جواب خودارزیابی درس دوم علوم و فنون دهم؛ صفحه ۲۳ تا ۲۵
جواب خودارزیابی درس ۲ علوم و فنون ادبی دهم انسانی و معارف؛ پاسخ کامل سوالات درس دوم سازهها و عوامل تأثیرگذار در شعر فارسی صفحات ۲۳ تا ۲۵.
در درس دوم علوم و فنون ادبی دهم با عنوان «سازهها و عوامل تأثیرگذار در شعر فارسی» با نقش عاطفه، وزن، آهنگ و موسیقی در شعر آشنا میشویم. شاعر برای انتقال احساس و عاطفه خود از زبان و واژهها کمک میگیرد و وزن و آهنگ مناسب نیز میتواند تأثیر عاطفی شعر را بیشتر کند.
در ادامه، جواب کامل خودارزیابیهای صفحات ۲۳ تا ۲۵ علوم و فنون ادبی دهم انسانی را به صورت روان و دانشآموزپسند میخوانید.
جواب خودارزیابی صفحه ۲۳ و ۲۴ علوم و فنون ادبی دهم
ای ساربان آهسته ران کارام جانم میرود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
محمل بدار ای ساربان، تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم میرود
سعدی
تکرار واژههایی مانند «ساربان» و آواهای کشیده در واژههایی مانند «آهسته»، «جانم»، «کاروان» و «روان» باعث میشود شعر حالت ممتد و کشیدهای پیدا کند.
همچنین تکرار «میرود» در پایان مصراعها، حس دور شدن تدریجی محبوب را بیشتر میکند.
بنابراین موسیقی این شعر با حال کسی هماهنگ است که از رفتن محبوب غمگین است و از ساربان میخواهد آهستهتر حرکت کند.
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
حافظ
واژههایی مانند «جرس»، «فریاد»، «شب تاریک»، «بیم موج»، «گرداب» و «هایل» فضای نگرانی، خطر و بیقراری را ایجاد میکنند.
مصراعها نسبتاً بلندند و در آنها درنگهای منظم دیده میشود. حرکت پیوسته کلام، همراه با واژههای پرقدرت، حس سفر دشوار و اضطراب را به خواننده منتقل میکند.
پس موسیقی شعر با فضای ناامنی، اضطراب و دشواری راه هماهنگ است.
بیا تا همه دستِ نیکی بریم
جهانِ جهان را به بد نسپریم
نباشد همی نیک و بد پایدار
همان به که نیکی بود یادگار
فردوسی
مصراعها نسبت به نمونههای «الف» و «ب» کوتاهتر و حرکت کلام سریعتر و استوارتر است. این آهنگ با شیوه سخن فردوسی و پیام جدی و اخلاقی شعر هماهنگی دارد.
شاعر با لحنی قاطع و استوار، انسان را به نیکی کردن و باقی گذاشتن نام نیک دعوت میکند.
ای مِهر تو در دلها، وی مُهر تو بر لبها
وی شور تو در سرها، وی سرّ تو در جانها
تا خار غم عشقت، آویخته در دامن
کوته نظری باشد، رفتن به گلستانها
گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید
چون عشق حرم باشد، سهل است بیابانها
گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
میگویم و بعد از من، گویند به دورانها
سعدی
در بیت نخست، ساختهای مشابه:
«ای مهر تو در دلها / وی مهر تو بر لبها / وی شور تو در سرها / وی سرّ تو در جانها»
به صورت پیدرپی تکرار شدهاند و نوعی تقارن و ضربآهنگ آشکار ایجاد کردهاند.
تقسیم طبیعی مصراعها به بخشهای هماهنگ و تکرار آواها و ساختهای دستوری، موسیقی شعر را برجستهتر کرده است.
این آهنگ روان و پرتحرک با شور و شوق عاشقانه شعر تناسب دارد.
شعر «الف»: آرامتر، نرمتر و کشیدهتر
شعر «ب»: جدی، پرتنش و اضطرابآلود
شعر «پ»: محکم، کوتاه، ضربی و کوبنده
شعر «ت»: روان، منظم، پرتحرک و سرشار از موسیقی حاصل از تکرار
این تفاوت نشان میدهد که وزن و آهنگ شعر میتوانند با محتوا و عاطفه آن هماهنگ شوند و تأثیر شعر را بیشتر کنند.
جواب خودارزیابی صفحه ۲۴ و ۲۵ علوم و فنون ادبی دهم
ای نفَسِ خرّم باد صبا
از برِ یار آمدهای، مَرحبا
قافلهٔ شب، چه شنیدی ز صبح
مرغ سلیمان، چه خبر از سبا؟
بر سرِ خشم است هنوز آن حریف
یا سخنی میرود اندر رضا؟
غزلیات، سعدی
شاعر باد صبا را که از سوی محبوب آمده، با خوشحالی استقبال میکند و مشتاق است خبری از یار بشنود.
واژههایی مانند «خرّم»، «یار»، «مرحبا»، «صبح» و «رضا» فضای نسبتاً روشن و امیدبخشی ایجاد کردهاند.
البته در کنار شادی، نوعی دلتنگی و نگرانی عاشقانه نیز وجود دارد؛ زیرا شاعر هنوز نمیداند محبوب از او خشمگین است یا آشتی کرده است.
حس غالب: شوق، امید، انتظار و دلتنگی عاشقانه.
زین درد، خون گریست سپهر و ستاره هم
خون گشت، قلبِ لعل و دلِ سنگ خاره هم
بر سر زدند از اَلَم زادهٔ بتول
تنها همین نه مریم و هاجر، که ساره هم
بستند راه مهلت او از چهار سو
تنها نه راه مهلت او، راه چاره هم
کردند قتل عام به نوعی که شد قتیل
از کودکان آل نبی، شیرخواره هم
بر قتل شیرخواره نکردند اکتفا
تاراج بردهاند ز کین، گاهواره هم
بر خور نشست از اثر نعل میخکوب
تنها نه نقش ماه، که نقش ستاره هم
آن پیکر شریف چو بر روی خاک ماند
بر روی او پیاده گذشت و سواره هم
زین نظم، شد گشوده به رویم درِ اَلَم
بر قلب من نشست، ز مَرْهَم، هزار هم
فدایی مازندرانی
شاعر درباره مصیبتهای کربلا و شهادت اعضای خاندان پیامبر (ص) سخن میگوید و با استفاده از واژهها و تصویرهایی مانند:
«درد»، «خون»، «اَلَم»، «قتل عام»، «قتیل»، «شیرخواره»، «کین» و «پیکر شریف»
شدت اندوه و مصیبت را نشان میدهد.
عاطفه شاعر بسیار شدید است؛ به گونهای که حتی آسمان، ستاره و سنگ نیز در تصویر شاعر از این حادثه متأثر شدهاند.
حس غالب: سوگ، اندوه عمیق، درد، همدردی و عاطفه مذهبی.
معشوقه بسامان شد، تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد، تا باد چنین بادا
ملکی که پریشان شد، از شومی شیطان شد
باز آنِ سلیمان شد، تا باد چنین بادا
یاری که دلم خَستی، در بر رخِ ما بستی
غمخوارهٔ یاران شد، تا باد چنین بادا
زان خشم دروغینش، زان شیوهٔ شیرینش
عالم شکرستان شد، تا باد چنین بادا
عید آمد و عید آمد، یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان شد، تا باد چنین بادا
مولوی
پریشانی پایان یافته، معشوق بازگشته و خشم او به مهربانی تبدیل شده است؛ به همین دلیل شاعر سرشار از شادی و سرور است.
تعبیرهایی مانند: «بسامان شد»، «ایمان شد»، «غمخواره شد»، «عالم شکرستان شد»، «عید آمد» و «عیدانه فراوان شد» فضای شادی را تقویت میکنند.
تکرار پیوستهٔ «تا باد چنین بادا» نیز مانند دعایی شادمانه، آرزوی ادامه این خوشی را بیان میکند.
حس غالب: شادی، شور، امید، وصال و سرخوشی عاشقانه.
دیو پیش توست پیدا، زو حذر بایدت کرد
چند نالی تو چو دیوانه ز دیو ناپدید
چون نخواهی کت ز دیگر کس جگر خسته شود
دیگران را خیره خیره دل چرا باید خَلید
برگُزین از کارها پاکیزگی و خوی نیک
کز همه دنیا گُزینِ خلقِ دنیا این گزید
نیکخو گفته است یزدان، مر رسول خویش را
خوی نیک است ای برادر، گنج نیکی را کلید
ناصرخسرو
شاعر مانند آموزگاری دلسوز، مخاطب را به دوری از رفتار نادرست و انتخاب پاکیزگی و خوی نیک دعوت میکند.
عبارتهایی مانند: «حذر بایدت کرد»، «دل چرا باید خلید»، «برگزین»، «خوی نیک» و «گنج نیکی را کلید» لحن اندرزگونه شعر را آشکار میکنند.
در اینجا هدف اصلی، بیان شور عاشقانه یا اندوه نیست؛ بلکه شاعر میخواهد مخاطب را به اندیشیدن و اصلاح اخلاق و رفتار وادارد.
حس غالب: جدیت، خیرخواهی، پند و اندرز و دعوت به اخلاق نیک.
شعر سعدی: شوق، امید و انتظار عاشقانه
شعر فدایی مازندرانی: غم، سوگ و اندوه عمیق مذهبی
شعر مولوی: شادی، شور، امید و سرخوشی
شعر ناصرخسرو: جدیت، پند، خیرخواهی و دعوت به اخلاق
پس شاعر متناسب با موضوع و هدف خود، فضای عاطفی متفاوتی میآفریند و انتخاب واژهها، آهنگ و لحن شعر نیز به انتقال همان عاطفه کمک میکند.





