معنی و آرایه های گنج حکمت مزار شاعر درس هفدهم فارسی دهم؛ صفحه ۱۴۱
معنی گنج حکمت مزار شاعر درس هفدهم فارسی دهم صفحه ۱۴۱، همراه با معنی واژگان، آرایههای ادبی و نکات زبانی و مفهومی متن.
در این مطلب معنی گنج حکمت مزار شاعر فارسی دهم را به صورت کامل و بند به بند میخوانید. معنی کلمات، کنایهها، آرایههای ادبی، مفهوم عبارتها و پیام اصلی گنج حکمت مزار شاعر نیز در ادامه بررسی شده است.
نام: مزار شاعر
کتاب: فارسی دهم
بخش: گنج حکمت پس از درس هفدهم «سپیدهدم»
نویسنده اثر اصلی: فرانسوا کوپه
شخصیتهای مهم: تیمور لنگ، فردوسی و چنگیز
موضوع: ماندگاری نام نیک و ارزش آثار فرهنگی در برابر بدنامی حاصل از ظلم و خونریزی
معنی گنج حکمت مزار شاعر فارسی دهم
واژهها: گاه: گاهی؛ لگام: افسار و دهانۀ اسب؛ زرین: طلایی؛ گورستان: قبرستان؛ مزار: آرامگاه؛ نیاکان: اجداد؛ دلاور: شجاع؛ نامدار: مشهور و سرشناس.
کنایهها و آرایهها: «سرگرم اندیشه بودن» کنایه از مشغول فکر بودن؛ «سر فرود آوردن» کنایه از احترام و تعظیم کردن؛ «شاعر، سردار، دانشمند» مراعات نظیر از نظر شخصیتهای برجسته و نامدار.
مفهوم: تیمور با وجود جنگاوری و کشورگشایی، برای بزرگان، دانشمندان، شاعران و شخصیتهای نامدار احترام قائل بود.
واژهها: گشود: فتح کرد؛ فرمان: دستور؛ روزگار: عمر و دوران زندگی.
کنایهها: «دست برداشتن» کنایه از متوقف کردن و ادامه ندادن؛ «روزگار به سر بردن» کنایه از زندگی کردن و گذراندن عمر.
مفهوم: ارزش و آوازۀ فردوسی چنان زیاد بود که حتی سالها پس از مرگ او، نامش سبب احترام گذاشتن به شهر توس و مردم آن شد.
واژهها: آنگاه: سپس؛ شتافت: با شتاب رفت؛ جذبه: کشش؛ اسرارآمیز: رازآلود؛ غرق: فرو رفته و پوشیده.
آرایهها: «غرق در گل» اغراق در فراوانی گلها و تصویری نمادین از زیبایی و نیکنامی؛ «جذبه او را میکشید» بیان تصویری از کشش و جلب شدن.
واژهها: کشورگشا: کسی که سرزمینهای دیگر را فتح میکند؛ قرهقوم: نام منطقهای در آسیای مرکزی؛ تاتار: نام قومی در آسیای مرکزی؛ نیا: جد؛ معبد: پرستشگاه؛ آرمیده: آرام گرفته، در اینجا دفن شده.
کنایهها: «در اندیشه شدن» کنایه از به فکر فرو رفتن؛ «آرمیدن» در اینجا کنایه از مردن و دفن شدن؛ «روی آوردن به سوی جایی» به معنی حرکت کردن و رفتن به آن سو.
مفهوم: دیدن آرامگاه زیبای فردوسی، تیمور را به مقایسۀ سرنوشت شاعران و کشورگشایان وادار میکند.
واژهها: زائر: زیارتکننده؛ فاتح: پیروز و کشورگشا؛ فاتح چین: چنگیز؛ ستمگر: ظالم؛ نهادن: گذاشتن؛ روی بگردانید: روی خود را برگرداند.
کنایهها و آرایهها: «سر فرود آوردن» کنایه از احترام و تعظیم؛ «بر خود لرزیدن» کنایه از ترسیدن و وحشت کردن؛ «فاتح چین» اشاره به چنگیز؛ «غرق در خون» اغراق و تصویری نمادین از ظلم، کشتار و خونریزی چنگیز.
تقابل گل و خون در گنج حکمت مزار شاعر
گور چنگیز ← خون: نماد ظلم، خشونت، کشتار و بدنامی
معنی کلمات گنج حکمت مزار شاعر
زرین: طلایی
گورستان: قبرستان
مزار: آرامگاه
نیاکان: اجداد
دلاور: شجاع
نامدار: مشهور، سرشناس
گشود: فتح کرد
شتافت: با شتاب رفت
جذبه: کشش
اسرارآمیز: رازآلود
کشورگشا: فاتح سرزمینها
نیا: جد
معبد: پرستشگاه
آرمیدن: آسودن؛ در متن، دفن بودن
زائر: زیارتکننده
فاتح: پیروز، کشورگشا
ستمگر: ظالم
کنایه ها و آرایه های مزار شاعر فارسی دهم
سر فرود آوردن: کنایه از تعظیم و احترام کردن
دست برداشتن: کنایه از متوقف کردن و منصرف شدن
روزگار به سر بردن: کنایه از زندگی کردن
در اندیشه شدن: کنایه از به فکر فرو رفتن
آرمیدن: کنایه از مردن و دفن شدن
بر خود لرزیدن: کنایه از ترسیدن و وحشت کردن
مزار شاعر غرق در گل بود: اغراق؛ گل نماد نیکنامی و زیبایی کردار فردوسی
گور ستمگر غرق در خون بود: اغراق؛ خون نماد ظلم، کشتار و بدنامی چنگیز
گل / خون: تقابل معنایی میان نیکی و زیبایی با ظلم و خشونت
پیام گنج حکمت مزار شاعر چیست؟
چرا مزار فردوسی غرق در گل و گور چنگیز غرق در خون بود؟
این دو تصویر معنای نمادین دارند. گل نشاندهندۀ نام نیک، زیبایی، فرهنگ و اثری ارزشمند است که فردوسی از خود بر جای گذاشت؛ در مقابل، خون یادآور کشتار، ظلم و خشونت چنگیز است. نویسنده با کنار هم قرار دادن این دو تصویر نشان میدهد که انسان پس از مرگ نیز با نتیجۀ اعمال خود شناخته میشود.
مقایسه فردوسی و چنگیز در مزار شاعر
چنگیز: کشورگشای ستمگر و خونریز ← گور غرق در خون ← بدنامی و یادآوری ظلم و کشتار
نتیجه: قدرت نظامی از بین میرود، اما اثر نیک یا بد انسان میتواند قرنها در حافظۀ تاریخ باقی بماند.
خلاصه گنج حکمت مزار شاعر فارسی دهم
نکات مهم امتحانی گنج حکمت مزار شاعر
کشورگشای حاضر در داستان: تیمور لنگ
نیای بزرگ تیمور: چنگیز
مزار شاعر غرق در گل: نماد نام نیک، زیبایی و ماندگاری فردوسی
گور ستمگر غرق در خون: نماد ظلم، کشتار و بدنامی چنگیز
سر فرود آوردن: کنایه از احترام کردن
روزگار به سر بردن: کنایه از زندگی کردن
آرمیدن: در متن کنایه از مردن و دفن شدن
پیام اصلی: ماندگاری نام نیک و آثار ارزشمند و بدنامی ستمگران در تاریخ





