جواب فعالیت های درس ۱۰ تاریخ دوازدهم انسانی؛ صفحات ۱۲۸ تا ۱۴۱
جواب درس دهم تاریخ دوازدهم انسانی انقلاب اسلامی؛ پاسخ فعالیت ها، بررسی شواهد و مدارک، فکر کنیم و پاسخ دهیم و پرسش های نمونه صفحات ۱۲۸ تا ۱۴۱.
در این مطلب، جواب کامل فعالیتها و پرسشهای نمونهدرس دهم تاریخ دوازدهم انسانی با عنوان «انقلاب اسلامی»را به ترتیب صفحات کتاب بررسی میکنیم. پاسخها براساس مطالب کتاب درسی و با زبانی ساده و دانشآموزی تنظیم شدهاند.
جواب فعالیت ۱ صفحه ۱۲۸ تاریخ دوازدهم انسانی
چنانکه میدانید، انقلاب اسلامی در کمتر از یک قرن پس از انقلاب مشروطه رخ داد. به نظر شما چه عواملی باعث به وجود آمدن دو انقلاب پی در پی در این فاصله زمانی کوتاه در ایران شد؟
۱ـ ادامه استبداد و محدود بودن مشارکت واقعی مردم در اداره کشور.
۲ـ نفوذ و دخالت قدرتهای خارجی در امور ایران و وابستگی حکومتها به بیگانگان.
۳ـ نارضایتی مردم از بیعدالتیهای اجتماعی و اقتصادی.
۴ـ افزایش آگاهی سیاسی مردم از طریق گسترش مطبوعات، کتاب، مدارس، دانشگاهها، رادیو و دیگر وسایل ارتباطی.
۵ـ نقش دین و روحانیت در مبارزه با استبداد و سلطه خارجی.
۶ـ تأثیر تحولات بزرگ جهانی مانند دو جنگ جهانی، گسترش استعمار و رقابت قدرتهای بزرگ.
۷ـ تحقق نیافتن کامل بسیاری از آرمانهای نهضت مشروطه، مانند حاکمیت قانون، استقلال و محدود شدن استبداد.
بنابراین، بسیاری از مشکلاتی که زمینهساز نهضت مشروطه بودند، در دهههای بعد به شکلهای تازهای ادامه یافتند و سرانجام زمینه انقلاب اسلامی را فراهم کردند.
جواب فعالیت ۲ صفحه ۱۲۸ تاریخ دوازدهم انسانی
پیام کِندی، رئیسجمهور، به کنگره آمریکا به نقل از روزنامه اطلاعات مورخ ۶ خرداد ۱۳۴۰ با عنوان: کِندی، طرفدار انقلاب دموکراتیک
«… پیمانهای نظامی نمیتواند به کشورهایی که بیعدالتی اجتماعی و هرج و مرج اقتصادی راه خرابکاری را در آنها باز کرده کمک نماید. آمریکا نمیتواند به مشکلات کشورهای کم رشد فقط از نظر نظامی توجه کند. این امر خاصه در مورد کشورهای کم توسعه که به میدان بزرگ مبارزه تبدیل شدهاند، صادق است. ما میخواهیم در این کشورها امیدواری پدید آید. پیمانهای نظامی نمیتوانند به مللی که بیعدالتی اجتماعی و هرج و مرج اقتصادی مشوق قیام و رخنه و خرابکاری {در آنها} است، کمک کنند. ماهرانهترین مبارزات ضدپارتیزانی نمیتواند در نقاطی که مردم محلی کاملاً گرفتار بینوایی هستند و به این جهت از پیشرفت خرابکار نگرانی ندارند، با موفقیت روبهرو گردد.»
(روحانی، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج ۱، ص ۱۲۰)
در ایران نیز پیوستن به پیمان بغداد، تشکیل ساواک، اعطای کمکهای مالی و نظامی و اجرای برنامههای اصلاحی مانند اصلاحات ارضی از ابزارهای مورد استفاده آمریکا برای حفظ حکومت پهلوی و گسترش نفوذ خود بود.
همچنین آمریکا میخواست:
۱ـ مانع افزایش نفوذ شوروی و کمونیسم شود؛
۲ـ حکومتهای همپیمان و وابسته به خود را حفظ کند؛
۳ـ زمینههای قیام و انقلاب مردمی را کاهش دهد؛
۴ـ نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را در این کشورها تداوم بخشد.
