در این مطلب معنی درس پنجم آغازگری تنها فارسی یازدهم را به صورت کامل و بند به بند بررسی میکنیم. معنی روان متن، معنی واژههای دشوار، آرایههای ادبی، نکات دستوری و زبانی و مفهوم قسمتهای مهم درس «آغازگری تنها» را در ادامه میخوانید.
📘 مشخصات درس:
درس: پنجم فارسی یازدهم
عنوان: آغازگری تنها
قلمرو ادبی: ادبیات پایداری
درونمایه: دفاع از میهن، ضرورت آگاهی و پیشرفت و مبارزه با عقبماندگی
⭐ نکته مهم: درس «آغازگری تنها» فقط روایت جنگهای ایران و روس نیست. نویسنده در کنار بیان مقاومت و میهندوستی، یکی از علتهای شکست ایران را فاصلۀ علمی، صنعتی و نظامی ایران با کشورهای پیشرفته نشان میدهد و در پایان، ضرورت دانشآموزی، نوگرایی و اصلاح ساختارهای کشور را مطرح میکند.
معنی درس پنجم آغازگری تنها فارسی یازدهم
معنی بخش اول؛ حرکت عباس میرزا به سوی تبریز
نوجوانی میان بالا با بر و بازویی خوش تراش و رعنا، سوار بر اسبی سینه فراخ، پیشاپیش سپاه خود، دروازههای غربی تهران را با هیجان و شور بسیار به مقصد تبریز، پشت سر میگذاشت. فتحعلی شاه، به سفارش آقا محمّدخان و با دریافتهای شخصی خویش، فرزند دوم خود، عبّاس میرزا را با اعطای نشان ولایتعهدی، راهی دارالسّلطنه تبریز کرده بود.
✓ معنی: عباس میرزا، نوجوانی خوشاندام و خوشسیما، سوار بر اسبی نیرومند و در پیشاپیش سپاه خود، با شور و هیجان از تهران به سوی تبریز حرکت میکرد. فتحعلیشاه بنا بر سفارش آقامحمدخان و همچنین تشخیص خود، پسر دومش عباس میرزا را ولیعهد کرده و او را به تبریز فرستاده بود.
واژهها: میانبالا: میانقد؛ بَر: سینه و پهلو؛ رعنا: خوشقدوقامت؛ فراخ: گشاده و پهن؛ پیشاپیش: جلوتر از دیگران؛ اعطا: بخشیدن و واگذار کردن؛ دارالسلطنه: شهری که شاهزاده یا ولیعهد در آن اقامت و حکومت داشت.
آرایهها: پشت سر گذاشتن: کنایه از عبور کردن.
⭐ مفهوم: معرفی عباس میرزا و آغاز حضور او در تبریز به عنوان ولیعهد.
معنی بخش دوم؛ میرزا عیسی قائم مقام و عباس میرزا
در این سفر شاهزاده را فرزانه مردی همراهی میکرد. او کسی جز میرزا عیسی قائم مقام نبود. شاهزاده نوجوان، وی را نه تنها وزیر خردمند، بلکه مرشد و پدر معنوی خود میدانست و بی اذن و خواست او دست به کاری نمیزد.
✓ معنی: در این سفر، میرزا عیسی قائم مقام که مردی دانا و خردمند بود، عباس میرزا را همراهی میکرد. عباس میرزا او را تنها وزیر خود نمیدانست؛ بلکه وی را راهنما و پدر معنوی خود میشمرد و بدون اجازه و نظر او کاری انجام نمیداد.
واژهها: فرزانه: دانا و خردمند؛ مرشد: راهنما؛ اذن: اجازه؛ خواست: اراده و میل.
آرایهها: دست به کاری زدن: کنایه از اقدام کردن.
معنی «یک جهان معنی و کشش میدید»
✓ معنی: قائم مقام در چشمان و نگاه اندیشمند عباس میرزا، استعداد، هوش و ظرفیت فراوانی میدید و امیدوار بود که او بتواند در آینده کشور را با تدبیر اداره کند و به مردم و میهن خدمت کند.
واژهها: گیرا: جذاب؛ کشش: جذبه؛ تدبیر: چارهاندیشی؛ مُلک: کشور و حکومت؛ رعیتپروری: مردمداری.
آرایهها: یک جهان معنی: اغراق.
نکته دستوری: در ترکیب «یک جهان معنی»، «جهان» نقش ممیز دارد و فراوانی معنی را نشان میدهد.
معنی بخش عقبماندگی ایران و پیشرفت اروپا
یک قرن بیشتر است که اختلافات و جنگهای داخلی مثل کاردی بر پهلوی این کشور نشسته است … امّا در این فاصله، اروپا قدمهای بزرگی برای پیشرفت برداشته است.
✓ معنی: بیش از یک قرن بود که جنگها و اختلافهای داخلی به ایران آسیب فراوان رسانده بود. بزرگان و فرماندهان برای رسیدن به قدرت با یکدیگر میجنگیدند و کشور را گرفتار ویرانی کرده بودند؛ در همان زمان کشورهای اروپایی در صنعت، آموزش، سلاح، دانشگاه و نیروی دریایی پیشرفتهای بزرگی کرده بودند.
واژهها: طوایف: قومها و گروهها؛ ولایات: نواحی تحت حکومت والی؛ تباهی: نابودی؛ دیار: سرزمین؛ مجهز: دارای تجهیزات و امکانات لازم.
آرایهها: مثل کاردی: تشبیه؛ پهلوی کشور: تشخیص؛ به جان هم افتادن: کنایه از درگیر و دشمن شدن؛ قدمهای بزرگی برداشتن: کنایه از پیشرفت کردن؛ بوی پیشرفت به مشام نرسیدن: کنایه از بیخبر بودن از پیشرفت؛ از عهده برآمدن: کنایه از توانایی انجام کاری داشتن.
⭐ مفهوم: اختلافهای داخلی و بیتوجهی به علم و صنعت، ایران را ضعیف کرده بود؛ در حالی که کشورهای اروپایی با پیشرفت علمی، صنعتی و نظامی قدرت بیشتری پیدا کرده بودند.
بیشتر بخوانید: