جواب خودارزیابی درس دهم علوم و فنون دهم؛ صفحه ۸۶ و ۸۷
جواب خودارزیابی درس ۱۰ علوم و فنون ادبی دهم انسانی و معارف؛ پاسخ کامل سوالات درس دهم زبان و ادبیات فارسی در سدههای پنجم و ششم و ویژگیهای سبکی آن صفحات ۸۶ و ۸۷.
در درس دهم علوم و فنون ادبی دهم با عنوان «زبان و ادبیات فارسی در سدههای پنجم و ششم و ویژگیهای سبکی آن»با دگرگونیهای شعر و نثر فارسی در این دوره آشنا میشویم. در نیمه دوم قرن پنجم و قرن ششم، زبان شعر به تدریج از سادگی سبک خراسانی فاصله گرفت، غزل و مثنوی رونق بیشتری یافت، عرفان و اندیشههای دینی در شعر گسترش پیدا کرد و نثر فارسی نیز به مرحله پختگی و کمال رسید.
در ادامه جواب کامل خودارزیابیهای صفحات ۸۶ و ۸۷ علوم و فنون ادبی دهم انسانی را به صورت دقیق، روان و دانشآموزپسند میخوانید.
جواب خودارزیابی صفحه ۸۶ علوم و فنون ادبی دهم
الف) تحولات زبانی:
• واژههای مهجور فارسی نسبت به سبک خراسانی کمتر شد.
• ترکیبهای تازه و جدید در شعر افزایش یافت.
• سادگی و روانی زبان کمتر شد و شعر به سوی دشواری بیشتری رفت.
• واژههایی از زبانهای ترکی و مغولی وارد زبان فارسی شد.
• آمیختگی زبان فارسی با واژگان عربی نیز افزایش یافت.
ب) تحولات ادبی:
• قالبهای غزل و مثنوی رواج و رونق بیشتری یافتند.
• داستانسرایی و منظومههای داستانی گسترش پیدا کرد.
• شاعران بیشتر از آرایههای ادبی استفاده کردند.
• ردیفهای فعلی و اسمی دشوارتر در شعر به کار رفت.
پ) تحولات فکری:
• اصطلاحات و اندیشههای عرفانی وارد شعر شد.
• وعظ و اندرز فراوانتر شد.
• غزل به تدریج از عشق صرفاً زمینی فاصله گرفت.
• هجو و انتقاد گسترش یافت.
• احساسات و مضامین دینی رونق بیشتری گرفت.
• مفاخره، شکایت از روزگار و انتقاد از نابسامانیهای اجتماعی در شعر بیشتر دیده شد.
جواب سوال ۲ خودارزیابی صفحه ۸۶ علوم و فنون ادبی دهم
جواب سوال ۳ خودارزیابی صفحه ۸۶ علوم و فنون ادبی دهم
۱ــ گسترش عرفان و تصوف
۲ــ شکلگیری دولت سلجوقی و استفاده از دبیران و نویسندگان تربیتیافته در خراسان و عراق
در این دوره، نامهها، منشورها و فرمانهای دولتی نیز کمتر به زبان عربی نوشته میشدند و همین مسئله به گسترش نثر فارسی و پدید آمدن مجموعههای مهم نثر پارسی کمک کرد.
جواب سوال ۴ خودارزیابی صفحه ۸۶ علوم و فنون ادبی دهم
بوی تو نیاورد و پیامت نرسانید
یا تو به دم صبح، سلامی نسپردی
یا صبحدم از رشک، سلامت نرسانید
من نامه نوشتم به کبوتر بسپردم
چه سود که بختم سوی بامت نرسانید
بر باد سپردم دل و جان، تا به تو آرد
زین هر دو ندانم که کدامت نرسانید
عمری است که چون خاک، جگر تشنهٔ عشقم
و ایّام به من، جرعهٔ جامت نرسانید
خاقانی، ازین طالع خود کام چه جویی؟
کاو چاشنی کام به کامت نرسانید
خاقانی شروانی
۱ــ قالب غزل:
شعر در قالب غزل سروده شده است؛ قالبی که در این دوره گسترش و رونق زیادی پیدا کرد.
۲ــ ردیف فعلی:
عبارت «نرسانید» در پایان مصراعهای قافیهدار تکرار شده و ردیف شعر است.
۳ــ قافیه:
واژههایی مانند: سلامت، پیامت، سلامت، بامت، کدامت، جامت و کامت در جایگاه قافیه قرار گرفتهاند.
۴ــ تشخیص:
در عبارتهایی مانند: «صبحدم از رشک، سلامت نرسانید»
برای صبحدم حالت انسانیِ رشک ورزیدن در نظر گرفته شده است.
همچنین «بخت» و «ایّام» در شعر به گونهای تصویر شدهاند که گویی میتوانند چیزی را به شاعر برسانند یا نرسانند.
۵ــ تشبیه:
در: «چون خاک، جگر تشنهٔ عشقم»
شاعر خود را از نظر تشنگی به خاک تشنه مانند کرده است.
۶ــ مراعات نظیر:
نامه، کبوتر، پیام، سلام از نظر معنایی با رساندن خبر و پیام تناسب دارند.
همچنین: جرعه، جام، چاشنی و کام شبکه معنایی دیگری در شعر ساختهاند.
۷ــ عکس و جابهجایی واژهها:
«دم صبح / صبحدم» با جابهجایی دو جزء یک ترکیب، موسیقی و زیبایی لفظی ایجاد کردهاند.
۸ــ تخلّص:
شاعر در بیت پایانی نام خود، «خاقانی»، را آورده است.
۱ــ فراوانی ترکیبهای تازه و ادبی:
مانند: نفس صبح، دم صبح، جگر تشنهٔ عشق، جرعهٔ جام، طالع خود و چاشنی کام.
۲ــ کاهش سادگی و حرکت به سوی زبان ادبیتر:
ساخت بعضی تعبیرها نسبت به شعر ساده سبک خراسانی فشردهتر و هنریتر است؛ برای نمونه: «چاشنی کام به کامت نرسانید».
۳ــ کاربرد واژههای عربی:
واژههایی مانند: نفس، صبح، سلام، ایّام و طالع نشاندهنده حضور واژگان عربی در زبان شعر این دورهاند.
۴ــ کمرنگ شدن واژههای مهجور فارسی:
در این غزل، برخلاف بسیاری از شعرهای سبک خراسانی، واژههای بسیار کهن و مهجور فارسی کم دیده میشود و زبان به فارسی دورههای بعد نزدیکتر شده است.
شاعر منتظر خبر و پیامی از محبوب است؛ اما نه نسیم صبح، نه کبوتر نامهبر، نه باد و نه بخت او نمیتوانند پیام یا نشانی از یار به او برسانند.
در پایان نیز شاعر از طالع و بخت نامساعد خود شکایت میکند.
پس مهمترین ویژگیهای قلمرو فکری عبارتاند از:
• بیان احساسات و حالات درونی شاعر
• عشق و اشتیاق به محبوب
• رنج و اندوه ناشی از دوری
• نامرادی و ناکامی
• شکایت از بخت و طالع
از خود این ابیات نمیتوان با قطعیت نتیجه گرفت که معشوق حتماً عرفانی یا زمینی است؛ بنابراین بهتر است به همان مفاهیمی تکیه کنیم که مستقیماً از شعر قابل برداشتاند.
جواب خودارزیابی صفحه ۸۶ و ۸۷ علوم و فنون ادبی دهم
بترسید و اندیشید که اگر بازگردم، راسو در من آویزد و اگر برجای قرار گیرم، بوم فرود آید و اگر پیشتر روم، گربه در راه است. با خود گفت: درِ بلاها باز است و انواع آفت به من محیط و راه مخوف، و با این همه، دل از خود نشاید برد… .
کلیله و دمنه، نصرالله منشی
۱ــ رواج نثر داستانی و تمثیلی:
متن به صورت یک داستان درباره موش، گربه، راسو و بوم نوشته شده است و از حیوانات برای پیشبرد حکایت استفاده میکند. این ویژگی با رواج نثر داستانی و تمثیلی در این دوره هماهنگ است.
۲ــ استفاده از آرایههای ادبی:
در داستان، حیوانات مانند انسان فکر میکنند، تصمیم میگیرند و درباره خطرها سخن میگویند؛ بنابراین تشخیص یا جانبخشی در سراسر حکایت دیده میشود.
در عبارت: «درِ بلاها باز است»
«بلا» مانند جایی دارای در تصویر شده و بیان حالت استعاری دارد.
«دل از خود نشاید برد» کنایه از خودباختگی، از دست دادن آرامش و تسلیم شدن در برابر ترس است.
۳ــ مراعات نظیر:
واژههای: موش، گربه، راسو و بوم از نظر قرار گرفتن در حوزه جانوران با یکدیگر تناسب دارند.
واژههایی مانند: صیّاد، طلب، طعمه، احتیاط، جهت، التفات، قصد، انواع، آفت، محیط و مخوف در متن دیده میشوند.
این کاربرد فراوان واژههای عربی و دشوار، یکی از ویژگیهای نثر این دوره است.
در ابتدای حکایت آمده است:
«درختی بود و در زیر درخت، سوراخ موش…»
در بخش دوم میتوان فعل حذفشده را چنین بازسازی کرد:
«در زیر درخت، سوراخ موش [بود].»
پس فعل «بود» به قرینه لفظی حذف شده است.
نمونههایی مانند: آمدندی، بنهاد، افگند، برگربه، بومی، پیشتر روم و نشاید با زبان فارسی امروز تفاوت دارند و رنگ تاریخی متن را نشان میدهند.
«اگر پیشتر روم، گربه در راه است.»
بنابراین واژه «شتر» در این عبارت وجود ندارد. «پیشتر» یعنی جلوتر. در نتیجه، «شتر» نیز نباید در پاسخ این سؤال به عنوان نمونه مراعات نظیر نوشته شود.
• در نیمه دوم قرن پنجم و قرن ششم، شعر فارسی به تدریج از ویژگیهای سبک خراسانی فاصله گرفت.
• کاربرد واژگان عربی افزایش یافت و زبان شعر پیچیدهتر شد.
• غزل و مثنوی گسترش بیشتری پیدا کردند.
• استفاده از آرایههای ادبی و ردیفهای دشوار افزایش یافت.
• عرفان و تصوف یکی از مهمترین عوامل تحول فکری شعر بود.
• نثر فارسی در این دوره به مرحله پختگی و کمال رسید.
• در کنار نثر ساده، نثر موزون و نثر فنی نیز رواج یافت.
• نثر موزون بر استفاده از سجع تکیه دارد.
• نثر فنی از آرایههای فراوان، واژهها و اصطلاحات علمی، اشعار، امثال و ساختهای دشوار بهره میگیرد.





