جواب کارگاه تحلیل فصل دوم علوم و فنون دهم؛ صفحه ۵۶ تا ۵۸
جواب کارگاه تحلیل فصل ۲ علوم و فنون ادبی دهم انسانی و معارف؛ پاسخ کامل سوالات صفحات ۵۶ تا ۵۸ شامل قلمرو زبانی، ادبی و فکری، وزن شعر و سجع.
در کارگاه تحلیل فصل دوم علوم و فنون ادبی دهم، آموختههای درسهای چهارم تا ششم را به صورت عملی تمرین میکنیم. در این کارگاه باید متنها را از نظر قلمرو زبانی، قلمرو ادبی و قلمرو فکری بررسی کنیم، هموزنی دو مصراع را با تقطیع نشان دهیم و انواع سجع متوازی، مطرّف و متوازن را تشخیص دهیم.
در ادامه جواب کامل کارگاه تحلیل فصل دوم صفحات ۵۶ تا ۵۸ علوم و فنون ادبی دهم انسانی را میخوانید.
جواب کارگاه تحلیل صفحه ۵۶ علوم و فنون ادبی دهم
که پیشاهنگ، بیرون شد ز منزل
تبیرهزن بزد، طبل نخستین
شتربانان همیبندند محمل
نماز شام نزدیک است و امشب
مه و خورشید را بینم مقابل
ولیکن ماه دارد قصد بالا
فروشد آفتاب از کوه بابل
منوچهری
۱ــ کاربرد واژهها و ساختهای کهن:
واژهها و ترکیبهایی مانند «خیمگی»، «فروهل»، «تبیرهزن»، «محمل» و «همیبندند» امروزه کمتر به این صورت به کار میروند.
خیمگی: خیمهنشین
فروهل: فروگذار، رها کن
تبیره: نوعی طبل
محمل: کجاوه
۲ــ کاربرد صورت کهن فعل:
«همیبندند» صورت کهن «میبندند» است.
«بینم» نیز در اینجا به معنی «میبینم» به کار رفته است.
۳ــ کاربرد فعلهای پیشوندی:
در فعلهایی مانند «فروهل» و «فروشد» پیشوند «فرو» دیده میشود.
۴ــ فراوانی واژههای مرکب:
مانند پیشاهنگ، تبیرهزن و شتربانان.
۵ــ سادگی نسبی ساخت جملهها:
با وجود برخی واژههای کهن، ساختمان بیشتر جملهها روشن و قابل فهم است.
۶ــ کاربرد برخی واژههای عربی:
واژههایی مانند خیمه، محمل و مقابل از واژههای عربی بهکاررفته در شعر هستند.
جواب سوال ۲ کارگاه تحلیل صفحه ۵۶ و ۵۷ علوم و فنون ادبی دهم
نوشتهاند: درزیای و جولاههای با هم دوستی داشتهاند و چون به هم بنشستند، میگفتندی که این کار این شیخ، هیچ بر اصل نیست. روزی با یکدیگر میگفتند که این مرد دعوی کرامت میکند؛ بیا تا هر دو به نزدیک وی دَر شویم؛ اگر شیخ بداند که ما هر یکی چه کار کنیم و پیشهٔ ما چیست، بدانیم که او بر حق است و آنچ میکند، بر اصل است. هر دو مُتَنکّروار به نزدیک شیخ ما درآمدند. چون چشم شیخ بر ایشان افتاد، گفت:
زان یکی درزی و دگر جولاه
پس اشارت به درزی کرد و گفت:
این ندوزد، مگر قبای ملوک
آنگه اشاره به جولاهه کرد و گفت:
وان نبافد، مگر گلیم سیاه
ایشان هر دو خجل گشتند و در پای شیخ افتادند و از آن انکار، توبه کردند.
اسرارالتوحید، محمدبن منور
۱ــ آمیختن شعر و نثر: نویسنده در میان روایت منثور، برای بیان پاسخ شیخ از شعر استفاده کرده است. این شیوه یکی از ویژگیهای ادبی متن است.
۲ــ مراعات نظیر و شبکه معنایی:
درزی، ندوزد، قبا با یکدیگر تناسب معنایی دارند؛ زیرا همگی با خیاطی مرتبطاند.
جولاهه، نبافد، گلیم نیز همگی به بافندگی مربوطاند.
۳ــ توازی و هماهنگی ساختاری:
دو عبارت:
«این ندوزد، مگر قبای ملوک»
و
«وان نبافد، مگر گلیم سیاه»
ساختی مشابه دارند و این هماهنگی، موسیقی و زیبایی سخن را بیشتر کرده است.
۴ــ کنایه:
«چشم شیخ بر ایشان افتاد» یعنی شیخ آنان را دید.
«در پای شیخ افتادند» کنایه از اظهار فروتنی، پشیمانی و درخواست بخشش است.
۵ــ تقابل معنایی:
در آغاز، آن دو شخص منکر کرامت شیخاند؛ اما پس از آشکار شدن پیشهشان، پشیمان میشوند و از انکار خود توبه میکنند. این تغییر وضعیت، اثرگذاری حکایت را بیشتر کرده است.
ملک گفت: آوردهاند که بازرگانی غلامی داشت دانا و زیرکسار و بیداربخت. بسیار حقوق بندگی بر خواجه ثابت گردانیده بود و مقامات مشکور و خدمات مقبول و مبرور بر جراید روزگار ثبت کرده.
روزی خواجه گفت غلام را: «ای غلام، اگر این بار دیگر سفر دریا برآوری و باز آیی، تو را از مال خویش آزاد کنم و سرمایهٔ وافر دهم که کفاف آن را پیرایهٔ عفاف خود سازی و همه عمر پشت به دیوار فراغت باز دهی.» غلام این پذرفتگاری از خواجه بشنید، به روی تقبّل و تکفّل پیش آمد و بر کار اقبال نمود.
بار در کشتی نهاد و خود درنشست. روزی دو سه، بر روی دریا میراند. ناگاه بادهای مخالف از هر جانب برآمد، سفینه را درگردانید و بار آبگینهٔ اَمَلش خرد بشکست. کشتی و هرچ درو بود، جمله به غرقاب فنا فرو رفت و او به سنگپشت بحری رسید؛ دست درو آویخت و خود را بر پشت او افکند تا به جزیرهای افتاد که درو نخلستان بسیار بود؛ یک چندی در آنجایگه از آنچ مقدور بود، قوتی میخورد…
مرزباننامه، سعدالدین وراوینی
۱ــ تشبیه و اضافهٔ تشبیهی:
پیرایهٔ عفاف: عفاف به زیور و پیرایه تشبیه شده است.
دیوار فراغت: فراغت و آسودگی به دیوار تشبیه شده است.
آبگینهٔ امل: آرزو و امید به ظرف شیشهای و شکستنی تشبیه شده است.
غرقاب فنا: نابودی و فنا به گرداب یا آب عمیق تشبیه شده است.
۲ــ کنایه:
«پشت به دیوار فراغت باز دهی» کنایه از رسیدن به آسودگی و آرامش است.
۳ــ تصویر ادبی:
عبارت «بار آبگینهٔ املش خرد بشکست» به شکلی تصویری نشان میدهد که آرزوها و امیدهای غلام ناگهان از بین رفت.
۴ــ هماهنگی و موسیقی واژهها:
واژههای «مشکور، مقبول، مبرور» و نیز «تقبّل، تکفّل، اقبال» با وزن و آهنگ نزدیک، موسیقی نثر را بیشتر کردهاند.
۵ــ کاربرد فراوان ترکیبهای ادبی:
نویسنده به جای بیان ساده مطالب، از ترکیبهای خیالانگیزی مانند «پیرایه عفاف»، «دیوار فراغت»، «آبگینه امل» و «غرقاب فنا» استفاده کرده است؛ بنابراین نثر این بخش نسبت به نثر ساده، آراستهتر و هنریتر است.
جواب سوال ۳ کارگاه تحلیل صفحه ۵۸ علوم و فنون ادبی دهم
ای خواجه، رسیدهاست بلندیت به جایی
کز اهل سماوات به گوش تو رسد صوت!
گر عمر تو چون قد تو باشد به درازی
تو زنده بمانی و بمیرد ملکالموت
انوری
در بیت نخست، بلندی او آنقدر زیاد فرض شده است که گویا به آسمان رسیده و میتواند صدای اهل آسمان را بشنود.
سپس شاعر میگوید اگر عمر خواجه نیز مانند قدش اینقدر «دراز» باشد، او آنقدر عمر خواهد کرد که حتی ملکالموت پیش از او خواهد مرد.
این سخن در ظاهر شبیه ستایش است، اما اغراق غیرممکن و خندهآور آن، شعر را به طنز و شوخی با مخاطب نزدیک میکند.
پیام و فضای فکری: شاعر با بازی بر مفهوم «بلندی» و «درازی» و استفاده از اغراق، ویژگی ظاهری مخاطب را دستمایهٔ طنز قرار داده است.
جواب سوال ۴ کارگاه تحلیل صفحه ۵۸ علوم و فنون ادبی دهم
بشنو از نی چون حکایت میکند
از جداییها شکایت میکند
مولوی
مصراع اول:
بِش | نَ | وَز | نی || چون | حِ | کا | یَت || می | کُ | نَد
مصراع دوم:
اَز | جُ | دا | یی || ها | شِ | کا | یَت || می | کُ | نَد
پایههای آوایی آن نیز چنین است:
پس هجاهای کوتاه و بلند در دو مصراع دقیقاً در جایگاههای متناظر قرار گرفتهاند و به همین دلیل دو مصراع هموزن هستند.
جواب سوال ۵ کارگاه تحلیل صفحه ۵۸ علوم و فنون ادبی دهم
خواجه عبدالله انصاری
پایان آوایی مشترک دارند، اما هموزن نیستند.
خواجه عبدالله انصاری
دو واژه هموزناند، اما واج پایانی آنها یکسان نیست.
سعدی
دو واژه هموزناند و واجهای پایانی یکسان دارند؛ بنابراین از نظر موسیقایی قویترین نوع سجع را ساختهاند.
سعدی
دو واژه هموزناند و واج پایانی آنها مشترک است.
سعدی
دو واژه هموزناند و پایان آوایی «ـیز» در هر دو مشترک است.
جواب سوال ۶ کارگاه تحلیل صفحه ۵۸ علوم و فنون ادبی دهم
یاد / نام
زیرا هر دو واژه هموزن هستند، اما واج پایانی آنها متفاوت است:
«یاد» به د و «نام» به م پایان مییابد.
برای ساختن سجعی با بیشترین ارزش موسیقایی، باید آن را به سجع متوازی تبدیل کنیم.
پس میتوان به جای «نام» واژه «باد» را قرار داد:
این دو هموزناند و واجهای پایانی آنها نیز یکسان است؛ بنابراین سجع متوازی دارند و ارزش موسیقایی آنها از انواع دیگر بیشتر است.
یاد / شاد
چون این دو نیز سجع متوازی دارند.
• در قلمرو زبانی باید به واژهها، ساخت جملهها، فعلهای کهن و ویژگیهای تاریخی زبان توجه کنیم.
• در قلمرو ادبی باید آرایهها، تصویرسازی، موسیقی واژهها و شیوه هنری بیان را بررسی کنیم.
• در قلمرو فکری به اندیشه، پیام، نوع نگاه و هدف شاعر یا نویسنده توجه میکنیم.
• برای اثبات هموزنی، فقط گفتن «دو مصراع هموزناند» کافی نیست؛ تعداد و ترتیب هجاهای کوتاه و بلند باید یکسان باشد.
• در تشخیص سجع، هم وزن واژه و هم واج یا واجهای پایانی اهمیت دارند.
• از میان انواع سجع، سجع متوازی بیشترین ارزش موسیقایی را دارد.





