معنی و آرایه های درس سیزدهم گردآفرید فارسی دهم؛ صفحه ۱۰۴ تا ۱۰۷
معنی شعر گردآفرید درس سیزدهم فارسی دهم صفحه ۱۰۴ تا ۱۰۷، همراه با معنی واژگان، آرایههای ادبی و نکات زبانی و فکری.
در این مطلب معنی درس سیزدهم گردآفرید فارسی دهم را به صورت بیت به بیت بررسی میکنیم. برای هر بیت علاوه بر معنی روان، معنی واژههای دشوار، آرایههای ادبی، نکات زبانی و دستوری و مفهوم بیت را نیز آوردهایم. در پایان نیز خلاصه داستان گردآفرید، شخصیتها و مهمترین نکات امتحانی درس ۱۳ فارسی دهم را میخوانید.
نام درس: گردآفرید
درس: سیزدهم فارسی دهم
اثر: شاهنامه
سراینده: حکیم ابوالقاسم فردوسی
قالب: مثنوی
نوع ادبی: حماسی
موضوع: دلاوری و تدبیر گردآفرید در رویارویی با سهراب
خلاصه داستان گردآفرید فارسی دهم
در مسیر حرکت سهراب از توران به سوی ایران، او به سپیددژ میرسد. گژدهم، پهلوان سالخورده ایرانی، فرمانروای این دژ است. پس از آنکه سهراب، هجیر را شکست میدهد و اسیر میکند، گردآفرید، دختر دلاور گژدهم، از این اتفاق خشمگین میشود و تصمیم میگیرد خود به میدان نبرد برود.
گردآفرید لباس رزم میپوشد و با سهراب وارد نبردی سخت میشود. سرانجام هنگامی که درمییابد توان ادامۀ نبرد با سهراب را ندارد، با هوشمندی و تدبیر او را فریب میدهد و خود را به داخل دژ میرساند. به این ترتیب، گردآفرید علاوه بر دلاوری و مهارت رزمی، قدرت تدبیر و حضور ذهن خود را نیز نشان میدهد.
معنی شعر گردآفرید درس سیزدهم فارسی دهم
که سالار آن انجمن گشت کم
واژهها: گژدهم: فرمانروای سپیددژ و پدر گردآفرید؛ سالار: فرمانده و سردار؛ انجمن: گروه؛ گشت کم: از جمع خارج شد، گرفتار و اسیر شد.
آرایهها: گشت کم: کنایه از شکست خوردن و گرفتار شدن.
تعداد جملهها: دو جمله
همیشه به جنگ اندرون، نامدار
واژهها: برسان: مانند؛ گُرد: پهلوان و دلیر؛ اندرون: در؛ نامدار: مشهور و سرشناس.
آرایهها: «زنی بود برسان گردی سوار» تشبیه؛ واجآرایی «ر».
نکته زبانی: در «به جنگ اندرون» یک متمم همراه با دو حرف اضافه آمده است. فعل «بود» در مصراع دوم به قرینه حذف شده است.
زمانه ز مادر چنین نآورید
واژهها: کجا: که؛ زمانه: روزگار؛ نآورید: نیاورد، نزاد.
آرایهها: زمانه … نآورید: تشخیص؛ مصراع دوم دارای اغراق در ستایش گردآفرید است.
که شد لاله رنگش به کردار قیر
واژهها: ننگش آمد: به او برخورد، شرمگین شد؛ هجیر: پهلوان ایرانی؛ به کردار: مانند؛ قیر: مادۀ سیاهرنگ.
آرایهها: لالهرنگ: تشبیه فشرده برای چهرۀ سرخ؛ به کردار قیر: تشبیه؛ سیاه شدن چهره مانند قیر: اغراق.
آماده شدن گردآفرید برای نبرد
نبود اندر آن کار جای درنگ
واژهها: دِرع: زره و جامۀ جنگی؛ درنگ: توقف و معطلی.
آرایه: جای درنگ نبود: کنایه از اینکه فرصت معطلی وجود نداشت.
کمر بر میان، بادپایی به زیر
واژهها: دژ: قلعه؛ به کردار: مانند؛ میان: کمر؛ بادپا: اسب تیزرو.
آرایهها: گردآفرید به شیر تشبیه شده است؛ کمر بر میان: کنایه از آمادۀ کار و نبرد بودن؛ بادپا: کنایه از اسب تیزرو.
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
واژهها: گرد: در اینجا غبار؛ رعد: تندر؛ ویله: فریاد و بانگ.
آرایهها: فریاد گردآفرید به رعد خروشان تشبیه شده است؛ «خروشان» برای رعد دارای جانبخشی است.
دلیران و کارآزموده سران
واژهها: گردان: پهلوانان؛ جنگآوران: جنگجویان؛ کارآزموده: باتجربه؛ سران: بزرگان و فرماندهان.
آغاز نبرد گردآفرید و سهراب
بخندید و لب را به دندان گزید
واژهها: شیراوژن: شیرکش و بسیار دلیر؛ گزید: گاز گرفت.
آرایهها: شیراوژن: کنایه از دلاوری؛ لب به دندان گزیدن: کنایه از شگفتزده شدن؛ لب / دندان: مراعات نظیر.
چو دخت کمندافکن او را بدید
واژهها: دمان: خروشان و با شتاب؛ دخت: دختر؛ کمندافکن: جنگجو و ماهر در نبرد.
نبُد مرغ را پیش تیرش گذر
واژهها: زه: چلۀ کمان؛ گذر: راه عبور و گریز.
آرایهها: کمان / زه / تیر: مراعات نظیر؛ «مرغ را پیش تیرش گذر نبود» کنایه و اغراق در بیان مهارت گردآفرید در تیراندازی.
چپ و راست، جنگ سواران گرفت
آرایهها: چپ / راست: تضاد و کنایه از همه طرف؛ تیرباران: بیانکنندۀ فراوانی تیرها.
نکته زبانی: در «به سهراب بر» یک متمم با دو حرف اضافه آمده است.
برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ
واژهها: آمدش ننگ: به او برخورد و باعث شرمندگیاش شد؛ برآشفت: خشمگین شد؛ تیز: سریع.
که برسان آتش همی بردمید
آرایه: سهراب در خشم و تندی به آتش تشبیه شده است.
عنان و سنان را پر از تاب کرد
واژهها: عنان: افسار؛ سنان: سرنیزه؛ تاب: پیچوتاب.
آرایهها: عنان / سنان: جناس ناهمسان؛ نیزه / سنان: مراعات نظیر.
چو بدخواه او چارهگر بد به جنگ
واژهها: بدخواه: دشمن؛ چارهگر: تدبیرکننده و زیرک؛ بُد: بود.
آرایه: سهراب به پلنگ تشبیه شده است.
زره بر برش یک به یک بردرید
واژهها: بر: پهلو؛ بردرید: پاره کرد.
آرایه: در «بر برش»، دو «بر» با دو معنی متفاوت به کار رفتهاند و جناس تام ساختهاند.
یکی تیغ تیز از میان برکشید
واژهها: تیغ: شمشیر؛ میان: کمر؛ برکشید: بیرون کشید.
نشست از بر اسپ و برخاست گرد
آرایه: گرد برخاست: کنایه از تاختن سریع اسب.
بپیچید ازو روی و برگاشت زود
واژهها: آورد: نبرد؛ بسنده نبود: توان برابری نداشت؛ برگاشت: برگرداند.
آرایه: روی برگرداندن: کنایه از عقبنشینی کردن.
تعقیب گردآفرید توسط سهراب
به خشم از جهان روشنایی ببرد
واژهها: سپهبد: فرمانده سپاه، منظور سهراب؛ عنان: افسار؛ اژدها: در اینجا استعاره از اسب نیرومند.
آرایهها: اژدها: استعاره از اسب؛ عنان سپردن: کنایه از رها کردن افسار و تند تاختن؛ از جهان روشنایی بردن: اغراق.
بجنبید و برداشت خود از سرش
واژهها: به تنگ اندر آمد: نزدیک شد؛ خود: کلاهخود.
درفشان چو خورشید شد روی اوی
واژهها: درفشان: درخشان؛ اوی: او.
آرایهها: چهرۀ گردآفرید به خورشید تشبیه شده است؛ موی / روی: مراعات نظیر و جناس ناهمسان.
سر و موی او از در افسرست
واژهها: کاو: که او؛ از در: شایسته و سزاوار؛ افسر: تاج.
آرایه: سر / موی / افسر: مراعات نظیر.
چنین دختر آید به آوردگاه؟
واژهها: شگفت آمدش: تعجب کرد؛ آوردگاه: میدان جنگ.
بینداخت و آمد میانش به بند
واژهها: فتراک: تسمهای در پشت زین اسب؛ کمند: طناب مخصوص گرفتار کردن حریف؛ میان: کمر.
چرا جنگ جویی و ای ماهروی؟
واژهها: بدو: به او؛ مجوی: جستوجو نکن؛ ماهروی: زیبارو.
آرایه: ماهروی: تشبیه فشرده؛ چهرۀ گردآفرید به ماه تشبیه شده است.
ز چنگم رهایی نیابی مشور
واژهها: گور: گورخر؛ مشور: تقلا نکن.
آرایهها: گردآفرید به گور تشبیه شده است؛ به دام آمدن: کنایه از گرفتار شدن؛ چنگ: مجاز از دست و قدرت سهراب.
تدبیر گردآفرید برای رهایی
مر آن را جز از چاره درمان ندید
واژهها: آویخت: گرفتار شد؛ چاره: تدبیر؛ درمان: راه حل.
میان دلیران به کردار شیر
آرایه: سهراب به شیر تشبیه شده است.
برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
واژهها: دو لشکر: سپاه ایران و توران؛ نظاره: تماشا؛ آهنگ: قصد، شیوه و عزم.
آرایه: لشکر / جنگ / گرز / شمشیر: مراعات نظیر.
سپاه تو گردد پر از گفتوگوی
آرایهها: روی / موی: مراعات نظیر و جناس ناهمسان؛ پر از گفتوگو شدن: کنایه از فراوان سخن گفتن و سرزنش کردن.
بدین سان به ابر اندر آورد گرد
آرایه: گرد به ابر اندر آوردن: اغراق و کنایه از جنگ سخت و شدید.
نباید بر این آشتی جنگ جست
آرایه: آشتی / جنگ: تضاد.
بازگشت گردآفرید به سپیددژ
سمند سرافراز بر دژ کشید
واژهها: عنان: افسار؛ سمند: اسب؛ سرافراز: سربلند.
آرایهها: عنان پیچیدن: کنایه از تغییر مسیر و بازگشت؛ عنان / سمند: مراعات نظیر.
بیامد به درگاه دژ گژدهم
واژهها: به هم: با هم؛ درگاه: آستانه و جلوی در؛ گژدهم: پدر گردآفرید.
تن خسته و بسته بر دژ کشید
واژهها: باره: بارو و دیوار دژ؛ خسته: زخمی؛ بسته: گرفتار و در بند.
پر از غم دل و دیده خونین شدند
آرایهها: دیده خونین: کنایه از گریه و اندوه بسیار؛ دل / دیده: مراعات نظیر.
پر از درد بودند برنا و پیر
واژهها: آزار: رنج و آسیب؛ برنا: جوان.
آرایهها: برنا / پیر: تضاد؛ برنا و پیر: مجاز از همۀ مردم.
پر از غم بد از تو دل انجمن
واژهها: شیرزن: زن بسیار شجاع؛ انجمن: در اینجا مردم و دژنشینان.
آرایهها: شیرزن: تشبیه فشرده؛ انجمن: مجاز از مردم انجمن.
نیامد ز کار تو بر دوده ننگ
واژهها: رزم جستن: جنگیدن؛ افسون: حیله و تدبیر؛ رنگ: نیرنگ؛ دوده: خاندان و دودمان.
سخنان پایانی گردآفرید با سهراب
به باره برآمد سپه بنگرید
واژهها: باره: بارو و دیوار دژ؛ برآمد: بالا رفت؛ بنگرید: نگاه کرد.
چنین گفت کای شاه ترکان چین
آرایه: بر پشت زین: کنایه از سوار بودن.
هم از آمدن هم ز دشت نبرد
واژهها: رنجه: خسته و آزرده؛ کنون: اکنون.
رخ نامور سوی توران کنی
واژهها: تو را: برای تو؛ فرمان کردن: اطاعت کردن؛ نامور: مشهور.
آرایه: رخ سوی توران کردن: کنایه از بازگشتن به توران.
خورد گاو نادان ز پهلوی خویش
واژهها: بس: بسیار؛ بازو: در اینجا قدرت و توان.
آرایهها: بازو: مجاز از قدرت و توان؛ «خورد گاو نادان ز پهلوی خویش» حالت ضربالمثل و ارسالالمثل دارد.
شخصیت های درس گردآفرید
سهراب: پسر رستم؛ پهلوان جوان و نیرومند سپاه توران
گژدهم: پدر گردآفرید و فرمانروای سپیددژ
هجیر: پهلوان و نگهبان ایرانی که به دست سهراب اسیر میشود
ویژگی های شخصیتی گردآفرید
شجاع: پس از شکست هجیر، بدون درنگ برای نبرد با سهراب به میدان میرود.
میهندوست: برای دفاع از دژ و سرزمین خود با دشمنی بسیار نیرومند روبهرو میشود.
ماهر در رزم: در تیراندازی، شمشیرزنی و سوارکاری توانایی بالایی دارد.
خردمند و زیرک: وقتی درمییابد با نیروی جسمانی نمیتواند سهراب را شکست دهد، از تدبیر استفاده میکند.
دارای حضور ذهن: حتی پس از گرفتار شدن در کمند سهراب، روحیۀ خود را نمیبازد و راهی برای نجات پیدا میکند.
مهم ترین آرایه های درس گردآفرید
زمانه ز مادر چنین نآورید: تشخیص و اغراق
به کردار شیر: تشبیه
کمر بر میان: کنایه از آماده بودن
چو رعد خروشان: تشبیه
لب به دندان گزیدن: کنایه از شگفتی
مرغ را پیش تیرش گذر نبود: کنایه و اغراق
چپ و راست: تضاد و کنایه از هر سو
شد چون پلنگ: تشبیه
اژدها: استعاره از اسب نیرومند
درفشان چو خورشید: تشبیه
ماهروی: تشبیه فشرده
به دام آمدن: کنایه از گرفتار شدن
گرد به ابر اندر آوردن: اغراق
برنا و پیر: تضاد و مجاز از همه مردم
شیرزن: تشبیه فشرده
رخ سوی توران کردن: کنایه از بازگشتن
پیام و مفهوم درس گردآفرید فارسی دهم
درس «گردآفرید» تنها داستان یک نبرد نیست. فردوسی در این بخش از شاهنامه، پهلوانی را نشان میدهد که دلاوری را با خرد و تدبیر همراه میکند. گردآفرید تا زمانی که امکان نبرد دارد، شجاعانه میجنگد؛ اما هنگامی که برتری جسمانی سهراب را میبیند، به جای پافشاری بیهوده، با زیرکی راهی برای نجات خود و دفاع از دژ پیدا میکند.
شجاعت و دفاع از میهن؛
ارزش خرد و تدبیر در کنار قدرت؛
پرهیز از غرور و اعتماد بیش از اندازه به نیروی جسمانی؛
حضور ذهن در شرایط دشوار؛
تسلیم نشدن در برابر دشمن؛
ارزش دلاوری زنان در حماسۀ ملی ایران.
نکات مهم امتحانی درس سیزدهم گردآفرید
⭐ سهراب: پسر رستم
⭐ هجیر: پهلوان ایرانی که به دست سهراب گرفتار میشود
⭐ قالب شعر: مثنوی
⭐ نوع ادبی: حماسی
⭐ درع: زره
⭐ گرد: پهلوان؛ در برخی بیتها به معنی غبار
⭐ آوردگاه: میدان نبرد
⭐ عنان: افسار
⭐ سنان: سرنیزه
⭐ فتراک: تسمه پشت زین اسب
⭐ برنا: جوان
⭐ دوده: خاندان و دودمان
⭐ ویژگی اصلی گردآفرید: دلاوری همراه با خرد و تدبیر
⭐ «به جنگ اندرون» و «به سهراب بر»: کاربرد یک متمم با دو حرف اضافه
⭐ «برنا و پیر»: تضاد و مجاز از همۀ مردم
⭐ بیت پایانی: هشدار درباره غرور و اعتماد بیش از اندازه به قدرت





