مطالب درسی

معنی و آرایه‌ های درس چهاردهم طوطی و بقال فارسی دهم؛ صفحه ۱۱۵ و ۱۱۶

معنی شعر طوطی و بقال درس چهاردهم فارسی دهم صفحه ۱۱۵ و ۱۱۶، همراه با معنی واژگان، آرایه‌های ادبی و نکات زبانی و فکری.

در این مطلب معنی درس چهاردهم فارسی دهم «طوطی و بقال» را به صورت بیت به بیت بررسی می‌کنیم. برای هر بیت، علاوه بر معنی روان، معنی واژه‌های دشوار، آرایه‌های ادبی و نکات زبانی، مفهوم و پیام بیت نیز توضیح داده شده است تا برای مطالعه درس و آمادگی امتحان کامل باشد.

📘 شناسنامه درس:
نام درس: طوطی و بقال
درس: چهاردهم فارسی دهم
شاعر: مولوی (مولانا جلال‌الدین محمد بلخی)
اثر: مثنوی معنوی، دفتر اول
قالب: مثنوی
موضوع: پرهیز از قیاس نادرست و داوری انسان‌ها تنها بر اساس ظاهر

معنی درس چهاردهم طوطی و بقال فارسی دهم

۱- بود بقالی و وی را طوطی‌ای
خوش‌نوایی، سبز، گویا طوطی‌ای
✓ معنی: بقالی طوطی سبزرنگ، خوش‌آواز و سخنگویی داشت.

واژه‌ها: وی: او؛ خوش‌نوا: خوش‌آواز؛ گویا: سخنگو.

نکته زبانی: «را» در «وی را طوطی‌ای» نشانۀ مالکیت و دارندگی است؛ یعنی او طوطی‌ای داشت.

آرایه‌ها: «را / گویا» قافیه و «طوطی‌ای» ردیف است.

۲- در دکان بودی نگهبان دکان
نکته گفتی با همه سوداگران
✓ معنی: طوطی در مغازه نگهبانی می‌داد و با مشتریان و کسانی که به مغازه می‌آمدند، سخن می‌گفت و شوخی می‌کرد.

واژه‌ها: بودی: می‌بود؛ نکته گفتن: سخنان ظریف و شیرین گفتن؛ سوداگران: بازرگانان و اهل خرید و فروش.

آرایه‌ها: تکرار «دکان»؛ «دکان / سوداگران» قافیه.

۳- در خطاب آدمی ناطق بدی
در نوای طوطیان حاذق بدی
✓ معنی: طوطی در سخن گفتن مانند انسان‌ها گویا بود و در میان طوطیان نیز در آوازخوانی مهارت زیادی داشت.

واژه‌ها: خطاب: سخن گفتن با دیگری؛ ناطق: سخنگو؛ نوا: آواز و آهنگ؛ حاذق: ماهر و چیره‌دست؛ بدی: می‌بود.

آرایه‌ها: «ناطق / حاذق» قافیه و «بدی» ردیف است.

۴- جست از صدر دکان، سویی گریخت
شیشه‌های روغن گل را بریخت
✓ معنی: طوطی از بالای دکان پرید و به سویی گریخت و هنگام پریدن، شیشه‌های روغن گل را ریخت.

واژه‌ها: جست: جهید، پرید؛ صدر: بالا و قسمت برتر؛ گریخت: فرار کرد؛ بریخت: ریخت.

آرایه‌ها: گریخت / بریخت: جناس ناهمسان و قافیه.

۵- از سوی خانه بیامد خواجه‌اش
بر دکان بنشست فارغ، خواجه‌وش
✓ معنی: صاحب طوطی از خانه به مغازه آمد و آسوده و مانند بزرگان در دکان نشست.

واژه‌ها: خواجه: سرور، صاحب و آقا؛ فارغ: آسوده؛ خواجه‌وش: مانند خواجه و بزرگ‌منش؛ وش: مانند.

آرایه‌ها: خواجه‌وش: تشبیه؛ تکرار «خواجه».

۶- دید پرروغن دکان و جامه چرب
بر سرش زد، گشت طوطی کل ز ضرب
✓ معنی: بقال دید مغازه پر از روغن شده و لباسش نیز چرب شده است؛ عصبانی شد و بر سر طوطی زد و بر اثر آن ضربه، پرهای سر طوطی ریخت و کچل شد.

واژه‌ها: جامه: لباس؛ کَل: کچل؛ ضرب: ضربه و زدن.

آرایه‌ها: چرب / ضرب: جناس ناهمسان و قافیه.

⭐ نکته: همین «چرب / ضرب» در کارگاه متن‌پژوهی کتاب به عنوان نمونه‌ای برای شناخت جناس ناهمسان مطرح شده است.
۷- روزکی چندی سخن کوتاه کرد
مرد بقال از ندامت آه کرد
✓ معنی: طوطی چند روزی سکوت کرد و سخن نگفت و بقال نیز از کاری که کرده بود پشیمان شد و آه و افسوس خورد.

واژه‌ها: روزکی چندی: چند روز اندک؛ ندامت: پشیمانی.

آرایه‌ها: سخن کوتاه کردن: کنایه از سکوت کردن؛ «کوتاه / آه» قافیه و «کرد» ردیف.

۸- ریش برمی‌کند و می‌گفت: «ای دریغ
کآفتاب نعمتم شد زیر میغ»
✓ معنی: بقال از شدت ناراحتی ریش خود را می‌کند و می‌گفت: افسوس که نعمت ارزشمند من، یعنی طوطی سخنگو، خاموش شد و دیگر از سخن گفتنش بهره‌ای ندارم.

واژه‌ها: دریغ: افسوس؛ میغ: ابر.

آرایه‌ها: ریش برکندن: کنایه از شدت پشیمانی و اندوه؛ آفتاب نعمت: اضافه تشبیهی؛ آفتاب / میغ: تناسب؛ پنهان شدن آفتاب نعمت زیر میغ، تصویری از از دست رفتن نعمت است.

💡 مفهوم: انسان گاهی پس از رفتار عجولانه، زمانی قدر نعمت خود را می‌فهمد که آن را از دست داده است.
۹- دست من بشکسته بودی آن زمان
چون زدم من بر سر آن خوش‌زبان
✓ معنی: بقال با پشیمانی می‌گفت: ای کاش آن هنگام که طوطی خوش‌سخنم را زدم، دستم شکسته بود و چنین کاری نمی‌کردم.

واژه‌ها: چون: هنگامی که؛ خوش‌زبان: خوش‌سخن.

آرایه‌ها: دست / سر / زبان: تناسب؛ زمان / زبان: جناس ناهمسان؛ زبان: مجاز از سخن.

۱۰- هدیه‌ها می‌داد هر درویش را
تا بیابد نطق مرغ خویش را
✓ معنی: بقال به هر فقیر و درویشی هدیه و کمک می‌داد، به امید اینکه طوطی او دوباره توان سخن گفتن پیدا کند.

واژه‌ها: درویش: فقیر و نیازمند؛ نطق: سخن گفتن؛ مرغ: پرنده.

نکته زبانی: «را» در «هر درویش را» به معنی به است؛ اما «را» در «مرغ خویش را» نشانۀ مفعول است.

۱۱- بعد سه روز و سه شب، حیران و زار
بر دکان بنشسته بد نومیدوار
✓ معنی: پس از سه شبانه‌روز، بقال سرگشته، درمانده و ناامید در مغازه نشسته بود.

واژه‌ها: حیران: سرگشته؛ زار: درمانده و بیچاره؛ بد: بود؛ نومیدوار: ناامید.

آرایه‌ها: روز / شب: تضاد؛ تکرار «سه».

۱۲- می‌نمود آن مرغ را هر گون شگفت
تا که باشد کاندر آید او به گفت
✓ معنی: بقال برای طوطی هر کار عجیب و جالبی انجام می‌داد تا شاید طوطی دوباره شروع به سخن گفتن کند.

واژه‌ها: گون: گونه و نوع؛ شگفت: عجیب؛ اندر: در؛ به گفت آمدن: شروع به سخن گفتن.

۱۳- جولقی‌ای سر برهنه می‌گذشت
با سر بی‌مو چو پشت طاس و طشت
✓ معنی: درویشی ژنده‌پوش و سربرهنه از آنجا عبور می‌کرد که سرش کاملاً بی‌مو و صاف، مانند پشت کاسه و تشت بود.

واژه‌ها: جولقی: درویش و ژنده‌پوش؛ سر برهنه: بدون کلاه؛ طاس: کاسۀ فلزی.

آرایه‌ها: سر بی‌موی جولقی به پشت طاس و طشت تشبیه شده است؛ طاس / طشت: تناسب.

۱۴- طوطی اندر گفت آمد در زمان
بانگ بر درویش زد که: «هی فلان!»
✓ معنی: طوطی با دیدن آن مرد کچل ناگهان دوباره شروع به حرف زدن کرد و با صدای بلند او را صدا زد و گفت: ای مرد!

واژه‌ها: اندر گفت آمد: شروع به سخن گفتن کرد؛ در زمان: فوراً و بی‌درنگ؛ بانگ: فریاد؛ فلان: آن شخص.

۱۵- از چه ای کَل با کَلان آمیختی؟
تو مگر از شیشه روغن ریختی؟
✓ معنی: طوطی به مرد کچل گفت: چرا کچل شده‌ای و به جمع کچل‌ها پیوسته‌ای؟ مگر تو هم مانند من شیشۀ روغن را ریخته‌ای که سرت بی‌مو شده است؟

واژه‌ها: کَل: کچل؛ کَلان: کچل‌ها؛ آمیختی: همراه و همنشین شدی؛ مگر: آیا.

💡 نکته مفهومی: اشتباه طوطی از همین‌جا آشکار می‌شود؛ او فقط به دلیل شباهت ظاهری خود و درویش، تصور می‌کند علت کچل شدن هر دوی آنها نیز یکسان بوده است.
۱۶- از قیاسش خنده آمد خلق را
کاو چو خود پنداشت صاحب دلق را
✓ معنی: مردم از این مقایسۀ نادرست طوطی خندیدند؛ زیرا طوطی آن مرد ژنده‌پوش را مانند خودش تصور کرده بود.

واژه‌ها: قیاس: مقایسه؛ خلق: مردم؛ دلق: لباس پشمین و کهنه؛ صاحب دلق: درویش ژنده‌پوش؛ پنداشت: تصور کرد.

آرایه‌ها: خلق / دلق: جناس ناهمسان؛ «را» ردیف است.

۱۷- کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر
✓ معنی: کار و رفتار انسان‌های پاک و بزرگ را با رفتار خود مقایسه نکن؛ زیرا ممکن است دو چیز در ظاهر شبیه یکدیگر باشند، اما حقیقت و ماهیت آنها کاملاً متفاوت باشد؛ همان‌گونه که «شیر» خوردنی و «شیر» درنده در نوشتن یکسان‌اند ولی معنای متفاوتی دارند.

واژه‌ها: پاکان: انسان‌های پاک و وارسته؛ قیاس: مقایسه؛ ماند: مانند باشد؛ نبشتن: نوشتن.

آرایه‌ها: شیر / شیر: جناس همسان؛ یکی به معنی شیر خوردنی و دیگری شیر درنده است.

⭐ مفهوم مهم: شباهت ظاهری انسان‌ها دلیل یکسان بودن شخصیت، ارزش و حقیقت درونی آنها نیست.
۱۸- جمله عالم زین سبب گمراه شد
کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
✓ معنی: بسیاری از مردم جهان به سبب همین مقایسه‌های نادرست و توجه به ظاهر گمراه شده‌اند و افراد اندکی حقیقت و مقام مردان بزرگ الهی را شناخته‌اند.

واژه‌ها: جمله: همه؛ عالم: جهان، در اینجا مردم جهان؛ زین سبب: به این دلیل؛ ابدال: مردان کامل و اولیای الهی.

آرایه‌ها: عالم: مجاز از مردم جهان؛ «گمراه / آگاه» قافیه و «شد» ردیف.

۱۹- هر دو گون زنبور خوردند از محل
لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
✓ معنی: دو نوع زنبور ممکن است از یک محل تغذیه کنند، اما حاصل یکی نیش و آزار است و حاصل دیگری عسل شیرین.

