مطالب درسی

معنی درس هجدهم خوان عدل فارسی یازدهم؛ آرایه‌ها و معنی کلمات صفحه ۱۴۵ و ۱۴۶

معنی درس هجدهم خوان عدل فارسی یازدهم صفحه ۱۴۵ و ۱۴۶، همراه با معنی متن و کلمات، آرایه‌های ادبی و نکات زبانی و فکری.

در درس «خوان عدل» فارسی یازدهم، شاعر از فرمانروایی و عدالت خداوند آغاز می‌کند و سپس انسان را به دوری از مادی‌گرایی، تعالی روح و سپاسگزاری در همۀ لحظه‌های زندگی فرامی‌خواند. در ادامه، معنی روان هر بند را همراه با قلمرو زبانی، ادبی و پیام اصلی آن بررسی می‌کنیم.

شرق از آنِ خداست
غرب از آنِ خداست
و سرزمین‌های شمال و جنوب نیز
آسوده در دستان خداست.
✓ معنی: تمام جهان، از شرق و غرب گرفته تا شمال و جنوب، از آنِ خداوند است و همۀ هستی زیر فرمان و قدرت او قرار دارد. هیچ نقطه‌ای از عالم بیرون از علم، قدرت و فرمانروایی پروردگار نیست.

قلمرو زبانی:
از آنِ: متعلق به.
آسوده: آرام، راحت و بدون نگرانی.
دستان: جمع «دست».

قلمرو ادبی:
شرق / غرب: تضاد.
شمال / جنوب: تضاد.
شرق، غرب، شمال و جنوب: مجاز از سراسر جهان.
سرزمین‌های شمال و جنوب: مجاز از همۀ جهان.
در دستان خدا بودن: کنایه از قرار داشتن در اختیار، فرمان و قدرت خداوند.
دست: مجاز از قدرت و توانایی.
در مصراع پایانی، تکرار صدای «س» واج‌آرایی ایجاد کرده است.
کل این بند تلمیح به آیۀ «وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ …» دارد و بر حضور و فرمانروایی خداوند در سراسر عالم تأکید می‌کند.

پیام: مالک و فرمانروای حقیقی جهان خداوند است و همۀ هستی زیر قدرت و نظارت او قرار دارد.

اوست که عادل مطلق است،
و خوان عدل خود را بر همگان گسترده
باشد که از میان اَسمای صدگانه‌اش،
او را به همین نام بستاییم،
آمین!
✓ معنی: خداوند عادل حقیقی و کامل است و عدالت او همۀ موجودات را دربر گرفته است. امید است از میان نام‌ها و صفات فراوان پروردگار، او را به صفت «عادل» بشناسیم و بستاییم و عدالت او را سرمشق خود قرار دهیم.

قلمرو زبانی:
عادل: دادگر، منصف و عدالت‌پیشه.
مطلق: کامل و بی‌قیدوشرط؛ در «عادل مطلق» یعنی کسی که عدالتش هیچ محدودیت و نقصی ندارد.
خوان: سفره؛ همچنین طبق یا چیزی که خوراک را بر آن می‌نهادند.
عدل: دادگری و عدالت.
همگان: همه، تمامی موجودات.
باشد: امید است.
اَسما: جمع «اسم»؛ نام‌ها.
بستاییم: ستایش کنیم.
آمین: خدایا بپذیر و اجابت کن.

نقش دستوری:
«عادل» در «عادل مطلق است»: مسند.
«خوان» در «خوان عدل خود را … گسترده»: مفعول.
«عدل» در «خوان عدل»: مضاف‌الیه.

قلمرو ادبی:
خوان عدل: اضافه تشبیهی؛ عدالت خداوند به سفره‌ای گسترده تشبیه شده که همۀ موجودات از آن بهره‌مند می‌شوند.
خوان گستردن: کنایه از نعمت بخشیدن و بخشندگی.
خوان عدل گستردن: کنایه از فراگیر بودن عدالت و دادگری خداوند.
خوان / گستردن: مراعات نظیر.
عادل / عدل: اشتقاق.
صد: نماد کثرت و فراوانی.

پیام: عدالت خداوند فراگیر است و همۀ موجودات از عدل و نعمت او بهره می‌برند.

اگر فکر و حواسم این جهانی است،
بهره‌ای والاتر از بهر من نیست
✓ معنی: اگر تمام فکر و توجه من فقط به زندگی مادی و امور دنیوی محدود شود، نمی‌توانم به بهره‌ای برتر و معنوی دست پیدا کنم. کسی که همۀ وجود خود را صرف دنیا می‌کند، از ارزش‌ها و حقیقت‌های والاتر محروم می‌ماند.

قلمرو زبانی:
حواس: جمع «حس»؛ در اینجا توجه و ذهن.
این جهانی: دنیوی و مادی.
بهره: نصیب و سهم.
والاتر: برتر و ارزشمندتر.
از بهر: برای، به خاطر؛ در این عبارت با معنای نصیب و سهم نیز ارتباط دارد.

قلمرو ادبی:
فکر و حواس: مراعات نظیر؛ همچنین مجاز از تمام توجه و وجود انسان.
بهر / بهره: جناس ناهمسان اختلافی.
است / نیست: تضاد.

پیام: وابستگی کامل به دنیا، انسان را از رشد معنوی و رسیدن به ارزش‌های برتر بازمی‌دارد.

روح را خاک نتواند مبدّل به غبارش سازد،
زیرا هر دم به تلاش است تا که فرا رود.
✓ معنی: مادیات و وابستگی‌های زمینی نمی‌توانند روح بلند و کمال‌جوی انسان را بی‌ارزش کنند؛ زیرا روح انسان پیوسته می‌کوشد از محدودیت‌های مادی فراتر برود و به مرتبه‌ای بالاتر از رشد و معنویت برسد.

قلمرو زبانی:
خاک: در اینجا جسم و جهان مادی.
مبدّل: دگرگون و تبدیل‌شده.
غبار: گرد و خاک؛ در اینجا چیزی ناچیز و بی‌ارزش.
دَم: لحظه و زمان کوتاه.
فرا رود: بالا رود، اوج بگیرد.

قلمرو ادبی:
خاک: مجاز از جسم و جهان مادی.
غبار: استعاره از امور بی‌ارزش و ناچیز مادی.
خاک / غبار: مراعات نظیر.
دم: مجاز از لحظه.
فرا رفتن روح: کنایه از تعالی، رشد معنوی و رسیدن به کمال.

پیام: روح انسان کمال‌جو و تعالی‌طلب است و نباید اجازه داد وابستگی‌های مادی مانع رشد معنوی او شوند.

هر نَفَسی را دو نعمت است:
دم فرو دادن و برآمدنش؛
آن یکی مُمدّ حیات است،
این یکی مُفرِّح ذات؛
✓ معنی: در هر بار نفس کشیدن، انسان از دو نعمت برخوردار می‌شود: یکی فرو بردن نفس که ادامۀ زندگی را ممکن می‌کند و دیگری بیرون دادن آن که سبب آسودگی و راحتی وجود انسان می‌شود. پس حتی کاری به ظاهر ساده مانند نفس کشیدن نیز سرشار از نعمت‌های خداوند است.

قلمرو زبانی:
نَفَس: هوایی که هنگام تنفس وارد ریه یا از آن خارج می‌شود.
دَم: نفس.
فرو دادن: به درون بردن.
برآمدن: بیرون آمدن.
مُمدّ: یاری‌رسان و کمک‌کننده.
حیات: زندگی.
مُفرِّح: شادی‌بخش و نشاط‌آور.
ذات: وجود و هستی.
«هر نفسی را دو نعمت است»: یعنی برای هر نفس دو نعمت وجود دارد.

قلمرو ادبی:
فرو دادن / برآمدن: تضاد.
حیات / ذات: سجع.
این عبارت تلمیح و اشاره‌ای روشن به سخن مشهور سعدی در دیباچۀ گلستان دارد که دم و بازدم انسان را دو نعمت الهی می‌داند.

پیام: نعمت‌های خداوند چنان فراوان‌اند که حتی هر نفس انسان دو نعمت در خود دارد؛ بنابراین انسان باید همواره سپاسگزار پروردگار باشد.

و چنین زیبا، زندگی در هم تنیده است
و تو شکر خدا کن، به هنگام رنج
و شکر او کن، به وقت رَستن از رنج.
✓ معنی: زندگی با همۀ فراز و نشیب‌ها و حالت‌های گوناگونش، به شکلی زیبا و حکیمانه درهم آمیخته است. انسان باید نه تنها هنگام رهایی از مشکلات، بلکه در زمان سختی و گرفتاری نیز خداوند را سپاس بگوید؛ زیرا در پس هر حال و رویدادی می‌توان حکمتی از جانب پروردگار یافت.

قلمرو زبانی:
تنیده: بافته و درهم آمیخته.
رنج: سختی، درد و گرفتاری.
رَستن: رهایی یافتن و نجات پیدا کردن.
به هنگام: در زمان.
به وقت: هنگام و زمان.

قلمرو ادبی:
زندگی در هم تنیده است: استعاره؛ زندگی مانند بافته‌ای تصور شده که اجزای گوناگون آن به یکدیگر پیوسته‌اند.
شکر / شکر: تکرار.
رنج / رَستن از رنج: تقابل معنایی میان گرفتاری و رهایی از آن.

پیام: سپاسگزاری نباید فقط مخصوص روزهای آسایش باشد. انسان مؤمن در سختی و هنگام رهایی از سختی، هر دو، خداوند را شکر می‌کند.

بگذار بر پشت زین خود معتبر بمانم
و تو در کلبۀ خویش آسوده بزی؛
من، شادمانه، راه دور خود را خواهم پیمود،
و تو، سبک‌بار، در کنار من خواهی رفت.
✓ معنی: اجازه بده من جایگاه و اعتبار خود را داشته باشم و تو نیز در زندگی ساده و آرام خود آسوده باشی. من با شادی مسیر طولانی زندگی را طی می‌کنم و تو نیز بدون وابستگی و بار سنگین دنیایی در این راه همراه من خواهی بود.

قلمرو زبانی:
زین: وسیله‌ای که برای نشستن سوار بر پشت اسب قرار می‌دهند.
معتبر: دارای اعتبار و ارزش.
کلبه: خانۀ کوچک و ساده.
خویش: خود.
بزی: زندگی کن؛ از مصدر «زیستن».
شادمانه: با شادی و خوشحالی.
پیمودن: طی کردن و پشت سر گذاشتن.
سبک‌بار: کسی که بار کمی دارد؛ در اینجا رها از وابستگی‌های سنگین.

قلمرو ادبی:
زین: مجاز از اسب و سواری.
راه دور: می‌تواند نمادی از مسیر طولانی زندگی و رسیدن به مقصد باشد.
راه پیمودن: کنایه از حرکت و پیش رفتن در مسیر زندگی.
سبک‌بار: کنایه از کسی که دلبستگی و وابستگی دنیوی اندکی دارد.
زین / راه / پیمودن / رفتن: مراعات نظیر.
کلبه: نماد زندگی ساده و بی‌آلایش.

پیام: انسان برای پیمودن مسیر زندگی و رسیدن به کمال، باید از وابستگی‌های اضافی و دلبستگی‌های سنگین دنیوی فاصله بگیرد.

و در هر گام،
روحم فرا رود
تا به ابدیّت.
هر جا که روم،
همچنان به پیش خواهم رفت،
برّ و بحر را خواهم پیمود
تا به دیدار آن یگانه برسم.
✓ معنی: می‌خواهم با هر قدمی که در مسیر زندگی برمی‌دارم، روح من نیز رشد کند و به مرتبۀ بالاتری برسد تا سرانجام به جاودانگی دست یابد. در هر جایی که باشم، حرکت خود را متوقف نمی‌کنم و از خشکی و دریا و همۀ موانع عبور می‌کنم تا سرانجام به دیدار خداوند یکتا برسم.

قلمرو زبانی:
گام: قدم.
فرا رود: بالا رود و اوج بگیرد.
ابدیت: جاودانگی و بی‌پایانی.
همچنان: پیوسته، به همان صورت.
برّ: خشکی.
بحر: دریا.
پیمودن: طی کردن.
یگانه: یکتا و بی‌همتا؛ در اینجا خداوند.

قلمرو ادبی:
فرا رفتن روح: کنایه از رشد و تعالی معنوی.
گام / رفتن / پیمودن: مراعات نظیر.
برّ / بحر: تضاد و مراعات نظیر؛ در کنار هم مفهوم همه جا و سراسر جهان را می‌رسانند.
برّ و بحر: مجاز از سراسر جهان و همۀ مسیرها.
دیدار آن یگانه: کنایه از رسیدن به قرب و وصال الهی.
یگانه: اشاره به خداوند یکتا.
راه و حرکت: در این بند نمادی از سیر معنوی انسان به سوی کمال هستند.

پیام: هدف نهایی انسان، تعالی روح و نزدیک شدن به خداوند است و برای رسیدن به این مقصد باید پیوسته در مسیر کمال حرکت کند.

معنی کلمات درس هجدهم خوان عدل فارسی یازدهم

از آن: متعلق به، از آنِ کسی بودن
آسوده: آرام و فارغ از نگرانی
عادل: دادگر و عدالت‌پیشه
مطلق: کامل و بی‌قیدوشرط
خوان: سفره یا چیزی که خوراک را بر آن می‌گسترانند
عدل: عدالت و دادگری
همگان: همه و تمامی افراد
اَسما: نام‌ها؛ جمع «اسم»
ستودن: تعریف و تمجید کردن
آمین: خدایا بپذیر و اجابت کن
حواس: جمع حس؛ در متن به معنای ذهن و توجه
بهره: نصیب و سهم
والاتر: برتر و ارزشمندتر
مبدّل: تبدیل‌شده و دگرگون‌شده
غبار: گرد و خاک
دَم: لحظه؛ همچنین نفس
فرا رفتن: بالا رفتن و اوج گرفتن
نَفَس: دم و بازدم انسان
مُمدّ: یاری‌دهنده و کمک‌کننده
حیات: زندگی
مُفرّح: شادی‌بخش و نشاط‌آور
ذات: وجود و سرشت
تنیده: بافته و درهم‌آمیخته
رنج: سختی و گرفتاری
رَستن: رهایی و نجات یافتن
زین: جای نشستن سوار بر پشت اسب
معتبر: دارای اعتبار و ارزش
کلبه: خانۀ کوچک و ساده
خویش: خود
زیستن: زندگی کردن
شادمانه: با شادی و خوشحالی
سبک‌بار: کم‌بار؛ در مفهوم درس، رها از دلبستگی‌های سنگین
گام: قدم
ابدیت: جاودانگی و بی‌پایانی
برّ: خشکی
بحر: دریا
یگانه: یکتا و بی‌همتا؛ اشاره به خداوند

مفهوم و پیام کلی درس خوان عدل فارسی یازدهم

درس «خوان عدل» تصویری از رابطۀ انسان، جهان و خداوند ارائه می‌دهد. شاعر ابتدا یادآوری می‌کند که سراسر هستی در اختیار خداوند است و عدالت او همۀ موجودات را دربر گرفته است. سپس انسان را از محدود شدن به زندگی مادی بازمی‌دارد و بر میل طبیعی روح برای رسیدن به مراتب بالاتر تأکید می‌کند.

در ادامۀ درس، حتی نفس کشیدن نمونه‌ای از نعمت‌های بی‌شمار الهی معرفی می‌شود تا انسان دریابد که در رنج و آسایش باید سپاسگزار باشد. سرانجام نیز زندگی به سفری معنوی تبدیل می‌شود که مقصد نهایی آن رشد روح و رسیدن به قرب الهی است.

نمادها و مفاهیم مهم درس خوان عدل

خوان عدل: نماد عدالت گسترده و فراگیر خداوند.
خاک: نماد جهان مادی و وابستگی‌های زمینی.
غبار: نماد امور ناچیز و بی‌ارزش مادی.
فرا رفتن: نماد رشد و تعالی روح.
سبک‌بار بودن: رهایی از وابستگی‌های دنیوی.
راه و پیمودن: نماد مسیر زندگی و سیر معنوی انسان.
برّ و بحر: مجاز از همه جا و سراسر جهان.
آن یگانه: خداوند.
مرور سریع برای امتحان:
موضوع اصلی درس: عدالت الهی و حرکت روح انسان به سوی کمال.
تلمیح مهم: «هر نفسی را دو نعمت است…» یادآور دیباچۀ گلستان سعدی است.
کنایۀ مهم: «در دستان خدا بودن» = در اختیار و قدرت خدا بودن.
اضافۀ تشبیهی مهم: «خوان عدل».
تضادهای مهم: شرق / غرب، شمال / جنوب، فرو دادن / برآمدن، برّ / بحر.
پیام پایانی: انسان باید با رهایی از وابستگی‌های مادی، روح خود را تعالی دهد و در مسیر رسیدن به خداوند حرکت کند.
بیشتر بخوانید:
5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا