جواب سوالات درس نهم فلسفه یازدهم | چیستی انسان (۱)
پاسخ کامل درس ۹ فلسفه یازدهم «چیستی انسان (۱)» شامل جواب سوالات صفحات ۷۰ و ۷۱، بررسی صفحه ۷۲، مقایسه و تطبیق صفحه ۷۵ کتاب.
درس نهم فلسفه یازدهم، «چیستی انسان (۱)»، به یکی از پرسشهای مهم فلسفه میپردازد: آیا انسان فقط بدن است یا حقیقتی فراتر از جسم دارد؟ در ادامه، پاسخ فعالیت صفحات ۷۰ و ۷۱، بررسی صفحه ۷۲ و مقایسه و تطبیق صفحه ۷۵ را همراه با جدولهای تکمیلشده میخوانید.
جواب صفحه ۷۰ و ۷۱ فلسفه یازدهم
معلم با بستهای سنگین وارد کلاس شد. بار خود را روبهروی دانشآموزان، روی میز گذاشت و بدون مقدمه شیشهای بزرگ از داخل بسته بیرون آورد و شروع به پرکردن آن با چند توپ تنیس کرد. سپس از شاگردان پرسید: آیا این ظرف پر است؟
دانشآموزان که میدیدند آن شیشه جایی برای توپ ندارد، پاسخ مثبت دادند.
سپس معلم ظرفی از سنگریزه از بسته بیرون آورد و سنگریزهها را به داخل شیشه ریخت و شیشه را به آرامی تکان داد. سنگریزهها بین مناطق باز توپهای تنیس قرار گرفتند. سپس از دانشآموزان پرسید که آیا ظرف پر است؟ باز هم همگی موافقت کردند.
دوباره معلم ظرفی از ماسه را از بسته بیرون آورد و در شیشه ریخت و البته ماسهها هم جاهای خالی را پر کردند. او بار دیگر از دانشآموزان پرسید که آیا ظرف پر است و آنها هم پاسخ مثبت دادند.
در آخر هم فنجان چای را که روی میز بود، روی محتویات شیشه خالی کرد، در حالی که میگفت: دارم جاهای خالی بین ماسهها را پر میکنم! همۀ دانشآموزان خندیدند.
با فرو نشستن صدای خنده، معلم گفت: این شیشه نمایی از زندگی شماست.
توپهای تنیس مهمترین چیزها در زندگی شما هستند، مثل ………………………………..
چیزهایی که اگر همۀ چیزهای دیگر از بین بروند، باز هم پایههای زندگیتان محکم است. اما سنگریزهها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند، مثل کارتان ………………………………..
ماسهها هم سایر چیزها هستند، مسائل خیلی ساده، مثل ………………………………. .
معلم ادامه داد: اگر اول ماسهها را در ظرف قرار بدهید دیگر جایی برای توپهای تنیس و سنگریزهها باقی نمیماند.
حال میپرسم: برای اینکه توپهای تنیس زندگیتان را با سنگریزهها و ماسهها اشتباه نگیرید، چه باید بکنید؟
پاسخ شما چیست؟ ضمن اینکه جاهای خالی را پر میکنید، به این سؤال معلم نیز پاسخ دهید و نظر خود را بگویید.
پاسخ: این فعالیت پاسخ شخصی دارد. یک نمونه برای تکمیل جاهای خالی:
توپهای تنیس؛ مهمترین بخشهای زندگی
توپهای تنیس مهمترین چیزها در زندگی شما هستند، مثل سلامتی، خانواده، ایمان و ارزشهای اخلاقی.
سنگریزهها؛ کارهای مهم دیگر
اما سنگریزهها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند، مثل کارتان و برنامههایی مانند یادگیری مهارت، شرکت در کلاسهای آموزشی و رسیدگی به امکانات زندگی.
ماسهها؛ کارهای کماهمیتتر
ماسهها هم سایر چیزها هستند، مسائل خیلی ساده، مثل سرگرمیهای گذرا، دنبالکردن مطالب غیرضروری فضای مجازی و حساسیت زیاد درباره ظاهر وسایل.