جواب فعالیت ۳ صفحه ۱۳۰ تاریخ دوازدهم انسانی
به نظر شما علت مخالفت امام خمینی با اصول انقلاب سفید و همهپرسی آن چه بود؟
امام خمینی و تعدادی از علما با شیوه اجرای این برنامه و همهپرسی آن مخالفت کردند. از دیدگاه آنان:
۱ـ حکومت بدون فراهم کردن شرایط آزاد و قانونی، همهپرسی را به صورت فرمایشی برگزار میکرد.
۲ـ رژیم پهلوی پیش از آن در تصویبنامه انجمنهای ایالتی و ولایتی اقداماتی انجام داده بود که از نظر امام موجب تضعیف اسلام میشد.
۳ـ برنامه اصلاحات تحت تأثیر سیاست و فشار آمریکا اجرا میشد و وابستگی حکومت به آمریکا را افزایش میداد.
۴ـ حکومت به جای پاسخگویی به اعتراضها، مخالفان را سرکوب میکرد.
به همین دلیل، امام خمینی و بیشتر مراجع دینی همهپرسی انقلاب سفید را تحریم کردند.
جواب فعالیت ۴ صفحات ۱۳۱ تا ۱۳۳ تاریخ دوازدهم انسانی
در درس ۸ خواندید که پس از جنگ جهانی دوم، رژیم صهیونیستی با اشغال سرزمین فلسطینیها اعلام موجودیت کرد. دولتهای مسلمان منطقه (حتی آنان که رابطه خوبی با غرب داشتند) این رژیم را تحریم کرده و حاضر به برقراری رابطه اقتصادی و سیاسی با آن نبودند و حتی به رژیم صهیونیستی نفت نمیفروختند. در این میان حکومت محمدرضاشاه شروع به برقراری رابطه با اسرائیل و کمک به قدرت گرفتن این رژیم کرد. این رابطه از ترس اعتراضات مردمی و نیز دوری از ایجاد تنش با همسایگان مخفیانه و غیرعلنی بود.
اسناد ذیل نشاندهنده رابطه عمیق بین حکومت پهلوی و رژیم صهیونیستی است. متنهایی که در ادامه آمده است، برگرفته از اسناد به دست آمده از سفارت آمریکا است و گوشهای از روابط ایران و اسرائیل را در زمان حکومت محمدرضاشاه نشان میدهد. این اسناد را بخوانید و به پرسشهای مربوط به آنها پاسخ دهید.
شماره ۱:
متنی که میخوانید بخشی از نامهای است که از طرف وزارت خارجه آمریکا به سفارت آمریکا در تهران (یک سال قبل از شروع جریانات انقلاب) ارسال شده است:
سرّی ـ از وزارت امور خارجه ـ ۲ ژانویه ۱۹۷۷ / ۱۲ دی ۱۳۵۵
«ایران مقدار زیادی نفت برای آمریکا و متحدانش صادر میکند و بیش از ۸ درصد نفت وارداتی ایالات متحده از ایران وارد میشود و بیش از ۱۶ درصد نفت ایران برای اروپای غربی و تقریباً ۲۴ درصد برای ژاپن و ۷۰ درصد نفت اسرائیل از ایران تأمین میشود. با وجود کشمکشهای لاینفک در روابط خرید و فروش، ایران برای ما یک منبع نفتی مستقل بوده است. ایران در سالهای ۷۴ـ۱۹۷۳ برخلاف پیمان اعراب در تحریم حمل و نقل نفت به اسرائیل، شرکت نکرده و صدور نفت خود را به این کشور ادامه داده است. رهبران ایران غالباً اظهار داشتهاند که ایران در جنبشهای سیاسی تحریمی شرکت نخواهد کرد.»
(همان، جلد ۱، ص ۴۲۶)
شماره ۲:
اسناد و نوشتههایی که در فاصله زمانی آگوست ۱۹۷۸ / مرداد ۱۳۵۷ تا اکتبر ۱۹۷۹ / آبان ۱۳۵۸ (مقارن با اوج جریانات انقلاب) توسط کارمندان و مأموران آمریکایی نوشته شده، بیشتر به تجزیه و تحلیل جریانات سیاسی روز و عناصر دخیل در آن میپردازد. متن زیر بخشی از یکی از این نوشتههاست:
خیلی محرمانه ـ تاریخ: ۴ ژانویه ۱۹۷۹ / ۱۴ دی ۱۳۵۷ ـ از: سفارت آمریکا، تلآویو ـ به: وزارت خارجه، واشنگتن
«۱ـ خلاصه: اسرائیلیها با حالت بهتزده و هراسناکی سیر فروریختگی ایران به اعماق را نظاره کردهاند [چون] انتظار میرود که انقراض رژیم شاه… به طور مؤثر بر فروش نفت به اسرائیل تأثیر میگذارد….
۲ـ درست مثل همه ما، اسرائیلیها با حالت بهتزده و هراسناک سیر فروریختگی ایران به اعماق را نظاره کردهاند. آنها معتقدند رژیم ثابتقدم، وفادار، دوست و طرفدار غرب شاه به صورت اصلاحناپذیری از هم پاشیده شده و در انتظار جانشین پیشبینیشدهاش میباشد. در برخی افراد این شبهه وجود دارد که دولت بعدی تهران به رهبری هر که باشد، به اکثر و اگر نه تمام جنبههای رابطه نزدیک و از روی دقت ایجاد شده بین ایران و اسرائیل پایان میبخشد. از نظر برخی تحلیلگران اسرائیلی فقط یک کودتای نظامی به اسرائیل توانایی میدهد تا حداقل مقداری از روابط خود را با ایران نجات دهد.
۳ـ برای اسرائیل یک رابطه نزدیک با ایران از کیفیتی عالی و بنیادی و همچنین اهمیتی سمبلیک برخوردار میباشد. همکاری نظامی و اطلاعاتی پراهمیتی در خلال سالیان دراز بین دو کشور ایجاد شد. شرکتهای اسرائیلی در پروژههای عمرانی و ساختمانی ایران شرکت داشتهاند که با احتساب صادرات، سالیانه ۳۰۰ میلیون دلار به دست آوردهاند. از نظر سمبلیک، اسرائیلیها به رابطه نزدیکشان با ایران مسلمان به عنوان نشانهای دال بر اینکه کشور یهودی در خاورمیانه از نظر همه مطرود محسوب نمیشود، نگریستهاند. هرچند ایران روابط دیپلماتیک با اسرائیل برقرار ننمود ولی دفاتر رابط به عنوان هیئتهای نمایندگی دیپلماتیک در همه امور عمل کردند، منتها به صورت بینام.»
(همان، جلد ۷، صص ۲۵ و ۲۶)
۱ـ ایران یکی از تأمینکنندگان اصلی نفت اسرائیل بود و طبق سند، حدود ۷۰ درصد نفت آن را تأمین میکرد.
۲ـ حکومت پهلوی در تحریم نفتی اعراب علیه اسرائیل شرکت نکرد و صادرات نفت به آن را ادامه داد.
۳ـ همکاریهای نظامی و اطلاعاتی گستردهای میان دو طرف وجود داشت.
۴ـ شرکتهای اسرائیلی در پروژههای عمرانی و ساختمانی ایران فعالیت میکردند.
۵ـ روابط رسمی دیپلماتیک اعلام نشده بود، اما دفاتر رابط عملاً مانند نمایندگیهای دیپلماتیک فعالیت میکردند.
۶ـ این روابط برای اسرائیل علاوه بر اهمیت اقتصادی و امنیتی، اهمیت نمادین نیز داشت؛ زیرا روابط نزدیک با ایران مسلمان را نشانهای از کاهش انزوای منطقهای خود میدانست.
اسرائیلیها بهویژه نگران بودند که:
۱ـ صادرات نفت ایران به اسرائیل متوقف شود؛
۲ـ همکاریهای نظامی و اطلاعاتی پایان یابد؛
۳ـ شرکتها و منافع اقتصادی اسرائیل در ایران از بین برود؛
۴ـ حکومت جدید ایران روابط نزدیک گذشته را قطع کند؛
۵ـ موقعیت سیاسی اسرائیل در منطقه تضعیف شود.
جواب فعالیت ۵ صفحه ۱۳۵ تاریخ دوازدهم انسانی
به نظر شما، چرا امام خمینی مبارزه مسلحانه را، اساس حرکت خود قرار ندادند؟
مبارزه مسلحانه معمولاً به گروههای کوچک محدود میشد و نمیتوانست مانند حرکت عمومی مردم، اقشار مختلف جامعه را دربرگیرد. افزون بر این، بسیاری از گروههای مسلح با اختلافهای فکری و سازمانی روبهرو بودند و حکومت نیز با استفاده از ساواک و نیروهای امنیتی ضربات سنگینی به آنان وارد کرد.
