در ادامه، ترجمه متن، معنی کلمات، قواعد و جواب کامل تمرینهای درس ۵ عربی یازدهم رشتههای علوم تجربی و ریاضی و فیزیک «اَلْکِذْبُ» را به ترتیب صفحات ۶۴ تا ۷۴ کتاب مشاهده میکنید.
ترجمه صفحه ۶۴ درس پنجم عربی یازدهم
اَلْکِذْبُ
ترجمه: دروغ
«اَلْکِذْبُ مِفتاحٌ لِکُلِّ شَرٍّ.» رَسولُ اللهِ (ص)
ترجمه: دروغ، کلید هر بدی و پلیدی است.
جاءَ رَجُلٌ إِلَی رَسولِ اللهِ (ص) فَقالَ: عَلِّمْني خُلُقاً يَجمَعُ لي خَيرَ الدُّنيا وَ الْآخِرَةِ. فَقالَ (ص): لا تَکْذِبْ.
ترجمه: مردی نزد پیامبر خدا (ص) آمد و گفت: اخلاقی به من بیاموز که خیر دنیا و آخرت را برای من فراهم کند. پیامبر (ص) فرمود: دروغ نگو.
وَ قالَ الْإِمامُ عَليٌّ (ع):
خَيرُ إِخوانِکَ مَنْ دَعاکَ إِلیٰ صِدْقِ الْمَقالِ بِصِدْقِ مَقالِهِ، وَ نَدَبَکَ إِلیٰ أَفضَلِ الْأَعمالِ بِحُسنِ أَعمالِهِ.
ترجمه: و امام علی (ع) فرمود: بهترین برادران تو کسی است که با راستگویی خود، تو را به راستگویی دعوت کند و با نیکیِ کردار خود، تو را به بهترین کارها فرا بخواند.
إِذَنْ فَکُنْ صادِقاً مَعَ نَفسِکَ وَ مَعَ الْآخَرينَ فِي الْحَياةِ،
وَ لا تَهرُبْ مِنَ الْواقِعِ أَبَداً،
ترجمه: پس در زندگی با خودت و دیگران راستگو باش و هرگز از واقعیت فرار نکن.
فَإِنْ هَرَبْتَ مِنَ الْواقِعِ فَسَوفَ تُواجِهُ مَشاکِلَ وَ صُعوباتٍ کَثيرَةً،
وَ تُضطَرُّ إِلَی الْکِذْبِ عِدَّةَ مَرّاتٍ،
وَ بَعدَ ذٰلِکَ يَتَبَيَّنُ کِذْبُکَ لِلْآخَرينَ،
فَتَفشَلُ في حَياتِکَ.
ترجمه: زیرا اگر از واقعیت فرار کنی، با مشکلات و سختیهای فراوانی روبهرو خواهی شد و چندین بار ناچار به دروغ گفتن میشوی؛ پس از آن، دروغت برای دیگران آشکار میشود و در زندگیات شکست میخوری.
وَ هٰذِهِ قِصَّةٌ قَصيرَةٌ تُبَيِّنُ لَکَ نَتيجَةَ الْکِذْبِ:
قَرَّرَ أَربَعَةُ طُلّابٍ أَنْ يَغيبوا عَنِ الامتِحانِ،
ترجمه: و این داستان کوتاهی است که نتیجۀ دروغ را برایت روشن میکند: چهار دانشجو تصمیم گرفتند در امتحان حاضر نشوند.
ترجمه صفحه ۶۵ درس پنجم عربی یازدهم
فَاتَّصَلوا بِالْأُستاذِ هاتِفيّاً وَ قالوا لَهُ:
أَحَدُ إِطاراتِ سَيّارَتِنا انْفَجَرَ، وَ لَيسَ لَنا إِطارٌ احْتِياطيٌّ،
ترجمه: پس تلفنی با استاد تماس گرفتند و به او گفتند: یکی از تایرهای خودروی ما ترکیده است و تایر یدکی نداریم.
