مطالب درسی

جواب سوالات درس نهم فلسفه دوازدهم انسانی | آغاز فلسفه در جهان اسلام

پاسخ کامل درس ۹ فلسفه دوازدهم «آغاز فلسفه در جهان اسلام» شامل جواب اندیشه و انتخاب صفحه ۷۱، تطبیق صفحات ۷۲ و ۷۳ و به کار ببندیم صفحه ۷۷ کتاب.

درس نهم فلسفه دوازدهم انسانی با عنوان «آغاز فلسفه در جهان اسلام» به زمینه‌های شکل‌گیری فلسفه در میان مسلمانان، ویژگی فلسفۀ مشائی و اندیشه‌های فارابی می‌پردازد. پاسخ فعالیت‌های صفحات ۷۱، ۷۲، ۷۳ و ۷۷ را در ادامه به‌ترتیب می‌خوانید.

جواب انتخاب صفحه ۷۱ فلسفه دوازدهم

کدام یک از نمودارهای زیر را انتخاب می‌کنید؟ نظر خود را توضیح دهید.

جواب انتخاب صفحه ۷۱ فلسفه دوازدهم

پاسخ: نمودار «د» کامل‌تر است؛ زیرا رابطۀ حیات عقلی، حیات علمی و حیات فلسفی را دوطرفه نشان می‌دهد. توجه جامعه به عقل و اندیشیدن، زمینۀ پیشرفت علم و فلسفه را فراهم می‌کند. از سوی دیگر، پیشرفت علم و فلسفه نیز به تقویت تفکر و عقلانیت در جامعه کمک می‌کند. علم و فلسفه نیز بر یکدیگر اثر می‌گذارند؛ بنابراین، ارتباط این سه فقط یک‌طرفه نیست.

📌 برای فهم بهتر: جامعه‌ای که به پرسشگری و استدلال اهمیت می‌دهد، بستر مناسبی برای پژوهش علمی فراهم می‌کند. نتایج پژوهش‌ها نیز پرسش‌های تازه‌ای پیش روی اندیشمندان می‌گذارد و تفکر را گسترش می‌دهد.

جواب اندیشه صفحه ۷۱ فلسفه دوازدهم

در کتاب «تاریخ حکمای اسلام» اثر ابوالحسن علی بن زید بیهقی آمده است که بنا بر روایت گروهی از دانشمندان شیراز، چون بخش منطق کتاب «نجات» شیخ‌الرئیس ابن‌سینا به شیراز رسید، دانشمندان این شهر مطالعۀ آن را آغاز کردند. یکی از ایشان که اعلم آنان بود، از آن کتاب چندین اِشکال و ایراد گرفت. آن اشکال‌ها را در جزوه‌ای نوشت و به پیوست نامه‌ای توسط ابوالقاسم کرمانی به اصفهان نزد شیخ فرستاد (ابن‌سینا آن روزها در اصفهان زندگی می‌کرد).

ابوالقاسم در یک روز گرم، نزدیک غروب آفتاب به حضور شیخ رسید و نامه و جزوه را تقدیم او کرد. شیخ، در حالی که اطرافیانش گِرد او بودند، بدان جزوه نگریست و تا وقت ادای نماز خفتن، با ابوالقاسم صحبت می‌داشت. پس از آن به مطالعۀ اشکال‌ها پرداخت و نوشتن جواب آغاز کرد و در آن شب که از شب‌های کوتاه تابستان بود، پنج جزوۀ ده ورقی، درباب آن اشکالات کتابت نمود.

آنگاه خوابید و چون نماز بامداد بگزارد، شاگردش، ابوعُبَید، آن جزوات را که مشتمل بر حلّ مشکلات و جواب اشکالات دانشمند شیرازی بودند، به ابوالقاسم داد و گفت: حضرت استاد فرمودند: «در جواب شتاب کردم تا قاصد درنگ ننماید».

بزرگان شیراز چون آن جزوات بدیدند و کیفیت تحریر آنها را شنیدند، در شگفت شدند و شیخ را تحسین کردند.

معنی «نماز خفتن»: نماز عشا.

۱ـ این رفت و آمد و شور و نشاط علمی نشانۀ چیست؟ آیا در هر جامعه‌ای چنین شور و نشاطی امکان‌پذیر است؟

پاسخ: نشانۀ زنده بودن فضای علمی و فکری جامعه و ارزش داشتن دانش، نقد و گفت‌وگوست. دانشمندان به خواندن آثار یکدیگر، طرح اشکال و یافتن پاسخ اهمیت می‌دادند و برای روشن شدن حقیقت تلاش می‌کردند.

چنین نشاطی در هر جامعه‌ای خودبه‌خود شکل نمی‌گیرد؛ به احترام به علم، امکان پرسشگری، تحمل نقد و ارتباط میان دانشمندان نیاز دارد. هر جامعه‌ای که این زمینه‌ها را فراهم کند، می‌تواند از چنین فضای علمی پویایی برخوردار شود.

۲ـ از عمل دانشمند شیرازی و رفتار ابن‌سینا چه برداشتی می‌توان کرد؟

پاسخ: دانشمند شیرازی، شهرت ابن‌سینا را مانع نقد کردن کتاب او ندانست و اشکال‌های خود را مطرح کرد. ابن‌سینا نیز به‌جای ناراحتی یا بی‌اعتنایی، برای پاسخ‌گویی وقت گذاشت. این رفتار نشان می‌دهد که در گفت‌وگوی علمی، دلیل و حقیقت اهمیت دارد و حتی نظر دانشمندان بزرگ نیز قابل بررسی و نقد است.

شتاب ابن‌سینا در نوشتن پاسخ‌ها نیز نشانۀ تسلط علمی، مسئولیت‌پذیری و احترام او به پرسش‌کننده و وقت فرستادۀ اوست.

جواب تطبیق صفحه ۷۲ و ۷۳ فلسفه دوازدهم

برای مشخص شدن شمارۀ پاسخ‌ها، شش موردی که پرسش به آنها اشاره دارد عبارت‌اند از:

۱. ارزش قائل شدن برای اصل تفکر و خردورزی؛

۲. تکریم علم به عنوان ثمرۀ تفکر و خردورزی؛

۳. تکریم و احترام پیوستۀ عالمان و دانشمندان؛

۴. طرح مباحث علمی و عقلی و فلسفی و به کار گرفتن شیوه‌های مختلف استدلال؛

۵. مذمّت پیوستۀ نادانی و جهل، به طوری که در جامعه یک ویژگی منفی تلقی شود؛

۶. دعوت به یادگیری علم و دانش ملت‌ها و تمدن‌های دیگر و استفاده از آنها.

هر یک از عبارت‌های زیر بیشتر با کدام یک از موارد فوق تطبیق می‌کند؟

۱ـ قرآن کریم می‌فرماید: او اوّل است و آخر و ظاهر است و باطن، و او به هر چیزی داناست.

پاسخ: مورد ۴؛ طرح مباحث علمی و عقلی و فلسفی. این آیه به صفات خداوند می‌پردازد و زمینۀ اندیشیدن دربارۀ موضوعاتی مانند اوّل و آخر بودن و ظاهر و باطن بودن خدا را فراهم می‌کند.

۲ـ امیرالمؤمنین می‌فرماید: موجودات کاملی هستند عاری از ماده و قوّه؛ زیرا جملگی مجردند و نهایت کمال ممکن خود را دارا هستند. خداوند بر آنها تجلّی کرد، نورانی شدند…

پاسخ: مورد ۴؛ طرح مباحث علمی و عقلی و فلسفی. سخن دربارۀ موجودات مجرد، ماده، قوّه و کمال، به موضوعات فلسفی مربوط می‌شود.

۳ـ روزی رسول خدا (ص) وارد مسجد مدینه شد. دید که جمعی از مردم به عبادت مشغول‌اند و گروهی دربارۀ مسائل علمی گفت‌وگو می‌کنند. ایشان به سوی گروه دوم رفت و کنار آنان نشست و فرمود: من برای گسترش علم مبعوث شده‌ام.

پاسخ: بیشتر با موارد ۲ و ۳؛ تکریم علم و احترام به عالمان و دانشمندان تطبیق دارد؛ زیرا پیامبر با حضور در جمع اهل گفت‌وگوی علمی، به دانش و دانش‌آموزی احترام گذاشت. با مورد ۱؛ ارزش قائل شدن برای تفکر و خردورزی نیز ارتباط دارد.

۴ـ رسول خدا (ص) فرمود: حکمت گم‌شدۀ مؤمن است. آن را طلب کنید؛ حتی اگر نزد مُشرک باشد.

پاسخ: بیشترین ارتباط را با مورد ۶؛ دعوت به یادگیری علم و دانش ملت‌ها و تمدن‌های دیگر دارد؛ زیرا تأکید می‌کند که برای آموختن حکمت نباید خود را به هم‌کیشان محدود کنیم. همچنین با موارد ۱ و ۲، یعنی ارزش خردورزی و تکریم علم، مرتبط است.

