جواب قلمرو زبانی، ادبی و فکری درس هفدهم فارسی دوازدهم؛ خنده تو صفحه ۱۵۴ و ۱۵۵
پاسخ کامل سوالات کارگاه متنپژوهی درس هفدهم فارسی دوازدهم خنده تو، شامل قلمرو زبانی، ادبی و فکری صفحه ۱۵۴ و ۱۵۵.
در این مطلب، جواب کامل کارگاه متنپژوهی درس هفدهم فارسی دوازدهم «خندۀ تو» صفحات ۱۵۴ و ۱۵۵ را بررسی میکنیم. فعالیتهای این کارگاه در سه بخش قلمرو زبانی، قلمرو ادبی و قلمرو فکری قرار دارند و موضوعاتی مانند معنی واژۀ «آخته»، کاربردهای مختلف پسوند «ان»، نمادها و آرایههای شعر، درک مفهوم خندۀ محبوب و مقایسۀ شعر پابلو نرودا با سرودۀ فریدون مشیری را در بر میگیرند.
در قلمرو زبانی باید توجه داشته باشیم که «ان» همیشه نشانۀ جمع نیست و ممکن است مفهوم زمان، مکان، نسبت یا صفت فاعلی داشته باشد. در قلمرو ادبی، شناخت نماد، استعاره، تشخیص و تناسب اهمیت دارد و در قلمرو فکری نیز باید نقش خنده، شادی و امید در رویارویی با رنج و دشواری را بررسی کنیم.
جواب قلمرو زبانی صفحه ۱۵۴ درس هفدهم فارسی دوازدهم
در عبارت: «خندۀ تو، برای دستان من، شمشیری است آخته.» منظور از «شمشیر آخته»، شمشیری است که از نیام بیرون کشیده شده و برای مبارزه آماده است.
به نمونههای زیر توجّه کنید:
سحرگاهان (هنگام سحر)
دیلمان (مکان دیلمها، مکان زندگی مردم دیلم)
کوهان (مانند کوه، در ترکیب کوهان شتر)
کاویان (منسوب به «کاوه»)
خواهان (صفت فاعلی)
مفهوم نشانۀ «ان» را در واژههای زیر بنویسید.
بهاران ـ خاوران ـ بابکان ـ خندان
بهاران: «ان» به مفهوم زمان و هنگام است؛ یعنی هنگام بهار.
خاوران: «ان» مفهوم مکان دارد؛ یعنی سرزمین یا ناحیۀ خاور.
بابکان: «ان» مفهوم نسبت دارد؛ یعنی منسوب به بابک.
خندان: «ان» در ساخت صفت فاعلی به کار رفته است؛ یعنی کسی که میخندد / خندهرو.
بهاران ← زمان
خاوران ← مکان
بابکان ← نسبت
خندان ← صفت فاعلی
خاوران: مکان و سرزمین خاور.
بابکان: منسوب به بابک.
خندان: صفت فاعلی.
جواب قلمرو ادبی صفحه ۱۵۴ و ۱۵۵ درس هفدهم فارسی دوازدهم
هوا را از من بگیر، امّا
خندهات را نه.
گل سرخ را از من مگیر.
نان: نماد خوراک، نیازهای جسمانی و نیازهای مادی زندگی است.
هوا: نماد نفس کشیدن، حیات و نیازهای ضروری جسمانی است.
خنده: نماد شادی، امید، عشق، نشاط و نیروی روحی زندگی است.
گل سرخ: نماد عشق و زیبایی است.
شاعر با این نمادها میگوید نیازهای مادی و جسمانی هرچند مهماند، اما عشق، امید و شادی نیز برای ادامۀ زندگی انسان ضروریاند.
هوا: نماد حیات و نفس کشیدن.
خنده: نماد شادی، امید و نشاط روحی.
گل سرخ: نماد عشق و زیبایی.
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید.
۱- استعاره و تشخیص در «خندهات … پروازکنان در آسمان مرا میجوید»: خنده مانند پرندهای زنده تصور شده است که آزاد میشود، پرواز میکند و شاعر را جستوجو میکند. بنابراین «خنده» دارای استعاره مکنیه و تشخیص است.
۲- تشخیص: «جُستن» و «پرواز کردن» در این تصویر به «خنده» نسبت داده شده است.
۳- مراعات نظیر: پرواز / آسمان با یکدیگر تناسب معنایی دارند.
۴- «درهای زندگی»: ترکیبی استعاری است؛ زندگی مانند خانه یا فضایی دارای در تصور شده است.
۵- «در / گشاید»: مراعات نظیر و تناسب معنایی.
۶- «درهای زندگی را به رویم میگشاید»: کنایه از فراهم شدن راه زندگی، امید، فرصت و شادمانی است.
پرواز / آسمان: مراعات نظیر.
درهای زندگی: استعاره.
در / گشاید: مراعات نظیر.
درهای زندگی را گشودن: کنایه از ایجاد امید و گشایش در زندگی.
جواب قلمرو فکری صفحه ۱۵۵ درس هفدهم فارسی دوازدهم
خون من بر سنگفرش خیابان جاری است،
بخند؛ زیرا خندۀ تو
برای دستان من،
شمشیری است آخته.
خندۀ محبوب برای شاعر مانند شمشیری از نیام کشیده و آماده برای نبرد است. یعنی عشق و شادی سبب میشوند او حتی در دشوارترین شرایط، در برابر رنجها تسلیم نشود و توان ادامۀ مبارزه را پیدا کند.
پس در این بخش، خنده تنها نشانۀ شادی نیست؛ بلکه نیرویی برای ایستادگی، مبارزه، امید و ادامۀ زندگی است.
مشبّه: خندۀ محبوب.
مشبّهبه: شمشیر آخته.
این تصویر نشان میدهد خنده و امید، برای شاعر به اندازۀ یک سلاح در مبارزه قدرتبخش هستند.
وزین خوشتر نباشد در جهان پند
اگر خونیندلی از جور ایّام
«لب خندان بیاور چون لب جام»
به پیش اهل دل، گنجیست شادی
که دستاورد بیرنجیست شادی
به آن کس میرسد زین گنج بسیار
که باشد شادمانی را سزاوار
چو گل هر جا که لبخند آفرینی
به هر سو رو کنی لبخند بینی
مشو در پیچ و تاب رنج و غم، گم
به هر حالت تبسّم کن، تبسّم
فریدون مشیری
در شعر «خندۀ تو»، خندۀ محبوب برای شاعر نیرویی است که درهای زندگی را به روی او میگشاید و حتی در شرایط دشوار مبارزه، مانند شمشیری آخته به او توان ایستادگی میدهد.
در شعر فریدون مشیری نیز شاعر سفارش میکند حتی اگر انسان از سختیها و بیمهری روزگار غمگین باشد، باز هم لبخند و شادمانی خود را حفظ کند. او شادی را «گنج» میداند و میگوید: «مشو در پیچ و تاب رنج و غم، گم / به هر حالت تبسّم کن، تبسّم» یعنی انسان نباید در رنج و اندوه زندگی غرق شود، بلکه باید در هر شرایطی امید و شادی خود را حفظ کند.
بنابراین وجه مشترک دو سروده این است که خنده و شادی میتوانند در برابر غم و دشواری، به انسان امید، نیرو و توان ادامۀ زندگی ببخشند.
در شعر فریدون مشیری، پیام گستردهتر است و شاعر همۀ انسانها را دعوت میکند که در برابر رنج و غم، شادمانی و لبخند خود را حفظ کنند.
نکات مهم امتحانی کارگاه متن پژوهی درس هفدهم
آخته: برکشیده، از نیام بیرون کشیده.
شمشیر آخته: شمشیر از نیام بیرون کشیده و آماده برای مبارزه.
«ان» در بهاران: مفهوم زمان؛ هنگام بهار.
«ان» در خاوران: مفهوم مکان؛ سرزمین خاور.
«ان» در بابکان: مفهوم نسبت؛ منسوب به بابک.
«ان» در خندان: سازندۀ صفت فاعلی.
نان: نماد نیازهای مادی و جسمانی.
هوا: نماد حیات و نیازهای ضروری زندگی.
خنده: نماد امید، شادی و نشاط.
گل سرخ: نماد عشق و زیبایی.
خندهای که پرواز میکند: استعاره و تشخیص.
پرواز / آسمان: مراعات نظیر.
درهای زندگی: استعاره.
در / گشاید: مراعات نظیر.
گشودن درهای زندگی: کنایه از ایجاد گشایش و امید.
«خندۀ تو برای دستان من شمشیری است آخته»: تشبیه بلیغ.
مفهوم خندۀ محبوب در قلمرو فکری: نیروی امید، مقاومت و ادامۀ مبارزه.
وجه مشترک شعر نرودا و فریدون مشیری: تأکید بر خنده، شادی، امید و تسلیم نشدن در برابر غم و دشواری.
تفاوت: در شعر نرودا خندۀ محبوب نیرویی برای عشق و مقاومت است؛ در شعر مشیری، شادمانی به عنوان یک شیوۀ برخورد با رنجهای زندگی به همگان توصیه میشود.