وَ لا توجَدُ سَيّارَةٌ تَنقُلُنا إِلَی الْجامِعَةِ،
وَ نَحنُ الْآنَ فِي الطَّريقِ بَعيدونَ عَنِ الْجامِعَةِ،
وَ لَنْ نَستَطيعَ الْحُضورَ فِي الامتِحانِ فِي الْوَقتِ الْمُحَدَّدِ.
ترجمه: و خودرویی وجود ندارد که ما را به دانشگاه ببرد. اکنون در راه و از دانشگاه دور هستیم و نخواهیم توانست در زمان تعیینشده در امتحان حاضر شویم.
وافَقَ الْأُستاذُ أَنْ يُؤَجِّلَ لَهُمُ الامتِحانَ لِمُدَّةِ أُسبوعٍ واحِدٍ،
فَفَرِحَ الطُّلّابُ بِذٰلِکَ؛ لِأَنَّ خُطَّتَهُم لِتَأجيلِ الامتِحانِ نَجَحَتْ.
ترجمه: استاد موافقت کرد امتحان را برای آنان به مدت یک هفته به تأخیر بیندازد؛ پس دانشجویان خوشحال شدند، زیرا نقشۀ آنان برای به تعویق انداختن امتحان موفق شده بود.
فِي الْأُسبوعِ التّالي حَضَروا لِلامتِحانِ فِي الْوَقتِ الْمُحَدَّدِ،
وَ طَلَبَ الْأُستاذُ مِنهُم أَنْ يَجلِسوا في قاعَةِ الامتِحانِ،
ثُمَّ وَزَّعَ عَلَيهِم أَوراقَ الامتِحانِ.
ترجمه: هفتۀ بعد در زمان تعیینشده برای امتحان حاضر شدند. استاد از آنان خواست در سالن امتحان بنشینند؛ سپس برگههای امتحان را میان آنان پخش کرد.
ترجمه صفحه ۶۶ درس پنجم عربی یازدهم
لَمّا نَظَروا إِلَی الْأَسئِلَةِ، تَعَجَّبوا لِأَنَّها کانَتْ هٰکَذا:
ترجمه: وقتی به پرسشها نگاه کردند، شگفتزده شدند؛ زیرا سؤالها اینگونه بود:
١ـ لِماذا انْفَجَرَ الْإِطارُ؟
٢ـ أَيُّ إِطارٍ مِنْ سَيّارَتِکُمُ انْفَجَرَ؟
٣ـ في أَيِّ طَريقٍ وَقَعَ هٰذَا الْحادِثُ؟
٤ـ ما هُوَ تَرتيبُ جُلوسِکُم فِي السَّيّارَةِ؟
٥ـ کَيفَ استَطَعتُم أَنْ تَحِلّوا مُشکِلَتَکُم؟
٦ـ کَم کانَتِ السّاعَةُ عِندَ انفِجارِ الْإِطارِ؟
٧ـ مَنْ کانَ مِنکُم يَسوقُ السَّيّارَةَ في ذٰلِکَ الْوَقتِ؟
٨ـ هَل تَضمَنُ أَنْ يُجيبَ أَصدِقاؤُکَ مِثلَ إِجابَتِکَ؟
ترجمه:
۱ـ چرا تایر ترکید؟
۲ـ کدام تایر خودروی شما ترکید؟
۳ـ این حادثه در کدام جاده رخ داد؟
۴ـ ترتیب نشستن شما در خودرو چگونه بود؟
۵ـ چگونه توانستید مشکلتان را حل کنید؟
۶ـ هنگام ترکیدن تایر ساعت چند بود؟
۷ـ کدامیک از شما در آن زمان رانندگی میکرد؟
۸ـ آیا تضمین میکنی که دوستانت مانند پاسخ تو جواب دهند؟
خَجِلَ الطُّلّابُ وَ نَدِموا وَ اعتَذَروا مِن فِعلِهِم،
فَنَصَحَهُمُ الْأُستاذُ وَ قالَ:
مَنْ يَکذِبْ لا يَنجَحْ.