۵ـ امیرالمؤمنین فرمود: هرکس برای خدا صفتی جدا از ذات قائل شود، او را قرین چیز دیگری ساخته و هرکس خدا را قرین چیز دیگری بداند، او را دو چیز انگاشته و هرکس خدا را دو چیز بپندارد، برای او جزء قائل شده است.

پاسخ: مورد ۴؛ طرح مباحث علمی و عقلی و فلسفی و به کار گرفتن شیوه‌های مختلف استدلال. در این سخن، رابطۀ ذات و صفات خدا با استدلال بررسی می‌شود و پیامدهای جدا دانستن صفت از ذات، مرحله‌به‌مرحله توضیح داده می‌شود.

جواب به کار ببندیم صفحه ۷۷ فلسفه دوازدهم

۱ـ با توجه به آنچه دربارۀ مدینۀ فاضلۀ فارابی گفته شد، نظر فارابی دربارۀ هر یک از موارد زیر را مشخص کنید.

پاسخ:

موضوعات در مدینۀ فاضله در مدینۀ جاهله
هدف رسیدن به سعادت و کمال حقیقی انسان در دنیا و آخرت. فقط سلامت جسم و فراوانی لذت‌های دنیایی.
مردم به فضیلت‌ها آراسته‌اند و با انجام وظایف خود، جامعه را به سوی سعادت می‌برند. سعادت را در رسیدن به لذت‌های دنیوی و بدبختی را در محروم ماندن از آنها می‌دانند.
رئیس روحی بزرگ، سرشتی عالی و بالاترین درجۀ تعقل دارد و جامعه را به سوی سعادت حقیقی هدایت می‌کند؛ در بیان کتاب، پیامبر و جانشینان او. جامعه را بر پایۀ هدف‌های محدود دنیوی اداره می‌کند و راهنمای مردم به سوی سعادت حقیقی نیست.

۲ـ کدام یک از زمینه‌های رشد فلسفه از نظر شما اهمیت بیشتری دارد؟

پاسخ: به نظر من، دعوت به خردورزی و شکل‌گیری حیات عقلی مهم‌تر است؛ زیرا تا وقتی اندیشیدن، پرسشگری و استدلال در جامعه ارزش نداشته باشد، زمینۀ مناسبی برای رشد فلسفه فراهم نمی‌شود. توجه قرآن و پیامبر به عقل و دانش، چنین بستری را ایجاد کرد و گسترش مباحث اعتقادی و نهضت ترجمه نیز به رشد آن کمک کردند.

نمونه پاسخ دیگر با تأکید بر نهضت ترجمه:

به نظر من، نهضت ترجمه اهمیت زیادی داشت؛ زیرا آثار علمی و فلسفی تمدن‌های دیگر را در اختیار مسلمانان قرار داد. اندیشمندان مسلمان توانستند این آثار را مطالعه و نقد کنند و با افزودن اندیشه‌های تازه، نظام‌های فلسفی جدیدی بسازند. البته بهره‌گیری از این آثار به وجود روحیۀ خردورزی و علاقه به دانش نیاز داشت.

۳ـ شاخصۀ اصلی فلسفۀ مشائی چیست؟

پاسخ: شاخصۀ اصلی فلسفۀ مشائی، روش استدلالی و تکیه بر قیاس برهانی با الگو گرفتن از ارسطوست. فیلسوف مشائی می‌کوشد مسائل فلسفی را با مقدمات روشن و استدلال منظم بررسی و اثبات کند. فارابی و ابن‌سینا از مهم‌ترین نمایندگان این روش در جهان اسلام هستند.

خلاصه درس نهم فلسفه دوازدهم

توجه عمومی به عقل و اندیشه، حیات عقلی را شکل می‌دهد و زمینه‌ساز رشد دانش و فلسفه می‌شود. در جهان اسلام، دعوت قرآن و پیامبر به خردورزی، گسترش بحث‌های اعتقادی و نهضت ترجمه، از زمینه‌های مهم رشد فلسفه بودند. اندیشمندان مسلمان تنها به نقل آثار پیشینیان بسنده نکردند و با نقد و بررسی آنها، اندیشه‌های تازه‌ای مطرح کردند. فلسفۀ مشائی با تکیه بر استدلال و روش برهانی ارسطو گسترش یافت و فارابی، مشهور به معلم ثانی، در شکل‌گیری آن نقش مهمی داشت. او مدینۀ فاضله را جامعه‌ای می‌دانست که مردم و رهبر آن برای سعادت حقیقی تلاش می‌کنند؛ در مقابل، هدف مدینۀ جاهله به سلامت جسم و لذت‌های دنیوی محدود می‌شود.

اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا