جواب قلمرو زبانی، ادبی و فکری درس هجدهم فارسی یازدهم؛ خوان عدل
پاسخ کامل سوالات کارگاه متنپژوهی درس هجدهم فارسی یازدهم خوان عدل، شامل قلمرو زبانی، ادبی و فکری صفحه ۱۴۷ و ۱۴۸.
در ادامه، پاسخ فعالیتهای کارگاه متنپژوهی درس هجدهم فارسی یازدهم را در سه بخش قلمرو زبانی، ادبی و فکری میخوانید. در پاسخها علاوه بر جواب اصلی، هرجا لازم بوده دلیل کوتاهی نیز آورده شده است تا نکته برای دانشآموز روشنتر شود.
جواب قلمرو زبانی صفحه ۱۴۷ درس هجدهم فارسی یازدهم
واژۀ «دم» در درس در دو معنای متفاوت به کار رفته است:
در عبارت «زیرا هر دم به تلاش است»، «دم» به معنی لحظه و زمان کوتاه است.
در عبارت «دم فرو دادن و برآمدنش»، «دم» به معنی نَفَس است.
بنابراین واژۀ «دم» در این دو عبارت، نمونهای از واژهای با کاربردهای معنایی متفاوت است.
الف) همین نام
ب) اسمای صدگانهاش
الف) همین نام
همین ← وابستۀ پیشین (صفت اشاره)
نام ← هسته
ب) اسمای صدگانهاش
اسمای ← هسته
صدگانه ← وابستۀ پسین (صفت شمارشی)
ـَش ← ضمیر پیوسته در نقش مضافالیه
بن ماضی: رَست
بن مضارع: رَه
نکته: «رَستن» در درس به معنی رهایی یافتن و نجات پیدا کردن است؛ مانند «رَستن از رنج».
مضارع اخباری ـ ماضی نقلی ـ مضارع التزامی
مضارع اخباری: «نتواند»
ماضی نقلی: «در هم تنیده است»
مضارع التزامی: «بستانیم» و «بمانم»
جواب قلمرو ادبی صفحه ۱۴۷ درس هجدهم فارسی یازدهم
«هر نَفَسی را دو نعمت است:
دم فرو دادن و برآمدنش؛
آن یکی ممدّ حیات است،
این یکی مفرّح ذات»
این قسمت یادآور سخن مشهور سعدی در دیباچۀ گلستان است که فرو رفتن و برآمدن نفس را دو نعمت الهی میداند. همچنین آهنگ و سجع موجود در ترکیبهایی مانند «ممدّ حیات / مفرّح ذات» نیز به شیوۀ نثر سعدی نزدیک است.
آرایۀ مجاز:
زین ← مجاز از اسب
بَرّ و بحر ← مجاز از همهجا و سراسر جهان
سر ← مجاز از کل وجود انسان
آرایۀ کنایه:
«غبار ساختن روح» ← کنایه از بیارزش و نابود کردن روح
جواب قلمرو فکری صفحه ۱۴۸ درس هجدهم فارسی یازدهم
«مگر نه راهنمای ما هر شامگاهان با صدای دلکش، بیتی چند از غزلهای شورانگیز تو را میخواند تا اختران آسمان را بیدار کند و رهزنان کوه و دشت را بترساند؟»
الف) کدام قسمت از متن درس با سرودۀ بالا ارتباط معنایی دارد؟
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی، ای کوکب هدایت
ارتباط معنایی: در هر دو، ستاره و روشنایی آسمان با مفهوم راهنمایی و یافتن راه ارتباط پیدا میکند.
«و تو شکر خدا کن، به هنگام رنج
و شکر او کن، به وقت رَستن از رنج.»
«در کویر، بیرون از دیوار خانه، پشت حصار ده، دیگر هیچ نیست. صحرای بیکرانۀ عدم است… راه، تنها به سوی آسمان باز است. آسمان، کشور سبز آرزوها، چشمۀ موّاج و زلال نوازشها، امیدها و … .»
علی شریعتی
«بگذار که سرخوش و مست به دوردستها روم
و بر فراز سرم هیچ جز اختران آسمان نبینم.»
همنوا و دارای ارتباط معنایی است؛ زیرا در هر دو متن، آسمان و فضای بیکران با آرزو، رهایی و حرکت فراتر از محدودیتهای زمینی پیوند خورده است.
دم: در درس هم به معنی «لحظه» و هم به معنی «نَفَس» آمده است.
رَستن: بن ماضی «رَست» و بن مضارع «رَه».
ممدّ حیات / مفرّح ذات: یادآور دیباچۀ گلستان سعدی است.
برّ و بحر: مجاز از همهجا و سراسر جهان.
غبار ساختن روح: کنایه از بیارزش کردن روح.
پیام «شکر خدا کن…»: سپاسگزاری از خداوند هم در سختی و هم در آسایش.