پاسخ: برای اینکه مسائل اصلی زندگی را با امور کماهمیت اشتباه نگیرم، ابتدا باید خودم را بهتر بشناسم و درباره هدف زندگی و نیازهای واقعیام فکر کنم. سپس کارها را بر اساس اهمیتشان مرتب کنم و برای امور اساسی، مانند سلامت، خانواده و رشد فکری و اخلاقی، وقت بگذارم. اگر تمام زمانم را صرف سرگرمیها و مسائل جزئی کنم، فرصت رسیدگی به چیزهای مهم را از دست میدهم.
نمونه پاسخ کوتاه:
باید ابتدا بفهمم چه چیزهایی به زندگی من معنا میدهند و نبودنشان آسیب جدی به من میزند. بعد برای آنها وقت و انرژی بیشتری بگذارم و اجازه ندهم کارهای کماهمیت جای آنها را بگیرند.
📌 جایگاه مثالها میتواند برای افراد متفاوت باشد؛ هدف فعالیت این است که اهمیت واقعی کارها را تشخیص بدهیم و زندگی را بدون اولویتبندی پیش نبریم.
جواب بررسی صفحه ۷۲ فلسفه یازدهم
به نظر شما چرا این دو اندیشمند بزرگ دورۀ یونان به حقیقتی به نام «نفس» توجه کردند و بُعدی ماورای بدن برای انسان قائل شدند؟
پاسخ: افلاطون و ارسطو با توجه به ویژگیهایی مانند حیات، تفکر، استدلال و توانایی کسب فضایل، برای انسان حقیقتی به نام نفس قائل شدند. از نظر آنان، توضیح انسان تنها با اشاره به اعضای بدن کافی نبود؛ باید مبدأ زندگی و فعالیتهای فکری او نیز شناخته میشد.
در دیدگاه افلاطون، عقل و خرد به نفس تعلق دارد و نفس میتواند با تربیت و مراقبت، به فضایل آراسته شود. در دیدگاه ارسطو، نفس مبدأ حیات و توانایی تعقل است و بدن بدون نفس، زنده نیست. بنابراین، هر دو برای توضیح حقیقت انسان به چیزی فراتر از بدنِ صرف توجه کردند، هرچند تمام جزئیات دیدگاهشان یکسان نبود.
پاسخ کوتاه پیشنهادی: چون معتقد بودند حیات، تعقل و کمالات انسانی را نمیتوان فقط با بدن توضیح داد؛ به همین دلیل، نفس را مبدأ زندگی و اندیشه انسان دانستند.
جواب مقایسه صفحه ۷۵ فلسفه یازدهم
دیدگاه معتقدین به روح و بدن را با دیدگاه ماتریالیستها و داروینیستها مقایسه کنید و نقاط قوّت و ضعف این دو دیدگاه را بیان نمایید.
پاسخ: جدول زیر علاوه بر معرفی دو دیدگاه، نمونهای از نقاط قوت و پرسشهای قابل طرح درباره هرکدام را نشان میدهد:
| معتقدین به روح و بدن | معتقدین به انسان تکساحتی |
|---|---|
|
دیدگاه اصلی انسان، علاوه بر بدن مادی، دارای نفس یا روح است. اندیشه، اختیار و ویژگیهای معنوی او را نمیتوان فقط به بدن فروکاست. |
دیدگاه اصلی انسان فقط بُعد مادی دارد و فعالیتهای ذهنی و روانی او با مغز و دستگاه عصبی توضیح داده میشود؛ روحی مستقل از ماده پذیرفته نمیشود. |
|
نگاه به اخلاق و اختیار اراده آزاد، مسئولیتپذیری و گرایش به فضایل را با حقیقت روحانی انسان پیوند میدهند و برای زندگی او هدفی فراتر از خواستههای جسمانی در نظر میگیرند. |
نگاه به اخلاق و اختیار در تقریری که کتاب مطرح میکند، اخلاق و قانون با نیازهای مادی و ضرورت زندگی اجتماعی توضیح داده میشوند؛ مانند نیاز به امنیت و همکاری برای ادامه زندگی. |
|
نقطه قوت پیشنهادی به جنبههای مختلف زندگی انسان، از بدن تا آگاهی، اختیار، مسئولیت اخلاقی و معنویت توجه میکند و انسان را تنها مجموعهای از نیازهای جسمی نمیداند. |
نقطه قوت پیشنهادی بر نقش بدن، مغز و شرایط مادی در رفتار انسان تأکید میکند و اهمیت بررسی تجربی این عوامل را نشان میدهد. |
|
پرسش و چالش باید برای وجود نفس استدلال ارائه کند و چگونگی ارتباط آن با بدن را توضیح دهد؛ بهویژه در دیدگاهی مانند نظر دکارت که روح و بدن را کاملاً متمایز میداند. |
پرسش و چالش نشان دادن تأثیر مغز و بدن بر رفتار، بهتنهایی ثابت نمیکند که انسان هیچ بُعد دیگری ندارد. توضیح کامل آگاهی، آزادی و ارزش اخلاقی نیز نیازمند استدلال است. |
📌 نکته مهم کتاب: نظریه زیستی داروین را نباید با نتیجهگیری فلسفیِ منکران روح یکی دانست. در این درس، «داروینیستها» به کسانی اشاره دارد که از تحول زیستی، نتیجهای درباره مادی بودن تمام حقیقت انسان گرفتهاند. خودِ توضیح زیستیِ پیدایش انسان، بهتنهایی وجود روح را اثبات یا رد نمیکند.
جواب تطبیق صفحه ۷۵ فلسفه یازدهم
در این درس نظرات برخی فلاسفه درباره انسان توضیح داده شد. نظرات این فیلسوفان را با نظرات ذکر شده دربارۀ معرفتشناسی تطبیق دهید و ببینید این نظرات با کدام نظر در معرفتشناسی قرابت بیشتری دارد.
پاسخ: میان راههایی که یک فیلسوف برای شناخت معتبر میداند و دیدگاه او درباره انسان، ارتباط وجود دارد. جدول را میتوان به این صورت کامل کرد:
| فیلسوفان | تطبیق |
|---|---|
| افلاطون و ارسطو | هر دو برای عقل در شناخت اعتبار قائل بودند و شناخت را به مشاهده حسی محدود نمیکردند. بنابراین، میتوانستند درباره نفس و حقیقتی فراتر از بدن نیز استدلال کنند. افلاطون بر برتری شناخت عقلی تأکید داشت و ارسطو در کنار عقل، شناخت حسی را نیز معتبر میدانست. |
| دکارت | دیدگاه او با عقلگرایی قرابت دارد. دکارت با تکیه بر تفکر و استدلال عقلی، «منِ اندیشنده» را میشناسد و نفس را از بدن متمایز میداند؛ بنابراین، شناخت انسان را تنها به بررسی تجربی بدن محدود نمیکند. |
| کانت | در معرفت تجربی، همکاری حس و عقل را میپذیرد؛ اما بحث او درباره نفس و آزادی انسان، در این درس، بر اخلاق و عقل عملی تکیه دارد. او از مسئولیت و وجدان اخلاقی به ضرورت اختیار توجه میکند، نه اینکه روح را با مشاهده حسی بشناسد. |
| ماتریالیستها و داروینیستها | دیدگاه مطرحشده برای آنان با محدود کردن شناخت به امور مادی و تجربی قرابت بیشتری دارد؛ به همین دلیل، انسان را با بدن، مغز و فرایندهای مادی توضیح میدهند و نفس غیرمادی را نمیپذیرند. |
توجه کنید که سؤال از «قرابت» دیدگاهها میپرسد؛ صرفِ اهمیت دادن به تجربه، الزاماً به معنای انکار روح نیست و نباید همۀ تجربهگرایان را دارای یک نظر درباره حقیقت انسان دانست.
خلاصه درس نهم فلسفه یازدهم
شناخت حقیقت انسان بر انتخاب هدفها و اولویتهای زندگی اثر میگذارد. افلاطون و ارسطو برای انسان نفس قائل بودند و حیات و تعقل را با آن توضیح میدادند. در دوره جدید، دکارت «منِ اندیشنده» را از بدن متمایز دانست و کانت از راه بحث اخلاق و اختیار به حقیقت نفسانی انسان توجه کرد. در مقابل، دیدگاه مادیگرایانه انسان را موجودی مادی میداند و ذهن و روان را با فعالیتهای بدن و مغز توضیح میدهد. محور مقایسه این دیدگاهها، چگونگی تبیین آگاهی، اختیار، اخلاق و رابطۀ نفس و بدن است.





