مطالب درسی

جواب خودارزیابی درس هفتم علوم و فنون دهم؛ سبک خراسانی صفحه ۶۵ و ۶۶

جواب خودارزیابی درس ۷ علوم و فنون ادبی دهم انسانی و معارف؛ پاسخ کامل سوالات درس هفتم سبک و سبک‌شناسی (سبک خراسانی) صفحات ۶۵ و ۶۶.

در درس هفتم علوم و فنون ادبی دهم با عنوان «سبک و سبک‌شناسی (سبک خراسانی)» با مفهوم سبک و شیوه‌های دسته‌بندی آن آشنا می‌شویم و ویژگی‌های شعر و نثر دوره اول را بررسی می‌کنیم. سبک خراسانی از نخستین سبک‌های شعر فارسی پس از اسلام است و ویژگی‌های آن را می‌توان در سه قلمرو زبانی، ادبی و فکری شناخت.

در ادامه جواب کامل خودارزیابی‌های صفحات ۶۵ و ۶۶ علوم و فنون ادبی دهم انسانی را به صورت دقیق و دانش‌آموزپسند می‌خوانید.

یادآوری کوتاه سبک خراسانی:

قلمرو زبانی: زبان ساده، کاربرد کمتر واژه‌های عربی نسبت به دوره‌های بعد، وجود بعضی واژه‌ها و ساخت‌های کهن و تفاوت تلفظ برخی واژه‌ها با فارسی امروز.

قلمرو ادبی: رواج قصیده، آرایه‌های طبیعی و معتدل، قافیه و ردیف ساده و فراوانی تشبیه‌های حسی.

قلمرو فکری: شادی و نشاط، واقع‌گرایی، توصیف‌های محسوس و عینی، روح حماسی، اندرزهای ساده و عملی و دور بودن شعر از پیچیدگی‌های عرفانی و فلسفی دوره‌های بعد.

جواب خودارزیابی صفحه ۶۵ علوم و فنون ادبی دهم

۱ــ با توجه به شعر زیر، به پرسش‌ها پاسخ دهید.

مرا بسود و فروریخت هر چه دندان بود
نبود دندان، لا، بل چراغ تابان بودسپید سیم زده بود و دُرّ و مرجان بود
ستارهٔ سحری بود و قطرهٔ باران بود

یکی نماند کنون زان همه، بسود و بریخت
چه نحس بود! همانا که نحس کیوان بود

نه نحس کیوان بود و نه روزگار دراز
چه بود؟ منَت بگویم: قضای یزدان بود

همیشه شاد و ندانستمی که غم چه بود
دلم نشاط و طرب را فراخ میدان بود

تو رودکی را، ای ماهرو، کنون بینی
بدان زمانه ندیدی که این چنینان بود

بدان زمانه ندیدی که در جهان رفتی
سرودگویان، گویی هزاردستان بود

شد آن زمانه که شعرش همه جهان بنوشت
شد آن زمانه که او شاعر خراسان بود

کنون زمانه دگر گشت و من دگر گشتم
عصا بیار که وقت عصا و انبان بود

رودکی

الف) شعر رودکی را از نظر ویژگی‌های ادبی بررسی نمایید.

پاسخ: این شعر نمونه مناسبی برای شناخت ویژگی‌های ادبی سبک خراسانی است.

۱ــ قالب شعر:
شعر در قالب قصیده سروده شده است؛ قصیده نیز قالب عمده شعر سبک خراسانی به شمار می‌آید.

۲ــ قافیه و ردیف ساده:
واژه «بود» در پایان مصراع‌ها ردیف است و واژه‌هایی مانند:
دندان، تابان، مرجان، باران، کیوان، یزدان، میدان، چنینان، هزاردستان، خراسان و انبان
قافیه‌های شعر را می‌سازند.

قافیه و ردیف ساده از ویژگی‌های ادبی شعر سبک خراسانی است.

۳ــ استفاده فراوان از تشبیه‌های حسی:
شاعر برای توصیف دندان‌های سفید و درخشان خود، آنها را به چیزهای محسوس و قابل دیدن تشبیه کرده است:

دندان ← چراغ تابان
دندان ← سیم
دندان ← دُرّ و مرجان
دندان ← ستاره سحری
دندان ← قطره باران

این تشبیه‌ها کاملاً حسی، ساده و عینی هستند و با ویژگی‌های سبک خراسانی هماهنگی دارند.

۴ــ تشبیه رودکی به هزاردستان:
در عبارت:
«سرودگویان، گویی هزاردستان بود»
رودکی به هزاردستان یا بلبل خوش‌آواز تشبیه شده است.

۵ــ تشبیه دل به میدان:
در:
«دلم نشاط و طرب را فراخ میدان بود»
دل شاعر مانند میدانی فراخ برای شادی و نشاط تصویر شده است.

۶ــ آرایه‌های طبیعی و دور از تکلف:
آرایه‌ها پیچیده و دشوار نیستند و شاعر برای زیبایی شعر به شکل طبیعی از تشبیه و تصویرسازی استفاده کرده است. این موضوع از ویژگی‌های مهم سبک خراسانی است.

۷ــ اشاره به باورهای نجومی قدیم:
در: «چه نحس بود! همانا که نحس کیوان بود»
شاعر به باور قدیمی درباره نحس بودن سیاره کیوان یا زحل اشاره کرده است؛ هرچند در بیت بعد این تصور را رد می‌کند و اتفاقات زندگی را به «قضای یزدان» نسبت می‌دهد.

۸ــ واژه‌آرایی:
واژه‌هایی مانند «نحس»، «زمانه» و «دگر» در بخش‌هایی از شعر تکرار شده‌اند و بر موسیقی و تأکید معنایی شعر افزوده‌اند.

ب) ویژگی‌های زبانی این شعر چیست؟

پاسخ: ویژگی‌های زبانی شعر نیز با ویژگی‌های عمومی سبک خراسانی هماهنگ است:

۱ــ زبان ساده و نسبتاً روشن:
با وجود قدمت شعر، بیشتر جمله‌ها و ارتباط میان آنها ساده و قابل درک است و پیچیدگی‌های زبانی دوره‌های بعد در آن دیده نمی‌شود.

۲ــ فراوانی واژه‌های فارسی:
بخش بزرگی از واژگان شعر فارسی است و تعداد واژه‌های عربی در مقایسه با بسیاری از شعرهای دوره‌های بعد کمتر است.

البته واژه‌های عربی مانند نحس، قضا، نشاط و طرب نیز در شعر دیده می‌شوند.

۳ــ وجود واژه‌ها و کاربردهای کهن:
نمونه‌هایی مانند:
بسود، بریخت، بنوشت، کنون، زان، دگر و انبان
با زبان امروز تفاوت دارند یا امروزه کمتر با این صورت و کاربرد دیده می‌شوند.

۴ــ کاربرد «بـ» در آغاز برخی فعل‌های ماضی:
مانند: بسود، بریخت و بنوشت.

۵ــ کاربرد «ی» استمراری به جای «می»:
در واژه‌هایی مانند: «ندانستمی»
صورت قدیمی فعل دیده می‌شود و در زبان امروز معمولاً می‌گوییم: «نمی‌دانستم».

همچنین در: «در جهان رفتی»
فعل «رفتی» در بافت شعر معنایی نزدیک به «می‌رفتی» دارد.

۶ــ صورت‌های کوتاه یا کهن برخی واژه‌ها:
کنون ← اکنون
زان ← از آن
دگر ← دیگر

این ویژگی‌ها نشان می‌دهد شعر رودکی از نظر زبان به دوره‌های آغازین شعر فارسی تعلق دارد.

جواب خودارزیابی صفحه ۶۶ علوم و فنون ادبی دهم

۲ــ متن زیر مربوط به کدام دورهٔ نثر است؟ دو مورد از ویژگی‌های نثر این دوره را بنویسید.

«چهاردهم صفر را به شهر سراب رسیدم و شانزدهم صفر از شهر سراب برفتم. بیستم صفر سنهٔ ۴۳۸ به شهر تبریز رسیدم و آن پنجم شهریور قدیم بود؛ شهری آبادان؛ مرا حکایت کردند که بدین شهر زلزله افتاد. بعضی از شهر خراب شده بود و بعضی دیگر را آسیبی نرسیده بود و گفتند چهل هزار آدمی هلاک شده بودند؛ و در تبریز، «قطران» نام، شاعری را دیدم؛ شعری نیک می‌گفت؛ امّا زبان فارسی نیکو نمی‌دانست؛ پیش من آمد؛ دیوان منجیک و دیوان دقیقی بیاورد و پیش من بخواند و هر معنی که او را مشکل بود، از من بپرسید و شرح آن بنوشت و اشعار خود بر من خواند.»
سفرنامه، ناصرخسرو

پاسخ: این متن مربوط به دورهٔ غزنوی و سلجوقی است.

دو ویژگی اصلی نثر این دوره که کتاب معرفی می‌کند عبارت‌اند از:

۱ــ افزایش کاربرد واژه‌های عربی نسبت به دوره سامانی:
در همین متن واژه‌هایی مانند: صفر، سنه، هلاک، معنی، شرح و دیوان دیده می‌شوند.

۲ــ حذف فعل به قرینه:
برای نمونه در عبارت:
«و آن پنجم شهریور قدیم بود؛ شهری آبادان»
پس از «شهری آبادان»، فعل «بود» به قرینه حذف شده است:
«شهری آبادان [بود]».

ویژگی‌های دیگری که از خود متن می‌توان مشاهده کرد:

کاربرد ساخت‌های کهن: مانند «برفتم»، «بنوشت» و «مرا حکایت کردند».

