جواب کاربرگ شماره ۱۳ مطالعات نهم | لایههای فرهنگ
پاسخ کامل کاربرگ ۱۳ مطالعات اجتماعی نهم «لایههای فرهنگ» شامل دستهبندی نمادها، هنجارها، ارزشها و عقاید مردم روستای خانآباد.
کاربرگ شماره ۱۳ مطالعات نهم با موضوع «لایههای فرهنگ»، به شناخت نمادها، هنجارها، ارزشها و عقاید مردم روستای خانآباد اختصاص دارد. در ادامه، متن کاربرگ و جدول پاسخ را میخوانید.
پاسخ درس بعدی : جواب کاربرگ شماره ۱۴ مطالعات نهم | سازگاری در خانواده
جواب کاربرگ شماره ۱۳ مطالعات اجتماعی نهم؛ لایههای فرهنگ
متن زیر دربارهٔ روستای خانآباد نوشته شده است. خانآباد (محمدیه) روستایی کوهستانی در بخش جنوبی استان مرکزی و در ۳۵ کیلومتری غرب شهرستان خمین است و حدود ۵۰۰ نفر جمعیت دارد. متن زیر را بخوانید و چند مورد از نمادها، هنجارها، ارزشها و عقاید مردم این روستا را از متن استخراج و دستهبندی کنید و در جدولی بنویسید.
متن کاربرگ؛ آشنایی با فرهنگ مردم خانآباد
…روستای خانآباد با توجه به قدمت باستانی و داشتن آثار تاریخی و آبوهوای مناسب و جاذبههای طبیعی، قابلیت زیادی برای گردشگری دارد. با توجه به تحقیقات باستانشناسی، قدمت سکونت در این منطقه به حدود ۳۰۰۰ سال پیش برمیگردد.
از دیدنیهای روستا یکی حفرهای در بلندترین نقطهٔ کوه گره است که مردم منطقه آن را به نام «سوراخ بندباز» میشناسند و بنابر روایاتی که سینهبهسینه نقل شده، این حفره محل کمین و پناهگاه شخصی به نام بندباز بوده که البته قسمتهایی از آن تخریب شده است. «سنگ گِنه» نیز از آثار قدیمی روستاست. در گذشته مردم روستا برای تعیین زمان نقلوانتقال آب قنات از یک کشاورز به کشاورز دیگر جهت آبیاری زمینها و باغها از این سنگ بهعنوان ساعت استفاده میکردند. تعیین زمان به این صورت بوده که در هنگام غروب که سایهٔ کوه به این سنگ میرسیده، نقلوانتقال آب آغاز میشده است.
شغل اصلی اهالی روستای خانآباد کشاورزی و دامداری است.
…زنان روستا در گذشته (حدود نیم قرن پیش) پیراهنهای بلند چیت و شلوار گشاد میپوشیدند. همهٔ زنان نوعی پوشش در روی سر داشتند که آن را چارقد مینامیدند. آنها از کفشهای لاستیکی به نام گالش و در هنگام انجام فعالیتهای روزانه از نوعی دمپایی روبسته به نام اروسی استفاده میکردند و فایدهٔ آن این بود که خار و خاشاک کمتری با پاها تماس پیدا میکرد. لباس مردها یک پیراهن بلند با دو چاک در طرفین و یک شلوار و یک کمربند (شال دور کمر) و کفشهای لاستیکی بود که عمدتاً جنس آنها از پارچههای ارزانقیمت چیت و کرباس بود. از نظر اجتماعی، داشتن کلاه بین مردان مسنتر ده بسیار اهمیت داشته است.
در حال حاضر، مردان ده لباسهای متداول مانند کتوشلوار و پیراهن و زنها پیراهن و بلوز و دامن و شلوار و روسری میپوشند، اما نسل جدید لباسهایی با رنگهای شاد و مدلهای روز را میپوشند. به علت همجواری روستای خانآباد با استان لرستان، لهجهٔ محلی روستا فارسی آمیخته با لری است و در کلمات فارسی، حرکات آن تغییر کرده است و به حالتی بسیار شیرین تکلم میشود. متأسفانه با نفوذ فرهنگ شهرنشینی در بین اهالی، این گویش محلی شیرین کمکم رو به فراموشی میرود.
نمونه واژههای محلی در متن:
خواهر: خوآر؛ برادر: برار، کاکا؛ شب: شِو؛ پشه: پَخشه.
سرفه: کوو؛ صورت: توررو؛ عطسه: پِشکَه؛ خواب: خِو.
آستین: اَنگِلَه؛ تاببازی: قوقو؛ دیزی: دیگیله؛ آنطرف: اولا؛ زبان: زوآن.
روستای خانآباد، مسجد جامع و چند حسینیه دارد. از زیباترین و باشکوهترین مراسم مذهبی که در روستای خانآباد اجرا میشود، عزاداری دههٔ محرم است. یادوارهٔ شهدای روستا نیز به همت دهیاری، شورای اسلامی، انجمن جوانان، هیئت امنا و کانون فرهنگی هنری شفق و مسجد خاتمالانبیاء در روستا برگزار میشود و طی مراسمی افراد به دیدار خانوادهٔ شهدای روستا میروند و یاد و خاطرهٔ آنها را گرامی میدارند.
در روستای خانآباد رسم بر این است که هر سال بعد از پایان بارندگیهای فصل بهار، زنهای روستا با همکاری و کمک همدیگر آش نذری کریز میپزند که به نیت زیاد شدن آب کریز (قنات اصلی روستا) و یا کم نشدن آب آن است. آنها نذر میکنند که سال پربرکتی برایشان باشد و بعد از پختن آش، آن را بین همهٔ اهالی تقسیم میکنند.
با گذشت زمان، برخی آدابورسومی که در روستا با تشریفات خاصی انجام میشده از خاطر رفته است، اما برخی نیز با کمی تغییر، هر ساله اجرا میشود. شامگاه چهلمین روز پس از جشن شب چله، در چلهٔ زمستان، جشن ناقالی «کردعلی کوه»، «سَدَه» یا «سدهسوزی» برگزار میشود. اهالی روستای خانآباد بر این باورند که سرمای زمستان در این هشت روز، که برابر با چهار روز آخر چلهٔ بزرگ و چهار روز اول چلهٔ کوچک است، به اوج خود میرسد. بعد از پایان این هشت روز، زمین نفس میکشد و زندگی را از سر میگیرد.
…رفتن به مهمانیهای شبانه یا شبنشینی و خوردن شبچره از کارهای متداول اهالی خانآباد است. شبنشینی در اواخر پاییز و فصل زمستان بیشتر صورت میگیرد، زیرا در روستاها بعد از برداشت محصول در فصل پاییز، اوقات فراغت و بیکاری روستاییان آغاز میشود و تا پایان زمستان ادامه پیدا میکند. در شبهای بلند زمستان، خانوادهها به دیدار اقوام، آشنایان و دوستان میروند.
زنان در یک طرف کرسی، کودکان در کنار هم و مردان خانواده نیز در طرف دیگر کرسی نشسته و با یکدیگر گفتوگو میکنند. افراد ابتدا از کارهای روزانهٔ خود صحبت میکنند و خاطراتی نیز از گذشتگان بیان میکنند. بیان داستانها و یا حوادث تاریخی ــ که به آن مَتل میگویند و معمولاً توسط بزرگترها و باسوادترها بیان میشود ــ بسیار جذاب و شیرین است، بهطوریکه در هنگام بیان آنها سکوت مطلق حاکم میشود و همگی سراپا گوش میشوند.
از ضروریات شبنشینیها در خانآباد، خوردن «شَبچَره» است که در لهجهٔ خانآبادی به آن «شِوچِرَ» میگویند. بعد از خوردن چای و کمی گفتوگو، زن میزبان به اندرونی میرود و با یک مَجمَعهٔ بزرگ که حاوی بشقابهایی از تنقلات رنگارنگ مانند مغز گردو، مغز بادام، مغز هستهٔ زردآلو، شاهدانه، نخودچی، کشمش، برگه، آلو، سنجد و گندم بوداده است، وارد اتاق مهمانان میشود و بشقابها را به طرز مناسب بر روی کرسی و در مقابل مهمانان و سایر افراد قرار میدهد.
جشن خرمن زمانی برگزار میشود که محصولات در حال برداشت است. در این زمان، جوانان و بچهها شادمانی خاصی دارند و با این شادمانی به محل خرمن میروند و از صاحب خرمن درخواست میکنند مقداری از محصول را بهصورت پاداش به آنها بدهد که در اصطلاح به آن کوکوله میگویند. اعتقاد بر این است که این عمل موجب برکت محصولات میشود.
…از مراسمی که در شب عید برگزار میشده و هنوز هم کموبیش به قوت خود باقی است، «تختخی» است. جوانان روستا در شب عید بر پشتبامها میروند و پارچهای را که معمولاً چادر خانمها است از پشتبام خانهٔ اهالی طوری آویزان میکنند که جلوی در ورودی خانه باشد و از اهل خانه طلب عیدی میکنند که معمولاً سکه یا تخممرغ رنگی است. سپس اهل خانه عیدی را به چادر گره میزنند و چادر بالا کشیده میشود.
در نانوایی روستای خانآباد، به مناسبت عید نوروز نان شیرمال و فتیر محلی پخته و عرضه میشود. متأسفانه با ورود فرهنگ شهرنشینی، بسیاری از مراسمها فراموش شدهاند که از جمله میتوان به مراسم پخت نان اشاره کرد. دیگر در روستا از تنورهایی که با ملاتی از گل و موی بز ساخته میشد، خبری نیست. همچنین از بوی دود تنور که هنگام صبح قبل از طلوع آفتاب به مشام میخورد و انسان را از خواب بیدار میکرد.
…مردم خانآباد به چشم کردن اعتقاد زیادی دارند و برای جلوگیری از چشمزخم، مهرههایی آبیرنگ به نام مُرکِو آویزان میکنند. نیز آیهٔ «وَ اِنْ یَکاد» و ادعیه را با سنجاق بر شانهٔ چپ افراد نصب میکنند. ریختن اسپند بر آتش و به اصطلاح اسفند دود کردن نیز همچون سایر مناطق ایران برای رفع چشمزخم مرسوم است.
اهالی روستای خانآباد همچنین بر این باورند که نوزادی که در هنگام سپیدهدم به دنیا آمده باشد موجب برکت است. رسم بر این است که اگر کسی بخواهد کاری را شروع کند ــ مثلاً دار کردن قالی یا پخت نان و… ــ انتظار دارند چنین فردی در ابتدای کار حضور داشته باشد و یا او را دعوت میکنند تا موجب برکت در آن کار شود و در اصطلاح میگویند فلان شخص پای سبکی دارد.
منبع درجشده در کتاب: برگرفته از تارنمای روستای خانآباد، با تصرف و تلخیص.
پاسخ جدول نمادها، هنجارها، ارزشها و عقاید
پاسخ: در جدول کتاب، برای هر ستون یک نمونه نوشته شده است. سه ردیف بعدی را میتوانید مانند جدول زیر کامل کنید:
| نمادها | هنجارها | ارزشها و عقاید |
|---|---|---|
| سنگ گنه؛ نمونهٔ کتاب | رفتن به مهمانی شبانه یا شبنشینی؛ نمونهٔ کتاب | دیدار با خانوادهٔ شهدای روستا؛ نمونهٔ کتاب |
| واژههای گویش محلی، مانند «شِو» به معنی شب و «کاکا» به معنی برادر. | پختن آش نذری کریز با همکاری زنان و تقسیم آن میان اهالی. | اعتقاد به اینکه نذر کردن موجب برکت و زیاد شدن یا کم نشدن آب قنات میشود. |
| کلاه مردان مسن، بهعنوان نشانهای دارای اهمیت اجتماعی. | پذیرایی از مهمانان با چای و شبچره در شبنشینیها. | مهماننوازی و اهمیت دادن به روابط خانوادگی و خویشاوندی. |
| مهرهٔ آبی «مُرکِو»، بهعنوان نشانهٔ دفع چشمزخم در باور محلی. | برگزاری رسم تختخی و دادن عیدی در شب عید. | اعتقاد به چشمزخم و باور به اثر مهرهٔ آبی در جلوگیری از آن. |
📌 برای تشخیص لایههای فرهنگ:
نماد: چیزی که معنا یا پیامی را منتقل میکند؛ مانند سنگ گنه که رسیدن سایه به آن، زمان انتقال آب را نشان میداد.
هنجار: شیوهٔ رفتار پذیرفتهشده در میان مردم؛ مانند پذیرایی از مهمان.
ارزش و عقیده: چیزی که مردم مهم و پسندیده میدانند یا به آن باور دارند؛ مانند مهماننوازی یا اعتقاد به برکت نذر.
نمونهٔ «دیدار با خانوادهٔ شهدا» در ستون ارزشها و عقاید کتاب، بر ارزشِ احترام به شهدا و خانوادههای آنان تأکید دارد؛ خودِ دیدار کردن، یک رفتار و هنجار نیز هست. همچنین، باورهای محلیِ مربوط به چشمزخم و «پای سبک» در این فعالیت برای شناخت فرهنگ مردم دستهبندی میشوند؛ این دستهبندی به معنی اثبات اثر آنها نیست.
مطالب پیشنهادی:
جواب کاربرگ شماره ۱۲ مطالعات نهم | رویدادهای مهم انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷
جواب کاربرگ شماره ۱۱ مطالعات نهم | سخنرانی تاریخی امام خمینی در عصر عاشورا