واژه‌ها: گون: گونه؛ لیک: ولی؛ زان: از آن؛ زین: از این.

آرایه‌ها: نیش / عسل: تقابل معنایی؛ «محل / عسل» قافیه.

💡 مفهوم: شرایط ظاهری یکسان، لزوماً نتیجه و حقیقت یکسانی به وجود نمی‌آورد.
۲۰- هر دو گون آهو گیا خوردند و آب
زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب
✓ معنی: دو نوع آهو هر دو آب و گیاه می‌خورند، اما حاصل کار یکی فضولات است و از دیگری مشک خوشبو و ارزشمند به دست می‌آید.

واژه‌ها: گیا: گیاه؛ سرگین: فضولات حیوان؛ مشک: مادۀ خوشبو؛ ناب: خالص.

آرایه‌ها: آب / گیاه: تناسب؛ سرگین / مشک: تقابل معنایی؛ آب / ناب: جناس ناهمسان.

۲۱- هر دو نی خوردند از یک آبخور
این یکی خالی و آن پر از شکر
✓ معنی: نی معمولی و نیشکر هر دو از یک آب استفاده می‌کنند، اما یکی درونش خالی است و دیگری سرشار از شیرینی و شکر.

واژه‌ها: آبخور: آبشخور و محل آب خوردن؛ خالی: تهی.

آرایه‌ها: خالی / پر: تضاد.

⭐ مفهوم مشترک ابیات ۱۹ تا ۲۱: ظاهر یا محیط مشترک نمی‌تواند معیار درستی برای قضاوت دربارۀ ماهیت و ارزش واقعی افراد باشد.
۲۲- صد هزاران زین چنین اشباه بین
فرقشان هفتاد ساله راه بین
✓ معنی: در جهان نمونه‌های بسیار زیادی از چیزهایی می‌بینی که در ظاهر شبیه یکدیگرند، اما حقیقت و ارزش آنها تفاوت بسیار زیادی با هم دارد.

واژه‌ها: اشباه: شبیه‌ها و همانندان؛ فرق: تفاوت.

آرایه‌ها: صد هزاران: بیان کثرت و فراوانی؛ هفتاد ساله راه: کنایه از فاصلۀ بسیار زیاد؛ هزاران / هفتاد: تناسب؛ «بین» ردیف است.

۲۳- چون بسی ابلیس آدم‌روی هست
پس به هر دستی نشاید داد دست
✓ معنی: چون افراد فراوانی وجود دارند که ظاهری انسانی اما باطنی شیطانی دارند، نباید بدون شناخت و بررسی با هر کسی دوستی و همنشینی کرد.

واژه‌ها: بسی: بسیار؛ ابلیس: شیطان؛ آدم‌روی: دارای چهرۀ انسانی؛ نشاید: شایسته نیست.

آرایه‌ها: ابلیس / آدم: تضاد؛ آدم‌روی: انسان‌نما؛ دست دادن: کنایه از دوستی و همنشینی؛ هست / دست: جناس ناهمسان؛ تکرار «دست».

⭐ پیام بیت: در انتخاب دوست و همنشین باید با شناخت و دقت عمل کرد و فریب ظاهر افراد را نخورد.

معنی کلمات مهم درس طوطی و بقال

خوش‌نوا: خوش‌آواز
گویا: سخنگو
سوداگر: بازرگان
ناطق: سخنگو
حاذق: ماهر، چیره‌دست
صدر: بالا
خواجه: سرور، آقا
فارغ: آسوده
ندامت: پشیمانی
میغ: ابر
درویش: فقیر و نیازمند
نطق: سخن گفتن
حیران: سرگشته
زار: درمانده
جولقی: درویش ژنده‌پوش
قیاس: مقایسه
دلق: جامۀ کهنه و پشمین
نبشتن: نوشتن
ابدال: مردان کامل و اولیای حق
لیک: ولی
سرگین: فضولات حیوان
مشک: مادۀ خوشبو
ناب: خالص
اشباه: همانندان و شبیه‌ها
بسی: بسیار

مهم ترین آرایه های درس طوطی و بقال

گریخت / بریخت: جناس ناهمسان
چرب / ضرب: جناس ناهمسان
سخن کوتاه کردن: کنایه از سکوت کردن
ریش برکندن: کنایه از شدت پشیمانی
آفتاب نعمت: اضافه تشبیهی
زمان / زبان: جناس ناهمسان
روز / شب: تضاد
سر بی‌مو چو پشت طاس و طشت: تشبیه
خلق / دلق: جناس ناهمسان
شیر / شیر: جناس همسان
عالم: مجاز از مردم جهان
آب / ناب: جناس ناهمسان
خالی / پر: تضاد
هفتاد ساله راه: کنایه از فاصلۀ بسیار
ابلیس / آدم: تضاد
دست دادن: کنایه از دوستی و همنشینی

پیام و مفهوم درس طوطی و بقال چیست؟

مولوی در حکایت «طوطی و بقال» ابتدا داستانی ساده و طنزآمیز تعریف می‌کند؛ طوطی به سبب ریختن روغن‌ها از صاحب خود کتک می‌خورد و کچل می‌شود. هنگامی که مرد کچلی را می‌بیند، تصور می‌کند او نیز حتماً روغن ریخته و به همین علت کچل شده است. مولوی از این اتفاق ساده برای بیان یک حقیقت عمیق استفاده می‌کند: نباید انسان‌ها و کارهای آنان را فقط بر اساس شباهت ظاهری با یکدیگر مقایسه کرد.

⭐ پیام‌های اصلی درس:
از روی ظاهر افراد قضاوت نکنیم.
هر شباهتی نشانۀ یکسان بودن حقیقت و ماهیت نیست.
انسان‌های بزرگ و پاک را با معیارهای محدود خود نسنجیم.
در انتخاب دوست و همنشین دقت کنیم.
از قیاس‌های سطحی و نادرست بپرهیزیم.

تمثیل در درس طوطی و بقال

مولوی برای بیان مفهوم عمیق «پرهیز از قیاس نادرست» از یک حکایت ساده و قابل فهم استفاده کرده است. اشتباه طوطی در مقایسۀ خودش با مرد کچل، نمادی از اشتباه انسان‌هایی است که تنها بر اساس شباهت‌های ظاهری درباره دیگران قضاوت می‌کنند. سپس شاعر با مثال‌هایی مانند دو زنبور، دو آهو و دو نی نشان می‌دهد که حتی اگر ظاهر یا شرایط دو چیز یکسان باشد، ممکن است حقیقت و نتیجۀ آنها کاملاً متفاوت باشد.

خلاصه درس چهاردهم طوطی و بقال

بقالی طوطی سخنگویی داشت که در مغازه نگهبانی می‌داد. روزی طوطی شیشه‌های روغن را ریخت و بقال از عصبانیت بر سر او زد. پرهای سر طوطی ریخت و طوطی نیز چند روز سکوت کرد. بقال از کار خود پشیمان شد. سرانجام روزی مردی کچل از مقابل مغازه گذشت. طوطی با دیدن او دوباره سخن گفت و از مرد پرسید آیا او نیز شیشۀ روغن ریخته که کچل شده است! مردم از این قیاس خندیدند. مولوی از این حکایت نتیجه می‌گیرد که شباهت ظاهری دلیل یکسان بودن حقیقت افراد نیست و نباید پاکان و بزرگان را با خود قیاس کنیم.

نکات مهم امتحانی درس چهاردهم فارسی دهم

شاعر: مولوی
اثر: مثنوی معنوی، دفتر اول
قالب: مثنوی
درون‌مایه: نکوهش قیاس نادرست و قضاوت ظاهری
ابدال: مردان کامل و اولیای حق
میغ: ابر
حاذق: چیره‌دست
فارغ: آسوده
چرب / ضرب: جناس ناهمسان
شیر / شیر: جناس همسان
خالی / پر: تضاد
هفتاد ساله راه: کنایه از فاصلۀ بسیار
دست دادن: کنایه از دوستی و همنشینی
مفهوم «کار پاکان را قیاس از خود مگیر»: انسان‌های بزرگ را با معیار و ویژگی‌های خودمان نسنجیم.
بیشتر بخوانید:
اگه خوب بود امتیاز بده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا