در ادامه، ترجمه متن، معنی کلمات و جواب کامل تمرینهای درس ۴ عربی یازدهم رشتههای علوم تجربی و ریاضی و فیزیک «آدابُ الْکَلامِ» را به ترتیب صفحات ۵۰ تا ۶۲ کتاب مشاهده میکنید.
ترجمه صفحه ۵۰ درس چهارم عربی یازدهم
آدابُ الْکَلامِ
ترجمه: آداب سخن گفتن
﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ قولوا قَوْلاً سَديداً﴾
الأحزاب: ٧٠
ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا پروا کنید و سخنی درست و استوار بگویید.
لِلْكَلامِ آدابٌ يَجِبُ عَلَى الْمُتَكَلِّمِ أَنْ يَعْمَلَ بِها وَ يَدْعُوَ الْمُخاطَبينَ بِكَلامٍ جَميلٍ إِلَى الْعَمَلِ الصّالِحِ، وَ أَنْ لا يُجادِلَهُم بِتَعَنُّتٍ.
ترجمه: سخن گفتن آدابی دارد که گوینده باید به آنها عمل کند و مخاطبان را با سخنی زیبا به کار شایسته دعوت کند و با آنان از روی لجاجت و سختگیری مجادله نکند.
﴿اُدْعُ إِلىٰ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُم بِالَّتي هِيَ أَحْسَنُ﴾
النحل: ١٢٥
ترجمه: با حکمت و پند نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به روشی که نیکوتر است گفتوگو و مجادله کن.
وَ يَجِبُ أَنْ يَكونَ الْقائِلُ عامِلاً بِما يَقولُ، حَتّىٰ يُغَيِّرَ سُلوكَهُم،
﴿لِمَ تَقولونَ ما لا تَفْعَلونَ﴾
الصفّ: ٢
ترجمه: و گوینده باید به آنچه میگوید عمل کند تا رفتار آنان را تغییر دهد. چرا چیزی را میگویید که انجام نمیدهید؟
وَ يَجِبُ أَنْ يُسَلِّمَ قَبْلَ التَّكَلُّمِ.
«اَلسَّلامُ قَبْلَ الْكَلامِ.» اَلْإِمامُ الصّادِقُ (ع)
ترجمه: و باید پیش از سخن گفتن سلام کند. «سلام پیش از سخن گفتن است.»
كَما يَجِبُ أَنْ يَكونَ كَلامُهُ لَيِّناً وَ أَنْ يَكونَ عَلىٰ قَدْرِ عُقولِ الْمُسْتَمِعينَ، لِكَي يُقْنِعَهُم وَ يَكْسِبَ مَوَدَّتَهُم،
ترجمه: همچنین سخنش باید نرم و متناسب با میزان فهم شنوندگان باشد تا آنان را قانع کند و محبتشان را به دست آورد.
«كَلِّمِ النّاسَ عَلىٰ قَدْرِ عُقولِهِم.» رَسولُ اللهِ (ص)
وَ «عَوِّدْ لِسانَكَ لِينَ الْكَلامِ.» اَلْإِمامُ عَليٌّ (ع)
ترجمه: «با مردم به اندازۀ فهم و خردشان سخن بگو.» و «زبانت را به نرم سخن گفتن عادت بده.»
وَ عَلَيْهِ أَنْ لا يَتَكَلَّمَ في ما لَيْسَ لَهُ بِهِ عِلْمٌ،
﴿وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ﴾
الإسراء: ٣٦
ترجمه: و نباید دربارۀ چیزی که نسبت به آن آگاهی ندارد سخن بگوید. «از چیزی که به آن آگاهی نداری پیروی نکن.»
وَ عَلَيْهِ أَنْ لا يَتَدَخَّلَ في مَوْضوعٍ يُعَرِّضُ نَفْسَهُ لِلتُّهَمِ؛
ترجمه: و نباید در موضوعی دخالت کند که خودش را در معرض تهمت قرار دهد.
ترجمه صفحه ۵۱ درس چهارم عربی یازدهم
«اِتَّقوا مَواضِعَ التُّهَمِ.» رَسولُ اللهِ (ص)
ترجمه: از جایگاهها و موقعیتهای تهمت دوری کنید.
اَلْمُتَكَلِّمُ يُعْرَفُ بِكَلامِهِ.
«تَكَلَّموا تُعْرَفوا، فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ.» اَلْإِمامُ عَليٌّ (ع)
ترجمه: سخنگو با سخنش شناخته میشود. «سخن بگویید تا شناخته شوید؛ زیرا انسان زیر زبانش پنهان است.»
في بَعضِ الْأَوْقاتِ قُدْرَةُ الْكَلامِ أَقْوىٰ مِنَ السِّلاحِ.
«رُبَّ كَلامٍ كَالْحُسامِ.» اَلْإِمامُ عَليٌّ (ع)
ترجمه: گاهی قدرت سخن از سلاح بیشتر است. «چهبسا سخنی که مانند شمشیر باشد.»
وَ رُبَّ كَلامٍ يَجْلِبُ لَكَ الْمَشاكِلَ.
«فَكِّرْ ثُمَّ تَكَلَّمْ تَسْلَمْ مِنَ الزَّلَلِ.» اَلْإِمامُ عَليٌّ (ع)
ترجمه: و چهبسا سخنی که برایت مشکل ایجاد کند. «فکر کن، سپس سخن بگو تا از لغزش در امان بمانی.»
يَجِبُ عَلَى الْإِنسانِ الِاجْتِنابُ عَنْ ذِكْرِ الْأَقْوالِ الَّتي فيها احْتِمالُ الْكِذْبِ.
«لا تُحَدِّثْ بِما تَخافُ تَكذيبَهُ.» اَلْإِمامُ عَليٌّ (ع)
ترجمه: انسان باید از بیان سخنانی که احتمال دروغ بودن آنها وجود دارد دوری کند. «چیزی را نگو که از تکذیب شدنش میترسی.»
طوبىٰ لِمَنْ لا يَخافُ النّاسُ مِنْ لِسانِهِ.
«مَنْ خافَ النّاسُ مِنْ لِسانِهِ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ النّارِ.» رَسولُ اللهِ (ص)
ترجمه: خوشا به حال کسی که مردم از زبان او نمیترسند. «هر کس مردم از زبانش بترسند، از اهل آتش است.»
وَ مِنْ آدابِ الْكَلامِ قِلَّتُهُ،
«خَيْرُ الْكَلامِ ما قَلَّ وَ دَلَّ.» اَلْإِمامُ عَليٌّ (ع)
ترجمه: و از آداب سخن گفتن، کوتاه و کم بودن سخن است. «بهترین سخن، سخنی است که کوتاه باشد و منظور را به خوبی برساند.»
وَقَفَ رَجُلٌ جَميلُ الْمَظْهَرِ أَمامَ سُقراطَ يَفْتَخِرُ بِمَلابِسِهِ وَ بِمَظْهَرِهِ، فَقالَ لَهُ سُقراطُ: تَكَلَّمْ حَتّىٰ أَراكَ.
ترجمه: مردی خوشظاهر در برابر سقراط ایستاد و به لباسها و ظاهر خود افتخار میکرد. سقراط به او گفت: «سخن بگو تا تو را ببینم.»
معنی کلمات درس چهارم عربی یازدهم
| کلمه |
معنی |
| اُدْعُ |
فرا بخوان، دعوت کن |
| كَلَّمَ |
سخن گفت؛ حَدَّثَ، تَكَلَّمَ |
| أَنْ لا يَتَدَخَّلَ |
که دخالت نکند |
| لا تُحَدِّثْ |
سخن نگو |
| تُهَم |
تهمتها؛ مفرد: تُهمَة |
| لا تَقْفُ |
پیروی نکن |
| زَلَل |
لغزش |
| لِكَي يُقْنِعَ |
تا قانع کند |
| سَديد |
درست و استوار |
| لَيِّن |
نرم؛ متضاد: خَشِن |
| لِين |
نرمی؛ متضاد: خُشونَة |
| طوبىٰ لِـ |
خوشا به حالِ |
| عَوَّدَ |
عادت داد |
| مَخْبوء |
پنهان؛ خَفيّ |
| قِلَّة |
کمی؛ متضاد: كَثرَة |
| يُعَرِّضُ |
در معرض قرار میدهد |
جواب صحیح و خطا صفحه ۵۲ عربی یازدهم
عَيِّنِ الصَّحيحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ نَصِّ الدَّرسِ.
١ـ اَلَّذي يَتَكَلَّمُ في ما لا يَعْلَمُ، يَقَعُ في خَطَأٍ.
پاسخ: صحیح ✓
ترجمه: کسی که دربارۀ چیزی که نمیداند سخن بگوید، دچار اشتباه میشود.
٢ـ مَن خافَ النّاسُ مِن لِسانِهِ فَهُوَ قَوِيٌّ.
پاسخ: خطا ✗
ترجمه: هر کس مردم از زبان او بترسند، نیرومند است.
اصلاح: طبق متن درس، چنین فردی از اهل آتش است.
٣ـ عَلَينا أَنْ لا نَجْرَحَ الْآخَرينَ بِلِسانِنا.
پاسخ: صحیح ✓
ترجمه: ما نباید دیگران را با زبان خود برنجانیم.
٤ـ اَلَّذي لا يَتَكَلَّمُ لا يُعْرَفُ شَأنُهُ.
پاسخ: صحیح ✓
ترجمه: کسی که سخن نمیگوید، شأن و شخصیتش شناخته نمیشود.
٥ـ لا نُحَدِّثُ بِما نَخافُ تَكذيبَهُ.
پاسخ: صحیح ✓
ترجمه: چیزی را که از تکذیب شدنش میترسیم، بیان نمیکنیم.
قواعد صفحه ۵۳ و ۵۴ عربی یازدهم؛ الجملة بعد النكرة
الجملة بعد النكرة؛ جمله بعد از اسم نکره
هنگامی که پس از یک اسم نکره فعلی بیاید که آن اسم را توضیح دهد، در ترجمۀ فارسی معمولاً میان دو بخش از حرف ربط «که» استفاده میکنیم.
شاهَدْنا سِنجاباً يَقفِزُ مِن شَجَرَةٍ إِلىٰ شَجَرَةٍ.
سنجابی را دیدیم که از درختی به درختی میپرید.
رَأَيْتُ وَلَداً يَمشي بِسُرعَةٍ.
پسری را دیدم که به سرعت راه میرفت.
ماضی + اسم نکره + مضارع ← ماضی استمراری
أُفَتِّشُ عَن مُعجَمٍ يُساعِدُني في فَهْمِ النُّصوصِ.
دنبال فرهنگ لغتی میگردم که مرا در فهم متنها کمک کند.
أُشاهِدُ طالِباً يَكْتُبُ تَمارينَ الدَّرسِ فِي الصَّفِّ.
دانشآموزی را میبینم که تمرینهای درس را در کلاس مینویسد.
مضارع + اسم نکره + مضارع ← مضارع التزامی یا مضارع اخباری
اِشْتَرَيْتُ الْيَوْمَ كِتاباً قَدْ رَأَيْتُهُ مِنْ قَبْلُ.
امروز کتابی خریدم که قبلاً آن را دیده بودم.
ماضی + اسم نکره + ماضی ← ماضی بعید یا ماضی ساده
جواب اختبر نفسک صفحه ۵۴ عربی یازدهم
اِخْتَبِرْ نَفْسَكَ: تَرجِمْ هٰذِهِ الْعِبارَةَ حَسَبَ قَواعِدِ الدَّرسِ؛ ثُمَّ عَيِّنْ نَوعَ الْأَفعالِ.
اَللّٰهُمَّ إِنّي أَعوذُ بِكَ مِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لا يَخْشَعُ وَ مِنْ عِلْمٍ لا يَنْفَعُ وَ مِنْ صَلاةٍ لا تُرْفَعُ وَ مِنْ دُعاءٍ لا يُسْمَعُ.
ترجمه: خدایا، من به تو پناه میبرم از نفسی که سیر نمیشود، از قلبی که فروتنی نمیکند، از دانشی که سود نمیرساند، از نمازی که بالا برده نمیشود و از دعایی که شنیده نمیشود.
أَعوذُ: فعل مضارع
لا تَشْبَعُ: فعل مضارع منفی
لا يَخْشَعُ: فعل مضارع منفی
لا يَنْفَعُ: فعل مضارع منفی
لا تُرْفَعُ: فعل مضارع منفی و مجهول
لا يُسْمَعُ: فعل مضارع منفی و مجهول
جواب تمرین اول صفحه ۵۵ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الْأَوَّلُ: اِمْلَأِ الْفَراغَ في آياتِ نَصِّ الدَّرسِ وَ أَحاديثِهِ بِكَلِماتٍ صَحيحَةٍ.
عِلْمٌ ـ النّارِ ـ عُقولِهِم ـ الْحَسَنَةِ ـ أَحْسَنُ ـ لِسانِهِ ـ تَفْعَلونَ
١ـ ﴿اُدْعُ إِلىٰ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُم بِالَّتي هِيَ أَحْسَنُ﴾
٢ـ ﴿وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ﴾
٣ـ ﴿لِمَ تَقولونَ ما لا تَفْعَلونَ﴾
٤ـ كَلِّمِ النّاسَ عَلىٰ قَدْرِ عُقولِهِم.
٥ـ تَكَلَّموا تُعْرَفوا فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ.
٦ـ مَنْ خافَ النّاسُ مِنْ لِسانِهِ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ النّارِ.
جواب تمرین دوم صفحه ۵۶ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الثّاني: تَرْجِمِ الْأَحاديثَ، ثُمَّ عَيِّنِ الْمَطلوبَ مِنكَ.
١ـ إِنَّ مِنْ شَرِّ عِبادِ اللهِ مَنْ تُكْرَهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ. رَسولُ اللهِ (ص)
ترجمه: همانا از بدترین بندگان خدا کسی است که به سبب گفتار و کردار زشتش، همنشینی با او ناپسند شمرده میشود.
اَلْفِعلُ الْمَجهولُ: تُكْرَهُ
اَلْجارُّ وَ الْمَجرورُ: مِنْ شَرِّ، لِفُحْشِهِ
٢ـ أَتْقَى النّاسِ مَنْ قالَ الْحَقَّ في ما لَهُ وَ عَلَيْهِ. رَسولُ اللهِ (ص)
ترجمه: پرهیزکارترین مردم کسی است که حق را، چه به سود او باشد و چه به زیان او، بگوید.
اِسمُ التَّفضيلِ: أَتْقَى
اَلْمُضافُ إِلَيْهِ: النّاسِ
٣ـ اَلْعِلْمُ نورٌ وَ ضِياءٌ يَقْذِفُهُ اللهُ في قُلوبِ أَوْلِيائِهِ. رَسولُ اللهِ (ص)
ترجمه: دانش، نور و روشناییای است که خدا آن را در دلهای دوستانش میافکند.
اَلْمُبتَدَأُ: اَلْعِلْمُ
اَلْفاعِلُ: اللهُ
٤ـ قُلِ الْحَقَّ وَ إِنْ كانَ مُرّاً. رَسولُ اللهِ (ص)
ترجمه: حق را بگو، اگرچه تلخ باشد.
فِعلُ الْأَمرِ: قُلْ
اَلْمَفعولُ: الْحَقَّ
٥ـ لا تَقُلْ ما لا تَعْلَمُ، بَلْ لا تَقُلْ كُلَّ ما تَعْلَمُ. أَميرُ الْمُؤمِنينَ عَليٌّ (ع)
ترجمه: چیزی را که نمیدانی نگو؛ بلکه هر چیزی را که میدانی نیز نگو.
اَلْمُضارِعُ الْمَنفيُّ: لا تَعْلَمُ
فِعلُ النَّهْيِ: لا تَقُلْ
جواب تمرین سوم صفحه ۵۷ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الثّالِثُ: تَرجِمْ كَلِماتِ الْجَدْوَلِ، ثُمَّ اكْتُبْ رَمْزَهُ.
| ردیف |
معنی |
کلمۀ عربی |
| ۱ |
گرامی داشتن |
تَبْجيل |
| ۲ |
کهنسال |
مُعَمَّرَة |
| ۳ |
ستیز میکند |
يُجادِلُ |
| ۴ |
یاد دادن |
تَعْليم |
| ۵ |
ایستگاهها |
مَواقِف |
| ۶ |
جشنها |
حَفَلات |
| ۷ |
دانشآموز |
تِلميذ |
| ۸ |
زن |
اِمْرَأَة |
| ۹ |
بو |
رائِحَة |
| ۱۰ |
دو هزار |
أَلْفانِ |
| ۱۱ |
گردباد |
إِعصار |
| ۱۲ |
خبرنگار |
مُراسِل |
| ۱۳ |
میدانها |
ساحات |
| ۱۴ |
دویست |
مِئَتانِ |
| ۱۵ |
فیلمها |
أَفْلام |
| ۱۶ |
رایانه |
حاسوب |
| ۱۷ |
دستبندها |
أَساوِر |
| ۱۸ |
فرزندان |
أَبْناء |
| ۱۹ |
شکوفهها |
أَزْهار |
عبارت بهدستآمده:
جَمالُ الْمَرْءِ فَصاحَةُ لِسانِهِ.
ترجمه: زیبایی انسان به شیوایی زبان اوست.
جواب تمرین چهارم صفحه ۵۸ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الرّابِعُ: عَيِّنْ في كُلِّ مَجموعَةٍ الْكَلِمَةَ الْغَريبَةَ.
١ـ اَلْقِشْر ـ اَللُّبّ ـ اَلنَّوىٰ ـ اَلسِّعْر
پاسخ: اَلسِّعْر
٢ـ اَلْيَد ـ اَلرَّأْس ـ اَلْقَدَم ـ اَلسِّياج
پاسخ: اَلسِّياج
٣ـ اَلْإِثْم ـ اَلذَّنْب ـ اَلْحَكَم ـ اَلْخَطيئَة
پاسخ: اَلْحَكَم
٤ـ اَلثَّعْلَب ـ اَلْكَلْب ـ اَللَّيِّن ـ اَلذِّئْب
پاسخ: اَللَّيِّن
٥ـ اَلزُّيوت ـ اَلْمُدَرِّب ـ اَلْعامِل ـ اَلْمُوَظَّف
پاسخ: اَلزُّيوت
٦ـ اَلسِّرْوال ـ اَلْقَميص ـ اَلْفُسْتان ـ اَلسَّمَك
پاسخ: اَلسَّمَك
جواب تمرین پنجم صفحه ۵۸ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الْخامِسُ: تَرجِمِ الْجُمَلَ التّالِيَةَ، ثُمَّ عَيِّنِ الْمَطلوبَ مِنكَ.
١ـ سافَرْتُ إِلىٰ قَرْيَةٍ شاهَدْتُ صورَتَها أَيّامَ صِغَري.
ترجمه: به روستایی سفر کردم که تصویرش را در دوران کودکیام دیده بودم.
اَلْمَجرورُ بِحَرفِ جَرٍّ: قَرْيَةٍ
اَلْمَفعولُ: صورَتَها
٢ـ عَصَفَتْ رِياحٌ شَديدَةٌ خَرَّبَتْ بَيْتاً جَنْبَ شاطِئِ الْبَحرِ.
ترجمه: بادهای شدیدی وزیدند که خانهای را کنار ساحل دریا ویران کردند.
اَلْمَفعولُ: بَيْتاً
اَلْمُضافُ إِلَيْهِ: الْبَحرِ
٣ـ وَجَدْتُ بَرنامَجاً يُساعِدُني عَلىٰ تَعَلُّمِ الْعَرَبيَّةِ.
ترجمه: برنامهای پیدا کردم که مرا در یادگیری زبان عربی کمک میکند.
اَلْمَفعولُ: بَرنامَجاً
اَلْمُضافُ إِلَيْهِ: الْعَرَبيَّةِ
٤ـ اَلْكِتابُ صَديقٌ يُنْقِذُكَ مِن مُصيبَةِ الْجَهْلِ.
ترجمه: کتاب دوستی است که تو را از گرفتاری نادانی نجات میدهد.
اَلْمُبتَدَأُ: اَلْكِتابُ
اَلْخَبَرُ: صَديقٌ
٥ـ يُعْجِبُني عيدٌ يَفْرَحُ فيهِ الْفُقَراءُ.
ترجمه: از عیدی خوشم میآید که نیازمندان در آن شاد میشوند.
اَلْجَمْعُ الْمُكَسَّرُ: الْفُقَراءُ ← مفرد: فَقير
نونُ الْوِقايَةِ: «ن» در يُعْجِبُني
جواب تمرین ششم صفحه ۵۹ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ السّادِسُ: عَيِّنِ الْبَيْتَ الْفارِسيَّ الَّذي يَرْتَبِطُ بِالْآيَةِ أَوِ الْحَديثِ فِي الْمَعنىٰ.
الف) تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد
ب) سخن کان از سر اندیشه ناید / نوشتن را و گفتن را نشاید
ج) به شیرین زبانی و لطف و خوشی / توانی که پیلی به مویی کشی
د) خلاف لقب، لقب زشت است / نخواند هر که او نیکوسرشت است
هـ) آن کس که به عیب خلق پرداخته است / زان است که عیب خویش نشناخته است
١ـ ﴿وَ لا تَنابَزوا بِالْأَلْقابِ﴾
پاسخ: د
٢ـ عَوِّدْ لِسانَكَ لِينَ الْكَلامِ.
پاسخ: ج
٣ـ فَكِّرْ ثُمَّ تَكَلَّمْ تَسْلَمْ مِنَ الزَّلَلِ.
پاسخ: ب
٤ـ أَكْبَرُ الْعَيْبِ أَنْ تَعيبَ ما فيكَ مِثْلُهُ.
پاسخ: هـ
٥ـ تَكَلَّموا تُعْرَفوا؛ فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ.
پاسخ: الف
جواب تمرین هفتم صفحه ۶۰ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ السّابِعُ: اُكْتُبْ مُفْرَدَ الْكَلِماتِ التّالِيَةِ.
| جمع |
مفرد |
جمع |
مفرد |
| رِياح |
ريح |
زُيوت |
زَيْت |
| أَساوِر |
سِوار |
ساحات |
ساحَة |
| أَوْلِياء |
وَلِيّ |
مَواضِع |
مَوْضِع |
| نُصوص |
نَصّ |
تُهَم |
تُهْمَة |
| آداب |
أَدَب |
مُخاطَبينَ |
مُخاطَب |
| عُقول |
عَقْل |
أَقْوال |
قَوْل |
جواب تمرین هشتم صفحه ۶۰ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الثّامِنُ: ضَعِ الْمُرادِفاتِ وَ الْمُضادّاتِ فِي الْفَراغِ الْمُناسِبِ. (= ، ≠)
كَثير = جَزيل
خَشِن ≠ لَيِّن
ذَنْب = إِثْم
ساحِل = شاطِئ
تَكريم = تَبْجيل
كِبَر ≠ صِغَر
مَستور = مَخْبوء
سَكَتَ ≠ كَلَّمَ
حُبّ = مَوَدَّة
نور = ضِياء
صَحيح = سَديد
تُنْزَلُ ≠ تُرْفَعُ
جواب البحث العلمي صفحه ۶۱ عربی یازدهم
اِبْحَثْ عَنْ خَمْسِ آياتٍ أَوْ أَحاديثَ حَوْلَ قَواعِدِ الدَّرسِ.
ترجمه: پنج آیه یا حدیث مرتبط با قواعد درس پیدا کنید.
نمونۀ پاسخ: در عبارتهای زیر، پس از اسم نکره جمله یا فعلی آمده است که آن را توضیح میدهد.
١ـ ﴿وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدينَةِ يَسْعىٰ﴾ القصص: ٢٠
ترجمه: مردی از دورترین نقطۀ شهر آمد که با شتاب حرکت میکرد.
اسم نکره و جملۀ توضیحی: رَجُلٌ ← يَسْعىٰ
٢ـ ﴿فَبَعَثَ اللهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ﴾ المائدة: ٣١
ترجمه: خدا کلاغی فرستاد که در زمین جستوجو میکرد.
اسم نکره و جملۀ توضیحی: غُراباً ← يَبْحَثُ
٣ـ ﴿وَ اتَّقوا يَوْماً تُرْجَعونَ فيهِ إِلَى اللهِ﴾ البقرة: ٢٨١
ترجمه: از روزی بترسید که در آن به سوی خدا بازگردانده میشوید.
اسم نکره و جملۀ توضیحی: يَوْماً ← تُرْجَعونَ
٤ـ ﴿وَ هٰذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ﴾ الأنعام: ٩٢
ترجمه: و این کتابی پربرکت است که آن را نازل کردهایم.
اسم نکره و جملۀ توضیحی: كِتابٌ ← أَنْزَلْناهُ
٥ـ ﴿فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعىٰ﴾ طه: ٢٠
ترجمه: ناگهان آن ماری شد که حرکت میکرد.
اسم نکره و جملۀ توضیحی: حَيَّةٌ ← تَسْعىٰ
جواب تمرین در خانه صفحه ۶۲ عربی یازدهم
(لِلتَّمرينِ في الْمَنزِلِ) اُكْتُبِ اسْمَ كُلِّ صورَةٍ.
ترجمه: نام هر تصویر را بنویسید.
پاسخ تصاویر از راست به چپ:
| ردیف تصاویر |
پاسخ از راست به چپ |
| حیوانات |
اَلْفَرَس ـ اَلْكَلْب ـ اَلذِّئْب ـ اَلثَّعْلَب |
| وسایل |
اَلْميزان ـ اَلْمِشْكاة ـ اَلْمِفتاح ـ اَلسَّبّورَة |
| میوهها |
اَلرُّمّان ـ اَلتَّمْر ـ اَلْعِنَب ـ اَلتُّفّاح |
| اشیا |
اَلسِّوار ـ اَلْكُرَة ـ اَلْمِصباح ـ اَلزُّجاجَة |
⭐ نکات مهم امتحانی درس چهارم:
اگر بعد از اسم نکره یک فعل بیاید و آن اسم را توضیح دهد، معمولاً در ترجمۀ فارسی از «که» استفاده میکنیم.
ماضی + اسم نکره + مضارع: فعل مضارع دوم معمولاً به صورت ماضی استمراری ترجمه میشود.
مضارع + اسم نکره + مضارع: فعل دوم معمولاً به صورت مضارع اخباری یا التزامی ترجمه میشود.
ماضی + اسم نکره + ماضی: فعل دوم میتواند به صورت ماضی بعید یا ماضی ساده ترجمه شود.
از عبارتهای مهم درس: قَوْلاً سَديداً، لِينَ الْكَلامِ، مَواضِعَ التُّهَمِ، ما قَلَّ وَ دَلَّ، مَخْبوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ.
بیشتر بخوانید :