جواب سوالات درس یازدهم فلسفه یازدهم | انسان، موجود اخلاقگرا
پاسخ کامل درس ۱۱ فلسفه یازدهم «انسان، موجود اخلاقگرا» شامل جواب تفکر صفحات ۸۴ و ۸۵، بررسی صفحه ۸۶، تطبیق صفحات ۸۸ و ۸۹، طرح مسئله صفحه ۹۰، یافتن مصداقها و تطبیق صفحات ۹۱ و ۹۲ و به کار ببندیم صفحه ۹۳ کتاب.
درس یازدهم فلسفه یازدهم، «انسان، موجود اخلاقگرا»، درباره معیار خوب و بد بودن رفتارهاست. در پاسخ فعالیتهای این درس، دیدگاه فیلسوفان درباره اخلاق را بررسی میکنیم و به تفاوت میان انجام یک کار خوب و انگیزۀ انجام آن توجه میکنیم.
جواب تفکر صفحه ۸۴ و ۸۵ فلسفه یازدهم
پیش از آغاز درس، این داستان را بخوانید و به سؤالهای طرح شده پاسخ دهید.
داود و سامان تمام صبح را صرف خرید کردهاند و میخواهند با اتوبوس به خانه بازگردند. آنها نوشابهای میخرند و بیرون از فروشگاه، روی نیمکتی منتظر اتوبوس میمانند.
داود: (آه عمیقی میکشد) من حسابی خسته و کوفته شدهام؛ اما خوشحالم، خرید خوبی بود. (در حالی که داخل ساکش را نگاه میکند.)
سامان: بله، من هم همینطور (ساعتی را از ساکش بیرون میآورد.) بهترینش هم همین است. (ساعت را روی دست میبندد)
داود: (نزدیکتر میآید و با تعجب به ساعت نگاه میکند.) کِی این را خریدی؟ من یادم نمیآید، چند خریدی؟
سامان: (به اطراف نگاه میکند و آهسته میگوید) این مجانی بود!
داود: (اوّل مات و مبهوت نگاه میکند، سپس به منظور او پی میبرد.) سامان! تو این را دزدیدی؟
سامان: چرا تعجب میکنی؟ خیلیها از این کارها میکنند. خُب، من آنقدر از این فروشگاهها خرید میکنم که چنین هدیهای حقم باشد. همه چیز فوقالعاده گران است.
داود: (متعجب) باورم نمیشود از فروشگاه جنس برداری.
سامان: تو فقط از این میترسی که به دردسر بیفتی. تو هم این کار را انجام بده؛ اگر جرئتش را داری!
داود: امکان ندارد. این کار غلط است.
سامان: خُب، ممکن است این کار برای تو غلط باشد، اما برای من نه!
داود: نه، منظورم این است که این کار از نظر اخلاقی غلط است. این کار برای همه غلط است.
سامان: فکر کردی تو کی هستی که به دیگران بگویی چه کاری درست است و چه کاری غلط؟ دزدیدن جرئت میخواهد.
داود: موضوع روش دزدی کردن نیست. تو نباید اخلاق را زیر پا بگذاری. اخلاق برای همه یکسان است.
سامان: ببین! تو هم به دنبال سود خودت هستی و چون از این نوع خرید کردن سود میبری، اینطور خرید میکنی. اما من دوست ندارم مثل بقیه باشم.
داود: خب تو با دزدی نمیتوانی خاص بشوی؛ خودت گفتی دیگران هم از این کارها میکنند. اگر واقعاً میخواهی تک باشی، این ساعت را به چشم یکی بکوب تا کور شود. اینطوری بهتر میتوانی بیهمتا و تک بشوی.
سامان: نه، من مخالف این کار هستم.
داود: خدا را شکر! اما چرا؟ اگر تو خودت قوانین اخلاقیات را میسازی و شجاعت این کار را هم داری، چرا تا آخرش نمیروی؟ به هر حال، من میخواهم به صاحبان فروشگاه اطلاع بدهم.
سامان: ببین، این دیگر نشد، این از پشت خنجر زدن است. از تو انتظار نداشتم.
