مطالب درسی

جواب تمرین های درس چهارم عربی دوازدهم انسانی؛ صفحات ۶۴ تا ۷۰

پاسخ کامل تمرین های درس چهارم عربی دوازدهم انسانی از صفحه ۶۴ تا ۷۰، همراه با ترجمه عبارت ها، قواعد، اعراب و حل سوالات کتاب.

تمرین‌های درس چهارم عربی دوازدهم انسانی با موضوع «نظام طبیعت»، واژه‌شناسی، ترجمه فعل‌ها، اعراب، مفعول مطلق و درک متن «ماهی مدفون» را مرور می‌کنند. پاسخ‌های زیر بر اساس کتاب رسمی عربی، زبان قرآن (۳) چاپ ۱۴۰۵ تنظیم شده‌اند.

جواب تمرین اول صفحه ۶۴ درس چهارم عربی دوازدهم انسانی

اَلتَّمْرينُ الْأَوَّلُ: عَيِّنْ كَلِمَةً مُناسِبَةً لِلتَّوضيحاتِ التّاليَةِ مِنْ مُعْجَمِ الدَّرْسِ.

واژه‌ای مناسب برای توضیحات زیر از واژه‌نامه درس انتخاب کن.

۱- أَنْواعٌ مِنَ النَّباتاتِ الَّتي يَتَغَذّى الْإِنْسانُ بِها.

انواعی از گیاهان که انسان از آن‌ها تغذیه می‌کند.

پاسخ: اَلْخَضْراواتُ؛ سبزیجات

۲- أَرْضٌ واسِعَةٌ خَضْراءُ تُزْرَعُ فيها أَنْواعُ الْمَحاصيلِ.

زمین پهناور و سرسبزی که در آن انواع محصولات کشت می‌شود.

پاسخ: اَلْحَقْلُ؛ کشتزار

۳- عالِمٌ مُتَخَصِّصٌ بِأُمورِ مِهْنَةٍ أَوْ عَمَلٍ أَوْ بَرْنامَجٍ.

دانشمندی متخصص در امور یک حرفه، کار یا برنامه.

پاسخ: اَلْخَبيرُ؛ کارشناس

۴- مَوادُّ كيمياوِيَّةٌ وَ طَبيعيَّةٌ لِتَقْوِيَةِ التُّرابِ الضَّعيفِ.

مواد شیمیایی و طبیعی برای تقویت خاک ضعیف.

پاسخ: اَلْأَسْمِدَةُ؛ کودها

۵- حَيَوانٌ صَغيرٌ يَعيشُ تَحْتَ الْأَرْضِ يَنْقُلُ داءَ الطّاعونِ؛ وَ الْقِطُّ مِنْ أَعْدائِهِ.

جانور کوچکی که زیر زمین زندگی می‌کند و بیماری طاعون را انتقال می‌دهد؛ گربه نیز از دشمنان اوست.

پاسخ: اَلْفَأْرَةُ؛ موش

جواب تمرین دوم صفحات ۶۴ و ۶۵ درس چهارم عربی دوازدهم انسانی

اَلتَّمْرينُ الثّاني: اِقْرَأِ النَّصَّ التّالي؛ ثُمَّ عَيِّنْ تَرْجَمَةَ الْكَلِماتِ الْحَمْراءِ، وَ اكْتُبِ الْمَطْلوبَ مِنْكَ.

متن زیر را بخوان؛ سپس ترجمه واژه‌های قرمز را مشخص کن و آنچه از تو خواسته شده است بنویس.

متن نامه چهل‌وپنجم نهج‌البلاغه

اَلْكِتابُ الْخامِسُ وَ الْأَرْبَعونَ مِنْ نَهْجِ الْبَلاغَةِ

إِلىٰ عُثْمانَ بْنِ حُنَيْفٍ عامِلِ أَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلامُ عَلَى الْبَصْرَةِ

أَمّا بَعْدُ، يا ابْنَ حُنَيْفٍ، فَقَدْ بَلَغَني أَنَّ رَجُلاً مِنْ فِتْيَةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعاكَ إِلىٰ مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَيْها؛ … وَ ما ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُجيبُ إِلىٰ طَعامِ قَوْمٍ عائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِيُّهُمْ مَدْعُوٌّ.

… أَلا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمومٍ إِماماً يَقْتَدي بِهِ وَ يَسْتَضيءُ بِنورِ عِلْمِهِ.

أَلا وَ إِنَّ إِمامَكُمْ قَدِ اكْتَفىٰ مِنْ دُنْياهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ.

أَلا وَ إِنَّكُمْ لا تَقْدِرونَ عَلىٰ ذٰلِكَ وَ لٰكِنْ أَعينوني بِوَرَعٍ وَ اجْتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدادٍ.

ترجمه متن:

نامه چهل‌وپنجم نهج‌البلاغه به عثمان بن حُنیف، استاندار امیرالمؤمنین علی (ع) در بصره:

امّا پس از یاد خدا و پیامبر، ای پسر حُنیف، به من خبر رسید که مردی از مردان بصره تو را به سفره مهمانی خویش فراخواند و تو به‌سرعت به سوی آن شتافتی. گمان نمی‌کردم مهمانی مردمی را بپذیری که تهیدستشان رانده و ثروتمندشان دعوت شده است.

آگاه باشید که هر رهروی پیشوایی دارد که از او پیروی می‌کند و از نور دانشش روشنی می‌جوید.

آگاه باشید که امامتان از دنیایش به دو جامه کهنه و از خوراکش به دو قرص نان بسنده کرده است.

آگاه باشید که قطعاً شما نمی‌توانید چنین کنید؛ ولی با پارسایی، تلاش، پاکدامنی و درستی مرا یاری دهید.

ترجمه کلمات قرمز تمرین دوم

واژه معنی واژه معنی
فِتْيَةِ مردان، جوانان مَأْدُبَةٍ سفره مهمانی
عائِلُهُمْ تهیدستشان مَجْفُوٌّ رانده‌شده
مَأْمومٍ پیرو يَقْتَدي پیروی می‌کند
يَسْتَضيءُ روشنی می‌جوید بِطِمْرَيْهِ به دو جامه کهنه‌اش
طُعْمِهِ خوراکش بِقُرْصَيْهِ به دو قرص نانش
أَعينوني مرا یاری دهید سَدادٍ درستی

۱- عَيِّنْ نونَ الْوِقايَةِ فِي النَّصِّ.

نون وقایه را در متن مشخص کن.

پاسخ: نون وقایه در دو واژه بَلَغَني و أَعينوني آمده است.

۲- أَعْرِبِ الْكَلِماتِ الَّتي تَحْتَها خَطٌّ:

أَمّا بَعْدُ، يا ابْنَ حُنَيْفٍ، فَقَدْ بَلَغَني أَنَّ رَجُلاً مِنْ فِتْيَةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعاكَ إِلىٰ مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَيْها.

اعراب واژه‌هایی را که زیرشان خط کشیده شده است بیان کن.

کلمه اعراب کامل
حُنَيْفٍ مضاف‌الیه و مجرور به کسره
رَجُلاً اسم «أَنَّ» و منصوب به فتحه
فِتْيَةِ مجرور به حرف جر «مِنْ» و علامت جر آن کسره؛ همچنین مضاف است.
الْبَصْرَةِ مضاف‌الیه و مجرور به کسره
مَأْدُبَةٍ مجرور به حرف جر «إِلىٰ» و علامت جر آن کسره

۳- عَيِّنْ مِنَ النَّصِّ كَلِمَةً عَلىٰ وَزْنِ «أَفْعَلْتَ» وَ الْأُخْرىٰ عَلىٰ وَزْنِ «اِفْتِعال».

از متن یک کلمه بر وزن «أَفْعَلْتَ» و کلمه‌ای دیگر بر وزن «اِفْتِعال» پیدا کن.

پاسخ: أَسْرَعْتَ بر وزن أَفْعَلْتَ و اِجْتِهاد بر وزن اِفْتِعال است.

۴- عَيِّنْ نَوْعَ فِعْلِ «لا تَقْدِرونَ» وَ صيغَتَهُ.

نوع فعل «لا تَقْدِرونَ» و صیغه آن را مشخص کن.

پاسخ: فعل مضارع منفی، صیغه جمع مذکر مخاطب؛ «شما نمی‌توانید».

جواب تمرین سوم صفحه ۶۶ درس چهارم عربی دوازدهم انسانی

اَلتَّمْرينُ الثّالِثُ: تَرْجِمِ الْكَلِماتِ التّاليَةَ.

کلمه‌های زیر را ترجمه کن.