تجربه برخی گروهها مانند سازمان مجاهدین خلق نیز نشان داد که امکان انحراف فکری و دور شدن از اهداف اولیه وجود داشت. در مقابل، روش سیاسی و فرهنگی امام خمینی توانست روحانیان، دانشجویان، استادان، بازاریان، کارگران، روستاییان و دیگر گروههای جامعه را به تدریج وارد مبارزه کند و یک حرکت فراگیر مردمی به وجود آورد.
جواب فعالیت ۶ صفحه ۱۳۶ تاریخ دوازدهم انسانی
دو سند از اسناد به دست آمده از سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۹ در اختیار شما قرار میگیرد. پس از مطالعه به پرسشها پاسخ دهید.
متن اول: بخشی از گزارش بازرسان آمریکایی است که از طرف دفتر بازرسی وزارت خارجه آمریکا برای بررسی نحوه روابط با ایران در اکتبر ۱۹۷۴ (مهر ۱۳۵۱) به ایران آمده بودند:
«سفیر (آمریکا در ایران) میتواند شاه را هر وقت که بخواهد فوراً ببیند و از آن گذشته، گاهی اوقات همچنین به وزیر متنفذ دربار، نخستوزیر و سایر مقامات کلیدی نظامی و غیرنظامی دسترسی دارد. وی آشنایی گستردهای با سایر مقامات ارشد دولتی، مجلس، تجار عمده، دانشگاهیان و دیگر گروههای روشنفکر دارد. قائم مقام میسیون (هیئت)، در صورت لزوم دسترسی به افسران نظامی، مقامات زیر کابینه و وزرا دارد و مستشاران سیاسی و اقتصادی با ردههای مناسب دولتی و بخش خصوصی تماس خوبی دارند. به طور کلی تماسهای میسیون [هیئت] بسیار خوب بوده و حوزه وسیعی از صحنه ایران را فرامیگیرد… تنها مقام دیگر آمریکایی که گاهگاهی با شاه ملاقات میکند، رئیس سیا (C.I.A) است. باز هم سفیر قبل و بعد از این ملاقاتها به طور کامل در جریان قرار میگیرد.»
(مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، اسناد لانه جاسوسی آمریکا، چاپ سوم، جلد ۱، ص ۴۰۴)
متن دوم: ویلیام هیلی سولیوان (William Healy Sullivan) آخرین سفیر آمریکا در ایران در فاصله دیماه ۱۳۵۵ تا فروردین ۱۳۵۸ بود. متن دوم که در ادامه میخوانید قسمتی از گزارشی با عنوان «نظر اجمالی بر اوضاع و روابط ایران» است که وی در اردیبهشت ۱۳۵۷ برای وزارت خارجه آمریکا نوشته است و بیانگر منافع گستردهای است که شرکتهای آمریکایی در ایران داشتند:
«روی هم رفته روابط ایران و آمریکا عالی است… با اینکه تجهیزات نظامی و برنامه مشاوره [نظامی] ما جنبههای اصلی روابطمان با ایران میباشد، ولی ما طیف وسیعی از منافع دیگر هم داریم. صادرات غیرنظامی ما به ایران الآن به حدود ۲ میلیارد دلار در سال رسیده. بیش از ۱۵۵ شرکت و بانک از بزرگترین شرکتها و بانکهای آمریکا در کشور فعال هستند و اکنون ۳۹ هزار آمریکایی در ایران سکونت دارند. کمیسیون مشترکی بین ایران و آمریکا برای پیشبرد همکاری عمومی و خصوصی آمریکا در زمینههای انرژی، نیروی انسانی، کشاورزی، تجارت و امور مالی و علم و تکنولوژی برای چهارمین بار در واشنگتن تحت ریاست وزیر خارجه [سایرس رابرت] ونس تشکیل شد… ایران در حال حاضر ۹ ـ ۸ درصد واردات نفتی ما را تأمین میکند.»
(مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، اسناد لانه جاسوسی آمریکا، جلد ۱، ص ۲۰۹)
۱ـ سفیر آمریکا هر زمان که میخواست میتوانست مستقیماً با شاه ملاقات کند.
۲ـ سفیر به نخستوزیر، وزیر دربار و مقامات مهم نظامی و غیرنظامی دسترسی گسترده داشت.
۳ـ دیگر اعضای هیئت آمریکایی نیز با افسران نظامی، وزیران، مقامات دولتی و بخش خصوصی ارتباط مستقیم داشتند.
۴ـ رئیس سازمان سیا نیز مستقیماً با شاه ملاقات میکرد.
۵ـ شمار زیادی شرکت و بانک آمریکایی در ایران فعال بودند.
۶ـ دهها هزار تبعه آمریکایی در ایران سکونت داشتند.
۷ـ همکاریهای گستردهای در امور نظامی، انرژی، کشاورزی، تجارت، امور مالی، نیروی انسانی و فناوری میان دو کشور برقرار بود.
پیامدهای آن را میتوان چنین بیان کرد:
۱ـ افزایش وابستگی سیاسی حکومت پهلوی به آمریکا؛
۲ـ فراهم شدن امکان اثرگذاری مقامات آمریکایی بر تصمیمهای مهم کشور؛
۳ـ افزایش وابستگی نظامی و اقتصادی ایران؛
۴ـ گسترش حضور شرکتها و سرمایههای آمریکایی در اقتصاد ایران؛
۵ـ تضعیف احساس استقلال و حاکمیت ملی؛
۶ـ افزایش نارضایتی مردم از دخالت و نفوذ خارجی و حکومت وابسته به آمریکا.
جواب فعالیت ۷ صفحه ۱۳۷ تاریخ دوازدهم انسانی
چه شباهتها و تفاوتهایی میان سیاست مداخلهگرایانه کندی و کارتر وجود دارد؟
تفاوت: کِندی بیشتر بر اصلاحات اقتصادی و اجتماعی مانند اصلاحات ارضی تأکید میکرد؛ اما کارتر بیشتر شعار حقوق بشر و اصلاحات سیاسی را مطرح کرد و از شاه خواست وضعیت زندانیان را بهبود دهد، شکنجه را کاهش دهد و امکان انتقاد محدود مطبوعات از دولت را فراهم کند.
در هر دو دوره، هدف اصلی سیاست آمریکا حفظ نفوذ خود و جلوگیری از فروپاشی حکومت مورد حمایت آن کشور بود.
جواب پرسشهای نمونه صفحه ۱۴۱ درس دهم تاریخ دوازدهم انسانی
الف) قیدهای مسلمان بودن و مرد بودن از شرایط انتخابکنندگان و انتخابشوندگان حذف شد.
ب) قید سوگند خوردن به قرآن مجید حذف و به سوگند خوردن به «کتاب آسمانی» تبدیل شد.
گروههای فعال: روحانیان، معلمان، استادان دانشگاه، دانشجویان و دانشآموزان.
شخصیتهای برجسته: علامه طباطبایی، آیتالله طالقانی، آیتالله مطهری، آیتالله بهشتی، دکتر علی شریعتی، دکتر محمدجواد باهنر و دکتر محمد مفتح.
حکومت پهلوی با این اقدام تلاش کرد میان فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی تقابل ایجاد کند و مبدأ تاریخ کشور را از هجرت پیامبر اسلام جدا سازد.
شاه نیز به دنبال این سیاست:
۱ـ هویدا را از نخستوزیری برکنار کرد؛
۲ـ جمشید آموزگار را به نخستوزیری منصوب نمود؛
۳ـ وضعیت زندانیان سیاسی را تا حدودی بهبود داد؛
۴ـ از شدت شکنجهها کاست؛
۵ـ اجازه داد مطبوعات به صورت محدود و ملایم از دولت انتقاد کنند.
هدف این اقدامات کاهش نارضایتی عمومی و جلوگیری از گسترش حرکتهای انقلابی بود.
مهمترین پیامدهای آن عبارت بودند از:
۱ـ قیام مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ که با سرکوب و کشتار معترضان روبهرو شد.
۲ـ برگزاری مراسم چهلم شهدای قم و قیام مردم تبریز در ۲۹ بهمن.
۳ـ گسترش اعتراضها به دیگر شهرهای ایران در سال ۱۳۵۷.
۴ـ تقویت پیوند مردم با رهبری امام خمینی و افزایش نفرت از حکومت شاه.
۵ـ شکست سیاستهای دولت آموزگار و گسترش بحران سیاسی حکومت پهلوی.
۱ـ روی کار آوردن دولت نظامی ازهاری نتوانسته است حرکت انقلاب را متوقف کند.
۲ـ مردم ایران متحد هستند و با جدیت از رهبری امام خمینی پیروی میکنند.
۳ـ آمریکا برای حفظ منافع خود در ایران باید به فکر گزینهای غیر از محمدرضاشاه باشد.