داود: انتظار چی را نداشتی؟ یعنی هم میخواهی قوانین اخلاقی خودت را خودت بسازی و هم برای من قانونگذاری کنی؟!
۱ـ چرا با اینکه کسی متوجه دزدی سامان نشده، داود سامان را سرزنش میکند؟
پاسخ: چون از نظر داود، نادرست بودن دزدی به دیده شدن یا مجازات شدن وابسته نیست. دزدی حق دیگران را پایمال میکند و حتی اگر کسی متوجه آن نشود، باز هم کاری غیراخلاقی است.
۲ـ آیا واقعاً سامان کار خود را خوب تلقی میکند؟
پاسخ: سامان در گفتار از کارش دفاع میکند، اما رفتار او نشان میدهد که موضوع به این سادگی نیست. به اطراف نگاه میکند، آهسته حرف میزند و برای دزدی دلیلتراشی میکند. بنابراین، میتوان گفت بیشتر در حال توجیه کار خود است تا بیان یک باور اخلاقی استوار. البته از این نشانهها نمیتوان با قطعیت درباره احساس درونی او داوری کرد.
۳ـ آیا در میان جملات داود و سامان قاعدۀ نادرست اخلاقی هم مشاهده میکنید؟
پاسخ: بله؛ برای مثال، سامان تصور میکند چون افراد زیادی دزدی میکنند، کار او قابل قبول است؛ در حالی که رواج یک رفتار، دلیل درست بودن آن نیست. همچنین، خرید زیاد یا گران بودن کالا به کسی اجازۀ برداشتن مال دیگران را نمیدهد. جرئت داشتن و متفاوت بودن نیز بهتنهایی معیار اخلاقی بودن یک کار نیستند.
مثال داود درباره آسیب رساندن به چشم دیگری هم اگر بهعنوان دستور واقعی در نظر گرفته شود، نادرست است؛ اما او آن را برای نشان دادن نتیجۀ خطرناک استدلال سامان مطرح میکند، نه برای توصیه به خشونت.
۴ـ چرا داود تلاش میکند پایبند قواعد اخلاقی باشد و از آنها سرپیچی نکند؟
پاسخ: چون معتقد است قواعد اخلاقی فقط تابع میل و سود شخصی نیستند و باید حقوق دیگران را رعایت کرد. او دزدی را نادرست میداند و حاضر نیست صرفاً برای منفعت خود یا متفاوت بودن، آن را انجام دهد.
۵ـ آیا انتقاد سامان از رفتار داود درست است؟ چرا؟
پاسخ: خیر. سامان از یک طرف میگوید هرکس میتواند معیار اخلاقی خودش را داشته باشد، اما از طرف دیگر انتظار دارد داود مطابق خواست او رفتار کند و دزدی را پنهان نگه دارد. این دو ادعا با هم سازگار نیستند. دوستی نیز به معنای تأیید یا پنهان کردن کار نادرست دوست نیست.
جواب بررسی صفحه ۸۶ فلسفه یازدهم
یکی از مسائل مورد توجه فلاسفه، تفاوت این دو دسته کار است. پرسش اصلی این است که چه ویژگیهایی در افعال دستۀ نخست وجود دارد که باعث میشود آنها را «افعال طبیعی» بدانیم؟ درمورد دستۀ دوم چطور؟ چه ویژگیهایی این قبیل کارها را به «فعل اخلاقی» تبدیل کرده است؟ اساساً معیار فعل اخلاقی چیست و از کجا نشئت میگیرد؟ چرا قواعد اخلاقی مورد قبول عموم واقع میشوند؟ آیا هر کس میتواند مطابق سلیقه و دیدگاه خود قاعدۀ اخلاقی وضع کند و از دیگران بخواهد آن را رعایت نمایند؟ آیا اصول اخلاقی بسته به تحوّل و تفاوت فرهنگها و جوامع، متغیر و متفاوتاند؟
گفتوگوی داود و سامان را مرور کنید و بگویید با توجه به سخنان داود و سامان، پاسخ هر کدام از آنها به سؤالهای فوق چه خواهد بود؟
پاسخ: این دو نفر به همۀ پرسشها مستقیماً جواب ندادهاند، اما از گفتوگوی آنها میتوان چنین برداشت کرد:
دیدگاه داود
کارهای طبیعی برای برطرف کردن نیازهای زندگی انجام میشوند، اما در ارزیابی اخلاقی باید درست یا نادرست بودن رفتار و رعایت حقوق دیگران را هم در نظر گرفت. منفعت شخصی بهتنهایی معیار اخلاق نیست. داود برای قواعد اخلاقی اعتبار مشترک قائل است و معتقد است هرکس نمیتواند مطابق میل خود دزدی را خوب یا بد بداند. او در این گفتوگو منشأ دقیق قواعد اخلاقی را توضیح نمیدهد، ولی بر یکسان بودن آنها برای افراد تأکید میکند.
دیدگاه سامان
سامان رفتار انسان را با سود و خواست شخصی توضیح میدهد و مرز روشنی میان تأمین نیاز و ارزش اخلاقی نمیگذارد. او خوب و بد را وابسته به فرد میداند و برای دفاع از کار خود، به رفتار دیگران و منفعتش استناد میکند. سخنانش به نسبی دانستن اخلاق نزدیک است؛ با این حال، وقتی از داود انتظار وفاداری دارد، خودش نیز به قاعدهای فراتر از سلیقۀ داود تکیه میکند.
جواب تطبیق صفحه ۸۸ فلسفه یازدهم
دیدگاه اخلاقی افلاطون و ارسطو را بر نظر آنان دربارۀ انسان تطبیق دهید و توضیح بدهید که آیا میان نظر آنان دربارۀ انسان و اخلاق ارتباط و هماهنگی وجود دارد یا ندارد؟
پاسخ: بله، میان این دو بخش از اندیشۀ آنان هماهنگی وجود دارد. هر دو برای انسان نفس و قوۀ تعقل قائلاند؛ بنابراین، در اخلاق نیز عقل را راهنمای رفتار انسان میدانند.
افلاطون: سعادت انسان را در فرمانروایی عقل بر شهوت و غضب میداند. وقتی این قوا با راهنمایی عقل عمل کنند، حکمت، خویشتنداری، شجاعت و عدالت در انسان شکل میگیرد.
ارسطو: معتقد است عقلِ پرورشیافته میتواند قوای انسان را از افراط و تفریط بازدارد و به اعتدال برساند. این اعتدال، زمینۀ سعادت است.
پس در هر دو دیدگاه، جایگاه عقل در حقیقت انسان با نقش آن در زندگی اخلاقی هماهنگ است.
جواب تطبیق صفحه ۸۹ فلسفه یازدهم
این دیدگاه کانت را با نظر وی دربارۀ انسان مطابقت دهید. آیا سازگاری میبینید یا ناسازگاری؟
پاسخ: سازگاری وجود دارد. کانت انسان را برخوردار از وجدان اخلاقی، اختیار و ارادۀ آزاد میداند. در اخلاق نیز ارزش عمل را به انجام وظیفه و پیروی از فرمان اخلاقی وابسته میکند، نه صرفاً سود شخصی. چنین مسئولیتی هنگامی معنا دارد که انسان بتواند آگاهانه انتخاب کند و فقط تابع تمایلات مادی نباشد.
دیدگاه بالا را با دیدگاه داروینیستها و ماتریالیستها و دکارت در انسانشناسی تطبیق دهید و توضیح بدهید که این دیدگاه با کدامیک از آنها سازگار و با کدامیک ناسازگار است.
پاسخ: منظور از «دیدگاه بالا»، توضیح طبیعتگرایان درباره اخلاق بر پایۀ منافع طبیعی و ضرورت زندگی اجتماعی است.
با دیدگاه ماتریالیستها و داروینیستهای مطرحشده در کتاب سازگار است؛ زیرا آنان انسان را موجودی مادی میدانند و قواعد اخلاقی را با نیاز به حفظ منافع و ادامۀ زندگی اجتماعی توضیح میدهند.
با انسانشناسی دکارت ناسازگار است؛ زیرا دکارت برای انسان نفسِ متمایز از بدن قائل است و حقیقت انسان را به فعالیتهای جسمانی و منافع طبیعی محدود نمیکند.
جواب طرح مسئله صفحه ۹۰ فلسفه یازدهم
اگر انسانها به عدل و احسان و مانند آنها علاقهمند هستند و عقل آنها این صفات را، قطع نظر از ضرورت اجتماعیشان، کمال میداند، چرا برخی افراد به دنبال این فضائل نیستند و بالعکس به سوی رذائل اخلاقی میروند؟
نظر شما در این باره چیست؟ چگونه میتوان به آن پاسخ داد؟
پاسخ: شناختن و دوست داشتن یک فضیلت، همیشه به معنای عمل کردن به آن نیست. انسان علاوه بر تمایل به عدالت، صداقت و سخاوت، خواستههایی مانند میل به آسایش، ثروت و لذت هم دارد. گاهی این خواستهها با عمل اخلاقی در تعارض قرار میگیرند و فرد، منفعت زودگذر را ترجیح میدهد.
برای مثال، کسی میداند دروغ گفتن نادرست است، اما برای فرار از پذیرش اشتباهش دروغ میگوید. در چنین وضعی، مشکل فقط ندانستن خوبی و بدی نیست؛ ضعف اراده و غلبۀ خواست شخصی نیز نقش دارد. از آنجا که انسان مختار است، باید آگاهانه فضیلت را انتخاب کند و برای پایبندی به آن تمرین داشته باشد.
جواب یافتن مصداق ها صفحه ۹۱ فلسفه یازدهم
آیا میتوانید نمونههایی ذکر کنید که در آنها، تمایلی مادی مانع کسب فضیلت شده باشد؟
پاسخ: بله؛ نمونههای زیر نشان میدهند چگونه یک خواست شخصی ممکن است مانع رفتار اخلاقی شود:
۱. سود بیشتر: فروشندهای برای درآمد بیشتر، عیب کالا را پنهان میکند و صداقت را کنار میگذارد.
۲. راحتطلبی: دانشآموزی برای اینکه زحمت مطالعه نکشد، تقلب میکند و امانتداری را زیر پا میگذارد.
۳. حفظ پول: فردی با وجود توانایی مالی، از پس دادن بدهی خودداری میکند و حق دیگری را نادیده میگیرد.
۴. رسیدن به مقام: کسی برای گرفتن جایگاه همکارش، علیه او شایعه میسازد و انصاف را کنار میگذارد.
۵. لذت شخصی: فردی برای ادامه تفریح، مسئولیتی را که پذیرفته انجام نمیدهد و دیگران را گرفتار میکند.
۶. میل به مالکیت: کسی وسیلۀ گمشدۀ دیگری را نگه میدارد، با اینکه میتواند آن را به صاحبش برگرداند.
📌 خواستههایی مانند استراحت، تفریح و کسب درآمد بهخودیخود نادرست نیستند؛ مسئله زمانی است که برای رسیدن به آنها، حق دیگران یا وظیفۀ اخلاقی نادیده گرفته شود.
جواب تطبیق صفحه ۹۱ فلسفه یازدهم
دیدگاه ابنسینا و فلاسفۀ مسلمان را بر نظر آنان در انسانشناسی تطبیق داده و توضیح بدهید که آیا نظر آنان در این دو بخش با یکدیگر سازگاری دارد یا نه.
پاسخ: بله، سازگار است. آنان انسان را دارای نفس و توانایی تعقل و انتخاب میدانند. در اخلاق نیز معتقدند عقل عملی، خوبی و بدی رفتارها را تشخیص میدهد و فضایل موجب رشد و کمال نفس میشوند.
همچنین، چون انسان خواستههای گوناگون و اختیار دارد، شناخت فضیلت بهتنهایی عمل به آن را تضمین نمیکند. او باید میان خواستههایش انتخاب کند و با رفتار خود، شخصیتش را شکل دهد. این توضیح با دیدگاه آنان درباره قابلیت رشد انسان و نقش اراده در رسیدن به کمال هماهنگ است.
جواب تطبیق صفحه ۹۱ و ۹۲ فلسفه یازدهم
در اینجا دو واقعه از وقایعی که معمولاً پیرامون ما میگذرد، آمده است. پس از مطالعه این دو ماجرا، رفتار علی و رحمان را تحلیل کنید و توضیح دهید که اولاً هر یک از تصمیمات آنها با چه انگیزۀ اخلاقی (مثبت یا منفی) صورت گرفته و ثانیاً این انگیزه به کدامیک از دیدگاههای طرح شده در این درس نزدیک است؟
صحنۀ اوّل
مادر بزرگ احمد یک روز به پستخانه میرود. در راه، پای او در شکاف پیادهرو گیر میکند و او زمین میخورد. علی، که سوار بر دوچرخه است و برای شرکت در یک مسابقه از آنجا میگذرد. میبیند که چه اتفاقی رخ داده است. او دیرش شده و بنابراین تصمیم میگیرد با سرعت به راه خود ادامه دهد امّا این فکر به سرعت جای خود را به نگرانی دربارۀ وضعیت مادربزرگ احمد میدهد. بنابراین علی میایستد، مادربزرگ را از زمین بلند میکند و پیش از آنکه به راه خود برود، اطمینان حاصل میکند که او صدمهای ندیده است.
پاسخ: انگیزۀ نخست علی، رسیدن به مسابقه و تأمین خواست شخصی است. این خواسته بهخودیخود بد نیست، اما اگر باعث بیاعتنایی به فرد آسیبدیده شود، بر یک مسئولیت مهمتر ترجیح داده شده است.
علی تصمیمش را تغییر میدهد و از روی نگرانی برای حال مادربزرگ به او کمک میکند. این انگیزه مثبت است و با دیدگاه فیلسوفان مسلمان، یعنی ترجیح گرایش برترِ احسان بر منفعت زودگذر، نزدیکی دارد. از نظر افلاطون و ارسطو نیز میتوان آن را نمونهای از هدایت خواستهها بهوسیلۀ عقل دانست.
برای نسبت دادن دقیق این رفتار به معیار کانت، باید بدانیم علی صرفاً از روی وظیفه عمل کرده است؛ در حالی که داستان، نگرانی او برای مادربزرگ را بیان میکند.
صحنۀ دوم
مادربزرگ احمد یک روز به پستخانه میرود. در راه، پای او در شکاف پیادهرو گیر میکند و او زمین میخورد. رحمان، که سوار بر دوچرخه است و برای شرکت در یک مسابقه از آنجا میگذرد، میبیند که چه اتفاقی رخ داده است. او چون دیرش شده و فرصت زیادی برای رسیدن به مسابقه ندارد تمایل ندارد بایستد. البته دلیل مهمتر این است که رحمان از احمد خوشش نمیآید و بنابراین خوشحال است که مادربزرگ او زمین خورده است.
رحمان میخواهد محل حادثه را ترک کند امّا متوجه میشود که کمی دورتر کسی ایستاده است که بسیار شبیه عمویش است. او میترسد که عمویش زمین خوردن مادربزرگ را دیده باشد و در عین حال ببیند که او بدون کمک به مادربزرگ به دوچرخهسواری ادامه میدهد. به همین دلیل، رحمان میایستد و به مادربزرگ کمک میکند و پیش از آنکه به دوچرخهسواری خود ادامه دهد، اطمینان حاصل میکند که او صدمهای ندیده است.
پاسخ: تصمیم نخست رحمان از عجله برای مسابقه و کینه نسبت به احمد اثر میگیرد. خوشحال شدن از آسیب دیدن مادربزرگ بهدلیل اختلاف با نوهاش، انگیزهای منفی است و نشان میدهد احساسات نادرست بر تصمیم او غلبه کردهاند.
در تصمیم دوم، رحمان کمک میکند، اما انگیزۀ بیانشده در داستان، ترس از دیده شدن و سرزنش شدن است. این انگیزه به توضیح منفعتمحور از رفتار، که در دیدگاه طبیعتگرایان درس مطرح شده، نزدیکتر است؛ او میخواهد از پیامد ناخوشایند برای خودش جلوگیری کند.
