازدهم در صفحههای ۲۸ و ۲۹ را بررسی میکنیم. سؤالهای این کارگاه در سه بخش قلمرو زبانی، قلمرو ادبی و قلمرو فکری تنظیم شدهاند. پاسخها را به صورت روشن و مناسب مرور امتحانی نوشتهایم و در سؤالهای دستوری، دلیل پاسخ و نوع حذف را نیز مشخص کردهایم تا نحوۀ تشخیص آن برای دانشآموز قابل فهم باشد.
پاسخ قلمرو زبانی صفحه ۲۸ درس سوم فارسی دوازدهم
همّت اگر سلسلهجنبان شود
مور تواند که سلیمان شود
واژۀ «همّت» در این بیت به معنی اراده، کوشش و تلاش است.
یعنی اگر اراده و تلاش، محرک انسان باشد، حتی موجودی ضعیف مانند مورچه نیز میتواند به جایگاهی بزرگ همچون سلیمان برسد.
همّتم بدرقۀ راه کن ای طایر قدس
که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
«همّت» در این بیت به معنی توجه، یاری و دعای خیر است.
شاعر از «طایر قدس» میخواهد با توجه و دعای خیر خود، او را در پیمودن راه دشوار و طولانیِ رسیدن به مقصد یاری کند.
برای پاسخ به این سؤال باید واژه یا بخشی را پیدا کنیم که در جمله نیامده، اما از قسمت دیگری از همان بیت میتوان آن را تشخیص داد. در نمونههای زیر، حذفها به قرینۀ لفظی هستند؛ یعنی واژۀ حذفشده در بخش دیگری از کلام آمده و از روی آن میتوان قسمت حذفشده را بازسازی کرد.
حذف در شعر «آزادی»
فکری ای هموطنان در ره آزادی خویش
بنمایید که هر کس نکند مثل من است
در مصراع دوم، واژۀ «فکری» حذف شده است:
«بنمایید که هر کس [فکری] نکند، مثل من است.»
نوع حذف: حذف به قرینۀ لفظی؛ زیرا «فکری» در مصراع نخست آمده است.
خانهای کاو شود از دست اجانب آباد
ز اشک ویران کنش آن خانه که بیتالحزن است
در بخش پایانی مصراع دوم، «آن خانه» حذف شده است:
«آن خانه که [آن خانه] بیتالحزن است.»
نوع حذف: حذف به قرینۀ لفظی؛ زیرا «آن خانه» پیش از آن در همان مصراع آمده است.
جامهای کاو نشود غرقه به خون بهر وطن
بدر آن جامه که ننگ تن و کم از کفن است
در مصراع دوم چند جزء با توجه به «آن جامه» قابل بازسازی است:
«بدر آن جامه که [آن جامه] ننگ تن [است] و [آن جامه] کم از کفن است.»
نوع حذف: حذف به قرینۀ لفظی.
حذف در شعر «دفتر زمانه»
هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت
آری نداشت غم که غم بیش و کم نداشت
در مصراع دوم، «دلم» حذف شده است:
«آری [دلم] نداشت غم که [دلم] غم بیش و کم نداشت.»
نوع حذف: حذف به قرینۀ لفظی؛ زیرا «دلم» در مصراع اول ذکر شده است.
با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی است
ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت
در پایان بیت، «آن فراغت را» حذف شده است:
«ما را فراغتی است که جمشید جم [آن فراغت را] نداشت.»
نوع حذف: حذف به قرینۀ لفظی؛ زیرا «فراغتی» پیش از آن در مصراع آمده است.
انصاف و عدل داشت موافق بسی ولی
چون فرخی موافق ثابتقدم نداشت
در مصراع دوم، «انصاف و عدل» حذف شده است:
«چون فرخی، [انصاف و عدل] موافقِ ثابتقدم نداشت.»
نوع حذف: حذف به قرینۀ لفظی؛ زیرا «انصاف و عدل» در مصراع نخست آمده است.
اگر احساس کردید جمله از نظر دستوری جزئی کم دارد، ابتدا به کلمات قبل و بعد آن نگاه کنید. اگر بتوانید جزء حذفشده را از واژهای که قبلاً در همان بیت یا عبارت آمده است پیدا کنید، معمولاً با حذف به قرینۀ لفظی روبهرو هستید. برای نمونه در «هر کس [فکری] نکند»، واژۀ «فکری» از مصراع قبل مشخص میشود.
پاسخ قلمرو ادبی صفحه ۲۸ درس سوم فارسی دوازدهم
نالهٔ مرغ اسیر این همه بهر وطن است
مسلک مرغ گرفتار قفس، همچو من است
«مرغ اسیر» در این بیت معنای مجازی دارد و منظور از آن انسان آزادیخواه و دربندی است که برای وطن رنج میکشد؛ در فضای شعر، این تعبیر به خود شاعر نیز اشاره دارد.
اما «مرغ گرفتار قفس» در معنای حقیقی خود به کار رفته است؛ یعنی همان پرندهای که در قفس زندانی شده و شاعر وضعیت خود را به او مانند کرده است.
نشاط غربت از دل کی بَرَد حبِّ وطن بیرون
به تخت مصرم امّا جای در بیتالحزن دارم
«بیتالحزن» در این بیت کاربرد مجازی دارد و شاعر با آن به وطن اندوهبار و دورافتادۀ خود اشاره میکند.
یعنی با اینکه در غربت و در جایی برخوردار از آسایش است، دلش همچنان در میهن خویش مانده و از دوری آن اندوهگین است.
در بیتالاحزان درآمد و نالید؛ چنانکه هر پرنده بر بالای سر یعقوب بود، بنالید.
در این عبارت، «بیتالاحزان» در معنای حقیقی خود آمده است؛ یعنی خانۀ اندوه که در داستان حضرت یعقوب (ع) به محل گریه و اندوه او در فراق یوسف اشاره دارد.
با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی است
ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت
در دفتر زمانه فتد نامش از قلم
هر ملّتی که مردم صاحب قلم نداشت
نام «جمشید جم» اشارهای به جمشید، پادشاه اسطورهای ایران است که در ادبیات فارسی با شکوه، فرمانروایی و «جام جم» شناخته میشود.
شاعر میگوید با اینکه ثروت و شراب ندارد، از آرامش و آسودگیای برخوردار است که حتی پادشاهی مانند جمشید نیز از آن بیبهره بوده است.
«جیب من از مال تهی است»:
کنایه از فقیر و بیپول بودن.
«جام من از می تهی است»:
کنایه از نداشتن بساط خوشی و عیش ظاهری.
«از قلم افتادن»:
کنایه از فراموش و از یادها محو شدن.
در سؤالهای مربوط به حقیقت و مجاز، ابتدا ببینید آیا واژه دقیقاً همان چیزی را میرساند که در ظاهر نام میبرد یا نه. در سؤالهای کنایه نیز باید معنای غیرمستقیم عبارت را بنویسید؛ مثلاً «از قلم افتادن» به معنی افتادن واقعی یک چیز از قلم نیست، بلکه یعنی فراموش شدن.
پاسخ قلمرو فکری صفحه ۲۸ و ۲۹ درس سوم فارسی دوازدهم
آن کسی را که در این ملک سلیمان کردیم
ملّت امروز یقین کرد که او اهرمن است
مردم کسی را در این سرزمین به قدرت و پادشاهی رساندند، اما اکنون بهروشنی دریافتهاند که او به جای خدمت به کشور، رفتاری ستمگرانه و زیانبار داشته است. در این بیت، شاعر از محمدعلی شاه و نارضایتی مردم از حکومت او سخن میگوید.
خانهای کاو شود از دست اجانب آباد
ز اشک ویران کنش آن خانه که بیتالحزن است
کشوری که آبادانی و بقای آن به دخالت و کمک بیگانگان وابسته باشد، در حقیقت آزاد و سرافراز نیست. شاعر چنین وابستگیای را مایۀ اندوه میداند و بر استقلال، خوداتکایی و دوری از نفوذ بیگانگان تأکید میکند.
الف) «رفیقی که به طرف چمن است»:
منظور علامه علیاکبر دهخدا است.
ب) «مردم صاحب قلم»:
منظور نویسندگان، شاعران، روشنفکران و اهل اندیشهای است که با نوشته و آگاهی خود در رشد فکری و اجتماعی جامعه نقش دارند.
در دوره مشروطه، موضوع غزل فقط عشق و عرفان نبود و شاعران از این قالب برای بیان مسائل جامعه نیز استفاده کردند. در شعرهای این درس، شاعر به موضوعاتی مانند آزادیخواهی، وطندوستی، مبارزه با استبداد، مخالفت با نفوذ بیگانگان و اهمیت نقش اهل قلم توجه دارد.
بنابراین این سرودهها نمونه مناسبی از غزل اجتماعی هستند؛ زیرا شاعر دغدغههای سیاسی و اجتماعی مردم زمان خود را وارد شعر کرده است.
فرّخی خود را انسانی ثابتقدم، عدالتخواه و وفادار به آرمانهای اجتماعی خود معرفی میکند؛ یعنی در مسیر رسیدن به انصاف، عدل و آزادی از عقیدۀ خود عقبنشینی نمیکند.
جامهای کاو نشود غرق به خون بهر وطن
بِدَر آن جامه که ننگ تن و کم از کفن است
فرّخی ز جان و دل میکند در این محفل
دل نثار استقلال، جان فدای آزادی
هر دو بیت بر فداکاری در راه میهن، استقلال و آزادی تأکید دارند. انسان آزاده برای حفظ کشور و ارزشهای آن، در صورت نیاز از جان و آسایش خود نیز میگذرد.
«سلیمان / اهرمن»: اشاره به آشکار شدن چهرۀ واقعی حاکم ستمگر.
«خانهای … از دست اجانب آباد»: تأکید بر استقلال و مخالفت با وابستگی به بیگانگان.
مردم صاحب قلم: نویسندگان و روشنفکران جامعه.
غزل اجتماعی: شعری با محور مسائل سیاسی و اجتماعی مانند آزادی، عدالت و وطن.
مضمون مشترک دو بیت پایانی: جانفشانی برای استقلال و آزادی.