ماضی مضارع و مستقبل امر و نهی مصدر اسم فاعل
قَدْ أَرْسَلَ
فرستاده است
سَوْفَ يُرْسِلُ
خواهد فرستاد
أَرْسِلوا
بفرستید
إِرْسال
فرستادن
مُرْسِلونَ
فرستندگان
اِنْتَبَهَ
آگاه شد
سَتَنْتَبِهونَ
آگاه خواهید شد
اِنْتَبِهوا
آگاه شوید
اِنْتِباه
آگاه‌شدن
مُنْتَبِهينَ
آگاهان
اِنْسَحَبْتُمْ
عقب‌نشینی کردید
لا يَنْسَحِبُ
عقب‌نشینی نمی‌کند
لا تَنْسَحِبْ
عقب‌نشینی نکن
اِنْسِحاب
عقب‌نشینی‌کردن
مُنْسَحِب
عقب‌نشینی‌کننده
ما اسْتَرْجَعَ
پس نگرفت
يَسْتَرْجِعُ
پس می‌گیرد
لا تَسْتَرْجِعي
پس نگیر
اِسْتِرْجاع
پس‌گرفتن
مُسْتَرْجِع
پس‌گیرنده
ما جادَلَ
بحث نکرد
لَمْ يُجادِلْ
بحث نکرده است
لا تُجادِلوا
بحث نکنید
مُجادَلَة
بحث‌کردن
مُجادِلانِ
دو بحث‌کننده
تَذَكَّرَ
به یاد آورد
يَتَذَكَّرانِ
آن دو به یاد می‌آورند
تَذَكَّرْ
به یاد بیاور
تَذَكُّر
به‌یادآوردن
مُتَذَكِّراتُ
به‌یادآورندگان مؤنث
تَناصَروا
همیاری کردند
تَتَناصَرونَ
همیاری می‌کنید
رَجاءً تَناصَروا
لطفاً همیاری کنید
تَناصُر
همیاری‌کردن
مُتَناصِرينَ
همیاری‌کنندگان
قَدْ سَجَّلَ
ضبط کرده است
تُسَجِّلينَ
ضبط می‌کنی
سَجِّلْ
ضبط کن
تَسْجيل
ضبط‌کردن
مُسَجِّلَةٌ
ضبط‌کننده، دستگاه ضبط

جواب تمرین چهارم صفحه ۶۶ درس چهارم عربی دوازدهم انسانی

اَلتَّمْرينُ الرّابِعُ: اُكْتُبِ الْعَمَلِيّاتِ الْحِسابِيَّةَ التّاليَةَ كَالْمِثالِ.

عملیات حسابی زیر را مانند مثال بنویس.

۱- تِسْعَةٌ زائِدُ أَرْبَعَةٍ يُساوي ثَلاثَةَ عَشَرَ.

نه به‌علاوه چهار برابر با سیزده است.

۹ + ۴ = ۱۳

۲- سَبْعَةٌ في خَمْسَةٍ يُساوي خَمْسَةً وَ ثَلاثينَ.

هفت ضرب‌در پنج برابر با سی‌وپنج است.

۷ × ۵ = ۳۵

۳- أَرْبَعونَ تَقْسيمٌ عَلىٰ أَرْبَعَةٍ يُساوي عَشَرَةً.

چهل تقسیم بر چهار برابر با ده است.

۴۰ ÷ ۴ = ۱۰

۴- سِتَّةٌ وَ تِسْعونَ ناقِصُ سِتَّةَ عَشَرَ يُساوي ثَمانينَ.

نودوشش منهای شانزده برابر با هشتاد است.

۹۶ − ۱۶ = ۸۰

۵- ثَمانِيَةٌ وَ سِتّونَ ناقِصُ أَحَدَ عَشَرَ يُساوي سَبْعَةً وَ خَمْسينَ.

شصت‌وهشت منهای یازده برابر با پنجاه‌وهفت است.

۶۸ − ۱۱ = ۵۷

۶- واحِدٌ وَ عِشْرونَ زائِدُ اثْنَيْنِ وَ سِتّينَ يُساوي ثَلاثَةً وَ ثَمانينَ.

بیست‌ویک به‌علاوه شصت‌ودو برابر با هشتادوسه است.

۲۱ + ۶۲ = ۸۳

جواب تمرین پنجم صفحه ۶۷ درس چهارم عربی دوازدهم انسانی

اَلتَّمْرينُ الْخامِسُ: عَيِّنْ إِعْرابَ الْكَلِماتِ الَّتي أُشيرَ إِلَيْها بِخَطٍّ.

اعراب واژه‌هایی را که زیرشان خط کشیده شده است مشخص کن.

۱- إِنَّ اللّٰهَ غافِرُ ذُنوبِ التّائِبينَ.

همانا خدا آمرزنده گناهان توبه‌کنندگان است.

اللّٰهَ: اسم «إِنَّ» و منصوب به فتحه

غافِرُ: خبر «إِنَّ» و مرفوع به ضمه؛ همچنین مضاف است.

ذُنوبِ: مضاف‌الیه و مجرور به کسره؛ همچنین مضاف است.

التّائِبينَ: مضاف‌الیه و مجرور به «یاء»، زیرا جمع مذکر سالم است.

۲- لا شَيْءَ أَحَقُّ بِالسِّجْنِ مِنَ اللِّسانِ.

هیچ چیزی بیش از زبان سزاوار زندانی‌شدن نیست.

شَيْءَ: اسم «لا»ی نفی جنس، مبنی بر فتح در محل نصب

أَحَقُّ: خبر «لا» و مرفوع به ضمه

السِّجْنِ: مجرور به حرف جر «بِـ» و علامت جر آن کسره

اللِّسانِ: مجرور به حرف جر «مِنْ» و علامت جر آن کسره

۳- اَلْحَياةُ مُسْتَمِرَّةٌ سَواءٌ ضَحِكْتَ أَمْ بَكَيْتَ.

زندگی ادامه دارد، چه بخندی و چه گریه کنی.

اَلْحَياةُ: مبتدا و مرفوع به ضمه

مُسْتَمِرَّةٌ: خبر و مرفوع به ضمه

۴- مَنْ لَمْ يُؤَدِّبْهُ الْوالِدانِ صَغيراً يُؤَدِّبْهُ الزَّمَنُ.

کسی را که پدر و مادر در کودکی تربیت نکنند، روزگار تربیت می‌کند.

الْوالِدانِ: فاعل و مرفوع به «الف»، زیرا مثنی است.

صَغيراً: حال و منصوب به فتحه

الزَّمَنُ: فاعل و مرفوع به ضمه

۵- يَهْتَمُّ الْمُواطِنُ الْفَهيمُ بِنَظافَةِ الْبيئَةِ اهْتِماماً بالِغاً.

شهروند فهمیده به پاکیزگی محیط زیست بسیار توجه می‌کند.

الْمُواطِنُ: فاعل و مرفوع به ضمه

الْبيئَةِ: مضاف‌الیه و مجرور به کسره

اهْتِماماً: مفعول مطلق نوعی و منصوب به فتحه

بالِغاً: صفت برای «اهتماماً» و منصوب به فتحه

۶- لا يُتْرَكُ الصَّديقُ بِسَبَبِ زَلَّةٍ أَوْ عَيْبٍ فيهِ؛ لِأَنَّهُ لا يوجَدُ أَحَدٌ كامِلٌ إِلّا اللّٰهَ.

دوست به سبب لغزش یا عیبی که دارد رها نمی‌شود؛ زیرا هیچ‌کس جز خدا کامل نیست.

الصَّديقُ: نائب فاعل و مرفوع به ضمه

زَلَّةٍ: مضاف‌الیه و مجرور به کسره

أَحَدٌ: نائب فاعل و مرفوع به ضمه

كامِلٌ: صفت برای «أَحَدٌ» و مرفوع به ضمه

اللّٰهَ: مستثنی و منصوب به فتحه

۷- يَرىٰ الْمُتَشائِمُ الصُّعوبَةَ في كُلِّ فُرْصَةٍ؛ أَمّا الْمُتَفائِلُ فَيَرىٰ الْفُرْصَةَ في كُلِّ صُعوبَةٍ.

بدبین در هر فرصتی دشواری را می‌بیند؛ اما خوش‌بین در هر دشواری فرصت را می‌بیند.

الْمُتَشائِمُ: فاعل و مرفوع به ضمه

الصُّعوبَةَ: مفعول‌به و منصوب به فتحه

الْفُرْصَةَ: مفعول‌به و منصوب به فتحه

جواب تمرین ششم صفحه ۶۸ درس چهارم عربی دوازدهم انسانی

اَلتَّمْرينُ السّادِسُ: أَكْمِلْ فَراغاتِ التَّرْجَمَةِ؛ ثُمَّ أَعْرِبْ ما أُشيرَ إِلَيْهِ بِخَطٍّ.

جاهای خالی ترجمه را کامل کن؛ سپس اعراب واژه‌هایی را که زیرشان خط کشیده شده است بیان کن.

بَعْضُ الطُّيورِ قَدْ تَلْجَأُ إِلىٰ حِيَلٍ لِطَرْدِ مُفْتَرِسِها عَنْ عُشِّها، وَ مِنْ هٰذِهِ الْحِيَلِ أَنَّ أَحَدَ الطُّيورِ حينَ يَرىٰ حَيَواناً مُفْتَرِساً قَريباً مِنْ عُشِّهِ، يَتَظاهَرُ أَمامَهُ بِأَنَّ جَناحَهُ مَكْسورٌ، فَيَتْبَعُ الْحَيَوانُ الْمُفْتَرِسُ هٰذِهِ الْفَريسَةَ، وَ يَبْتَعِدُ عَنِ الْعُشِّ ابْتِعاداً كَثيراً. وَ عِنْدَما يَتَأَكَّدُ الطّائِرُ مِنْ خِداعِ الْعَدُوِّ وَ ابْتِعادِهِ مِنْ عُشِّهِ وَ إِنْقاذِ حَياةِ فِراخِهِ مِنَ الْمَوْتِ يَطيرُ بَغْتَةً طَيَراناً سَريعاً.

ترجمه کامل‌شده:

گاهی برخی پرندگان برای دور کردن شکارچی‌شان از لانه‌شان به چاره‌اندیشی پناه می‌برند. از جمله این چاره‌اندیشی‌ها این است که هنگامی که یکی از این پرنده‌ها جانوری درنده را نزدیک لانه‌اش می‌بیند، روبه‌رویش وانمود می‌کند که بالش شکسته است؛ در نتیجه جانور درنده این شکار را تعقیب می‌کند و از لانه بسیار دور می‌شود. وقتی پرنده از نیرنگ زدن به دشمن، دور شدنش از لانه و نجات یافتن زندگی جوجه‌هایش از مرگ مطمئن می‌شود، ناگهان پرواز می‌کند.

کلمه اعراب کامل
بَعْضُ مبتدا و مرفوع به ضمه؛ همچنین مضاف است.
عُشِّها مجرور به حرف جر «عَنْ» و علامت جر آن کسره؛ «ها» مضاف‌الیه است.
حَيَواناً مفعول‌به و منصوب به فتحه
الْحَيَوانُ فاعل و مرفوع به ضمه
الْمُفْتَرِسُ صفت برای «الْحَيَوانُ» و مرفوع به ضمه
خِداعِ مجرور به حرف جر «مِنْ» و علامت جر آن کسره؛ همچنین مضاف است.
عُشِّهِ مجرور به حرف جر «مِنْ» و علامت جر آن کسره؛ «ه» مضاف‌الیه است.
حَياةِ مضاف‌الیه و مجرور به کسره؛ همچنین مضاف است.

جواب تمرین هفتم صفحه ۶۹ درس چهارم عربی دوازدهم انسانی

اَلتَّمْرينُ السّابِعُ: عَيِّنِ الْمَحَلَّ الْإِعْرابِيَّ لِلْكَلِماتِ الَّتي تَحْتَها خَطٌّ.

محل اعرابی واژه‌هایی را که زیرشان خط کشیده شده است مشخص کن.

۱- ﴿إِنّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبيناً﴾ اَلْفَتْح: ۱

به‌راستی ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم کردیم.

فَتْحاً: مفعول مطلق نوعی و منصوب به فتحه

مُبيناً: صفت برای «فَتْحاً» و منصوب به فتحه

۲- ﴿إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزيلاً﴾ اَلْإِنْسان: ۲۳

بی‌گمان ما قرآن را بر تو نازل کردیم.

الْقُرْآنَ: مفعول‌به و منصوب به فتحه

تَنْزيلاً: مفعول مطلق تأکیدی و منصوب به فتحه

۳- يَنْقُصُ كُلُّ شَيْءٍ بِالْإِنْفاقِ إِلّا الْعِلْمَ؛ فَإِنَّهُ يَزيدُ.

هر چیزی با بخشش کم می‌شود، جز دانش؛ زیرا دانش افزایش می‌یابد.

كُلُّ: فاعل و مرفوع به ضمه؛ همچنین مضاف است.

بِالْإِنْفاقِ: جار و مجرور

الْعِلْمَ: مستثنی و منصوب به فتحه

۴- يَعيشُ الْبَخيلُ فِي الدُّنْيا عَيْشَ الْفُقَراءِ وَ يُحاسَبُ فِي الْآخِرَةِ مُحاسَبَةَ الْأَغْنِياءِ.

بخیل در دنیا مانند نیازمندان زندگی می‌کند و در آخرت مانند ثروتمندان محاسبه می‌شود.

الْبَخيلُ: فاعل و مرفوع به ضمه

عَيْشَ: مفعول مطلق نوعی و منصوب به فتحه؛ همچنین مضاف است.

الْفُقَراءِ: مضاف‌الیه و مجرور به کسره

مُحاسَبَةَ: مفعول مطلق نوعی و منصوب به فتحه؛ همچنین مضاف است.

الْأَغْنِياءِ: مضاف‌الیه و مجرور به کسره

جواب تمرین هشتم صفحات ۶۹ و ۷۰ درس چهارم عربی دوازدهم انسانی

اَلتَّمْرينُ الثّامِنُ: تَرْجِمِ النَّصَّ التّالي؛ ثُمَّ أَجِبْ عَمّا يَلي.

متن زیر را ترجمه کن؛ سپس به سؤال‌های بعد از آن پاسخ بده.

اَلسَّمَكُ الْمَدْفونُ

يوجَدُ نَوْعٌ مِنَ الْأَسْماكِ في إِفْريقيا يَسْتُرُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْجَفافِ في غِلافٍ مِنَ الْمَوادِّ الْمُخاطِيَّةِ الَّتي تَخْرُجُ مِنْ فَمِهِ، وَ يَدْفِنُ نَفْسَهُ تَحْتَ الطّينِ، ثُمَّ يَنامُ نَوْماً عَميقاً أَكْثَرَ مِنْ سَنَةٍ، وَ لا يَحْتاجُ إِلىَ الْماءِ وَ الطَّعامِ وَ الْهَواءِ احْتِياجَ الْأَحْياءِ؛ وَ يَعيشُ داخِلَ حُفْرَةٍ صَغيرَةٍ في انْتِظارِ نُزولِ الْمَطَرِ، حَتّىٰ يَخْرُجَ مِنَ الْغِلافِ خُروجاً عَجيباً. أَمَّا الصَّيّادونَ الْإِفْريقيّونَ فَيَذْهَبونَ إِلىٰ مَكانِ اخْتِفائِهِ قَبْلَ نُزولِ الْمَطَرِ وَ يَحْفِرونَ التُّرابَ الْجافَّ لِصَيْدِهِ.

ترجمه متن «ماهی مدفون»:

در آفریقا نوعی ماهی وجود دارد که هنگام خشکسالی خود را در پوششی از مواد مخاطی که از دهانش بیرون می‌آید پنهان می‌کند و خودش را زیر گل دفن می‌کند. سپس بیش از یک سال به خوابی عمیق فرو می‌رود و مانند دیگر جانداران به آب، غذا و هوا نیاز ندارد. این ماهی درون گودالی کوچک در انتظار بارش باران زندگی می‌کند تا به شکلی شگفت‌آور از آن پوشش بیرون بیاید. صیادان آفریقایی نیز پیش از بارش باران به محل پنهان‌شدنش می‌روند و خاک خشک را برای شکار آن حفر می‌کنند.

۱. أَيْنَ يوجَدُ هٰذَا السَّمَكُ؟

این ماهی کجا یافت می‌شود؟

يوجَدُ هٰذَا السَّمَكُ في إِفْريقيا.

این ماهی در آفریقا یافت می‌شود.

۲. كَمْ مُدَّةً يَنامُ السَّمَكُ الْمَدْفونُ؟

ماهی مدفون چه مدتی می‌خوابد؟

يَنامُ أَكْثَرَ مِنْ سَنَةٍ.

بیش از یک سال می‌خوابد.

۳. فيمَ يَسْتُرُ السَّمَكُ الْمَدْفونُ نَفْسَهُ؟

ماهی مدفون خودش را در چه چیزی پنهان می‌کند؟

يَسْتُرُ نَفْسَهُ في غِلافٍ مِنَ الْمَوادِّ الْمُخاطِيَّةِ.

خودش را در پوششی از مواد مخاطی پنهان می‌کند.

۴. كَيْفَ يَصْنَعُ السَّمَكُ الْمَدْفونُ الْمَوادَّ الْمُخاطِيَّةَ؟

ماهی مدفون چگونه مواد مخاطی را تولید می‌کند؟

تَخْرُجُ الْمَوادُّ الْمُخاطِيَّةُ مِنْ فَمِهِ.

مواد مخاطی از دهانش بیرون می‌آید.

۵. ما اسْمُ الْقارَّةِ الَّتي تَعيشُ فيها السَّمَكُ الْمَدْفونُ؟

نام قاره‌ای که ماهی مدفون در آن زندگی می‌کند چیست؟

اِسْمُها إِفْريقيا.

نام آن آفریقاست.

۶. مَنْ يَحْفِرُ التُّرابَ الْجافَّ لِصَيْدِ السَّمَكِ الْمَدْفونِ؟

چه کسانی خاک خشک را برای شکار ماهی مدفون حفر می‌کنند؟

اَلصَّيّادونَ الْإِفْريقيّونَ يَحْفِرونَ التُّرابَ الْجافَّ لِصَيْدِهِ.

صیادان آفریقایی خاک خشک را برای شکار آن حفر می‌کنند.

۷. لِماذا يَحْفِرُ الصَّيّادونَ الْإِفْريقيّونَ التُّرابَ الْجافَّ حَسَبَ النَّصِّ؟

طبق متن، چرا صیادان آفریقایی خاک خشک را حفر می‌کنند؟

يَحْفِرونَ التُّرابَ الْجافَّ لِصَيْدِ السَّمَكِ الْمَدْفونِ.

خاک خشک را برای شکار ماهی مدفون حفر می‌کنند.

۸. مَتىٰ يَسْتُرُ السَّمَكُ الْمَدْفونُ نَفْسَهُ في غِلافٍ مِنَ الْمَوادِّ الْمُخاطِيَّةِ؟

ماهی مدفون چه زمانی خودش را در پوششی از مواد مخاطی پنهان می‌کند؟

يَسْتُرُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْجَفافِ.

هنگام خشکسالی خودش را پنهان می‌کند.

۹. اِبْحَثْ عَنْ مُتَضادِّ «تَدْخُلُ وَ فَوْقَ وَ أَمْوات وَ يَموتُ وَ صُعود» وَ مُتَرادِفِ «غِذاء وَ يَروحُ وَ عام وَ يَرْقُدُ».

متضاد واژه‌های «تَدْخُلُ، فَوْقَ، أَمْوات، يَموتُ و صُعود» و مترادف واژه‌های «غِذاء، يَروحُ، عام و يَرْقُدُ» را پیدا کن.

متضادها مترادف‌ها
تَدْخُلُ ≠ تَخْرُجُ غِذاء = طَعام
فَوْقَ ≠ تَحْتَ يَروحُ = يَذْهَبُ
أَمْوات ≠ أَحْياء عام = سَنَة
يَموتُ ≠ يَعيشُ يَرْقُدُ = يَنامُ
صُعود ≠ نُزول

۱۰. اِبْحَثْ عَنِ «الْمَفْعولِ الْمُطْلَقِ» وَ «الْمُضافِ إِلَيْهِ» وَ «الصِّفَةِ» وَ «الْجارِّ وَ الْمَجْرورِ».

مفعول مطلق، مضاف‌الیه، صفت و جار و مجرور را در متن پیدا کن.

مفعول مطلق:

نَوْماً عَميقاً، اِحْتِياجَ الْأَحْياءِ، خُروجاً عَجيباً

هر سه «مفعول مطلق نوعی» هستند؛ زیرا اولی و سومی صفت دارند و دومی به مضاف‌الیه اضافه شده است.

مضاف‌الیه‌ها:

الْجَفافِ در «عِنْدَ الْجَفافِ»، الطّينِ در «تَحْتَ الطّينِ»، الْأَحْياءِ در «اِحْتِياجَ الْأَحْياءِ»، حُفْرَةٍ در «داخِلَ حُفْرَةٍ»، نُزولِ و الْمَطَرِ در «اِنْتِظارِ نُزولِ الْمَطَرِ»، اِخْتِفائِهِ در «مَكانِ اِخْتِفائِهِ» و نُزولِ و الْمَطَرِ در «قَبْلَ نُزولِ الْمَطَرِ».

ضمیر «ه» در واژه‌های نَفْسَهُ، فَمِهِ، اِخْتِفائِهِ و صَيْدِهِ نیز در جایگاه مضاف‌الیه قرار دارد.

صفت‌ها:

الْمَدْفونُ، الْمُخاطِيَّةِ، عَميقاً، صَغيرَةٍ، عَجيباً، الْإِفْريقيّونَ، الْجافَّ

جار و مجرورها:

مِنَ الْأَسْماكِ، في إِفْريقيا، في غِلافٍ، مِنَ الْمَوادِّ الْمُخاطِيَّةِ، مِنْ فَمِهِ، مِنْ سَنَةٍ، إِلَى الْماءِ، في اِنْتِظارِ، مِنَ الْغِلافِ، إِلىٰ مَكانِ اِخْتِفائِهِ، لِصَيْدِهِ

دو واژه الطَّعامِ و الْهَواءِ نیز با عطف بر الْماءِ مجرور هستند.

نکته دستوری: ترکیب‌هایی مانند عِنْدَ الْجَفافِ، تَحْتَ الطّينِ، داخِلَ حُفْرَةٍ و قَبْلَ نُزولِ الْمَطَرِ جار و مجرور نیستند؛ واژه‌های نخست آن‌ها ظرف و کلمه بعدی مضاف‌الیه است.

۱۱. اِبْحَثْ عَنْ أَسْماءِ الْجَمْعِ السّالِمِ وَ الْمُكَسَّرِ وَ اكْتُبْ نَوْعَها.

اسم‌های جمع سالم و جمع مکسر را پیدا کن و نوع آن‌ها را بنویس.

کلمه نوع جمع مفرد
الْأَسْماكِ جمع مکسر سَمَك / سَمَكَة
الْمَوادِّ جمع مکسر الْمادَّة
الْأَحْياءِ جمع مکسر الْحَيُّ
الصَّيّادونَ جمع مذکر سالم الصَّيّادُ
الْإِفْريقيّونَ جمع مذکر سالم الْإِفْريقيُّ

۱۲. اُكْتُبْ نَوْعَ فِعْلِ «يَسْتُرُ» وَ صيغَتَهُ. أَ هُوَ لازِمٌ أَمْ مُتَعَدٍّ؟

نوع و صیغه فعل «يَسْتُرُ» را بنویس. آیا لازم است یا متعدی؟

پاسخ: فعل مضارع، مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، معلوم و متعدی است؛ زیرا در متن مفعول‌بهِ نَفْسَهُ را پذیرفته است.

جمع‌بندی نکات امتحانی تمرین‌های درس چهارم عربی دوازدهم انسانی

  • مفعول مطلق باید از مصدر فعل همان جمله باشد.
  • مفعول مطلقی که صفت یا مضاف‌الیه دارد، «نوعی» است؛ مانند فَتْحاً مُبيناً و عَيْشَ الْفُقَراءِ.
  • مفعول مطلق بدون صفت و مضاف‌الیه معمولاً تأکیدی است؛ مانند تَنْزيلاً.
  • علامت جر جمع مذکر سالم «یاء» است؛ بنابراین التّائِبينَ مضاف‌الیه و مجرور به یاء است.
  • در جمله مجهول، اسم مرفوع پس از فعل «نائب فاعل» است؛ مانند الصَّديقُ در لا يُتْرَكُ الصَّديقُ.
  • در متن تمرین دوم، نون وقایه در هر دو واژه بَلَغَني و أَعينوني دیده می‌شود.
اشتباه رایج: در متن «ماهی مدفون» عبارت الْماءُ وَ الطَّعامُ وَ الْهَواءُ به معنای «آب، غذا و هوا» است. همچنین ترکیب‌های دارای عِنْدَ، تَحْتَ، داخِلَ و قَبْلَ را نباید با جار و مجرور اشتباه گرفت.

مطالب پیشنهادی :

ترجمه و معنی درس چهارم عربی دوازدهم انسانی؛ صفحات ۵۴ تا ۶۳

جواب تمرین های درس سوم عربی دوازدهم انسانی؛ صفحات ۴۷ تا ۵۲

ترجمه و معنی درس سوم عربی دوازدهم انسانی؛ صفحات ۳۸ تا ۴۶

جواب تمرین های درس دوم عربی دوازدهم انسانی؛ صفحات ۲۸ تا ۳۶

اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا