جواب خودارزیابی درس اول علوم و فنون ادبی دهم؛ مبانی تحلیل متن صفحه ۱۹ و ۲۰
جواب خودارزیابی درس ۱ علوم و فنون ادبی دهم انسانی و معارف؛ پاسخ کامل سوالات درس اول مبانی تحلیل متن صفحات ۱۹ و ۲۰.
در درس اول علوم و فنون ادبی دهم با عنوان«مبانی تحلیل متن» یاد میگیریم متنهای ادبی را با توجه به سه قلمرو زبانی، ادبی و فکری بررسی کنیم. در ادامه، جواب کامل خودارزیابی درس اول علوم و فنون ادبی (۱) پایه دهم رشته انسانی را مطابق کتاب درسی میخوانید.
جواب خودارزیابی صفحه ۱۹ علوم و فنون ادبی دهم
پاسخ: هر چیزی که ذهن ما را به پویایی، دریافت معنا و اندیشیدن وادارد، «متن» به شمار میآید؛ بنابراین متن فقط نوشتههای روی کاغذ نیست و میتواند دیداری، شنیداری، بویایی و… باشد.
مثال اول: صدای باران یا یک قطعه موسیقی که چیزی را در ذهن ما تداعی میکند، یک متن شنیداری است.
مثال دوم: بوی نان تازه که باعث میشود نانوایی یا خاطرهای در ذهن ما تداعی شود، میتواند یک متن بویایی باشد.
در این کتاب، منظور اصلی از متن، آثار شعر و نثر فارسی است.
پاسخ: یکی از آسانترین و کاربردیترین شیوهها این است که متن را از سه دیدگاه بررسی کنیم:
۱ــ قلمرو زبانی
۲ــ قلمرو ادبی
۳ــ قلمرو فکری
۳ــ با توجه به قلمرو فکری، دیدگاه خود را دربارهٔ محتوا و موضوع سرودهٔ زیر بنویسید.
در فرودست انگار، کفتری میخورد آب
یا که در بیشهٔ دور، سیرهای پر میشوید
یا در آبادی، کوزهای پر میگردد.
آب را گل نکنیم؛
شاید این آب روان، میرود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی؛
دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب … .
سهراب سپهری
نمونه پاسخ: شاعر با نگاهی انساندوستانه و طبیعتگرایانه از ما میخواهد نسبت به زندگی دیگران و محیط اطراف خود بیتفاوت نباشیم.
آبی که در اختیار ماست ممکن است در پاییندست برای نوشیدن یک پرنده، شستن پرها، پر کردن کوزه، سیراب کردن درخت یا حتی خوردن نان یک انسان نیازمند استفاده شود؛ بنابراین نباید با رفتار خود آن را آلوده کنیم.
پیام اصلی شعر، پاک نگه داشتن طبیعت، احترام به حق دیگران، مهربانی، مسئولیتپذیری و توجه به پیوند میان انسان و طبیعت است.
۴ــ در خوانش دقیق شعر زیر، به چه نکاتی باید توجه کرد؟
به دین ما حرام آمد کرانه
به موج آویز و از ساحل بپرهیز
همه دریاست ما را آشیانه
اقبال لاهوری
پاسخ: ابتدا باید با یک چشمخوانی، شعر را از آغاز تا پایان بررسی کنیم تا فضای کلی، آهنگ و لحن آن مشخص شود.
سپس شعر را پیوسته و با توجه به:
• معنی و ارتباط بیتها
• مکثهای مناسب
• آهنگ شعر
• تأکید بر واژههای مهم
• و لحن متناسب با محتوا
بخوانیم.
با توجه به اینکه نهنگ در حال پند دادن به بچهٔ خود است، لحن اصلی شعر اندرزی و تعلیمی است و حالت روایی نیز دارد.
۵ــ سرودهٔ زیر را بخوانید و با توجه به قلمرو ادبی، «کنایه، تشبیه، تشخیص، مَثَل و مراعات نظیر» را شناسایی کنید.
خاطری فارغ ز عالم چون توکل بایدشخُردهای از مال دنیا در بساط هر که هست
جبهه وا کردهای پیوسته چون گل بایدش
هر که میخواهد که از سنجیدهگفتاران شود
بر زبان، بند گرانی از تأمل بایدش
صبر بر جور فلک کن تا برآیی روسفید
دانه چون در آسیا افتد تحمل بایدش
قطره آبی که دارد در نظر گوهر شدن
از کنار ابر، تا دریا تنزل بایدش
صائب تبریزی
«خُردهای از مال دنیا در بساط داشتن»: مال و دارایی اندکی داشتن
«جبهه وا کرده داشتن»: گشادهرو و خوشبرخورد بودن
«بر زبان بند گران داشتن»: نسنجیده سخن نگفتن و زبان خود را کنترل کردن
«روسفید برآمدن»: سرافراز و موفق شدن
«لبی خندانتر از گل»: لب خندان به گل تشبیه شده است.
«خاطری فارغ ز عالم چون توکل»: خاطر فارغ از عالم به توکل تشبیه شده است.
«جبهه وا کردهای پیوسته چون گل»: چهرهٔ گشاده به گل تشبیه شده است.
«گل خندان»: خندیدن که رفتاری انسانی است به گل نسبت داده شده است.
«جور فلک»: ستم کردن به فلک نسبت داده شده است.
«دانه … تحمل بایدش»: تحمل کردن به دانه نسبت داده شده است.
«قطره آبی که دارد در نظر گوهر شدن»: داشتن قصد و اراده به قطره نسبت داده شده است.
«دانه چون در آسیا افتد تحمل بایدش»
شاعر با آوردن سرگذشت دانه در آسیاب، ضرورت صبر و تحمل انسان در برابر سختیها را به صورت تمثیلی بیان کرده است.
گلشن، گل
لب، خاطر، جبهه، زبان
دانه، آسیا
قطره، آب، ابر، دریا
قطره، گوهر، دریا
جواب خودارزیابی صفحه ۲۰ علوم و فنون ادبی دهم
۶ــ با توجه به متن زیر، به پرسشها پاسخ دهید.
شنیدم که خلیفهای خوابی دید، بر آن جمله که پنداشتی که همهٔ دندانهای او بیرون افتادی به یک بار. بامداد، خوابگزاری را بخواند و پرسید که: «تعبیر این خواب چیست؟»
مُعَبِّر گفت: «زندگانی امیر، دراز باد، همهٔ اَقربای تو پیش از تو بمیرند، چنان که کس از تو باز نماند.»
خلیفه گفت: «این مرد را صد چوب بزنید؛ چرا بدین دردناکی سخن اندر روی من بگفت؟! چه اگر همهٔ اقربای من پیش از من بمیرند، پس آنگاه، من که باشم؟!»
خوابگزاری دیگر بیاوردند. همین خواب با وی بگفت.
خوابگزار گفت: «بدین خواب که امیر گفت، دلیل کند که خداوند، دراز زندگانیتر از همهٔ اقربای خویش بُوَد.»
خلیفه گفت: «تعبیر از آن بیرون نشد (سخن همان است)؛ امّا از عبارت تا عبارت، بسیار فرق است؛ این مرد را صد دینار بدهید.»
قابوسنامه
الف) دو ویژگی زبانی را استخراج کنید.
ب) چه عاملی سبب شد خلیفه، رفتاری متفاوت با دو خوابگزار داشته باشد؟
پاسخ الف: دو مورد از ویژگیهای زبانی قابل استخراج عبارتاند از:
۱ــ کاربرد صورتهای تاریخی فعل: مانند «پنداشتی»، «افتادی»، «بگفت» و «بُوَد».
۲ــ کاربرد واژه و ساخت کهن: مانند «اندر» به جای «در» و «بر آن جمله» به معنای «چنان».
موارد دیگری مانند استفاده از واژه عربی «اقربا» و سادگی و روانی نسبی جملهها نیز قابل ذکر است.
پاسخ ب: عامل اصلی، تفاوت در شیوهٔ بیان و گزینش واژهها بود.
هر دو خوابگزار در واقع یک معنی را بیان کردند؛ اما خوابگزار نخست آن را به شکلی تلخ و مستقیم بیان کرد و بر مرگ نزدیکان خلیفه تأکید داشت.
خوابگزار دوم همان مفهوم را با بیانی مثبت و مؤدبانه مطرح کرد و بر طولانیتر بودن عمر خلیفه نسبت به نزدیکانش تأکید کرد.
پس انتخاب مناسب واژهها، توجه به مخاطب و رعایت شیوهٔ درست سخن گفتن باعث واکنش متفاوت خلیفه شد.
۷ــ حکایت زیر را بخوانید و آن را از دید قلمرو ادبی و فکری، بررسی کنید.
او گفت: «چه کنم؟ آب و گل مرا چنین سرشتهاند.»
گفت: «آب و گل تو را نیکو سرشتهاند، امّا لگد کم خورده است!»
لطایفالطوایف
قلمرو ادبی:
طنز: پاسخ هوشمندانه بهلول در جملهٔ «امّا لگد کم خورده است!» فضای طنزآمیز حکایت را ساخته است.
کنایه: «لگد کم خورده است» کنایه از این است که شخص تربیت و تأدیب کافی ندیده است.
تضاد: «ادب» و «بیادبی».
مراعات نظیر: «آب، گل، سرشتن، لگد» همگی با آماده کردن و ورز دادن گل ارتباط معنایی دارند.
کاربرد دوگانهٔ معنایی: «لگد خوردن» دربارهٔ گل معنای حقیقی دارد؛ زیرا گل را برای آماده شدن ورز میدهند، اما دربارهٔ انسان معنایی کنایی و طنزآمیز پیدا میکند.
قلمرو فکری: حکایت بر اهمیت تربیت و ادب تأکید میکند.
شخص بیادب میکوشد رفتار نامناسب خود را به سرشت و طبیعت خویش نسبت دهد؛ اما پاسخ بهلول نشان میدهد انسان نباید بیادبی و رفتار ناپسند خود را با چنین بهانهای توجیه کند.
پیام حکایت این است که تربیت، آموزش و تأدیب در شکلگیری رفتار انسان نقش مهمی دارند و بیادبی قابل توجیه نیست.