ترجمه: دانشجویان شرمنده و پشیمان شدند و از کار خود عذرخواهی کردند. استاد آنان را نصیحت کرد و گفت: هر کس دروغ بگوید، موفق نمیشود.
عاهَدَ الطُّلّابُ أُستاذَهُم عَلیٰ أَنْ لا يَکذِبوا،
وَ قالوا لَهُ نادِمينَ:
تَعَلَّمْنا دَرساً لَنْ نَنساهُ أَبَداً.
ترجمه: دانشجویان با استادشان پیمان بستند که دروغ نگویند و با پشیمانی به او گفتند: درسی آموختیم که هرگز آن را فراموش نخواهیم کرد.
معنی کلمات درس پنجم عربی یازدهم
| کلمه |
معنی |
| أَجَّلَ |
به تأخیر انداخت؛ مترادف: أَخَّرَ |
| اِضطَرَّ |
ناگزیر کرد |
| تُضطَرُّ |
ناگزیر میشوی |
| إِطار |
تایر، چارچوب |
| إِطارٌ احتِياطيٌّ |
تایر یدکی |
| تَبَيَّنَ |
آشکار شد |
| خُطَّة |
نقشه، برنامه؛ جمع: خُطَط |
| زاويَة |
گوشه؛ جمع: زَوايا |
| ساقَ |
رانندگی کرد |
| صُعوبَة |
سختی؛ متضاد: سُهولَة |
| ضَمِنَ |
ضمانت کرد |
| عاهَدَ |
پیمان بست |
| عِدَّة |
چند |
| فَشِلَ |
شکست خورد |
| کُنْ |
باش |
| لَنْ |
نشانۀ آیندۀ منفی |
| مُحَدَّد |
مشخصشده، تعیینشده |
| مَقال |
گفتار؛ مترادف: قَول، کَلام |
| نَدَبَ |
فرا خواند |
| واجَهَ |
روبهرو شد |
| وَزَّعَ |
پخش کرد |
جواب سوالات صفحه ۶۷ عربی یازدهم
أَجِبْ عَنِ الْأَسئِلَةِ التّالِيَةِ حَسَبَ نَصِّ الدَّرسِ.
١ـ هَلْ وافَقَ الْأُستاذُ أَنْ يُؤَجِّلَ الامتِحانَ لِلطُّلّابِ لِمُدَّةِ أُسبوعَينِ؟
پاسخ: لا، وافَقَ الْأُستاذُ أَنْ يُؤَجِّلَ الامتِحانَ لِمُدَّةِ أُسبوعٍ واحِدٍ.
ترجمه: خیر؛ استاد موافقت کرد امتحان را یک هفته به تأخیر بیندازد.
٢ـ ماذا قالَ الرَّجُلُ لِرَسولِ اللهِ (ص) حينَ جاءَ إِلَيهِ؟
پاسخ: قالَ: عَلِّمْني خُلُقاً يَجمَعُ لي خَيرَ الدُّنيا وَ الْآخِرَةِ.
ترجمه: گفت: اخلاقی به من بیاموز که خیر دنیا و آخرت را برایم فراهم کند.
٣ـ ما قالَ الطُّلّابُ لِأُستاذِهِم نادِمينَ؟
پاسخ: قالوا لَهُ نادِمينَ: تَعَلَّمْنا دَرساً لَنْ نَنساهُ أَبَداً.
ترجمه: با پشیمانی گفتند: درسی آموختیم که هرگز فراموشش نخواهیم کرد.
٤ـ مَنْ قالَ «مَنْ يَکذِبْ لا يَنجَحْ»؟
پاسخ: اَلْأُستاذُ.
ترجمه: استاد.
٥ـ کَيفَ اتَّصَلَ الطُّلّابُ بِالْأُستاذِ؟
پاسخ: اتَّصَلَ الطُّلّابُ بِالْأُستاذِ هاتِفيّاً.
ترجمه: دانشجویان به صورت تلفنی با استاد تماس گرفتند.
٦ـ لِماذا فَرِحَ الطُّلّابُ؟
پاسخ: لِأَنَّ خُطَّتَهُم لِتَأجيلِ الامتِحانِ نَجَحَتْ.
ترجمه: زیرا نقشۀ آنان برای به تأخیر انداختن امتحان موفق شد.
قواعد صفحه ۶۸ عربی یازدهم؛ ترجمه فعل مضارع
نکته قواعد: حروف
أَنْ، کَي، لِـ، لِکَي و حَتّىٰ بر سر فعل مضارع میآیند و در ترجمۀ آن تغییر ایجاد میکنند. چنین فعلهایی در فارسی معمولاً به صورت
مضارع التزامی ترجمه میشوند.
أَنْ يُحاوِلوا = که تلاش کنند
کَي يَذهَبنَ = تا بروند
لِکَي تَفرَحوا = تا شاد شوید
لِيَجعَلَ = تا قرار دهد
حَتّىٰ يَحکُمَ = تا داوری کند
لَنْ + فعل مضارع نیز در فارسی به صورت آیندۀ منفی ترجمه میشود:
لَنْ تَنالوا = دست نخواهید یافت.
جواب اختبر نفسک صفحه ۶۹ عربی یازدهم
اِخْتَبِرْ نَفْسَكَ: تَرْجِمِ الْآيَتَينِ وَ الْحَديثَ حَسَبَ قَواعِدِ الدَّرسِ، ثُمَّ عَيِّنِ الْأَفعالَ الْمُضارِعَةَ.
١ـ ﴿وَ عَسىٰ أَنْ تَکرَهوا شَيئاً وَ هُوَ خَيرٌ لَکُم وَ عَسىٰ أَنْ تُحِبّوا شَيئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُم﴾ البقرة: ٢١٦
ترجمه: چهبسا چیزی را ناخوش بدارید، در حالی که برای شما خوب است و چهبسا چیزی را دوست داشته باشید، در حالی که برای شما بد است.
افعال مضارع: أَنْ تَکرَهوا، أَنْ تُحِبّوا
٢ـ مِنْ أَخلاقِ الْجاهِلِ الْإِجابَةُ قَبْلَ أَنْ يَسمَعَ وَ الْمُعارَضَةُ قَبْلَ أَنْ يَفهَمَ وَ الْحُکمُ بِما لا يَعلَمُ. اَلْإِمامُ الصّادِقُ (ع)
ترجمه: از اخلاق فرد نادان این است که پیش از آنکه بشنود پاسخ دهد، پیش از آنکه بفهمد مخالفت کند و دربارۀ چیزی که نمیداند داوری کند.
افعال مضارع: أَنْ يَسمَعَ، أَنْ يَفهَمَ، لا يَعلَمُ
٣ـ ﴿… أَنفِقوا مِمّا رَزَقناکُم مِن قَبلِ أَنْ يَأتِيَ يَومٌ لا بَيعٌ فيهِ وَ لا خُلَّةٌ …﴾ البقرة: ٢٥٤
ترجمه: از آنچه به شما روزی دادهایم، پیش از آنکه روزی فرا برسد که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی، انفاق کنید.
فعل مضارع: أَنْ يَأتِيَ
ترجمه حوار صفحه ۷۰ عربی یازدهم
حِوارٌ (فِي الصَّيدَلِيَّةِ)
گفتوگو در داروخانه
اَلْحاجُّ: سَلامٌ عَلَيکُم.
زائر: سلام بر شما.
اَلصَّيدَليُّ: وَ عَلَيکُمُ السَّلامُ.
داروساز: و بر شما سلام.
اَلْحاجُّ: عَفواً، ما عِندي وَصفَةٌ وَ أُريدُ هٰذِهِ الْأَدويَةَ الْمَکتوبَةَ عَلَى الْوَرَقَةِ.
زائر: ببخشید، نسخه ندارم و این داروهای نوشتهشده روی برگه را میخواهم.
اَلصَّيدَليُّ: أَعطِني الْوَرَقَةَ:
مِحرارٌ، حُبوبٌ مُسَکِّنَةٌ لِلصُّداعِ، حُبوبٌ مُهَدِّئَةٌ، کَبسول أمبيسيلين، قُطنٌ طِبّيٌّ، مَرهَمٌ لِحَسّاسيَّةِ الْجِلدِ …
لا بَأسَ، وَ لٰکِنْ لا أُعطيکَ أمبيسيلين.
داروساز: برگه را به من بده: دماسنج، قرصهای مسکن سردرد، قرصهای آرامبخش، کپسول آمپیسیلین، پنبۀ پزشکی، پماد حساسیت پوستی و … . اشکالی ندارد؛ ولی آمپیسیلین به تو نمیدهم.
اَلْحاجُّ: لِماذا لا تُعطيني؟
زائر: چرا به من نمیدهی؟
اَلصَّيدَليُّ: لِأَنَّ بَيعَها بِدونِ وَصفَةٍ غَيرُ مَسموحٍ.
رَجاءً، راجِعِ الطَّبيبَ؛ اَلشِّفاءُ مِنَ اللهِ.
داروساز: زیرا فروش آن بدون نسخه مجاز نیست. لطفاً به پزشک مراجعه کن؛ شفا از جانب خداست.
جواب تمرین اول صفحه ۷۱ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الْأَوَّلُ: أَيُّ فِعلٍ مِن أَفعالِ مُعجَمِ الدَّرسِ يُناسِبُ التَّوضيحاتِ التّالِيَةَ؟
١ـ شاهَدَ وَجهاً لِوَجهٍ.
پاسخ: واجَهَ
٢ـ ظَهَرَ وَ صارَ واضِحاً.
پاسخ: تَبَيَّنَ
٣ـ لَم يَنجَحْ بَل خَسِرَ.
پاسخ: فَشِلَ
٤ـ أَعطاهُ عَهداً وَ قَولاً بِأَنْ يَفعَلَ شَيئاً.
پاسخ: عاهَدَ
٥ـ قَرَّرَ أَنْ يَفعَلَ ما قَصَدَهُ مَعَ التَّأخيرِ.
پاسخ: أَجَّلَ
جواب تمرین دوم صفحه ۷۱ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الثّاني: تَرْجِمِ الْأَحاديثَ، ثُمَّ عَيِّنِ الْمَطلوبَ مِنكَ.
١ـ لا تَستَشِرِ الْکَذّابَ فَإِنَّهُ کَالسَّرابِ يُقَرِّبُ عَلَيکَ الْبَعيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيکَ الْقَريبَ. أَميرُ الْمُؤمِنينَ عَليٌّ (ع)
ترجمه: با دروغگو مشورت نکن؛ زیرا او مانند سراب است؛ دور را برایت نزدیک و نزدیک را برایت دور جلوه میدهد.
کلمات متضاد: الْبَعيدَ ≠ الْقَريبَ، يُقَرِّبُ ≠ يُبَعِّدُ
اسم مبالغه: الْکَذّابَ
٢ـ يَبلُغُ الصّادِقُ بِصِدقِهِ ما لا يَبلُغُهُ الْکاذِبُ بِاحتِيالِهِ. أَميرُ الْمُؤمِنينَ عَليٌّ (ع)
ترجمه: انسان راستگو با راستگویی خود به چیزی میرسد که دروغگو با فریبکاری خود به آن نمیرسد.
فاعل: الصّادِقُ، الْکاذِبُ
٣ـ لا تُحَدِّثِ النّاسَ بِکُلِّ ما سَمِعتَ بِهِ. أَميرُ الْمُؤمِنينَ عَليٌّ (ع)
ترجمه: هر چیزی را که شنیدهای برای مردم بازگو نکن.
فعل نهی: لا تُحَدِّثْ
جواب تمرین سوم صفحه ۷۲ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الثّالِثُ: عَيِّنِ الْکَلِمَةَ الَّتي لا تُناسِبُ الْکَلِماتِ الْأُخرىٰ مَعَ بَيانِ السَّبَبِ.
١ـ مَقال ـ کَلام ـ قَول ـ إِطار
پاسخ: إِطار ؛ سه واژۀ دیگر به سخن و گفتار مربوطاند.
٢ـ کَلَّمَ ـ حَدَّثَ ـ کَمَّلَ ـ تَکَلَّمَ
پاسخ: کَمَّلَ ؛ سه فعل دیگر به معنی سخن گفتناند.
٣ـ جُذوع ـ تَأجيل ـ أَثمار ـ أَغصان
پاسخ: تَأجيل ؛ سه واژۀ دیگر به درخت مربوطاند.
٤ـ يَغرِسُ ـ يَنبُتُ ـ يَزرَعُ ـ يَندُبُ
پاسخ: يَندُبُ ؛ سه فعل دیگر به کاشتن و روییدن مربوطاند.
٥ـ أَحمَر ـ أَسوَد ـ أَخضَر ـ أَکرَم
پاسخ: أَکرَم ؛ سه واژۀ دیگر رنگ هستند.
جواب تمرین چهارم صفحه ۷۲ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الرّابِعُ: تَرْجِمِ الْآياتِ، ثُمَّ عَيِّنِ الْمَطلوبَ مِنكَ.
١ـ ﴿… فَاصبِروا حَتّىٰ يَحکُمَ اللهُ بَينَنا …﴾ الأعراف: ٨٧
ترجمه: پس صبر کنید تا خدا میان ما داوری کند.
فعل امر: فَاصبِروا
٢ـ ﴿… يُريدونَ أَنْ يُبَدِّلوا کَلامَ اللهِ …﴾ الفتح: ١٥
ترجمه: میخواهند سخن خدا را تغییر دهند.
مضافالیه: اللهِ
٣ـ ﴿هُوَ الَّذي يُصَلّي عَلَيکُم وَ مَلائِکَتُهُ لِيُخرِجَکُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ﴾ الأحزاب: ٤٣
ترجمه: او کسی است که خود و فرشتگانش بر شما درود میفرستند تا شما را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون آورد.
جار و مجرور: عَلَيکُم، مِنَ الظُّلُماتِ، إِلَى النّورِ
٤ـ ﴿… لِکَيلا تَحزَنوا عَلىٰ ما فاتَکُم …﴾ آل عمران: ١٥٣
ترجمه: تا بر آنچه از دست شما رفته است اندوهگین نشوید.
فعل ماضی: فاتَ
٥ـ ﴿لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّىٰ تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ …﴾ آل عمران: ٩٢
ترجمه: هرگز به نیکوکاری دست نخواهید یافت تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید.
افعال مضارع: لَنْ تَنالوا، حَتّىٰ تُنفِقوا، تُحِبّونَ
جواب تمرین پنجم صفحه ۷۳ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ الْخامِسُ: تَرْجِمِ الْجُمَلَ التّالِيَةَ.
١ـ اِجلِسْ عَلَى الْکُرسِيِّ:
روی صندلی بنشین.
٢ـ تَجلِسُ مَعَ زَميلِکَ:
با همکلاسیات مینشینی.
٣ـ اِصبِرْ لِکَي يَجلِسَ:
صبر کن تا او بنشیند.
٤ـ جالِسْ خَيرَ النّاسِ:
با بهترین مردم همنشینی کن.
٥ـ لا تَجلِسوا هُناکَ:
آنجا ننشینید.
٦ـ لَنْ تَجلِسنَ هُنا:
شما دختران / زنان اینجا نخواهید نشست.
٧ـ أُريدُ أَنْ أَجلِسَ:
میخواهم بنشینم.
٨ـ رَجَعنا لِنَجلِسَ:
بازگشتیم تا بنشینیم.
جواب تمرین ششم صفحه ۷۳ عربی یازدهم
اَلتَّمرينُ السّادِسُ: اُکْتُبْ مُفْرَدَ الْجُموعِ التّالِيَةِ.
| جمع |
مفرد |
جمع |
مفرد |
| أَدويَة |
دَواء |
أَصدِقاء |
صَديق |
| خُطَط |
خُطَّة |
أَساتِذَة |
أُستاذ |
| أَفاضِل |
فاضِل |
عُيوب |
عَيب |
| أَحياء |
حَيّ |
إِخوان |
أَخ |
| صُعوبات |
صُعوبَة |
أَعمال |
عَمَل |
| أَسئِلَة |
سُؤال |
أَسابيع |
أُسبوع |
| إِجابات |
إِجابَة |
طُلّاب |
طالِب |
| أَخلاق |
خُلُق |
— |
— |
نکته: مفرد أَفاضِل، واژۀ فاضِل است.
جواب البحث العلمي صفحه ۷۴ عربی یازدهم
اِبْحَثْ عَنْ قِصَّةٍ قَصيرَةٍ أَوْ أَحاديثَ حَوْلَ قُبْحِ الْکِذْبِ وَ عاقِبَتِهِ السَّيِّئَةِ.
ترجمه: داستانی کوتاه یا احادیثی دربارۀ زشتی دروغ و پیامد بد آن پیدا کنید.
نمونۀ پاسخ کوتاه:
کَذَبَ طالِبٌ عَلىٰ مُعَلِّمِهِ لِيَهرُبَ مِنْ أَداءِ واجِبِهِ. وَ بَعدَ أَيّامٍ ظَهَرَتِ الْحَقيقَةُ، فَفَقَدَ مُعَلِّمُهُ الثِّقَةَ بِهِ. خَجِلَ الطّالِبُ مِنْ عَمَلِهِ وَ اعتَذَرَ مِنْ مُعَلِّمِهِ. فَعَرَفَ أَنَّ الْکِذْبَ قَدْ يُنَجّي الْإِنسانَ لِوَقتٍ قَصيرٍ، وَلٰکِنَّ عاقِبَتَهُ سَيِّئَةٌ. فَعاهَدَ نَفسَهُ أَنْ يَقولَ الصِّدقَ دائِماً.
ترجمه: دانشآموزی برای فرار از انجام تکلیفش به معلّم خود دروغ گفت. چند روز بعد حقیقت آشکار شد و معلّم اعتمادش را به او از دست داد. دانشآموز از کار خود شرمنده شد و از معلّمش عذرخواهی کرد. او فهمید که شاید دروغ برای مدت کوتاهی انسان را نجات دهد، اما سرانجام بدی دارد؛ بنابراین با خود عهد کرد که همیشه راست بگوید.
⭐ نکات مهم امتحانی درس پنجم:
أَنْ + فعل مضارع معمولاً با «که» و به صورت مضارع التزامی ترجمه میشود: أُريدُ أَنْ أَجلِسَ = میخواهم بنشینم.
کَي، لِـ، لِکَي و حَتّىٰ + فعل مضارع معمولاً با «تا / برای اینکه» ترجمه میشوند: لِکَي يَجلِسَ = تا بنشیند.
لَنْ + فعل مضارع نشاندهندۀ آیندۀ منفی است: لَنْ نَنساهُ = آن را فراموش نخواهیم کرد.
در تمرین مفرد و جمع دقت کنید: أَفاضِل ← فاضِل، خُطَط ← خُطَّة، أَساتِذَة ← أُستاذ، أَسابيع ← أُسبوع.
از واژههای مهم درس: أَجَّلَ، اِضطَرَّ، تَبَيَّنَ، فَشِلَ، عاهَدَ، واجَهَ، وَزَّعَ، صُعوبَة، خُطَّة و إِطارٌ احتِياطيٌّ.
بیشتر بخوانید :