جواب فکر کنید و پرسش های نمونه درس ۱۰ تاریخ یازدهم؛ صفحات ۱۰۱ و ۱۰۵
جواب درس دهم تاریخ یازدهم سقوط رضا شاه؛ پاسخ فکر کنید صفحه ۱۰۱ و پرسش های نمونه و اندیشه و جست و جو صفحه ۱۰۵.
درس دهم تاریخ یازدهم با عنوان «سقوط رضاشاه» به جنگ جهانی دوم، گسترش روابط ایران و آلمان، اشغال ایران به دست متفقین، برکناری و تبعید رضاشاه و بخشی از کارنامه سیاسی، اقتصادی و نظامی حکومت او میپردازد. در این درس همچنین اقداماتی مانند احداث راهها و راهآهن، قرارداد نفت ۱۹۳۳، پیمان سعدآباد، سرکوب آزادیهای سیاسی و ثروتاندوزی رضاشاه بررسی میشود.
جواب فکر کنید و پاسخ دهید صفحه ۱۰۱ تاریخ یازدهم
پس از اشغال ایران و فروپاشی سریع ارتش رضاشاه، انگلیسیها دیگر ادامه حکومت او را به سود منافع خود نمیدانستند. از سوی دیگر، رضاشاه در داخل کشور نیز به دلیل حکومت استبدادی و عملکردش محبوبیت چندانی نداشت. در نتیجه، انگلیسیها او را وادار به کنارهگیری کردند و سپس به تبعید فرستادند.
جواب پرسشهای نمونه صفحه ۱۰۵ درس دهم تاریخ یازدهم
۱ـ ایران مناسبترین مسیر برای انتقال کمکهای اقتصادی و نظامی انگلستان و آمریکا به شوروی بود.
۲ـ انگلستان نگران بود که آلمان بر چاههای نفت ایران و دیگر مناطق خاورمیانه تسلط پیدا کند.
۳ـ راهها و راهآهن ایران میتوانستند به عنوان مسیر مهم تدارکاتی متفقین در جنگ مورد استفاده قرار گیرند.
کتاب توضیح میدهد که هدف اصلی از توسعه راههای زمینی، فراهم کردن امکان حرکت سریع نیروهای نظامی برای سرکوب شورشها و مخالفتهای احتمالی بود؛ هرچند این اقدام حملونقل کالا را نیز سریعتر کرد.
بسیاری از مورخان نیز معتقدند مسیر راهآهن سراسری از بندر ترکمن تا بندر امام خمینی با مقاصد نظامی انگلستان هماهنگ بود تا در صورت پیشروی شوروی، امکان انتقال سریع نیروهای انگلیسی از جنوب به شمال ایران فراهم شود. این راهآهن به جز تهران از شهرهای اصلی آن روز ایران عبور نمیکرد و از نظر آنان با نیازهای اقتصادی کشور تناسب کافی نداشت.
۱ـ ارتفاعات کوه آرارات را به ترکیه واگذار کرد.
۲ـ بخشهایی از شرق ایران را به افغانستان واگذار کرد.
۳ـ از حق حاکمیت ایران بر اروندرود چشمپوشی کرد.
جواب اندیشه و جستوجو صفحه ۱۰۵ تاریخ یازدهم
با وجود این هزینه سنگین، عملکرد ارتش در مهمترین آزمون خارجی دوران رضاشاه موفقیتآمیز نبود. در شهریور ۱۳۲۰، هنگامی که نیروهای انگلیس و شوروی از شمال و جنوب وارد ایران شدند، ارتش حدود ۱۲۰ هزار نفری رضاشاه مقاومت مؤثری نشان نداد و ظرف مدت کوتاهی از هم پاشید.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که میان میزان بودجه اختصاصیافته به ارتش و توان واقعی آن برای دفاع از کشور تناسب مناسبی وجود نداشت. ارتش رضاشاه بیش از آنکه برای مقابله با تجاوز خارجی کارآمد باشد، برای تثبیت حکومت مرکزی، سرکوب مخالفان داخلی و کنترل ایلات و عشایر به کار گرفته شده بود.
رضاشاه اعتقادی به فعالیت احزاب نداشت و سرانجام همه احزاب را منحل کرد. انتخابات مجلس نیز آزادانه برگزار نمیشد و حکومت در تعیین نمایندگان دخالت میکرد. در چنین فضایی، احزاب و نیروهای سیاسی مستقل عملاً امکان فعالیت مؤثر نداشتند.
برخورد حکومت تنها به تعطیلی تشکلها محدود نمیشد؛ منتقدان، نویسندگان و مخالفان سیاسی نیز با تبعید، زندان، شکنجه و حتی قتل روبهرو میشدند. برخی از شخصیتهایی که خود در به قدرت رسیدن رضاشاه نقش داشتند، مانند تیمورتاش، فیروز فرمانفرما و سردار اسعد بختیاری نیز پس از بدگمانی رضاشاه از مقام خود برکنار و زندانی شدند و سرانجام در زندان جان باختند.
در نتیجه، در دوره رضاشاه فضای فعالیت حزبی و رقابت آزاد سیاسی تقریباً از میان رفت و قدرت سیاسی به شکل گستردهای در شخص شاه و دستگاه حکومت متمرکز شد.





