جواب خودارزیابی درس نهم علوم و فنون دهم؛ موازنه و ترصیع صفحه ۷۵ و ۷۶
جواب خودارزیابی درس ۹ علوم و فنون ادبی دهم انسانی و معارف؛ پاسخ کامل سوالات درس نهم موازنه و ترصیع صفحات ۷۵ و ۷۶.
در درس نهم علوم و فنون ادبی دهم با عنوان «موازنه و ترصیع» با دو آرایه مهم موسیقایی آشنا میشویم. در موازنه، واژههای دو جمله یا دو بخش قرینه از نظر وزن با یکدیگر هماهنگاند و سجعهای متوازن یا متوازی میسازند. ترصیع نوع کاملتر موازنه است؛ یعنی موازنهای که همه سجعهای آن متوازی باشند.
در ادامه جواب کامل خودارزیابیهای صفحات ۷۵ و ۷۶ علوم و فنون ادبی دهم انسانی را به صورت دقیق و دانشآموزپسند میخوانید.
موازنه: واژههای روبهروی هم در دو جمله یا دو مصراع، سجع متوازن یا متوازی میسازند.
ترصیع: نوعی موازنه است که همه سجعهای آن متوازی باشند؛ یعنی واژههای قرینه علاوه بر هموزن بودن، واج یا واجهای پایانی یکسان نیز داشته باشند.
پس هر ترصیعی موازنه است، اما هر موازنهای ترصیع نیست.
جواب خودارزیابی صفحه ۷۵ علوم و فنون ادبی دهم
ور راه وفا گیری، جان در قدمت ریزم
سعدی
اگرچه میان بعضی واژهها مانند «جفا / وفا» هماهنگی وجود دارد، همه واژههای قرینه با یکدیگر سجع متوازن یا متوازی نمیسازند.
برای مثال «رهت / قدمت» و «اندازم / ریزم» از نظر وزن با یکدیگر هماهنگ نیستند؛ بنابراین ساختمان کامل موازنه شکل نگرفته است.
ز تیغ تو بهرام بریان شود
فردوسی
واژههای قرینه:
گرز / تیغ ← سجع متوازن
خورشید / بهرام ← سجع متوازن
گریان / بریان ← سجع متوازی
تکرار «ز»، «تو» و «شود» نیز نظم دو مصراع را بیشتر کرده است.
وفا گل بود، بر دشمن فشاندی
خاقانی
از جمله واژههای قرینه میتوان به این موارد اشاره کرد:
جفا / وفا ← متوازی
پل / گل ← متوازی
عاشق / دشمن ← متوازن
شکستی / فشاندی ← متوازن
در نتیجه، تقابل واژههای هموزن در دو مصراع، آرایه موازنه را پدید آورده است.
همه سحری و فسونی، همه نازی و خرامی
شفیعی کدکنی
ساخت دو مصراع بسیار هماهنگ است و بیشتر واژهها و ترکیبهای مقابل یکدیگر از نظر وزن تناسب دارند:
نشاط / فسون
عشق / ناز
امید / خرام
همچنین تکرار ساخت «همه … و …» در دو مصراع، نظم و موسیقی کلام را افزایش داده است.
تیغ جفای او را جز جان سپر نباشد
خواجوی کرمانی
واژههای قرینه دو مصراع از نظر وزن با یکدیگر هماهنگاند؛ مانند:
تیر / تیغ ← متوازن
بلای / جفای ← متوازی
دل / جان ← متوازن
هدف / سپر ← متوازن
عبارتهای «او را»، «جز» و «نباشد» نیز در هر دو مصراع تکرار شدهاند و تقارن آنها را کاملتر کردهاند.
وز لعل شکربار، می و نقل فرو ریز
عراقی
واژهها و اجزای دو مصراع به گونهای نیستند که به طور منظم در برابر یکدیگر سجعهای متوازن یا متوازی بسازند؛ بنابراین آرایه موازنه شکل نگرفته است.
پرواز به آنجا که سرود است و سرور است
فریدون مشیری
بخش بزرگی از ساختمان دو مصراع عیناً تکرار شده است: «پرواز به آنجا که … است و … است».
واژههای:
نشاط / سرود ← متوازن
امید / سرور ← متوازن
در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند و موازنه را ایجاد کردهاند.
نفس تا کشی، حرف چنگ است و نی
بیدل دهلوی
واژههای قرینه:
نظر / نفس ← متوازن
عرض / حرف ← متوازن
نقل / چنگ ← متوازن
می / نی ← متوازی
در نتیجه، تقابل واژههای هموزن در دو مصراع باعث شکلگیری موازنه شده است.
بیتهای اول و ششم موازنه ندارند.
جواب سوال ۲ خودارزیابی صفحه ۷۵ و ۷۶ علوم و فنون ادبی دهم
دنیا همه ساجدند و مسجود یکی است
فرخی یزدی
عالم / دنیا سجع متوازن دارند، در حالی که عابدند / ساجدند و معبود / مسجود متوازیاند.
چون همه سجعها متوازی نیستند، ترصیع نداریم.
چرا ندهم؟ دهم جان در وصالت
خاقانی
واژههای: ننهم / ندهم، نهم / دهم، خیالت / وصالت هماهنگی زیادی دارند؛ اما دل / جان فقط سجع متوازناند.
پس همه سجعها متوازی نیستند.
چرا ساقی نمیگوید درودی؟
ابتهاج
مطرب / ساقی سجع متوازناند و سرودی / درودی سجع متوازی دارند.
چون همه قرینهها متوازی نیستند، بیت ترصیع ندارد.
درد عشق تو، درد بیدرمان
هاتف اصفهانی
قرینههایی مانند: راه / درد، وصل / عشق، پر / بی، آسیب / درمان از نظر وزن هماهنگی دارند، اما پایان آوایی همه آنها یکسان نیست؛ پس سجعها متوازناند و نه همگی متوازی.
ما ز دریاییم و دریا میرویم
مولوی
واژههای تکراری «ما»، «ز»، «و» و «میرویم» در جایگاه یکسان قرار دارند و واژههای:
بالاییم / دریاییم ← سجع متوازی
بالا / دریا ← سجع متوازی
در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند.
پس همه سجعهای موجود در موازنه متوازی هستند و آرایه ترصیع شکل گرفته است.
ما ز بالاییم و بالا میرویم
ما ز دریاییم و دریا میرویم
جواب سوال ۳ خودارزیابی صفحه ۷۶ علوم و فنون ادبی دهم
هم عقل دویده در رکابت
هم شرع خزیده در پناهت
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی
ما برون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را
مولوی
در بیت نخست:
عقل / شرع ← متوازن
دویده / خزیده ← متوازی
رکابت / پناهت ← متوازن
پس این بیت موازنه دارد.
اما در بیت مولوی:
برون / درون ← متوازی
ننگریم / بنگریم ← متوازی
قال / حال ← متوازی
بنابراین همه سجعهای آن متوازیاند و ترصیع پدید آمده است.
از آنجا که سجع متوازی نسبت به سجع متوازن ارزش موسیقایی بیشتری دارد، بیت دوم گوشنوازتر و از نظر موسیقی لفظی قویتر است.
جواب سوال ۴ خودارزیابی صفحه ۷۶ علوم و فنون ادبی دهم
نگاری کز دو یاقوتش همی شهد و شکر ریزد
کلیله و دمنه
واژههای دو مصراع به شکل منظم روبهروی یکدیگر قرار گرفتهاند:
بهاری / نگاری ← متوازی
رخسارش / یاقوتش ← متوازن
شمس / شهد ← متوازن
قمر / شکر ← متوازی
خیزد / ریزد ← متوازی
پس بیشتر واژههای قرینه سجع دارند و این تقابل، موسیقی درونی شعر را افزایش داده است؛ اما چون همه آنها متوازی نیستند، این نمونه را موازنه مینامیم.
مرگ بیمرگی بود ما را حلال
مولوی
واژههای قرینه:
برگ / مرگ ← متوازی
بیبرگی / بیمرگی ← متوازی
نوال / حلال ← متوازی
بخشهای «بود ما را» نیز عیناً تکرار شدهاند.
چون همه سجعهای موجود متوازی هستند، این بیت نمونه روشن ترصیع است.
ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست
مولوی
ساخت دو مصراع کاملاً قرینه است:
ناییم / کوهیم ← متوازی
نوا / صدا ← متوازی
و واژههای «ما، چو، و، در، ما، ز، توست» عیناً در هر دو مصراع تکرار شدهاند.
در نتیجه، واژههای قرینه در ساخت کلی بیت هماهنگی بسیار زیادی دارند و سجعهای متوازی، ترصیع را پدید آوردهاند.
بیت اول: موازنه
بیت دوم: ترصیع
بیت سوم: ترصیع
در هر سه نمونه، شاعر با قرار دادن واژههای هموزن و آهنگین در برابر یکدیگر، موسیقی لفظی شعر را افزایش داده است؛ با این تفاوت که در دو نمونه مولوی، هماهنگی سجعهای متوازی بیشتر و کاملتر است.
جواب سوال ۵ خودارزیابی صفحه ۷۶ علوم و فنون ادبی دهم
بیشتر آید سخنش ناصواب
سعدی
هجاهای کشیده عبارتاند از:
۱ــ «واب» در «جواب»
جَ / واب
۲ــ «بیش» در «بیشتر»
بیش / تَر
۳ــ «واب» در «ناصواب»
نا / صَ / واب
پس در مجموع ۳ هجای کشیده داریم.
نیستم نیستم نیستم من
میرزا حبیب خراسانی
هجاهای کشیده عبارتاند از:
۱ــ «چند»
۲ــ «چیس» در «چیستم»
چیس / تَم
در مصراع دوم، واژه «نیستم» سه بار تکرار شده است:
۳ــ نیس / تَم
۴ــ نیس / تَم
۵ــ نیس / تَم
هجای نخست هر سه «نیستم»، یعنی «نیس»، کشیده است.
بنابراین در مجموع ۵ هجای کشیده در بیت وجود دارد.
• موازنه از قرار گرفتن سجعهای متوازن یا متوازی در برابر یکدیگر پدید میآید.
• در تشخیص موازنه باید واژههای دو جمله یا دو مصراع را روبهروی یکدیگر قرار دهیم.
• ترصیع نوعی موازنه است که همه سجعهای آن متوازی هستند.
• سجع متوازی علاوه بر هموزنی، واج یا واجهای پایانی مشترک نیز دارد؛ بنابراین موسیقی آن از سجع متوازن بیشتر است.
• هر ترصیعی موازنه محسوب میشود، اما هر موازنهای ترصیع نیست.
• در شمارش هجای کشیده باید ساختمان آوایی هجا را در نظر گرفت؛ حتی اگر هجای کشیده در پایان مصراع هنگام تعیین وزن، بلند محسوب شود.