کمک او برای مادربزرگ سودمند است، اما از نظر کانت، چون صرفاً از روی وظیفه انجام نشده، ارزش اخلاقیِ عملِ برخاسته از وظیفه را ندارد. در نگاه فیلسوفان مسلمان نیز انگیزۀ او با احسانِ برخاسته از فضیلت تفاوت دارد.
نکتۀ اصلی مقایسه: ظاهر کار علی و رحمان یکسان است؛ هر دو کمک میکنند. تفاوت در انگیزه است: علی نگران حال دیگری است، اما رحمان از پیامد رفتار خود میترسد.
جواب به کار ببندیم صفحه ۹۳ فلسفه یازدهم
۱ـ هرکدام از گزارههای زیر به کدام فیلسوف ارتباط دارد؟
معیار فعل اخلاقی، جستجوی سعادت و نیکبختی انسان است.
پاسخ: افلاطون.
معیار فعل اخلاقی، در رعایت حد اعتدال است.
پاسخ: ارسطو.
معیار فعل اخلاقی، در اطاعت از وجدان است.
پاسخ: کانت.
معیار فعل اخلاقی، برای حفظ مصالح و منافع افراد در جامعه است.
پاسخ: طبیعتگرایان و ماتریالیستهای مطرحشده در درس، مانند توماس هابز.
۲ـ کدام معیار را شما میپسندید؟ چرا؟
پاسخ: من معیار فیلسوفان مسلمان را میپسندم؛ زیرا برای عقل در تشخیص خوبی و بدی جایگاه قائل است و رفتار اخلاقی را با رشد شخصیت و کمال انسان پیوند میدهد. بر این اساس، صداقت و عدالت فقط برای جلب منفعت یا تحسین دیگران ارزش ندارند و حتی دور از نگاه دیگران نیز باید به آنها پایبند بود.
نمونه پاسخ دیگر:
من معیار کانت را میپسندم؛ چون تأکید میکند کار درست را برای انجام وظیفه انجام دهیم، نه فقط برای جایزه یا ترس از تنبیه. برای مثال، مال گمشدۀ دیگران را برگردانیم، حتی اگر کسی از پیدا کردن آن خبر نداشته باشد.
۳ـ رابطۀ عقل با اخلاق از نظر افلاطون و ارسطو و فیلسوفان مسلمان را با دوستان خود به بحث بگذارید و نتیجه را در کلاس گزارش نمایید.
پاسخ: نمونه گزارش گروهی:
گروه ما به این نتیجه رسید که در هر سه دیدگاه، عقل نقش اساسی در زندگی اخلاقی دارد، اما توضیح این نقش متفاوت است.
افلاطون معتقد است عقل باید شهوت و غضب را هدایت کند تا فضایل در انسان شکل بگیرند و او به سعادت برسد. ارسطو بر این تأکید دارد که عقلِ رشدیافته، حد اعتدال را تشخیص میدهد و مانع افراط و تفریط میشود.
فیلسوفان مسلمان نیز عقل عملی را منبع تشخیص فضیلت و رذیلت میدانند و معتقدند فضایل به کمال نفس کمک میکنند. بنابراین، در هر سه دیدگاه، اخلاق تنها تابع میل شخصی نیست؛ انسان باید با راهنمایی عقل، رفتار خود را انتخاب و اصلاح کند.
خلاصه درس یازدهم فلسفه یازدهم
فلسفۀ اخلاق درباره معیار خوبی و بدی رفتارها و منشأ قواعد اخلاقی بحث میکند. افلاطون، سعادت را با فرمانروایی عقل بر خواستههای انسان پیوند میدهد و ارسطو بر اعتدال تأکید میکند. کانت انجام وظیفه و پیروی از وجدان اخلاقی را معیار میداند؛ در مقابل، دیدگاه منفعتمحورِ مطرحشده در درس، اخلاق را با نیازهای زندگی اجتماعی توضیح میدهد. فیلسوفان مسلمان نیز عقل عملی را راه تشخیص فضایل و رذایل میدانند و فضیلت را عامل کمال نفس معرفی میکنند. در ارزیابی رفتار، هم خودِ عمل و هم انگیزۀ انجام آن اهمیت دارد و شناخت خوبی، بدون انتخاب و عمل، برای اخلاقی زندگی کردن کافی نیست.