کاربرد «را» با معنایی متفاوت از فارسی امروز:
«مرا حکایت کردند» یعنی برای من / به من حکایت کردند.
«هر معنی که او را مشکل بود» یعنی هر معنایی که برای او دشوار بود.

گزارش دقیق رویدادها: ناصــرخسرو زمان، مکان، رویدادها و حتی دیدار خود با قطران تبریزی را با جزئیات گزارش می‌کند که با ماهیت سفرنامه هماهنگ است.

جواب سوال ۳ خودارزیابی صفحه ۶۶ علوم و فنون ادبی دهم

۳ــ دو مورد از ویژگی‌های نثر زیر را بنویسید.

«به روزگار خسرو، اندر وقت بوذرجمهر، رسولی آمد از روم. خسرو بنشست چنان که رسم ملوک بود؛ و رسول را بار داد. پیش رسول با وزیر، بوذرجمهر، گفت: «ای فلان، همه چیز در عالم تو دانی؟»

بوذرجمهر گفت: «نه، ای خدایگان!»

خسرو از آن طیره شده و از رسول، خجل گشت. پرسید که همه چیز پس که داند؟

بوذرجمهر گفت: «همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر زاده نشده‌اند.»»
قابوس‌نامه، کیکاووس

پاسخ: این متن از قابوس‌نامه و مربوط به دوره غزنوی و سلجوقی است. برای پاسخ سؤال، نوشتن دو مورد کافی است؛ اما چند ویژگی قابل مشاهده عبارت‌اند از:

۱ــ کاربرد واژه‌ها و ساخت‌های کهن:
مانند: اندر، خدایگان، بار داد، طیره، بنشست.

اندر: در
بار داد: اجازه حضور و ورود داد
طیره: خشمگین و آزرده
خدایگان: سرور و پادشاه

۲ــ کاربرد «بـ» در آغاز فعل ماضی:
بنشست ← نشست
این نوع ساخت از ویژگی‌های زبان قدیم فارسی است.

۳ــ کاربرد واژه‌های عربی:
مانند: رسول، ملوک، عالم و خجل.

۴ــ نثر روایی و گفت‌وگومحور:
حکایت با روایت یک رویداد آغاز می‌شود و سپس گفت‌وگوی مستقیم خسرو و بوذرجمهر پیش می‌رود؛ همین موضوع متن را زنده و قابل دنبال کردن کرده است.

۵ــ جابه‌جایی برخی اجزای جمله نسبت به فارسی امروز:
برای مثال: «رسولی آمد از روم»
که در زبان امروزی معمولاً می‌گوییم: «رسولی از روم آمد.»

۶ــ سادگی نسبی بیان:
با وجود واژه‌ها و ساخت‌های قدیمی، روایت روشن است و اندیشه اصلی حکایت به آسانی فهمیده می‌شود.

نکات مهم درس هفتم:

• «سبک» شیوه خاص بیان شاعر یا نویسنده است.
• سبک خراسانی نخست در سیستان و خراسان بزرگ شکل گرفت و به دلیل شکوفایی آن در دوره سامانی، «سبک سامانی» نیز نامیده شده است.
• زبان شعر خراسانی معمولاً ساده و دارای واژه‌های عربی کمتری نسبت به دوره‌های بعد است.
• قصیده مهم‌ترین قالب شعر این سبک است.
• آرایه‌ها معمولاً طبیعی و معتدل و تشبیه‌ها بیشتر حسی و عینی‌اند.
• از نظر فکری، واقع‌گرایی، شادی، حماسه، مدح و اندرز از ویژگی‌های مهم این سبک‌اند.
• نثر دوره اول در کتاب به دو بخش سامانی و غزنوی و سلجوقی تقسیم شده است.
• در نثر غزنوی و سلجوقی، کاربرد واژه‌های عربی نسبت به دوره قبل افزایش یافته و حذف فعل به قرینه، تمثیل و استشهاد نیز دیده می‌شود.

جمع‌بندی درس هفتم علوم و فنون ادبی دهم: برای شناخت سبک یک اثر باید ویژگی‌های مشترک آن را در سه قلمرو زبانی، ادبی و فکری بررسی کنیم. شعر سبک خراسانی زبانی ساده، آرایه‌هایی طبیعی، تشبیه‌های حسی، قافیه و ردیف ساده و اندیشه‌هایی نسبتاً روشن و عینی دارد. در نثر دوره اول نیز زبان فارسی از نثر ساده سامانی به نثر دوره غزنوی و سلجوقی می‌رسد که در آن کاربرد واژه‌های عربی بیشتر می‌شود و ویژگی‌هایی مانند اطناب، حذف فعل به قرینه و استفاده از شواهد شعری و دینی گسترش پیدا می‌کند.
بیشتر بخوانید :
اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا