مطالب درسی

جواب درس دوم نگارش دهم؛ عینک نوشتن | صفحات ۳۳ تا ۳۸

جواب درس دوم ۲ نگارش دهم / صفحه ۳۳ , ۳۴ , ۳۵ , ۳۶ , ۳۷ و ۳۸

جواب درس دوم نگارش دهم؛ عینک نوشتن | صفحات ۳۳ تا ۳۸

درس دوم نگارش دهم با عنوان «عینک نوشتن» به یکی از مهم‌ترین مهارت‌های نویسندگی یعنی نوع نگاه نویسنده به موضوع می‌پردازد. در این درس، دانش‌آموز با تفاوت میان نگاه عینی و ذهنی آشنا می‌شود و یاد می‌گیرد که چگونه با انتخاب زاویه دید مناسب، نوشته‌ای دقیق‌تر و جذاب‌تر پدید بیاورد.

جواب کارگاه نوشتن صفحه ۳۳ و ۳۴ و ۳۵ نگارش دهم

1️⃣ نوشته های زیر را بخوانید و فضای حاکم بر آنها (عینی و ذهنی) را مشخص و دربارۀ پاسخ خود، استدلال کنید.

متن یک :

پاسخ: فضای غالب این نوشته عینی است؛ زیرا نویسنده درباره موضوعاتی صحبت می‌کند که قابل مشاهده و توصیف هستند و می‌توان آنها را با حواس خود دریافت کرد.

متن دو:

پاسخ: فضای این نوشته نیز عینی است؛ چون در آن از عناصر و اتفاقاتی مانند ماشین، کلاغ، همسایه و دانه‌های باران صحبت شده است؛ یعنی نویسنده بیشتر به چیزهای قابل مشاهده توجه دارد.

متن سه:

پاسخ: فضای حاکم بر این نوشته عینی است؛ زیرا نویسنده از عناصر بیرونی و قابل مشاهده، مانند نرده کوچه، برای توصیف موضوع استفاده کرده است.

متن چهار:

پاسخ: فضای این نوشته ذهنی است؛ زیرا نویسنده بیشتر از اندیشه‌ها، احساسات و خیال خود کمک گرفته و موضوع را از دریچه ذهن و برداشت شخصی خود بیان کرده است.

جواب صفحه ۳۶ درس دوم نگارش دهم

2️⃣ موضوعی را انتخاب کنید و با توجه به محتوای درس، درباره آن، متنی بنویسید.

موضوع : مادر

پاسخ:

مادر فقط یک واژه ساده نیست؛ وقتی نام مادر را می‌شنویم، مجموعه‌ای از عشق، مهربانی، فداکاری و آرامش در ذهنمان شکل می‌گیرد. گویی خداوند تمام محبت‌های دنیا را در وجود یک انسان جمع کرده و او را مادر نامیده است.

مادر یکی از امن‌ترین پناهگاه‌های زندگی ماست؛ کسی که می‌توانیم در لحظه‌های سخت بدون ترس به او تکیه کنیم. او از همان روزهای کودکی مراقب ما بوده و حتی زمانی که خودمان متوجه زحمت‌هایش نبوده‌ایم، برای آرامش و خوشبختی ما تلاش کرده است.

مادر در شادی‌های ما شریک می‌شود و از دیدن لبخند فرزندش خوشحال می‌شود. وقتی بیمار می‌شویم، نگرانی او بیشتر از خودمان است و ممکن است ساعت‌ها کنارمان بیدار بماند تا حالمان بهتر شود.

مادر مانند فرشته‌ای است که بال‌هایش دیده نمی‌شود؛ فرشته‌ای که خداوند او را در کنار ما قرار داده تا در مسیر زندگی احساس تنهایی نکنیم. دست‌های مادر شاید از کار و زحمت خسته باشند، اما همان دست‌ها بارها اشک‌های ما را پاک کرده‌اند و در سخت‌ترین روزها به ما آرامش داده‌اند.

مادر عزیزم، زحمت‌هایی که برای من کشیده‌ای آن‌قدر زیاد است که شاید هیچ‌وقت نتوانم همه آنها را جبران کنم. اما تلاش می‌کنم با درس خواندن، رفتار خوب و موفق شدن، فرزند شایسته‌ای برایت باشم و بخشی از محبت‌ها و فداکاری‌هایت را پاسخ بدهم.

جواب صفحه ۳۷ درس دوم نگارش دهم

3️⃣ نوشته های دوستان تان را بر پایه سنجه های زیر، ارزشیابی کنید.

پاسخ: این بخش به نوشته‌های دوستان و همکلاسی‌ها مربوط می‌شود و پاسخ آن به متن انتخاب‌شده بستگی دارد. بنابراین، دانش‌آموز باید نوشته دوست خود را با توجه به محتوا، انسجام، رعایت موضوع، شیوه بیان و درست‌نویسی بررسی و ارزیابی کند.

جواب مثل نویسی صفحه ۳۸ نگارش دهم

از تو حرکت از خدا برکت.

مقدمه:

در روستایی کوچک، زنی همراه دو فرزند خردسالش و پسر بزرگ‌ترش زندگی می‌کرد. شوهرش را از دست داده بود و زندگی خانواده بیشتر با درآمد حاصل از نگهداری گاو و گوسفند می‌گذشت. با این حال، درآمد آنها برای تأمین تمام هزینه‌های زندگی کافی نبود.

بدنه:

روزی مادر به پسر بزرگش گفت: «پسرم، به شهر برو و به دنبال کاری بگرد تا بتوانی بخشی از هزینه‌های زندگی را تأمین کنی. من هم اینجا از راه فروش شیر گاو و گوسفندها درآمدی به دست می‌آورم.»

پسر که امید چندانی به پیدا کردن کار نداشت، جواب داد: «مادر، در این شرایط کار از کجا پیدا کنم؟ همه جا بیکاری است؛ چه شهر و چه روستا.»

مدتی گذشت تا اینکه بیماری به دام‌های خانواده افتاد و بیشتر گاو و گوسفندهای آنها از بین رفتند. شرایط زندگی سخت‌تر شد و پسر، با اصرار مادر، تصمیم گرفت به شهر برود و برای پیدا کردن کار تلاش کند.

او وارد شهر شد و چند روز سختی زیادی کشید. از اینجا به آنجا رفت و برای پیدا کردن شغل تلاش کرد تا سرانجام توانست کاری مناسب با درآمد خوب پیدا کند.

پس از مدتی مقداری پول جمع کرد و نزد مادرش برگشت. تمام درآمد آن ماه را به مادر داد. مادر از دیدن تلاش و موفقیت فرزندش خوشحال شد و به او گفت: «پسرم، این را همیشه به خاطر داشته باش؛ اگر خودت برای رسیدن به خواسته‌ات قدم برنداری، نباید منتظر باشی که موفقیت خودش به سراغت بیاید.»

نتیجه:

این داستان نشان می‌دهد که برای رسیدن به موفقیت، نخست باید خودمان حرکت کنیم و دست از تلاش نکشیم. وقتی انسان با اراده و پشتکار قدم بردارد، می‌تواند امیدوار باشد که خداوند نیز او را یاری خواهد کرد.

از تو حرکت، از خدا برکت.

آب که یک جا ماند، میگندد.

مرد با سختی از روی چهارپایه پایین می‌آید و در حالی که کمرش را گرفته، ناله‌ای از درد سر می‌دهد. سپس خودش را روی مبل قدیمی می‌اندازد. فنرهای مبل با صدای بلندی تکان می‌خورند. زن در گوشه اتاق مشغول خیاطی است و بدون اینکه دست از کار بکشد، کوک‌های مرتب و پشت سر هم می‌زند.

مرد آه بلندی می‌کشد. زن نگاهی به او می‌اندازد و می‌گوید: «دیگر وقت آه کشیدن نیست.»

مرد با ناراحتی از روی مبل بلند می‌شود، سرفه می‌کند، چند قرص برمی‌دارد و با کمی آب می‌خورد. سپس چشمش به مدال‌هایی می‌افتد که روی دیوار آویزان شده‌اند؛ مدال‌هایی که سال‌ها پیش خودش در مسابقات ورزشی به دست آورده بود.

چهره‌اش تغییر می‌کند و به بیرون پنجره خیره می‌شود. ناگهان با خوشحالی می‌گوید: «احمد! خودش بود! احمد دهقان را دیدم. یادت هست؟ همان کسی که با هم برای مسابقات به چین رفتیم. من اول شدم و او سوم.»

زن با تعجب نگاهش می‌کند.

مرد ادامه می‌دهد: «پسر خیلی خوبی بود. گوشش در مسابقه‌ها بارها آسیب می‌دید، اما باز هم ادامه می‌داد. همین امروز دیدمش. باورم نمی‌شود؛ بعد از سی و چند سال هنوز سرحال است. فکر می‌کنم حالا یک مربی حرفه‌ای شده باشد. آن زمان همه می‌گفتند من بهتر هستم، اما او هم استعداد زیادی داشت.»

مرد دوباره از درد کمر به خود می‌پیچد و روی مبل می‌نشیند. چند بار سرفه می‌کند و برای بهتر نفس کشیدن از اسپری استفاده می‌کند.

زن لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید: «آب که یک جا بماند می‌گندد. تو هم سال‌هاست هیچ فعالیتی نداری؛ فقط می‌خوری و می‌خوابی. حالا زندگی خودت را با زندگی او مقایسه کن. طبیعی است که نتیجه این دو زندگی با هم فرق داشته باشد.»

مرد چیزی نمی‌گوید و در حالی که از درد به خود می‌پیچد، به مدال‌های روی دیوار نگاه می‌کند.

نتیجه: این مثل به ما می‌آموزد که بی‌تحرکی و کنار گذاشتن تلاش، انسان را از پیشرفت دور می‌کند. همان‌طور که آب در صورت ماندن و جریان نداشتن فاسد می‌شود، انسان نیز برای رشد و پیشرفت به فعالیت، تلاش و حرکت نیاز دارد.

کار نیکو کردن از پر کردن است.

مفهوم: برای رسیدن به مهارت و موفقیت در هر کاری، باید آن را زیاد تمرین کنیم و با تلاش و تکرار، تجربه و توانایی خود را افزایش دهیم.

معنی ضرب المثل باد آورده را باد می برد

مفهوم: مال یا ثروتی که بدون تلاش و زحمت به دست آمده باشد، معمولاً ارزش و ماندگاری زیادی ندارد و ممکن است به همان آسانی که به دست آمده، از بین برود.

تو نیکی می کن و در دجله انداز

مفهوم: انسان باید بدون انتظار داشتن از دیگران کار نیک انجام دهد؛ زیرا خوبی و نیکی سرانجام نتیجه خود را نشان می‌دهد و ممکن است روزی به شکلی دیگر به زندگی خود انسان بازگردد.

بیشتر بخوانید:

جواب درس اول نگارش دهم؛ پرورش موضوع | صفحات ۱۹، ۲۰، ۲۲ و ۲۵

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا